‏نمایش پست‌ها با برچسب جمهوری اسلامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جمهوری اسلامی. نمایش همه پست‌ها

جمعه

محمدتوسلی خطاب به لاریجانی: در جمهوری اسلامی پاداش بیش از ۵۰ سال خدمت صادقانه زندان است؟


سحام نیوز: محمد توسلی از فعالان باسابقه سیاسی و رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران در نامه دوم خود به رییس قوه قضاییه که در پی بازداشت آبان ماه ۱۳۹۰ نوشته است، با ذکر این نکته که در دادنامه صادره، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران خود را براساس ابلاغیه ریاست قوه قضاییه مأذون در دادرسی این پرونده معرفی کرده است، یک نسخه از مجموعه دادنامه، دفاعیه حقوقی وکلا، دفاعیه خود و دو دفاعیه قبلی را به رییس قوه قضاییه ارائه کرد.

آقای توسلی ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۰ بازداشت و مدت شش ماه و نیم را در بند امنیتی ۲۰۹ که توسط وزارت اطلاعات اداره می شود، بسر برد. او سپس در دادگاه بدوی به ۱۱ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد.

عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران پیش از این نیز در نامه ای به صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه در تاریخ ۲۵ تیرماه ۱۳۹۱ به برخی رفتارها توسط ضابطان خاص قوه قضاییه اشاره کرده بود. رونوشت نامه دوم آقای توسلی برای ستاد حقوق بشر قوه قضائیه، دادستان تهران و کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی نیز فرستاده شده است.

متن نامه آقای توسلی به رییس قوه قضاییه که در تاریخ ۲۲ آبان ماه ۱۳۹۱ ارسال شده و نسخه ای از آن در اختیار سحام قرار گرفته، به شرح زیر است:

بسمه تعالی

آیت‌الله صادق آملی لاریجانی

رئیس محترم قوه قضاییه

با سلام و احترام،

پیرو نامه مورخ ۲۵/۴/۹۱، که درباره جریان بازداشت ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۰ اینجانب در ارتباط با نامه معروف به ۱۴۳ امضایی به جناب آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین کشور و رفتار خلاف قانون ضابطین خاص قوه قضاییه برای بررسی و رسیدگی جنابعالی تقدیم شد، ضرورتاً موارد زیر را به استحضار می‌رساند :‌

۱- قاضی محترم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، بدون توجه به موارد نقض آشکار قانون و اخلاق که در مدت ۵/۶ ماه بازداشت اینجانب در سلول‌های بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات، مذکور در نامه فوق‌الذکر، صورت گرفت،‌ براساس پرونده و گزارش‌های عموماً کذب و خلاف واقع،که از سوی کارشناس پرونده اینجانب تنظیم شده است، اینجانب را به ۱۱ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرده است.

۲- صدور این دادنامه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران ظاهراً نشان از آن دارد که در جمهوری اسلامی ایران پاداش بیش از ۵۰ سال خدمت صادقانه مدیریتی و مهندسی در کشور و پیامد ایفای فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر و اظهار نظر مشفقانه و خیرخواهانه برای پاسداری از اصول و آرمان‌های اصیل انقلاب و جلوگیری از نقض آشکار قانون و اخلاق، زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی است!!

ضابطین خاص قوه قضاییه در وزارت اطلاعات تصریح کرده‌اند که اعضای نهضت آزادی ایران حتی به نام خودشان حق اظهار نظر (بخوانید حق حیات) ندارند، آنان عملاً‌ با اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر (گردش آزاد اطلاعات در جامعه) به مقابله برخاسته‌اند که پیامد طبیعی آن مصداق کلام مولای متقیان، علی (ع) ، در آخرین وصایای آن امام بزرگوار به فرزندانش است که فرمود : و لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم اشرارکم” (۱) آیا هدف اصلی صدور این دادنامه و رأی ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی تحقق همین برنامه نیست؟!

۳- نظر به اینکه در دادنامه صادره، قاضی محترم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران خود را براساس ابلاغیه ریاست محترم قوه قضاییه مأذون در دادرسی این پرونده معرفی کرده است، به پیوست یک نسخه از مجموعه دادنامه، دفاعیه حقوقی وکلا، دفاعیه اینجانب و دو دفاعیه قبلی را در ۶ بخش و ۱۸۶ صفحه تقدیم می‌کنم تا با توجه به مسئولیتی که جنابعالی، به موجب مفاد قانون اساسی، “برحسن اجرای قوانین و جلوگیری از تضییع حقوق فردی و اجتماعی آحاد شهروندان” بر عهده دارید، دستور مقتضی برای رسیدگی به این دادنامه و اقدام شایسته صادر فرمایید.

با تشکر قبلی

محمد توسلی

 _ _

۱) (هرگز) فریضه امر به معروف و نهی از منکر را (در جامعه) رها نکنید، زیرا در این صورت بد کرداران (ناپاکان) بر شما حکومت خواهند کرد. (نهج‌البلاغه نامه ۴۷)

رونوشت :‌

- ستاد حقوق بشر قوه قضائیه، برای اطلاع.
- دادستان محترم تهران، جناب آقای جعفری دولت‌آبادی، برای اطلاع.
- کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی، برای اطلاع.
Balatarin

شنبه

یک خبر مهم تاریخی / جمهوری اسلامی در دادگاه لاهه، به جنایت علیه بشریت محکوم شد!


دادگاه دهه خونین - مرحله دوم محاکمه جمهوری اسلامی ایران، که از روز پنج شنبه 25 اکتبر 2012 برابر با 4 آبان 1391 آغاز شده، امروز 27 اکتبر  ساعت 9 صبح، کار خود را در سالن صلح، ساختمان دادگاه لاهه آغاز کرده بود در روز 27 اکتبر رای خود را علیه جمهوری اسلامی ایران صادر کرد.

در فاصله ای که قضات برای شور و مشورت و تصمیم گیری سالن را ترک کرده بودند، در آن جا چند نفر از دست اندرکاران تریبونال و حضار میزگردی تشکیل داده بودند که هر کدام از شرکت کنندگان در این میزگرد، روند دادگاه مردمی تریبونال را از زوایایی مختلفی مورد بحث و بررسی قرار دادند.
هم اکنون بیش از صد نفر در سالن حضور دارند و با هیجان بی سابقه ای منتظرند هیئت قضات وارد سالن شوند و حکم خود علیه جمهوری اسلامی را اعلام نمایند. در طول سی و چهار سال حاکیت نکبت بار و خونین جمهوری اسلامی، این اولین بار است که یک دادگاه بی طرف و مستقل در مقر لاهه، حکومت اسلامی ایران را به جنایت علیه بشریت محکوم می کند.
ساعت 16 و 42 دقیقه قضات وارد سالن شدند. رییس دیوان اعلام کرد: دیوان از کمیته حقیق یاب، فعالین و دست اندرکاران تریبونال ایران و هم چنین حضار تشکر می کند.
دیوان از جمهوری اسلامی از طریق سفارتش در لاهه دعوت کرده بود که در این دادگاه شرکت کند و جوابگو باشد اما جواب ما را ندادند. 
دیوان تحت تاثیر مطالبی قرار گرفته که محکم و مستند هستند. دیوان در روند تلاش های چندین ساله به این نتیجه رسیده است. این دیوان بر اساس قوانین بین الملل و مستقل و بی طرف تشکیل شده و هر کدام از قضات مستقل هستند. کمیته حقیقت یاب قبلا سخنان 75 شاهد را به ما داده بود و این جا نیز 19 شهود  را شنیدیم. تمامی این ادله موجود است و ضمیمه های تکمیلی نیز گزارش است. کمیسیون یک گزارش 65 صفحه ای را همراه با مطلب تکمیلی تدوین کرده است ادله لازم برای محکومیت جمهوری اسلامی در آن وجود دارد. همه اسناد نشان می دهند که جمهوری اسلامی، مجموعه از جرایم را علیه زندانیان اعمال کرده است و نمایانگر این حقیقت غیرقابل انکار است که در جمهوری اسلامی ایران، شکنجه و اعدام، تجاوزات جنسی، ناپدید شدن در جریان بوده است. بنابراین، جمهوری اسلامی مرتکب قتل و جنایت شده است. هم چنین در یک شب شصت جنازه به یک گورکن تحویل داده که گورکن در فیلم آن ها را بیان می کند و قبرها را نشان می دهد. مامورین ایرانی، سنگ قبر زندانیان را می شکنند. به بسیاری از اعدامیان پس از اعدام تیر خلاص زده اند. برخی موارد کودکان زندانی را وادار کرده اند که به زندانیان تیر خلاص بزنند. 
علاوه بر این ها، خانواده های زندانیان تحت آزارهای شدید قرار گرفته اند. از آن ها پول تیر گرفته اند. مصطفی سلطانی موقعی که رفته بود جنازه برادرش را زا یندان تبریز بگیرد به او آن قدر گلوله زده بودند که تمامی ارگان های درونی بدنش بیرون ریخته بود. 
شکنجه و کشتار در تمانی زندان های جمهوری اسلامی صورت گرفته است. شهود نشان دادند که اعدام های فراقضایی هم در سراسر ایران صورت گرفته است. این جنایات براساس دستگاه مرکزی حکومتی صورت گرفته و جمهوری اسلامی مسئول همه این جنایات است.
اکنون عمال ایران، باید مسئولیت قضایی این جنایات خود را به عهده بگیرند و جواب گو باشند. هر کدام از مقامات جمهوری اسلامی هم مسئول هستند. 
ما اعلام می کنیم که:
- دولت جمهوری اسلامی ایران، مسئول جرایم فاحش خود بر علیه شهروندان است و دولت ایران مرتکب جنایت بر علیه بشریت شده است.
پیشنهاد دیوان:
جوامع بین المللی، باید در باره این جنایت گسترده علیه بشریت تحقیق کنند.
کمیسیونی تشکیل شود برای پیگیری این جنایات
کمیسییون دایمی تشکیل شود تا درباره جنایات جهموری اسلامی تحقیق کند.
دولت ها طبق قوانین بین المللی باید پیگرد مقامات ایرانی شوند که مرتکب جنایت علیه بشریت شده اند.
دیوان یک بار دیگر از شهود و فراد حاضرر در این جا تشکر می کند که این فرایند را به این جا رساندند. ختم جلسه را اعلام می کنم. دیوان از همه تشکر می کند. 
سپس به عنوان تقدیر به هر کدام از قضات یک دسته گل داده شد. و آن ها هر کدام در سخنان کوتاه خود، آزادی مردم ایران را آرزو کردند.
در پایان حضار تصاویر جان باخته گان را بالا بردند و با همدیگر سرودهای انقلابی دسته جمعی خواندند و با شور و شوق و گریه این پیروزی و موفقیت بزرگ را تاریخی را به مردم ایران و جهان و همدیگر تبریک گفتند.

در مورد دادگاه مردمی ایران تریبونال، باید جمع بندی همه جانبه و عمیق تری صورت گیرد. اما اگر بخواهم در این جا جمع بندی کوتاهی از نتایج ایران تریبونال بدهم باید تاکید کنم که این اقدام، یکی از آن پروژه ها یا کمپین های موفق خانواده های قربانیان و جان بدربردگان از سرکوب ها و کشتارها و جهنم سوزان جمهوری اسلامی ایران، اپوزیسیون آزادی خواه و عدالت جو در خارج کشور در این سه دهه گذشته است. کمپینی که پس از پنج سال تلاش به بار نشست و جنایات حکومت جهل و جنایت اسلامی، به ویژه دهه شصت را با صدای بلند دادخواهی به گوش مردم ایران و جهان رساند و این حکومت را به نسل کشی محکوم کرد.
پیام این تریبونال به سران و مقامات خیلی صریح و واضح و روشن این است که برای آن ها گریزی از دست عدالت وجود ندارد. اکنون آن ها بیش از گذشته در نزد افکار عمومی جامعه ایران و جهان، محکوم به آدم کشی، نسل کسی و آزادی کشی شده اند. کل حکومت آن ها محکوم به شکست و نابودی است. هم اکنون طرح وسیع جنایات جمهوری اسلامی، تشویش و نگرانی سران این حکومت جانی را چندین برابر از کرده است. آن ها می دانند که رفت و آمد آن ها به خارج کشور و حضورشان در مجامع بین المللی، سخت تر از گدشته خواهد شد. آن ها بعد از این، هرگز قادر نخواهند شد با مستندسازی جنایات شان توسط تریبونال، از ارتکاب به نسل کشی شانه خالی کنند. اکنون اسناد این تریبونال به خانه های مردم ایران و بخشا جهان نیز رفته است.
فیلم و نوشته های نزدیک به یک صد نفر شهودی که در در دو مرحله دادگاه مردمی ایران تریبونال شهادت داند آن چنان قوی و محکم است که هیچ کس نمی تواند منکر جنایات حکومت اسلامی  
اکنون تلاش های دادگاه مردمی ایران تریبونال، تریبونال مردمی ایران، به عنوان یک شبکه مستقل و متکی به خود و حامیانش، خواهان لغو هرگونه شکنجه روحی و جسمی و اعدام و سنگسار و هم چنین خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی و آزادی بیان و اندیشه و تشکل است. 
هر چند که حکومت اسلامی هنوز بر سر کار است اما از هم اکنون توسط یک دادگاه مستقل و مردمی به نسل کشی محکوم شد و این امید را در دل ها به ویژه مادارن و پدران و فرزندان داغ دیده و جامعه آزادی خواه و عدالت جوی ایران، روشن کرد که روزی سران و مقامات جمهوری اسلامی ایران را که در این نسل کشی ها و آزادی کشی ها دست داشتند هم چون دادگاه نورنبرگ که سران آلمان نازی را محاکمه کرد و اقرار کردند که مرتکب چه جنایات هولناکی علیه بشریت شده اند، سران حکومت اسلامی ایران نیز به نسل کشی و جنایات طولانی خود اقرار کنند. آن روز دور نیست و امیدواریم که در آینده نزدیک حکومت اسلامی با قدرت و همبستگی و مبارزه مردم آزاده ایران سرنگون شود و با دخالت مستقیم همه شهروندان، جامعه نوینی ساخته شود که در آن جامعه، زندان ها همانند اردوگاه های مرگ نازی، به موزه هایی برای باید عمومی تبدیل شوند و نه تنها هیچ زندانی سیاسی در ایران وجود نداشته باشد، بلکه هیچ انسانی نیز به دلیل فقر و نداری دست به بزهکاری های اجتماعی زده است زندانی نگردد و تحت کنترل نهادهای بازسازی قرار گیرند. نهایتا جامعه ای که در آن، حرمت و موجودیت انسانی بالاتر از هر منفعت و مصلحت حکومت قرار گیرد. به امید آن روز!
به این ترتیب، تیر دادخواهی و عدالت جویی و آزادی خواهی که از دادگاه مردمی ایران تریبونال از لاهه شلیک شد دقیقا به قلب حکومت اسلامی فرو رفت.

بیست و هفتم اکتبر 2012
Balatarin

پنجشنبه

اعتراض خانواده های زندانیان سیاسی به اظهارات اخیر مقامات قضایی مبنی بر تکذیب هرگونه شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی


کلمه - جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با ارسال نامه ای به رییس قوه قضاییه نسبت به اظهارات اخیر وی و رییس سازمان زندانها مبنی بر تکذیب هرگونه شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی واکنش نشان دادند.

به گزارش سایت نوروز، این خانواده ها برخی برخوردهایی که هر روزه با زندانیان سیاسی صورت میگیرد را مصداق بارز شکنجه دانسته و در این نامه آورده اند:” گیریم اینک پس از گذشت سه سال و قریب چهار ماه از کودتا، به دلیل حضور و هوشیاری مردم، شکنجه گران درازدست دیگر جرأت شکنجه فیزیکی و جسمی خصوصا در مورد زندانیان شناخته شده را نداشته باشند، اما در مورد شکنجه های روانی نه تنها بر زندانیان سیاسی بلکه بر خانواده های آنان حتی فرزندان خردسالشان چه می گویید؟”

متن کامل این نامه در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای لاریجانی

رئیس محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

ما خانواده های زندانیان سیاسی شاید بیش از هر کس دیگر به گفتارها و اظهارنظرهای مسئولین قضائی توجه نشان می دهیم و دلیل آن هم دغدغه های همیشگی مان نسبت به وضعیت ناگوار عزیزان دربندمان است که محرومیت هایشان به مراتب از زندانیان عادی که بعضا مرتکب جرائم سنگینی شده اند، بیشتر است. اخیرا شما بار دیگر در مورد استقلال قوه قضائیه سخن گفته اید و این در حالی است که شاهدان زنده و حاضری وجود دارند که می توانند به عدم استقلال و وابستگی این قوه شهادت دهند. شاهدانی از زندان و بیرون زندان. آنان که محکومیت های ظالمانه را می گذرانند و آنان که محکومیت های ظالمانه شان تمام شده و یا به هر دلیل دیگری در بیرون زندان هستند و ما خانواده ها که از نزدیک شاهد دخالت های جدی مقامات و مأموران نهادهای امنیتی اطلاعات و سپاه و حتی نهادهای غیرنظامی و غیرامنیتی مانند ائمه جمعه و دیگران بوده و هستیم.

به راستی اگر این قوه براساس قانون اساسی مستقل است چرا در حال حاضر در عین بی عدالتی بعضی اشخاص و نهادها از مصونیت آهنین برخوردارند و به شکایت ها از آن ها رسیدگی نمی شود و در عوض هر منتقد قانونی به بهانه جرائم امنیتی به محکومیت های سنگین و شرایط سخت زندان و تبعید و تعزیر گرفتار آمده است و از حداقل حقوق خود محروم مانده است.

از سوی دیگر رئیس سازمان زندان های شما وجود شکنجه در زندان ها را دروغ شاخ دار خوانده است در حالی که بسیاری از عزیزان ما طی نامه ای با امضا، ضمن شرح شکنجه هایی که دیده اند شکایت خود را به مقامات قضائی اعلام داشته اند که البته به جای رسیدگی به آن پرونده جدیدی برای امضا کنندگان تشکیل شده است. و عجیب آن که هم زمان ایشان اعلام داشته اند که نامه های زندانیان سیاسی توسط افرادی بیرون از زندان نگارش شده و می شود!

سوال ما از شما و نیروهای تحت امرتان این است که شکنجه از نظر شما چه تعریفی دارد و آیا شما به شکنجه سپید قائل هستید یا خیر. گیریم اینک پس از گذشت سه سال و قریب چهار ماه از کودتا، به دلیل حضور و هوشیاری مردم، شکنجه گران درازدست دیگر جرأت شکنجه فیزیکی و جسمی خصوصا در مورد زندانیان شناخته شده را نداشته باشند، اما در مورد شکنجه های روانی نه تنها بر زندانیان سیاسی بلکه بر خانواده های آنان حتی فرزندان خردسالشان چه می گویید؟

رئیس سازمان زندان های شما بگوید که سلول انفرادی که از نظر رهبری بدترین نوع شکنجه است در ایران منسوخ شده یا هنوز عزیزانی از فرزندان این مرزو بوم در دوران بازجویی و پس از آن حتی در زمان اجرای احکامشان در زندان های سراسر کشور در انفرادی به سر می برند؟!

ایشان به ما بگویند که قرنطینه بیش از دو سال برای زندانی که حکم خود را می گذراند چه معنایی دارد؟!

هم چنین بفرمایند که تدابیر شدید امنیتی در سلول ها، بندها، هواخوری، سالن ملاقات و حتی کابین های ملاقات که محل دیدار ۲۰ دقیقه ای زندانیان سیاسی با نزدیکترین عزیزان، پدران و مادران پیر و بیمار و فرزندان بعضا خردسالشان است، چه معنایی دارد؟!

بفرمایند قطع تماس های تلفنی زندانیان سیاسی و بی خبر ماندن آنان از خانواده و بی خبری خانواده از آنان تا روز ملاقات اگر شکنجه نیست چه منطق ومعنا و مفهومی دارد؟

بفرمایند محرومیت زندانیان سیاسی از حداقل امکانات درمانی و به ویژه درمان تخصصی و یا تأخیر و تعلل در آن مصداق چیست؟ بفرمایند چرا زندانی باید مجبور به اعتصاب غذا شود تا برای درمانش اقدام کنند آن هم زمانی که کار از کار گذشته است؟!

بفرمایند چرا باید خانواده ها از در کنار داشتن عزیزانشان تحت عنوان مرخصی های ماهانه محروم بمانند تا میل و سلیقه و اراده بازجو، معاون دادستان، شخص دادستان یا مقامات بالاتر تعلق بگیرد. چرا باید برای هر حق طبیعی زندانی و خانواده اش مکاتبه ها شود و تمناها شود و پی گیری ها شود و تحقیرها و توهین ها و لگد مال شدن شخصیت و پایمال شدن کرامت انسانی ملازم آن گردد.

به ما بگویند این که بعضی جوانان دانشجو و اهالی مطبوعات محکوم به حبس در تبعید شده اند مصداق شکنجه برای خودشان و خانواده هایشان نیست و بدتر از آن این که تعدادی از عزیزانمان بدون داشتن حکم حبس در تبعید به زندان رجایی شهر در استان البرز منتقل شده اند و خانواده هایشان دچار عسر و حرج در طی ملاقات های زنانه و مردانه می شوند مصداق شکنجه نیست؟!

این که زوجین زندانی سیاسی که یکی در اوین و دیگری در رجایی شهر حبس ظالمانه را تحمل می کند و با نداشتن ملاقات همسرانشان ظلم مضاعف می بینند مصداق شکنجه نیست؟!

بفرمایند فشارهای مضاعف بر زندانیان اقلیت مذهبی و قومی و خانواده هایشان اگر مصداق شکنجه نیست چه نام و عنوانی باید بر آن گذاشت؟

رئیس محترم قوه قضائیه

ما خانواده های زندانیان سیاسی مانند عزیزان دربندمان خواستار استقلال قوا وعمل سه قوه در چارچوب قانون هستیم و هرگونه اقدام غیرقانونی را که متاسفانه طی سال های اخیر عادی و معمول شده محکوم می کنیم. اما پیش و بیش از آن، ارتکاب گناهان کبیره از جمله دروغ و تهمت و افترا از جانب مسئولین را محکوم می کنیم که موجب عادی سازی گناه و جرم و جنایت در کشور عزیزمان شده است وما معنای الناس علی دین ملوکهم را بیش از همیشه در جای جای کشورمان مشاهده می کنیم.

خداوند عاقبت ما را به خیر گرداند.

والسلام علی من اتبع الهدی

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی

۱۸/۷/۱۳۹۱
Balatarin

سه‌شنبه

بزرگترین ضربه ای که میتوان به جمهوری اسلامی زد " اعتصاب "

Balatarin

تظاهرات در اسلو با خواست تعطیلی سفارت رژیم اسلامی ایران در اسلو و قطع روابط سیاسی و دیپلماتیک دولت نروژ با رژیم جمهوری اسلامی


زمان و مکان : شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۲ , ساعت ۱۳ تا ۱۵ در مقابل وزارت خارجه نروژ
ما همه مخالفان رژیم جهل و جنایت حاکم بر ایران و همه احزاب، سازمانها و نهادهای اپوزسیون جمهوری اسلامی را به شرکت فعال در این تظاهرات فرا میخوانیم.
جمهوری اسلامی ۳۳ سال است که حکومت ترور و نقض همه حقوق مردم ایران بوده است و زندگی روزانه مردم را به یک کابوس مبدل ساخته است. بیش از سه دهه است که بطور سیستماتیک به سرکوب مخالفین خود مشغول است و یک آپارتاید تمام عیار را علیه زنان اجرا کرده است. دهها هزار نفر را اعدام کرده و صدها نفر را در داخل و خارج کشور ترور کرده است. جمهوری اسلامی ستون فقرات جنبش فوق ارتجاعی اسلام سیاسی و ترویسم اسلامی است و با دنبال کردن سیاست اتمی، به فضای جنگی دامن میزند و سایه شوم جنگ را بالای سر مردم نگه داشته است. جمهوری اسلامی نه فقط کابوسی برای مردم ایران بلکه، معضلی برای کل بشریت است.
جمهوری اسلامی یک حکومت جانی و آدمکش است و دول غرب همواره با آن مماشات کرده و در پی دیالوگ و استحاله آن بوده اند.
امر بستن همه سفارتهای جمهوری اسلامی و آفریقای جنوبیزه کردن این رژیم کار مبارزه و تلاش مردم ایران و جهان است. بستن سفارت جمهوری سلامی در کانادا این فرصت را فراهم میاورد تا همه آزادیخواهان در همه جای جهان به میدان بیایند و فریاد بزنند بجای سیاست های مماشات با جمهوری اسلامی و تحریم های اقتصادی که به خانه خرابی و فقر بیشتر مردم منجر شده است، سفارتخانه های جمهوری اسلامی در سراسر جهان باید بسته شوند. باید به همه روابط سیاسی، دیپلماتیک و فرهنگی با این حکومت خاتمه داده شود. جمهوری اسلامی ایران باید از نظر بین المللی منزوی و طرد گردد و از همه مراکز و نهادهای بین المللی اخراج گردد. مردم ایران با یک حکومت منزوی و طرد شده بهتر میتوانند تعیین تکلیف کنند و آن را از پای در آورند و خود را از شر آن خلاص کنند.
سفارت رژیم اسلامی در اسلو لانه جاسوسی و ترور جانیان حاکم بر ایران است. خواست بستن این مرکز سازماندهی ترور و جاسوسی خواست همه انسانهایی است که مجبور به فرار از ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی شده اند.خواست تعطیلی سفارت رژیم در نروژ دفاع از مبارزات مردم ایران برای سرنگونی این رژیم است. به این تظاهرات بپیوندید. 
Balatarin

جمعه

بان کی مون : نگرانی های خود در زمینه حقوق بشر را به مقامات جمهوری اسلامی انتقال دادم


جـــرس: دبیرکل سازمان ملل عصر روز جمعه پیش از ترک ایران، طی یک کنفرانس خبری به ارائه گزارشی از دیدارها و تشریح مواضع خود پرداخت و از انتقال نگرانی های خود در زمینه نقض حقوق بشر در ایران طی دیدار با مقامات جمهوری اسلامی خبر داد.

به گزارش مهر، بان کی مون در نشست خبری پیش از ترک تهران با اشاره به دیدار خود با رهبر جمهوری اسلامی، رئیس‌ دولت، دبیر شورای عالی امنیت ملی و چند تن دیگر از مقامات ایران ودانشجویان یکی از دانشگاه‌های تهران، گفت: همچنین درباره پرونده هسته‌یی ایران نیز مذاکراتی داشتیم و خواستار اقداماتی از سوی ایران شدم که نشان دهد به دنبال فعالیت‌های صلح‌آمیز در پرونده هسته‌یی خود هستند.

بان کی مون در دیدارهای خود با مقام های حکومتی در ایران، خواستار آزادی زندانیان سیاسی و رهبران جنبش سبز شده و همزمان درخواست رسمی او برای دیدار با میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی در سفر جاری نیز به مسئولان کشور اعلام شده بود. آقای مون در دیدارهای رسمی خود در تهران، به حکومت اصرار کرده که رهبران مخالف دولت، فعالان حقوق بشر، روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی را آزاد کنند تا زمینه ساز آزادی بیان و گفت و گو در فضایی باز قرار گیرد.

وی با تاکید بر اینکه در خصوص مساله حقوق بشر نیز نگرانی‌های خود را به دولت ایران انتقال دادم، گفت: در این دیدارها خواستار توجه به این مساله در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده این کشور شدم. همچنین از ایران خواستم که با نماینده ویژه سازمان حقوق بشر در ایران همکاری بیشتری کند. در این سفر همچنین با نمایندگان دولت سوریه دیدار و در آنجا اعلام کردم که ما با هرگونه خشونت در سوریه مخالفیم و هر دو طرف نباید از سلاح‌های سنگین علیه یکدیگر استفاده کنند.

دبیرکل سازمان ملل متحد همچنین به دیدار خود با محمود عباس رئیس دولت تشکیلات خودگردان فلسطین اشاره کرد و گفت:همچنین دیداری با محمودعباس داشتم و در آنجا وضعیت اسفناک صلح را بررسی کردیم و توافق‌هایی برای بررسی آغاز دوباره مذاکرات داشتیم و در این زمینه از ایران نیز می‌خواهم که به روند صلح کمک کند.

بان کی مون همچنین تصریح کرد: در این دیدارها درباره پرونده هسته‌یی ایران نیز مذاکراتی داشتیم و خواستار اقداماتی از سوی ایران شدم که نشان دهد به دنبال فعالیت‌های صلح‌آمیز در پرونده هسته‌یی خود هستند. همچنین درباره مساله حقوق بشر نیز نگرانی‌های خود را به دولت ایران انتقال دادم و خواستار توجه به این مساله در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده این کشور شدم. همچنین از ایران خواستم که با نماینده ویژه سازمان حقوق بشر در ایران همکاری بیشتری کند.

وی با تاکید بر اینکه در خلال مذاکرات، این مساله را نیز اعلام کردم که به هیچ‌وجه نباید برای مشروعیت سایر اعضا تهدید یا تحریم صورت گیرد افزود: نباید روند تحریم‌ها به گونه‌ای باشد که منجر به افزایش تنش شود. معتقدم زمان آن رسیده است که هر دولتی مسئولیت اقدامات خود را به عهده بگیرد و در جهت صلح حرکت کند.

دبیرکل سازمان ملل متحد با اشاره به اینکه برگزاری اجلاس عدم تعهد در تهران فرصتی برای ایران است که نقش معتدل و صلح‌طلبانه خود در جهان را بیشتر ایفا کند، گفت: ایران باید نشان دهد کشوری است که خواهان منطقه عاری از سلاح‌های کشتارجمعی و گفت‌وگوی تمدن‌ها است.

وی تاکید کرد: با توجه به اینکه ایران میزبان تعداد زیادی از آوارگان افغانی است، مذاکره و گفت‌وگوهای مهمی داشتیم.

دبیرکل سازمان ملل در بخش دیگری از این نشست خبری با تاکید بر اینکه از ایران انتظار داریم از طریق گفت‌وگو و دیپلماسی بتواند به برنامه‌های جهانی و منطقه‌ای و صلح و امنیت جهانی کمک کند، گفت: در حالی ایران را ترک می‌کنم که با چالش‌ها آشنا شدم و همچنین خرسندم که پیام‌ها را انتقال دادم، چراکه این پیام‌ها باید صرفا در یک مقطع حساس انتقال داده شود.

بان کی مون با تاکید بر اینکه از دولت و مردم جمهوری اسلامی تشکر می‌کنم که من را به این اجلاس تهران دعوت کردند، گفت: این اجلاس فرصت مهمی برای ایران بود که نه تنها موجب ارتقاء جایگاه سیاسی ایران در جامعه بین‌المللی می‌شود بلکه به معنای نشان دادن پیشگامی و رهبری ایران است تا بتواند یک نقش معتدل و سازنده را در مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی ایفا کند.فکر می کنم بازدید من از ایران و شرکت در اجلاس عدم تعهد مفید و سازنده بود.

دبیرکل سازمان ملل با اشاره به مواضع سازمان ملل در خصوص مسئله فلسطین گفت: موضع سازمان ملل درخصوص فلسطین واضح است. ما معتقدیم تصویر دو دولت زمینه‌ای است برای تداوم صلح و ما از طرح دو ملت که مردم فلسطین و اسرائیل بتوانند در کنار هم با صلح و امنیت زندگی کنند حمایت می‌کنیم.

وی خاطرنشان کرد: بنده بارها بر این موضع تاکید کردم و امروز هم دوباره در دیدار با محمودعباس آن را به وی یادآوری کردم.

دبیرکل سازمان ملل در ادامه نشست خبری در فرودگاه مهرآباد در خصوص انتصاب اخضر الابراهیمی به عنوان نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور سوریه گفت: بسیار مهم است که تمام اعضای جوامع بین‌المللی از ایشان حمایت و با ایشان همکاری کنند. من از مقامات و رهبری ایران هم درخواست کردم از ایشان حمایت کنند و به نظرم از مسئولان ایرانی چنین حمایت قوی را دریافت کردم.

وی با تاکید بر اینکه ما برنامه شش ماده‌ای کوفی عنان و بیانیه مشترک گروه‌های امل را داریم که در ۳۱ ژوئن در ژنو تصویب شد، گفت: من پیش از اینکه به اینجا بیایم چندین جلسه مهم راهبردی با ایشان داشتم و تمامی پیشنهادات، بیانیه‌ها و توصیه‌ها به عنوان ابزار مهمی قابل استفاده هستند. هدف دیپلماتیک هم این است که شاهد ایجاد صلح و پایان دادن به خشونت در سوریه باشیم.

بان‌کی‌مون تصریح کرد: طرفین درسوریه باید از خشونت‌ها دست بردارند و درگیری‌ها را متوقف کنند و تمام بازیگرانی که می‌توانند نقش تجهیز و تسلیح را داشته باشند، چه به طرف دولت و چه گروه اپوزیسیون و مخالف، باید از این کار دست بردارند چراکه هرگونه نظامی‌سازی موقعیت در سوریه فقط این واقعه غم‌انگیز را طولانی خواهد کرد و این موجب می‌شود مردم سوریه تحت فشار قرار گیرند.

دبیرکل سازمان ملل متحد در پایان گفت: این بسیار مهم است که مردم و دولت سوریه این احساس مسئولیت را حس کنند و تضمینی باشد که آنها متوجه شوند همه شهروندان دارای زندگی امن و سالمی هستند. در مذاکرات من با مقامات و مسئولان ایرانی هم معلوم بود که این مباحث دنبال می‌شود و تضمین شده است که حرکت به سوی صلح و امنیت در سوریه پیش رود.
Balatarin

اولین واکنش های مقامات جمهوری اسلامی به اظهارات مُرسی: پختگی نداشت و مخل نظم جلسه شد


جـــرس: در پی اعلام مواضع مصر نسبت به سوریه در جریان اظهارات رئیس جمهور آن کشور در اجلاس تهران، دو تن از مقامات جمهوری اسلامی به واکنشی تند دست زده و محمد مُرسی را به "خامی"، "بی دقتی" و "اخلال در نظم و روند اجلاس تهران" متهم کردند.
محمد مرسی، رييس جمهوری مصر، روز پنجشنبه، ۹ شهريور ماه، در اجلاس سران غيرمتعهدها در تهران از حکومت سوريه انتقاد کرد و رژيم بشار اسد را نظامی سرکوبگر دانست. در اعتراض به این سخنان، هیات سوری اجلاس را ترک کرد.

درحالیکه مقامات و رسانه های جمهوری اسلامی سعی در جعل و قلب اظهارات رئیس جمهور مصر داشتند، اما بازتاب این اظهارات و اقدام ایران، سبب برخی واکنش ها شده است.

در اولین واکنش، مشاور امور بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی ابتدا از تعلل محمد مرسی در اعطای ریاست جنبش عدم تعهد به ایران انتقاد کرد و گفت: متاسفانه آقای مرسی پختگی لازم در اداره نشست سران نم را نداشت و برنامه و نظم اجلاس را به هم ریخت.

به گزارش مهر، حسین شیخ الاسلام در ادامه به ریاست ایران بر جنبش عدم تعهد اشاره کرد و افزود: اگر ایران در گذشته موضعی می گرفت تنها موضع کشور خود را بیان می کرد اما امروز ایران رئیس جنبش عدم تعهد است و مواضع این کشورها را بیان می کند.

مشاور امور بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: ایران امروز رهبر یک ارکستر با 120 نوازنده است که هر کدام از این کشورها به گونه ای ساز خود را می زنند و باید با تنظیم مواضع و فرهنگ کشورها یک موسیقی موزون بر اساس اصول عدم تعهد بسازیم که این کار مشکلی است اما جمهوری اسلامی لیاقت و شجاعت ساخت این موسیقی را دارد.

شیخ الاسلام تاکید کرد: محمد مرسی رئیس جمهور مصر به عنوان رئیس جنبش عدم تعهد اشتباه بزرگی مرتکب شد و از اصول اصلی جنبش عدم تعهد خارج شد و تنها موضع کشور مصر را بیان کرد در حالی که به عنوان رئیس جمهور تنها باید مواضع نم را اعلام می کرد.

وی با بیان اینکه عملکرد مرسی در افتتاحیه نشست نم نشان دهنده رهبری یک جنبش نبود گفت: رهبر یک جنبش باید نظرات همه اعضا را منعکس کند و به بیان نظرات شخصی خود نپردازد.

مشاور امور بین الملل رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: با این وجود مواضع آقای مرسی فرقی در ماهیت موضوع نخواهد کرد و این اعضا نیستند که باید با نظر رئیس جمهور مصر همراه شوند بلکه آقای مرسی باید خود را با مواضع اعضای جنبش عدم تعهد هماهنگ کنند.

شیخ الاسلام با تاکید بر اینکه محمد مرسی در نشست افتتاحیه برخلاف اصول جنبش عدم تعهد رفتار کرد گفت: وی با وجود اینکه می توانست موضعی را یک بار اعلام کند اما شاهد بودیم که برخی مواقع موضع خود را چند بار تکرار می کرد و این خلاف اصول بود.

محمد جواد اردشیر لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه نیز، با بیان اینکه سخنان مرسی درباره سوریه دقت کافی را نداشت گفت که باید شرایط مرسی را در نظر گرفت.

به گزارش ایسنا، وی در بخش دیگری از سخنان خود به دیدار با بان کی مون در تهران اشاره کرد و گفت: امروز به اسم حقوق بشر تهاجمات زشتی به ایران می شود و متاسفانه تشکیلات سازمان ملل مقهور این تهاجمات است.

Balatarin

با وجود پخش زنده تلویزیونی / صدا و سیمای جمهوری اسلامی سخنان محمد مرسی را تحریف کرد


ملی مذهبی - برخی شبکه های خبررسانی دولتی ایران اظهارات رئیس جمهوری مصر در اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها در تهران را تحریف کردند.
به گزارش بی بی سی نشست افتتاحیه اجلاس سران کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها صبح روز پنجشنبه ٩ شهریور (٣٠ اوت)، با سخنرانی آقای  علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و محمد مرسی و محمود احمدی نژاد، رئیسان جمهوری مصر و ایران، در تهران آغاز به کار کرد.
پس از سخنرانی آقای خامنه ای، رئیس جمهوری مصر، که کشورش ریاست دوره ای جنبش را طی سه سال گذشته در دست داشت، در سخنانی، دیدگاه های خود را در مورد مسایل مختلف، از جمله حرکت اعتراضی جاری در سوریه تشریح کرد.
مرسی در سخنان خود، با توصیف حرکت اعتراضی در سوریه به عنوان بخشی از قیام موسوم به “بهار عربی” در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، حکومت سوریه را به شدت مورد انتقاد قرار داد و از مخالفان حکومت آن کشور حمایت کرد.
در حالی که نشست افتتاحیه  اجلاس سران به طور مستقیم از شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی پخش می شد، ترجمه سخنان رئیس جمهوری مصر علیه حکومت سوریه در برخی از شبکه های تلویزیونی و رادیو دولتی ایران به شکلی متفاوت با متن اصلی پخش شد.
مرسی، در دقیقه بیست و دوم سخنرانی خود، پس از اظهار نظر در مورد وضعیت فلسطینیان گفت: “خانم ها، آقایان، همبستگی ما با مبارزات مردم عزیز سوریه علیه رژیمی سرکوبگر که مشروعیت خود را از دست داده، به همان اندازه که یک ضرورت سیاسی و استراتژیک است، یک وظیفه اخلاقی نیز محسوب می شود. این حمایت از اعتقاد ما به آینده سوریه به عنوان کشوری آزاد و سربلند منشا می گیرد. همه ما باید حمایت کامل، و نه نسبی خود را از مبارزه طالبان آزادی و عدالت در سوریه اعلام کنیم. همدلی ما باید به رویکردی سیاسی تبدیل شود که حامی گذار مسالمت آمیز به یک نظام حکومتی دموکراتیک و منعکس کننده مطالبات مردم سوریه در زمینه دستیابی به آزادی، عدالت و برابری است.”
ترجمه های متفاوت و گاه متفاوت با اصل
شبکه تلویزیونی عرب زبان العالم، متعلق به دولت ایران که سخنرانی مرسی به زبان عربی را به طور مستقیم پخش می کرد، بدون قطع برنامه، به پخش این بخش از سخنرانی ادامه داد.
هیات سوری در اعتراض به موضع گیری مرسی علیه حکومت آن کشور محل اجلاس را ترک کرد.
در مقابل، شبکه اول تلویزیون دولتی ایران که برنامه های جلسه افتتاحیه را به طور مستقیم پوشش می داد، این قسمت از سخنان رئیس جمهوری مصر را به شکلی کاملا متفاوت از متن اصلی ترجمه کرد.
در ترجمه اظهارات آقای مرسی در شبکه اول آمده است: “برادران و خواهران عزیز، مساله همبستگی ما با ملت سوریه علیه توطئه ای که بر ضد آن کشور جریان دارد نباید فراموش شود. این وظیفه ای اخلاقی و وظیفه ای سیاسی و راهبردی است.”
مقامات و رسانه های دولتی ایران، همانند مقامات و رسانه های دولتی سوریه، حرکت اعتراضی کنونی در آن کشور را ناشی از “توطئه” خارجی دانسته و کشورهای غربی، اسرائیل، ترکیه، عربستان سعودی، قطر، برخی از کشورهای عربی یا گروه های اسلامگرای تندرو را به طراحی و اجرای این توطئه متهم می کنند.
در مقابل، شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان پرس تی وی، متعلق به جمهوری اسلامی که مراسم افتتاحیه اجلاس سران را همراه با ترجمه همزمان سخنرانی ها به انگلیسی پخش می کرد، اظهارات آقای مرسی را کمابیش به شکلی دقیق منعکس کرد.
در ترجمه ای که از سخنان محمد مرسی از رادیو تلویزیون داخلی ایران پخش شد، اظهارات او به شکلی کاملا متفاوت از متن اصلی ارائه شده است.
ترجمه رادیویی و گزارش خبرگزاری ها
در ترجمه ای که رادیو تلویزیون داخلی ایران از سخنان آقای مرسی پخش کرد، آمده است که “باید امیدوار باشیم که در سوریه، نظامی که مردمی است، باقی بماند و باید تمامی تلاش خود را برای اصلاحات به کار ببریم، باید اقدامات به صورت مسالمت آمیز صورت گیرد.”
رئیس جمهوری مصر رسما ریاست دوره ای جنبش غیرمتعهدها را به محمود احمدی نژاد تحویل داد و از تهران رفت
مقامات جمهوری اسلامی راه حل بحران سیاسی سوریه را اجرای “اصلاحات” مورد نظر بشار اسد، رئیس جمهوری آن کشور دانسته اند و تاکید داشته اند که راه حل قابل قبول برای این بحران باید شامل ادامه زمامداری آقای اسد باشد.
در بخش دیگری از ترجمه سخنرانی محمد مرسی از رادیو دولتی ایران آمده است: “ملت سوریه آزاد است و می تواند در برابر توطئه هایی که علیه ملت سوریه ایجاد شده باقی بماند.”
همچنین، رادیو ایران در ترجمه سخنرانی رئیس جمهوری مصر، تحولات بحرین را نیز گنجاند و از قول او گفت: “ما همگی اکنون در برابر چالش های بزرگی قرار داریم، ملت های فلسطین، بحرین و سایر ملت ها در حال مبارزه هستند و برخی کشورهای ما با دخالت های داخلی و خارجی مواجه هستند.” در ادامه “ترجمه” سخنرانی آقای مرسی در رادیو ایران آمده است: “هم اکنون سوریه آزاد است و کسی نمی تواند در امور این کشور دخالت کند.”
خبرگزاری داخلی ایران نیز بخش های مربوط به سخنان رئیس جمهوری مصر در مورد سوریه را به شکل های گوناگون منتشر کرده اند.
خبرگزاری دولتی ایران -ایرنا- سخنان آقای مرسی در مورد وقایع سوریه را اینگونه گزارش کرده است: “وی [مرسی] با اشاره به تحولات منطقه خاورمیانه طی دو سال اخیر، گفت: قبل از این که شاهد یک انقلاب مردمی در مصر باشیم این موج عظیم از کشور تونس آغاز شد و پس از آن لیبی و یمن را در برگرفت و اکنون نیز شاهد تحولات عظیم در سوریه هستیم.”
خبرگزاری فارس، که در جریان حوادث سوریه به شدت از مواضع دولت آن کشور حمایت کرده، در گزارش سخنان آقای مرسی، گفته است که رئیس جمهوری مصر ضمن آمادگی برای حل بحران سوریه، گفت که از مردم آن کشور حمایت می کند.
فارس افزوده است: مرسی تاکید کرد که «مسئولیت خونریزی در سوریه بر عهده همه ماست» و در ادامه، نظام سوریه را که با تروریست‌های مسلح مقابله می‌کند، سرکوبگر توصیف کرد.
خبرگزاری مهر درگزارش مربوط به واکنش ولید معلم، وزیر خارجه سوریه به سخنان رئیس جمهوری مصر، به نقل از آقای معلم گفته است که این سخنان “دخالت در امور داخلی سوریه” بوده است.
رئیس جمهوری مصر سخنان خود را در حضور مقامات ارشد حکومت ایران و هیات اعزامی سوریه به اجلاس، به ریاست نخست وزیر و عضویت وزیر امور خارجه آن کشور ایراد کرد.
هیات سوری در اعتراض به اظهارات آقای مرسی محل اجلاس را ترک کرد و ولید معلم، وزیر خارجه سوریه، در گفتگو با شبکه تلویزیونی العالم گفت “آقای مرسی با مداخله در امور داخلی سوریه، بار دیگر علیه سنت های جنبش غیرمتعهدها عمل کرده” و افزود که دیدگاه های رئیس جمهوری مصر در مورد سوریه “بیشتر به اظهارات رهبر یک حزب شباهت دارد تا رئیس جنبش غیرمتعهدها.”
به گزارش منابع خبری ایران، آقای مرسی که در پایان دیدار از چین، صبح پنجشنبه وارد تهران شده بود، طبق برنامه اعلام شده، ساعاتی بعد تهران را ترک کرد.
Balatarin

یکشنبه

در سالگرد اعدام های 1367 فروغ جواهری: اشتباه جمهوری اسلامی نباید تکرارشود


سایت ملی – مذهبی: اعدام های تابستان فاجعه بار ۶۷ در مرداد ماه این فصل خونین، زندانیان مذهبی را نشانه گرفته بود. اما از ۵ شهریورتا یک ماه بعد به سراغ زندانیان غیر مذهبی ( مارکسیست ) رفت. همین امر یعنی اعدام زندانیانی که هیچ یک اتهام شان وابستگی به مجاهدین خلق نبود، افشاگر این تزویر و فریب است که این اعدام ها عکس العمل عملیات فاجعه بار فروغ جاویدان مجاهدین خلق بوده است.
در بیست و چهارمین سالگرد قربانیان تابستان ۶۷ و در ادامه سلسله گفت و گوهایی که با بازماندگان این فاجعه داشتیم به سراغ یکی دیگر از این خانواده ها رفتیم. باشد که با به بحث گذاشتن روش برخورد انسانی و ملی که باید با این فاجعه داشت به شکل گیری یک همگرایی و اشتراک نظر در برخورد با این زخم ملی کمک کنیم و برآیند نظرات مختلف بتواند راه برون رفت مناسبی برای آینده پر التهاب این سرزمین پر تلاطم بگشاید.
فروغ جواهری چهار عضو خانواده خود را در اعدام‌های دهه شصت از دست داده و همچنان در جستجوی پاسخ این سوال است که آنان را به چه گناهی اعدام کرده و چرا حتی محل دفن شان را هم از خانواده‌ها دریغ کردند؟
او در گفت‌و‌گو با سایت ملی – مذهبی می‌گوید که مسئله اش سیاسی نیست و انتظاری هم از گروههای سیاسی ندارد، آنچه که بیان می‌کند، احساس‌های درونی اوست و به این امید زندگی می‌کند که روزی بتواند پاسخ سوال‌هایش را در باره دهه ۶۰ بگیرد.
او مخالف اعدام و انتقام جویی و هر گونه مجازات غیر انسانی دیگر است، اما تشکیل دادگاه و پاسخگویی عاملان آنچه که دهه ۶۰ در زندان‌های جمهوری اسلامی گذشته را تنها راهکار برخورد با وقایع آن دوران می‌داند و از گروه‌های سیاسی می‌خواهد که در ایران فردا، اشتباه جمهوری اسلامی و خمینی را تکرار نکنند.
در زیر متن کامل این گفت و گو را می خوانید:
خانم جواهری، برخی معتقدند که در برخورد با وقایع دهه ۶۰ می‌توان از فرمول ببخش اما فراموش نکن استفاده کرد. آیا این راهکار را می‌توان به کار گرفت؟
من به عنوان یکی از اعضای خانواده قربانیان که عزیز‌ترین کسان خود را از دست داده‌ایم، با این شعار و راهکار مخالف هستم و نه می‌بخشم و نه فراموش می‌کنم. من مخالف اعدام و هرگونه مجازات غیر انسانی دیگر هستم اما همانند دیگر اعضای خانواده قربانیان، پرسش‌های زیادی دارم که باید به آن‌ها پاسخ داده شود. شما نگاه کنید قربانیان هولوکاست را، من از این رفتارشان خوشم می‌آید، چرا که در هر کجا که هستند اجازه نمی‌دهند جنایت‌های آن دوران به فراموشی سپرده شود. ما هم نباید بگذاریم که آنچه که در دهه ۶۰ گذشته به فراموشی سپرده شود و جنایتکاران را حتی اگر در تاریک‌ترین روزنه‌های جهان مخفی شده باشند، روزی باید به پای میز محاکمه عادلانه کشاند و از آن‌ها پاسخ خواست. یکبار دیگر تکرار می‌کنم که من مخالف اعدام هستم و معتقدم که این افراد باید در دادگاهی عادلانه و با حق برخورداری از تمام حقوق قضایی نسبت به رفتار خود پاسخگو باشند. آن وقت این خانواده قربانیان هستند که تصمیم می‌گیرند چه برخوردی را پیشه کنند.
در واقع شما معتقد به کشف حقیقت و تشکیل کمیته حقیقت یاب هستید؟
مطمئنا باید چنین کمیته‌ای تشکیل شود و تک تک عاملان این جنایت‌ها با میزان نقشی که داشته‌اند مشخص و معرفی شوند. مسئولیت هر یک از این افراد مشخص شود. یک عده‌ای تنها مجری بوده‌اند و عده‌ای هم دستور دهنده، میزان نقش هر کدام از این‌ها را باید مشخص کرد.
این کمیته باید پاسخ پرسش‌های بی‌شمار خانواده قربانیان را بدهد. باید مشخص کند که این افراد به چه جرمی اعدام شدند؟ محل دفن خیلی از این‌ها که عزیزترین‌های هر خانواده‌ای هستند هنوز مشخص نیست. ما خودمان تا سه ماه بعد از اعدام برادرم نمی‌دانستیم که او را در کجا دفن کرده‌اند، پدر و مادرم آرام و قرار نداشتند، بعد از اینکه محل دفنش را فهمیدند آرام شدند. من فکر می‌کنم این برای خانواده‌ها مهم است. تازه اینجاست که به قول فرانسوی‌ها ما می‌توانیم عزاداری مان را شروع کنیم.
گروهی معتقدند که این مساله ممکن است  به بازتولید خشونت در جامعه بیانجامد. آیا این گونه است؟
نه، من مخالف این نگاه هستم. من معتقدم که عدم رسیدگی به این مساله به بازتولید خشونت در جامعه خواهد انجامید. این‌ها باید در دادگاه عادلانه که همه حقوق متهمان را رعایت کند، وکیل داشته باشند محاکمه شوند و دادگاه تصمیم خواهد گرفت. اما چنانچه اراده‌ای بخواهد مانع از فرایند دادخواهی شود، آنجا است که امکان شکل گیری انتقام‌های کور وجود دارد و ممکن است که خانواده‌ها خودشان تصمیم بگیرند که انتقام بگیرند و اینجاست که پایان تازه آغاز می‌شود. به گمان من به جز برگزاری دادگاه عادلانه هیچ راهکار دیگری وجود ندارد.
نقش برگزاری دادگاه‌های نمادین را چگونه می‌بینید؟
این دادگاه‌های نمادین لازم است اما پاسخ سوال‌های ما را نمی‌دهد. یک فرصتی است برای کسانی که صدای شان شنیده نشده و حالا بخشی از درد‌های شان را روایت می‌کنند. اما برای ما مهم‌تر از همه این‌ها تشکیل دادگاه حقوقی با حضور متهمان است. آن‌ها باید پاسخگوی سوال‌های خانواده قربانیان باشند. باید بگویند که ماندگاری در قدرت چقدر ارزشمند بود که پسری را از دیدن پدرش، پدر و مادر را از دیدن فرزند و… محروم کردند. من چهار عضو خانواده‌ام را در این جنایت‌ها از دست داده‌ام. پسر خاله من تنها ۱۶ سال داشت، پسر دایی من ۲۴ ساله بود، فرزندش پس از اعدام او به دنیا آمد و هیچ وقت پدرش را ندید. این‌ها باید پاسخ این سوال‌ها را بدهند. برادر من عزیز‌ترین کس من بود. برادر بزرگ بود و پناه خانواده، من برای این زندگی می‌کنم که روزی پاسخ این سوال را بگیرم که چرا او را اعدام کردند و این‌ها همه در یک دادگاه حقوقی با رعایت همه جوانب امکان پذیر است.
و در پایان، گروه‌های سیاسی نسبت به این مساله باید چه رویکردی در پیش بگیرند؟
من امیدی به گروه‌های سیاسی ندارم. همانطور که امیدی به گذار مسالمت آمیز در ایران ندارم و نمی‌دانم که این مساله ممکن است یا نه، اما به این باور دارم که نباید مقابله به مثل کرد. در روزهای بعد از انقلاب خاطرم هست که در خیابان‌های رشت، ماموران ساواک را دار زده بودند، من نوجوان بودم، از مادرم پرسیدم که چرا این کار را می‌کنند، جواب داد که این‌ها خشم انقلابی است. سوال من این است که فرق این‌ها با شاه چه بوده است؟
من معتقدم که دهه شصت، متاسفانه بخش سیاهی از پرونده جمهوری اسلامی است و نباید بر آن چشم بست و فراموشش کرد. حال در ایران هم اگر گذاری صورت گرف

Balatarin

جمعه

هشدار سازمان گزارشگران بدون مرز به رهبر جمهوری اسلامی در مورد میرحسین موسوی


جـــرس: در پی وضعیت وخیم میرحسین موسوی، سازمان گزارشگران بدون مرز طی بیانیه ای، رهبر جمهوری اسلامی را مسئول جان وی دانست و نسبت به سلامت وی و دیگر روزنامه نگاران و وب نگاران ایرانی در حبس، هشدار داد.

به گزارش سایت سازمان گزارشگران بدون مرز، این بیانیه آورده است: "ما به رهبر جمهوری اسلامی یادآور می‌شویم که سلامت و جان این رهبر سیاسی را در خطر قرار ندهد. آقای خامنه‌ای مسئول جان میرحسین موسوی و دیگر روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی است که با وضعیت سلامت شکننده همچنان در بازداشت بسر می‌برند."

متن این بیانیه به شرح زیر منتشر شده است:

گزارشگران بدون مرز نگرانی عمیق خود را از وضعیت سلامت میر حسین موسوی، اعلام می‌کند. وی پس از یک عارضه‌ی قلبی در بیمارستانی در تهران بستری شده است. نخست وزیر سابق جمهوری اسلامی، کاندیدای انتخابات مخدوش ریاست جمهوری در سال ١٣٨٨  و صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده کلمه سبز، بیش از ١٨ ماه است در محلی نامعلوم در بازداشت خانگی بسر می‌برد، " بیماری میرحسین موسوی بیش از هر چیز از عوارض بازداشت او است. وی باید به فوریت آزاد شود. ما به رهبر جمهوری اسلامی یادآور می‌شویم که سلامت و جان این رهبر سیاسی را در خطر قرار ندهد. آقای خامنه‌ای مسئول جان میرحسین موسوی و دیگر روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی است که با وضعیت سلامت شکننده همچنان در بازداشت بسر می‌برند."

نزدیکان میرحسین موسوی ٧٢ ساله، به گزارش‌گران بدون مرز گفته‌اند که وی در چهارشنبه شب، اول شهریور ١٣٩١ دچار عارضه‌ی قلبی و روز بعد به بیمارستانی در تهران منتقل شده است. این بیمارستان تحت کنترل شدید ماموران امنیتی قرار گرفته است. انتشار اطلاعات ضد و نقیض در باره وضعیت سلامت و محل بستری شدن میرحسین موسوی نگران کننده است. خانواده وی که شدیدا تحت فشار قرار دارند، از اظهار نظر در این باره منع شده‌اند.
میرحسین موسوی، و همسرش زهرا رهنورد، روشنفکر و نویسنده و مهدی کروبی رئیس سابق مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی، صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده اعتماد ملی، از تاریخ ٥ اسفند ١٣٨٩، در محلی نامعلوم در بازداشت خانگی بسر می‌برند و از همه حقوق خود محروم شده‌اند. فاطمه کروبی سردبیر مجله‌ی توقیف شده ایران‌دخت، و همسر مهدی کروبی که با وی بازداشت شده بود، در مهرماه ١٣٩٠ آزاد شد. مهدی کروبی نیز از بیماری‌های متعدد تشدید شده در اثر شرایط بازداشت، رنج می‌برد.
گزارش‌گران بدون مرز یاداور می‌شود: "بازداشت‌های خودسرانه و مخفی نگاه داشتن محل بازداشت زندانیان سیاسی، نقض فاحش قوانین بین‌المللی است. این روش از مصادیق بارز "ناپدید" کردن اجباری است. مسوولان حکومت ایران به شکل نظام‌مند این روش‌ها را علیه روزنامه‌نگاران و شهروند وب‌نگاران بکار می‌گیرند."
Balatarin

پنجشنبه

پایین کشیدن پرچم جمهوری اسلامی در روز قدس توسط مخالفین



شنبه 28 مرداد ماه مطابق با 18 اوت سال 2012 شهر تورنتو شاهد پایین کشیدن پرچم جمهوری اسلامی در روز قدسی بود که خیلی خجولانه سفارت رژیم آنرا ترتیب داده بودند.حال چرا خجولانه ؟ علت اش این است که مقامات سفارت بنا بر جو حاضر که اغلب مردم جهان نقش جنایت کارانه رژیم اسلامی را متوجه شده اند دیگر کسی حاضر بزیر پرچم اینها رفتن را ندارد. حتی بعضی از فلسطینی های اسلامی که تا بحال طعمه تبلیغات این رژیم قرار گرفته بودند و در روز های قدس در تظاهرات اشان شرکت می کردند. مراسم امسال درروز قدس را رژیم اسم اش را از زیر تظاهراتی که خودش سازمان و مخارج اش را تامین کرده بود حذف کرد .در هیچ جا نشانی از دست سفارت را مشاهده نمی کردید.و حتی در بین تظاهرات کنندگان که تک پرچمی از رژیم بر افراشته شده بود خودشان هم اصرار داشتند که آنهم را بالا نبرند و بین مسئولین اختلاف بود و چند بار پرچم را سعی در پایین آوردن داشتند. ما مخالفین ایرانی رژیم اسلامی که عده امان به 50 نفر می رسید و تعدادی غیر ایرانی به صف ما از فلسطینی ها و عرب ها پیوسته بودند این امر پایین کشیدن را برایشان به واقعیت رساندیم. در این ویدیو شما تماشا میکنید که چطور به صف آنها رخنه کردیم و این تکه پارچه نجاست را پایین کشیده و آنرا به صف مخالفین پیروزمندانه رساندیم تا آنجا در کنار شعار های علیه رژیم آتش زده و پاره کنیم. ما به جمهوری اسلامی اخطار میکنیم که همین اندازه هم حق اظهار وجود در فضای دنیای آزاد را به آنها نخواهیم داد. ما یک بار در کنفرانس برلین این را صراحتا به مقامات رژیم از هر جناح و دسته ای هشدار داده بودیم ولی خوب به گوششان نرفت. رژیمی که دست اش به خون صد ها هزار انقلابی و مردم شریف ایران آغشته است نمی گذاریم آزادانه در دنیای آزاد ابراز وجود کند. . سران و عاملین این رژیم باید به دادگاه های عادلانه مردمی فراخوانده شوند. ما پاسداران این حکم تاریخی در حضور جامعه جهانی خواهیم بود

Balatarin

دوشنبه

رهبر جمهوری تروریستی اسلامی ایران : ما در سوریه برای خودمان میجنگیم

ملی مذهبی نوشت :
imagesCABHFU23شنیده شده است که
رهبر جمهوری اسلامی در برابر انتقاداتی که به سیاست خارجی جمهوری اسلامی در رابطه با سوریه و حمایت از بشار اسد از سوی کارشناسان مختلف – از جمله کارشناسان دولتی شاغل در وزارت امور خارجه –  میشود ، با شدت و تندی برخورد کرده و آن ها را به بی اطلاعی و بی بصیرتی متهم میکند.
طبق همین شنیده وی در دفاع و توضیح مواضع ایران در رابطه با سوریه مرتبا این جمله را تکرار میکند که سوریه خط مقدم ماست. ما در آن جا برای خودمان میجنگیم! یعنی برخلاف مواضع علنی رسمی که گفته میشود سوریه محور مقاومت ( در برابر اسرائیل ) است و ایران به خاطر دفاع از آرمان فلسطین و مقاومت فلسطینی از سوریه حمایت میکند، در مواضع پشت صحنه براین نکته تصریح و تاکید می شود که ما به آن خاطر از سوریه دفاع می کنیم که دشمنان قصد دارند بعد از سوریه سراغ ایران بیایند و ما برای اینکه مقابل این سیاست بایستیم و آن را به تاخیر بیندازیم در سوریه با غربی ها به خاطر خودمان ( ونه فلسطین!) می جنگیم.
شایان ذکر است چند ما ه پیش نیز منوچهر متکی از طریق ولایتی برای رهبر جمهوری اسلامی پیغام فرستاده بود این قدر نباید از بشار اسد حمایت کنیم که در این مورد نیز رهبر ج ا جواب تندی برای منوجهر متکی فرستاده  و همین توضیحات را داده بود ( در همان زمان این خبر در ستون شنیده های سایت م م منعکس شده بود ).
Balatarin

شنبه

شکستی بزرگ برای جمهوری اسلامی , استقبال سرد از اجلاس عدم تعهد در تهران


استقبال سرد از شانزدهمین اجلاس سران کشورهای غیر متعهد (نم) که قرار است در تهران برگزار شود٬ جمهوری اسلامی را در آستانه شکستی بزرگ قرار داده است.

...محمد فرقانی٬ سخنگوی ستاد برگزاری شانزدهمین اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها٬ روز شنبه (۲۸ امرداد) خبر داده که از ۱۲۰ عضو این جنبش٬ تنها ۳۵ عضو در سطح سران شرکت خواهند کرد.

آقای فرقاتی گفته پنج کشور در سطح معاون اول یا معاون رئیس‌ جمهوری و یک کشور نیز در سطح رئیس مجلس در این اجلاس که شهریور ماه در تهران برگزار می‌شود٬ شرکت خواهند کرد.

وی اظهار کرده است به خاطر جلوگیری از فشار‌های بین‌المللی بر ۳۵ تن از سرانی که قرار است در این اجلاس شرکت کنند٬ نام آن‌ها اعلام نخواهد شد.

این مقام مسئول همچنین حضور ولادیمیر پوتین٬ رئیس جمهوری روسیه٬ محمد مرسی٬ رئیس جمهوری مصر و‌بان کی‌مون دبیرکل سازمان ملل در این اجلاس را نامعلوم اعلام کرده است.

دعوت‌نامه ۱۲۰ عضو جنبش سران عدم تعهد و گروهی از مهمانان این اجلاس از هفته‌ها پیش برای آن‌ها ارسال شده است و آن‌طور که به نظر می‌رسد این اجلاس در سطحی پائین برگزار خواهد شد.

مقام‌های جمهوری اسلامی به منظور بهره‌برداری سیاسی٬ تبلیغی و اقتصادی روی برگزاری این دوره از اجلاس در تهران سرمایه‌گذاری گسترده‌ای کرده‌اند.

به نظر می‌رسد برخلاف برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته٬ کشور‌های اندکی حاضر شده‌اند در این دوره از اجلاس شرکت کنند که این مسئله منجر به نگرانی برخی مقام‌های جمهوری اسلامی شده است.

علاالدین بروجردی٬ رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته که «طبق اساسنامه جنبش عدم تعهد، تمامی کشور‌ها ملزم به شرکت در اجلاس تهران هستند.»

به گفته آقای بروجردی «هر کشوری که در سطح سران در این اجلاس شرکت نکند نمره منفی می‌گیرد.»

وی در عین حال ادعا کرده که «عدم حضور کشوری در سطح سران از اهمیت و تاثیرگذاری اجلاس تهران نمی‌کاهد.»

این در حالی است که آمریکا هم اعلام کرده است جمهوری اسلامی میزبان مناسبی برای رهبران کشورهای عدم تعهد نیست.

ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفته ایران «بسیاری از تعهدات بین‌المللی خود را نقض کرده» و میزبانی این کشور برای اجلاس غیرمتعهد‌ها «عجیب» است.

Balatarin

دوشنبه

تفاوت اوباما و سران جمهوری اسلامی

كاخ سفيد ميزبان تهي‌دستان و سالمندان كم‌درآمد


چندی پیش کاخ سفید میزبان سالمندان كم درآمد و افراد
تهی دست واشنگتن و شهرهاي اطراف بود
در اين مراسم سنتي ايالات متحده
باراک اوباما (به عنوان بالا مقام‌ترين فرد كشور) به همراه کلیه اعضای خانواده‌اش
در لباس خدمتكار از آنان پذیرایی می کنند


تو ایران هم فقرا میتونن دست چلاق خامنه ای رو ماچ کنند !!اونم اگر افتخار بده
Balatarin

جمعه

منافع ملّی ایران در تعارض با موجودیّت جمهوری اسلامی است


 همهء عملکردهای سیاسی جمهوری اسلامی در طی این 33 سال چه در عرصه داخلی و چه در برون مرز بیانگر یک واقعیت پیش نیست که همیشه و در همه حال منافع سیاسی و اقتصادی دسته ای اسلامگرا در حکومت ارجحیت بر منافع ملی مردم ایران و موجودیت ایران بمثابه یک کشور مستقل داشته است. سیاست سرکوب و کشتار اقوام ایرانی و اقلیتهای مذهبی در ایران و سیاست ترور و آشوب آفرینی در منطقه خلیج فارس و دیگر نقاط جهان، اصلی ترین عامل بمخاطره انداختن موجودیت ایران بوده است. هیچ جای شکی باقی نیست آن عده از مدعیان تازه از گردِ راه رسیدهِ و «مدافع» منافع ملی ایران، هر هنگام بصورت تجریدی بدون ذکر نام جمهوری اسلامی، این عامل ویرانگری ایران، از منافع ملی دفاع کنند، یقین بدانند این دفاعیه جعلی بوده است وصرفا ً جهت گمراه ساختن افکار عمومی بسود ماندگار شدن این حکومت ضد ایرانی میباشد.
بی گمان نتایج گفتگوهای اخیر جمهوری اسلامی با کشورهای موسوم به گروه 1+5 در نشست بغداد، موجب بُهت بسیاری از تحلیلگران سیاسی شد که چگونه ممکن است جامعهء بین المللی علیرغم همهء تردیدهایش در غیر نظامی بودنِ برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی، به یکباره تغییر نظر داده، منکر همهء ادعاهای گذشته شود و برای حل معضل هسته ای خود با تهران صرفا ً بر روشهای دیپلماسی اصرار ورزد؟ آیا این تغییر ناگهانی نظر و روش برخورد غرب در خصوص برنامه های هسته ای جمهوری یک تاکتیک موقتی است؛ که جمهوری اسلامی تا پایان دورِ آتی انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا به گروگان گرفته شود تا عبور تهران از خطوط قرمز در عرصه تولید سلاحهای کشتار جمعی قابل کنترل گردد؟ و پرسش این است چرا علیرغم تأکید غرب بر روش گفتگو برای حل معضل هسته ای خود با جمهوری اسلامی، باز عده ای با بزرگنما جلوه دادن گزینه نظامی و یا به بهانه شعارِ دفاع از منافع ملی، قصد دارند افکار عمومی را همچنان در پشتیبانی از امیال سیاسی جمهوری اسلامی بسیج کنند؟ چرا هنوز عده ای بطور هیستریک، علیرغم همهء مراوده ها و تبادلات تجاری جمهوری اسلامی با جامعه جهانی در ماههای اخیر، همچنان اصرار میورزند که «تحریمها»ی غرب بر علیه جمهوری اسلامی جدی بوده است وادامه آن موجب تضعیف جنبش دمکراسیخواهانه در ایران خواهد شد؟
در مقالاتی چند در گذشته بدین واقعیت اشاره شد که موضوع «تحریمها»ی اقتصادی جامعه بین المللی بر علیه جمهوری اسلامی، بویژه پس از آغاز سال میلادی جدید، نه تنها بطور واقعی و جدی اعمال نشد بلکه درعرصه هایی گوناگون، بویژه در حوزه نفت، جمهوری اسلامی موفق گردید محموله های نفتی خود را در بازار جهانی بطور گسترده تری نسبت به گذشته بفروش برساند. اجازه بدهید در همین رابطه شما را به نقل قولی از احمد قلعه خانی، معاون وزیر نفت جمهوری اسلامی ارجاع دهم که اعلام میدارد:« پس از اعلام تحریم نفتی اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی تعداد مشتریان نفت ایران افزایش چشمگیری یافت، بگونه ایکه ذخیره های نفتی رژیم اسلامی نسبت به سال گذشته کاهش شدید یافت. این عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت، میزان صادرات فعلی نفت خام جمهوری اسلامی را بالای 2 میلیون بشکه در روز عنوان کرد و افزود: «در شرایط فعلی نفت خامی نیست که تولید شود و بدون مشتری بماند».
و در رابطه با تلاشهای مجدد جمهوری اسلامی جهت پیشبرد برنامه های هسته ای اش، آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش میدهد: «در روزهای اخیر دیپلماتهای آژانس اعلام داشتند در تأسیسات غنیسازی «فردو»، رد اورانیوم غنیشده تا میزان ۲۷ درصد را یافتهاند». اگرچه میدانیم این گزارش هنوز عمومی و رسما ً انتشار نیافته است، امّا جمهوری اسلامی هم پیش دستی کرده و در پاسخ میگوید: « مسائل فنی خارج از کنترل باعث بالاتر رفتن میزان غنیسازی شده است».
با توجه به درز خبرِ غنی سازی 27 در صدی در «فردو»، بار دیگر متخصصین امور برای توجیه این رخداد، با ده ها دلیل غیر منطقی، غنی سازی 27 درصدی اورانیوم در مرکز اتمی «فردو» را ناشی از عدم تنظیم دقیق دستگاههای سانتریفیوژ در این مرکز زیرزمینی مطرح میکنند. در همین رابطه دیوید آلبرایت، رئیس مرکز علوم و امنیت بینالملل، با تأیید نظر دیپلماتهای آژانس، چنین اتفاقی را مربوط به مسائل فنی در آغاز کار دانسته است. در همین رابطه پیش از انتشار این گزارش، شماری از دیپلماتها به خبرگزاریها میگویند:« که پیدا شدن اورانیوم ۲۷ درصدی در «فردو» ضرورتاً به این معنا نیست که جمهوری اسلامی مخفیانه میزان غنیسازی را بالا برده است». این دیپلمات ها برای رهایی جمهوری اسلامی از همهء موارد اتهام میگویند: « ممکن است سانتریفوژهای «فردو» در آغاز کار درست تنظیم نشده باشند و همین امر موجب شده است که اورانیوم در این مرکز بیشتر غنی شده باشد». امّا در لابلای همهء این اظهارات بی اساس و متناقض واقعیت دیگری نهفته است، اینکه ظاهرا ً تا بامروزغنی سازی اورانیوم تا مرز 20 درصد در «فردو» زیر نظر مأمورین خود آژانس انجام گرفته است!!! در همین رابطه دیپلماتهای آژانس اعلام میدارند: « ایران در تأسیسات زیرزمینی «فردو» زیر نظرآژانس، غنیسازی ۲۰ درصدی انجام میدهد و میزان ۲۷ درصدی که آژانس و دیپلماتها از آن سخن گفتهاند هنوز با اورانیوم ۹۰ درصدی برای ساخت بمب اتم فاصله زیادی دارد». این اظهارات نیز بدین مفهوم است که دست یابی جمهوری اسلامی به امکانِ تولید بمب اتم حتی با توجه به غلظت 27 درصدی اورانیوم غنی شده در مرکز «فردو»، همچنان نا ممکن و غیرعملی است.
بهررو زمانیکه قرار است جمهوری اسلامی از هرگونه اتهام هسته ای برای تولید بمب اتم مبرا شود، میبایست چنین دورویانه به این اظهارات غیر منطقی تن داد، از جمله آنکه جمهوری اسلامی فاصله بسیاری تا ساختن نخستین بمب اتم خود دارد، چرا که شرط نخست ساختن بمب اتم اورانیوم غنی شده 90 درصدی است که جمهوری اسلامی فاقد آن است. پس اگر معتقد هستید غنی سازی اورانیوم حتی تا میزان 27 درصد بمعنای تلاش جمهوری اسلامی برای تولید بمب اتم قلمداد نمیشود، پس اینهمه داد و فریاد در همهء این سالها بر سر چه بود که مدعی بودید، برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی ابعاد نظامی دارند و این برنامه ها تهدیدی است برعلیه صلح و امنیت جهانی؟
همهء قرائن در این دور اخیر از مذاکرات جمهوری اسلامی با کشورهای عضو گروه 1+5، پرده ای از نمایشِ دروغین از «جدالِ» غرب با تهران بر سر برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی بوده که چند سالی است همهء اذهان عمومی را بخود مشغول کرده است. آنچه که تا بامروز در عرصه های گوناگون در مورد اختلافات جامعه جهانی با جمهوری اسلامی مطرح بوده است، چندان واقعی بنظر نمیرسند. تنها پیامدهای این ادعاهای دروغین بر سر موضوعات گوناگون، امکان سوءاستفاده و بهره جویی به دستجاتی سیاسی داده است تا حول شعارها و مطالبات سیاسی فریبکارانه، افکارعمومی را بسود سیاستهای توسعه طلبانه حکومت بسیج کنند. نمونه دیگر این فریب عمومی، موضوع اختلاف اتحاد کشورهای عربی منطقه با جمهوری اسلامی بر سر حق مالکیت دولت امارت متحده عربی بر جزایر سه گانه ایران در خلیج فارس است، که نوعی دیگر از نمایش مضحکی است که از سوی دو طرف به صحنه آورده شده است. مطالبه امارت متحده عربی بر سر حاکمیت این کشور بر جزایر سه گانه ایران در خلیج فارس هرگز ادعای جدیدی نبوده است که حال عده ای «اهل سیاست»، تلاش میورزند درراستای تقویت مواضع جعلی باند احمدی نژاد در دفاع از منافع ملی مردم ایران، پیشتر افکارعمومی را به سمت معضلات خود ساخته رژیم سوق دهند، تا بدین شکل فروپاشی پایگاههای اجتماعی حکومت در بین مردم را تا حدودی ترمیم کنند. چه کسی نمیداند که رژیم اسلامی آنچه را که هرگز برایش مهم نبوده است، منافع ملی مردم و سرفرازی ایران بوده است.
همانگونه که تأکید داشتم در بُوق و کرنا کردن شعارِ «حق حاکمیت ملی ایران» بر جزایر سه گانه در خلیج فارس در قالب شعار دفاع از منافع ملی ایران از سوی شخصیت ها و گروه بندیهای سیاسی معین، بدون در نظر گرفتن این واقعیت که تنها جمهوری اسلامی است که استقلال و تمامیت ارضی کشور را سخت بمخاطره انداخته است، خوش خدمتی به این حکومتی مذهبی است. حکومتی که از آغاز جهت نابودی ایران و همهء افتخارات این سرزمین کهن متوّلد شد. همهء عملکردهای سیاسی جمهوری اسلامی در طی این 33 سال چه در عرصه داخلی و چه در برون مرز بیانگر یک واقعیت پیش نیست که همیشه و در همه حال منافع سیاسی و اقتصادی دسته ای اسلامگرا در حکومت ارجحیت بر منافع ملی مردم ایران و موجودیت ایران بمثابه یک کشور مستقل داشته است. سیاست سرکوب و کشتار اقوام ایرانی و اقلیتهای مذهبی در ایران و سیاست ترور و آشوب آفرینی در منطقه خلیج فارس و دیگر نقاط جهان، اصلی ترین عامل بمخاطره انداختن موجودیت ایران بوده است. هیچ جای شکی باقی نیست آن عده از مدعیان تازه از گردِ راه رسیدهِ و «مدافع» منافع ملی ایران، هر هنگام بصورت تجریدی بدون ذکر نام جمهوری اسلامی، این عامل ویرانگری ایران، از منافع ملی دفاع کنند، یقین بدانند این دفاعیه جعلی بوده است وصرفا ً جهت گمراه ساختن افکار عمومی بسود ماندگار شدن این حکومت ضد ایرانی  میباشد. 
کوروش اعتمادی.میرفطروس 

Balatarin

سه‌شنبه

نگاهی به جامعه مدنی ایران؛ سه سال پس از انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸




انتخاباتی که نتيجه آن ايران را دستخوش تغيير و تحولات شگرفی کرد. پس از سه  دهه که از تاسيس جمهوری اسلامی می گذشت، اعتراضات گسترده در خيابان های شهرهای مختلف نمود پيدا کرد. بسياری به زندان رفتند و بسياری نيز بار سفر بسته و از ايران خارج شدند.

در طول اين سه سال دو نامزد رياست جمهوری آن انتخابات نيز بدون محاکمه در حصرخانگی قرار گرفتند. در ساختار سياسی کشور نيز تحولاتی مشاهده شد. در این مطلب اما نه به دولت خواهيم پرداخت و نه به بازار و اقتصاد.

در کنار اين دو ديگر پديده ای که تحت تاثير انتخابات سال ۸۸ قرار گرفت، جامعه مدنی است.
سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۶ ميلادی، حدود شش سال پيش، در گزارشی جامعه مدنی را اين گونه تعريف می کند:

«جامعه مدنی مايحتاجی حياتی برای حکومت کردن و تمرکززدايی است. توان آن را دارد که قدرتمداران را مورد سوال قرار دهد و به پيشبرد دموکراسی ياری رساند.»

جامعه مدنی فضایی خالی است بين دولت، بازار و خانه. فضايی که در اين تعريف سازمان ملل متحد از آن سخن به ميان آمده ، اما در ايران سال های اخير تغيير شکل هايی را به خود ديده است.

مطالبات زنان، اقوام و اصناف

تقی رحمانی، نويسنده و فعال سياسی ملی – مذهبی که هم اکنون ساکن فرانسه است، جامعه مدنی ايران قبل از سال ۸۸ و انتخابات رياست جمهوری را اين گونه توضيح می دهد:

تقی رحمانی: «جامعه مدنی در ايران در طی تاريخ مشروطيت به اين سمت چند بار شکل گرفته است به شکل ژله ای. از سال ۱۳۰۰ تا کنون اين شکل ژله ای سفت نشده است. از سال ۱۳۸۴ که دوباره دولت محوری آقای خاتمی موفق نشد، ما در سه سطح بسيار گسترده يک نوع جامعه مدنی پيدا کرديم  که در شکل مطالبات زنان، اصناف و اقوام متبلور شد.

سنديکاهای شرکت واحد، خواسته های زنان و تشکلات اقوام که خواستار يک سری مطالبات فرهنگی بودند، يا تشکل صنفی معلمان ايران که يک تشکل صنفی بزرگ و گسترده بود و در سال ۸۵ يک برخورد سنگين با اين تشکل شد، در پی تشکيل اين سه سطح شکل گرفت.

حاکميت از سال ۱۳۸۴ سعی کرد که اين تشکل ها را به شدت تحت فشار قرار دهد. و اين ژله را از هم بپاشاند.»

در سال های گذشته در فضای خالی بين دولت، بازار و خانواده، جامعه مدنی در ايران به اشکال مختلف نمود داشته است. يکی از نمودهای بارز جامعه مدنی، خصوصا در سال های اخير جنبش دانشجويی ايران است که در قالب گروه های مختلف شکل گرفت.

محمد صادقی، از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ادوار تحکيم وحدت از مشخصه های اين جنبش به راديو فردا می گويد:

محمد صادقی: «مطالبات جنبش دانشجويی ايران در طی حداقل ۱۵ سال اخير، يک مطالبات ساختار شکنانه و راديکال بوده است و به هر حال در خصوص پيگيری مطالبات مردم و بحث آزاديخواهی و دموکراسی خواهی پيش قراول بوده است.

در بدو شکل گيری دولت نهم و پيش از وقايع خردادماه سال ۸۸ ، تيغ سرکوب و بسته شدن تشکل های دانشجويی ، لغو مجوزهای نشست های دانشجويی ، توقيف نشريات دانشجويی، بازداشت، احضار، تيغ محروميت از تحصيل موقت و تعليق همه اينها وجود داشت. حتی در دوران قبل از آن هم وجود داشت.

به شکلی می شود گفت حتی در دوران اصلاحات هم به رغم اين که فضای باز نسبی در جامعه ايجاد شد، اما باز هم جريانات دانشجويی از سوی نهادهايی خارج از اختيار دولت – يعنی نهادهای امنيتی و قضايی- همواره بر سر طلب مطالباتش هزينه داده است.»

مشکلاتی که محمد صادقی از آن می گويد، پس از خرداد ۸۸ اما شکلی جدی تر به خود گرفت تا جايی که بسياری از فعالان جنبش دانشجويی هم اکنون احکام زندان خود را سپری می کنند.

افرادی چون عبدالله مومنی، مجيد توکلی، مهدی خدايی، مجيد دری و ضياء نبوی. چنين وضعيتی ما را با اين سوال روبرو می کند که اين عنصر مهم جامعه مدنی ايران امروز چه موقعيتی دارد.

محمدصادقی که هم اکنون ساکن فرانسه است به اين سوال اين گونه پاسخ می دهد:«همگام با ساير تشکل هايی که امروز در وضعيت تعليق به سر می برند، که همان طور که عرض کردم به دليل شدت و حدت سرکوب و نه به کنار گذاشتن مطالبات و دغدغه هاست، من فکر می کنم در شرايط فعلی هم جنبش دانشجويی در وضعيت معلقی به سر می برد و اين وظيفه چهره های سرشناس جنبش دانشجويی را سنگين تر می کند که در اين شرايط- يعنی فعاليت در دوران سرکوب- نقش خطيرتری را بر عهده داشته باشند و به دنبال ارائه راهکارهايی برای برون رفت از شرايط فعلی باشند تا يکبار ديگر بتوانند به رسالت تاريخی خودشان که همانا آگاهی بخشی؛ ايستادگی، پايداری و مقاومت بر سر خواست و اراده مردم است، و تامين منافع جامعه عمل کنند.»

جنبش زنان و جنبش دموکراسی خواهی

اما در کنار جنبش دانشجويی درجامعه مدنی ايران، گروه  ديگری نيز که خصوصا در طول يک دهه گذشته نمود بارزی داشته، جنبش زنان بوده است.

جنبش زنانی که کمپين يک ميليون امضا و چندين گروه ديگر با هم در طول اين سالها برای احقاق حقوق برابر زنان در ايران تلاش کرده است.

منصوره شجاعی، پژوهشگر و فعال و مدافع حقوق زنان که هم اکنون ساکن آلمان است، جنبش زنان در ايران را در قالب جامعه مدنی اين گونه توصيف می کند:

منصوره شجاعی: «اگر برای جامعه مدنی دو تعريف داشته باشيم، که شامل جامعه مدنی در قالب فعاليت های پروژه ای و خدمات تخصصی از يک سو و جامعه مدنی در قالب فعاليت های اکتيويستی است. آن وقت در واقع می توانيم بگوييم که جنبش زنان به هر دو بخش مرتبط است.

اما جنبش زنانی که در حال حاضر با جنبش دموکراسی خواهی درگير است ، بيشتر به تعريف دوم نزديک است.»

خانم شجاعی، که عضو کمپين يک ميليون امضا هم هست می افزايد که جنبش زنان در مقطع زمانی انتخابات سال ۸۸ با يک تغيير گفتمان روبرو شد. آن چنان که پيش از اين انتخابات بيشتر بر مسائل حقوقی در اين جنبش تمرکز کرده بود و پس از انتخابات به گفتمان دموکراسی خواهی در ايران پيوست.

منصوره شجاعی اما وضعيت امروز جنبش زنان را با اشاره بر اين که هم اکنون جنبش زنان مثل ساير حرکت های جامعه مدنی در ايران دچار يک نوع توقف شده، آن را اين گونه توصيف می کند:

«شما می توانيد به فعاليت هايی که دارد انجام می شود نگاه کنيد. به فعاليت هايی که دارد اين طور توليد می کند، به توليد گفتمان می پردازد و انعکاس تمام مسائل زنان و مطالعات زنان را پوشش می دهد، به جمع هايی که تشيکل می شود و به مناسبت های مختلف و همراهی های همدلانه در طول سال های اخير که متاسفانه با بروز حوادث تلخی مثل مرگ و بيماری و دستگيری و اعدام پيش می آيد.

وقت هايی هم هست که جريان های خوشايندی پيش می آيد مثل آزادی يا پيروزی يک زن ، که به  مناسبت های تلخ و شيرينی که هست اين محافل و شبکه های ارتباطی را زنان حفظ می کنند.

اين مسئله بدين معناست که اين جنبش وجود دارد. حالا اگر در خيابان اتفاقی نمی افتد بدين معنا نيست که جنبش تمام شده است. يک بخش جنبش در اعتراضات خيابانی خودش را نشان می دهد. اين ميزان از گفتمان جديدی که از سوی جنبش زنان دارد توليد می شود، و بعد از آن است که گفتمان حقوقی قرار دارد.

نه اين که به گفتمان حقوقی پشت کرده باشند، که در واقع اين گفتمان حقوقی دارد در طول مسيری که پيش می رود به جاههای مختلفی برمی خورد.

در زمانی که به هر حال جامعه دچار رکود می شود، جنبش زنان همچنان نهادسازی می کند.
سه يا چهار نهاد مهم از سوی جنبش زنان بعد از انتخابات ۸۸ شکل گرفته است. کميته همبستگی عليه خشونت های اجتماعی، همگرايی سبز، کميته مادران عزادار بخشی از آنهاست.»

چالش فعالان حقوق بشر

در کنار اين دو حرکت اما گروه ديگری از کنشگران مدنی در ايران در طول اين سالها به فعاليت پرداختند که به پيشبرد آمال دموکراسی خواهانه در ايران ياری می رسانند.

مهرانگيز کار، حقوقدان ساکن آمريکا براين باور است که مدافعان حقوق بشر در ايران گروهی مهم از فعالان جامعه مدنی هستند که از زمان شروع دولت اصلاحات به رياست محمد خاتمی فعاليت خود را به طور آشکار و در قالب گروه ها و سازمان ها آغاز کردند، اگر چه پس از خرداد سال ۸۸ و انتخابات رياست جمهوری فشار بر اين کنشگران بسيار افزايش يافت.

مهرانگیز کار: «برخورد اين جور اتفاق افتاد که چون وقايع خيلی تند و سريع رخ می داد، و نقض حقوق بشر يک سرعت غير منتظره ای پيدا کرده بود، - اگر که از دهه اول انقلاب بگذريم، چون دهه اول انقلاب بحث ديگری است - البته وسايل ارتباطی و اينکه مردم قادر بودند از صحنه هايی که بروز پيدا می کرد عکس برداری و فيلمبرداری کنند ، و اين صحنه ها را منتشر کنند، و البته حضور خبرنگاران خارجی در خيابان های ايران و تهران که شاهد اتفاقات بودند و اين تصاوير را به کل جهان مخابره کردند، همگی تاثيرگذار بودند و نهادهای حقوق بشر طبيعتا مجبور بودند برای اينکه سرعت خودشان را به سرعت مردم عادی برسانند، چون مردم عادی با يک موبايل يا يک دوربين کوچک غير حرفه ای فيلم می گرفتند و صحنه ها را به کل دنيا گزارش می کردند، طبيعتا  نهادهای حقوق بشر فعاليت هايشان را بازتر و گسترده تر می کردند.

همين باعث شد که برخوردها نسبت به آن خيلی تغيير يابد و تا پيش از آن هم ما نمی توانيم بگوييم که جمهوری اسلامی اساسا بحث حقوق بشر را پذيرفته بود.»

اين فعال و مدافع حقوق بشر با اشاره به وضعيت وکلای دادگستری به عنوان يکی از گروه های مدافع حقوق بشر و زندانی شدن عده کثيری از آنها پس از خرداد ۸۸ اضافه می کند:

«درست است که مدافعان حقوق بشر ممکن است وکيل دادگستری هم نباشند، و البته ما در ايران داشته ايم مدافعان حقوق بشر برجسته ای که وکيل هم نبوده اند، مثل آقای عمادالدين باقی و بسياری ديگر. اما وکلای دادگستری ايران مثل ساير جوامع، به علت تسلطی که به قوانين داخلی کشور دارند، می توانند نوع مهم و پذيرفته شده يک فعال حقوق بشر باشند.

از خردادماه ۱۳۸۸ به بعد شاهد اين بوديم که وکلای مدافعی که مدافع پرونده هايی بوده اند که با حقوق فعالان سياسی و فعالان مدنی مرتبط بوده است،  در معرض برخوردهای خشونت آميز بسيار شديد قرار گرفته اند به نوعی که موضوع را برای ايران کاملا حياتی کرده است.

خود اين مسئله يک جور انجمادی را به وجود آورده و به وجود می آورد که جلوی رشد هر نوع حرکت مدنی را می گيرد.»

مهرانگيز کار اگر چه که از يک انجماد سخن می گويد، اما از ظهور يک گروه تازه مدافعان حقوق بشر در ايران نيز خبر می دهد.

«آن هسته اوليه فعاليت های گسترده حقوق بشری را اين خانواده های زندانيان دارند در ايران رشد می دهند. و جامعه ايران را دارند عادت می دهند که متوجه باشد که فرد زندانی هم حقوقی دارد.

و وقتی کسی را دستگير می کنند بدين مفهوم نيست که هيچ کس حق ندارد راجع به حقوق آن فرد حرفی بزند يا اينکه اساسا آن فرد ديگر حقی ندارد.

الان خانواده های زندانيان سياسی استناد می کنند به همان قوانين داخلی ايران و برای عزيز زندانی خودشان تقاضای درمان می کنند، تقاضای مرخصی يا بهبود وضعيتشان را می کنند، به عقيده من نشان دهنده يک زمينه رشد خيلی مهم، تاثيرگذار و آينده ساز حقوق بشر در ايران است.»

وضعیت بیم و امید

و سومين سالگرد انتخابات مناقشه برانگيز رياست جمهوری در سال ۸۸ در حالی از راه رسيد که در کنار اين عناصر جامعه مدنی، ديگر گروه ها و سازمان هايی که پيش از اين نيز در ايران فعاليت می کردند، وضعيتی مشابه گروه های زنان، دانشجويان و مدافعان حقوق بشر را پشت سر می گذارند.

وضعيتی که تقی رحمانی، فعال سياسی ملی مذهبی در فرانسه آن را وضعيتی دوگانه توصيف می کند:

«اين يک وضعيت بين بيم و اميد است. بيم آن اين است که فشار بسيار شديد است. در درون جنبش سبز روشنفکران و رهبران جنبش سبز به اين مسئله توجه نکردند و می خواستند تمامی جنبش های خاص را در بطن جنبش سبز بياورند.

اين به اعتقاد من اشتباه بود. بايستی  رابطه مستقيم و مرتبطی بين اينها برقرار می کردند و حوزه مشخصی هم برای اينها تعريف می کردند. حاکميت هم واقعا نقطه خطر را در همين می ديد و از شوراها (متوجه نشدم منظور آقای رحمانی کدام شوراست) به بعد کمر به نابودی اين نيروها بست وهنوز هم دارد اين رويه را ادامه می دهد.

نقطه اميد هم اين بود که يک اقشار متوسطی در ايران شکل گرفت که خواسته هايی داشتند و بروز اين خواسته ها باعث شد تا ما هنوز هم نمادهايی از حرکت زنان، فعاليت دانشجويان و اقوام و نهادهای صنفی می بينيم اگر چه همه اينها کماکان تحت فشارند ولی ازبين نرفته اند.

اگر فاصله استبداد و سرکوب طولانی نشود – که اميد است که نشود- اين بار ممکن است شکل ژله ای جامعه مدنی ايران کمی تغيير کرده و سفت تر شود.

اين بخش اميدش است که به چند عامل برمی گردد، يکی حرکت اقشار متوسط و مشکلات درون حاکميت که به نوعی وادارش می کند که باز هم به نوعی به مردم توجه کند و سوم هم عامل فشارهای خارجی است که دارای اهميت است.

يعنی ما در حالت بيم و اميد و در مه در حال حرکتيم. حکم قطعی در اين مورد نمی توان داد. ضمن اينکه تجربه ای است که اگر از اين تجربه بهره کافی برده شود، اين بار می توان ميخ جامعه مدنی در ايران را محکم تر کرد.»

اهمیت جامعه مدنی

تلاش چندين و چند ساله فعالان جوامع مختلف در دهه های اخير و از سوی ديگر تلاش برخی حکومت ها برای سرکوب کردن جامعه مدنی، نشان از اهميت اين پديده در جوامع مدرن دارد.

واتسلاو هاول، آخرين رئيس جمهوری چکسلواکی و اولين رئيس جمهوری چک و يکی از معماران جامعه مدنی در اروپا در دوران کمونيزم و پس از آن، در سال ۲۰۰۰ ميلادی درباره اهميت جامعه مدنی می نويسد: «جامعه مدنی به انسانها اين فرصت را می دهد تا خود را بيابند. دريابند که تنها توليد کننده يا مصرف کننده نيستند. بلکه موجوداتی هستند که می خواهند با هم باشند و تمايل دارند که اشکال مختلف همزيستی و همکاری را تجربه کنند و بر محيط اطرافشان تاثير بگذارند و شايد اين مهمترين خصوصيات درونی آنها باشد.
هانا کاویانی ، رادیو فردا 
Balatarin

پنجشنبه

بیانیه مشترک ۱۷ سازمان حقوق بشری در مورد حق تحصیل و آزادی علمی در ایران



بنیاد عبدالرحمن برومند، عفو بین الملل، عرصه سوم، مادهٔ ۱۹، جامعه بین المللی بهاییان، کمیته گزارشگران حقوق بشر، موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره، دانشجویان سبز حامی دموکراسی برای ایران – جنوب کالیفرنیا، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دیده‌بان حقوق بش، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، فدراسیون بین المللی جامعه‌های حقوق بشر، مرکز اسناد حقوق بشر ایران، جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، انجمن دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه جورج واشینگتن، اتحاد برای ایران
بیانیه مشترک در مورد حق تحصیل و آزادی علمی در ایران
سازمان‌های امضا کنندهٔ این بیانیه، ۱۷ سازمان حقوق بشری و دانشجویی فوق الذکر، نگرانی عمیق خود را از وضعیت نگران کننده آزادی علمی در جمهوری اسلامی ایران ابراز می‌کنند؛ به ویژه، در زمینه نقض آزادی بیان، آزادی تشکل و گردهم آیی در محوطه‌های دانشگاهی، و نیز رویه‌های نهادینه شده‌ای که برای مقامات دولتی این امکان را فراهم آورده است تا به صورت خودسرانه دانشجویان را اخراج و یا از تحصیل محروم و مدرسین و اساتید آموزش عالی را به خاطرعقاید و یا فعالیت‌های سیاسیشان از کار برکنار کنند. از سال ۲۰۰۹ تا کنون بیش از ششصد دانشجو، و همچنین چندین استاد دانشگاه، بازداشت شده و متعاقبا بسیاری از آنان به زندان افتاده‌اند. علاوه بر این، صد‌ها تن به خاطر فعالیت‌های سیاسی خود از تحصیل محروم شده‌اند.
حق تحصیل برای تمامی انسان‌ها و بدون هرگونه تبعیضی به صراحت در پیمان‌های بین المللی، از جمله آن دسته از معاهده‌هایی که ایران امضا کرده است، تضمین شده است؛ از جمله در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و کنوانسیون یونسکو علیه تبعیض تحصیلی. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز آنرا تضمین کرده است. میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) و کنوانسیون بین المللی حذف تبعیض نژادی (CERD) نیز به نوبهٔ خود حقوق افراد در آزادی عقیده، بیان، تشکل و گردهم آیی را مورد حمایت قرار می‌دهند و اعمال تبعیض علیه افراد به خاطر‌نژاد، جنسیت، مذهب یا اعتقاد، یا قومیت یا عقاید سیاسی یا عقاید دیگر را منع می‌کنند. میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی همچنین از حقوق اقلیت‌ها، در اشتراک با دیگران، حمایت می‌کند تا بتوانند از فرهنگ خود بهره‌مند شوند، به مذهب خود عمل کنند و زبان خود را به کار برند.
نظریه عمومی شمارهٔ ۱۳ مربوط به میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR) در سال ۱۹۹۹، در تعریف آزادی علمی از جمله این موارد را متذکر شده است:
«اختیار افراد در بیان آزادانه نظرات خود پیرامون موسسه یا دستگاهی که در آن مشغول به کار هستند، انجام وظایف خود بدون تبعیض و یا داشتن هراس از سرکوب توسط دولت یا عوامل دیگر، مشارکت در نهادهای علمی حرفه‌ای یا انتخابی، و بهره‌مند شدن از تمامی حقوق بشر که در سطح بین المللی به رسمیت شناخته شده و در مورد سایر افراد‌‌ همان حوزه قابل اعمال است».
علاوه بر این، نظریه عمومی شمارهٔ ۱۳ مربوط به میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR) عنوان می‌دارد که «محرومیت دانشجویان و مدرسان از آزادی علمی» نقض مادهٔ ۱۳ این میثاق (ICESCR) است.
خط مشی مورد توصیه یونسکو در رابطه با وضعیت مدرسان آموزش عالی در سال ۱۹۹۷ عنوان می‌کند که از حق تحصیل «تن‌ها در محیطی می‌توان به طور کامل بهره‌مند شد که استقلال موسسات آموزش عالی و آزادی علمی وجود داشته باشد.» آزادی علمی در آن خط مشی به این صورت تعریف می‌شود:
«بدون اعمال محدودیت از جانب ایدئولوژی رسمی، آزادی تدریس و مباحثه، آزادی انجام تحقیق و پخش و انتشار نتایج آن، آزادی بیان عقاید و نظرات، آزادی از سانسورنهادینه، و آزادی مشارکت در نهادهای تخصصی و انتخابی… بدون هرگونه تبعیضی و بدون داشتن هراس از سرکوب توسط حکومت یا سایر مراجع».
خط مشی یونسکو در ادامه تاکید می‌کند که اساتید نباید به تدریس مطالبی که بر خلاف دانش و عقاید آنهاست واداشته شوند، نباید مجبور به استفاده از برنامه‌های درسی و یا روش‌هایی شوند که در تضاد با استانداردهای بین المللی حقوق بشری هستند، و نمی‌بایست به هیچ وجه در معرض اخراج قرار بگیرند، مگر آنکه دلایل کافی در ارتباط با عملکرد حرفه‌ای آن‌ها وجود داشته باشد و این دلایل در پیشگاه اشخاص ثالث مستقل و بی‌طرف مطرح گردد و مورد رسیدگی قرار بگیرد. با توجه به این استاندارد‌ها و معیار‌ها، موسسات آموزش عالی می‌بایست از آزادی علمی و حقوق بشر اساسی پشتیبانی کنند، از رفتار منصفانه و عادلانه با دانشجویان اطمینان حاصل کنند، سیاست‌هایی اتخاذ کنند که متضمن برخورد یکسان و برابر با زنان و اقلیت‌ها باشند و تضمین کنند که خشونت، ارعاب و آزارو اذیت مانع کار کادر آموزش عالی نشود. با این حال در ایران، دانشجویان و اساتید دانشگاه به خاطرعقاید، جنسیت، مذهب و قومیت خود، کماکان با نقض روزمره و فراگیر حقوق خود مواجه هستند. شبکهٔ آموزش و حقوق علمی (NEAR)، سازمان غیردولتی و مستقلی که بر وضعیت آزادی علمی نظارت دارد، در سال ۲۰۱۱ حداقل ۹۲ مورد نقض حقوق علمی در ایران را ثبت کرده است. دفتر تحکیم وحدت، بزرگ‌ترین سازمان مستقل دانشجویی در ایران، گزارش داده است که در فاصله ماه مارس سال ۲۰۰۹ تا ماه فوریه سال ۲۰۱۲، حداقل ۳۹۶ دانشجو به علت ابراز مخالفت سیاسی مسالمت آمیزیا مخالفت‌های مسالمت آمیز دیگر توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از ادامه تحصیل محروم شده‌اند. علاوه بر این، حداقل ۶۳۴ دانشجو توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت، و ۲۵۴ دانشجو به دلایل مشابه محاکمه شده‌اند، که بر امکان ادامه تحصیل آنان تاثیر گذاشته است. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال ۲۰۰۹ دفتر تحکیم وحدت را به علت «شرکت در فعالیت‌هایی که امنیت ملی را به مخاطره انداخته» یک اتحادیه غیرقانونی اعلام کرد.
سازمان‌های امضاکننده می‌گویند اطلاعاتی جمع آوری کرده‌اند حاکی از آنکه مقامات ایرانی مرتبا فعالان دانشجویی در ایران را به خاطر انتقادات مسالمت آمیزشان از سیاست‌های حکومت، مورد تهدید، تعلیق از تحصیل، بازداشت، تعقیب و پیگرد قانونی قرار می‌دهند و محکوم می‌کنند. این مقامات همچنین صد‌ها گردهمایی، سازمان مستقل و نشریه دانشجویی را از ادامه فعالیت بازداشته‌اند. در حال حاضر بیش از ۳۰ دانشجو تنها به خاطر استفاده از حق خود در آزادی بیان، تشکل و گردهم آیی، از طریق بیان نظرات خود، شرکت در تظاهرات، و یا عضویت در سازمان‌های دانشجویی مستقل و منتقد دولت، در زندان محکومیت‌های طولانی حبس خود را می‌گذرانند … این دانشجویان در مجموع به بیش از ۱۳۰ سال زندان محکوم شده‌اند؛ احکام زندان برخی از آنان به ۱۵ سال نیز می‌رسد.
سازمان‌های امضاکننده نگرانی دیگر خود را از این مهم ابراز کرده‌اند که ظاهرا دولت ایران دانشجویان متقاضی ورود به دوره‌های بالا‌تر از کار‌شناسی و نیز داوطلبین تدریس در دوره‌های آموزش عالی را بر اساس عقاید ایدئولوژیک آن‌ها مورد گزینش قرار می‌دهد. به منظور ممانعت از بروز مخالفت سیاسی در مراکز دانشگاهی، شورای عالی انقلاب فرهنگی برای دانشجویان داوطلب به ادامه تحصیل در مقطع آموزش عالی پیش نیازهای عقیدتی و سیاسی وضع کرده است. این مقررات دانشجویان را ملزم به اعتقاد به اسلام و یا یکی از ادیان دیگرمورد شناسایی حکومت می‌کند و احراز «عدم معاندت آن‌ها با جمهوری اسلامی» و نداشتن «فساد اخلاقی» آن‌ها را ضروری می‌داند. این مقررات توسط وزارت اطلاعات، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و کمیته‌های انضباطی دانشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند تا به صورت «خودسرانه» بر دانشجویان اعمال فشار کنند و آن‌ها را به خاطر عقاید و نظراتشان مورد مجازات قرار دهند، و از جمله آن‌ها را از پذیرش و ثبت نام در دانشگاه‌ها محروم کنند. به این ترتیب، این مقررات ناقض مادهٔ ۳ قانون اساسی ایران هستند که به صراحت حق تحصیل را برای تمامی شهروندان تضمین کرده است.
سازمان‌های امضاکننده همچنین عنوان کرده‌اند که واحد‌های اطلاعاتی و شبه نظامی در ایران، از جمله نیروی شبه نظامی بسیج، حضور فعالی در مراکز دانشگاهی دارند و در برخوردهای خشونت آمیز با دانشجویان مشارکت می‌کنند؛ از جمله با حملات مکرر به گردهم آیی‌های مسالمت آمیز دانشجویان و خوابگاه‌ها که جراحات جدی و مرگ چندین تن از دانشجویان را در پی داشته است. اگرچه وقوع چنین حملاتی به مراکز دانشگاهی بی‌سابقه نبوده است، وقوع آن‌ها در پی انتخابات مورد مناقشه سال ۲۰۰۹ در دانشگاه‌های سراسر کشور افزایش چشمگیری داشته است.
علاوه بر این، اقلیت‌های ایران در دوره‌های تحصیلی آموزش عالی با محرومیت و تبعیض سیستماتیک مواجه هستند. مقامات ایران مشخصا پیروان آیین بهایی را مورد هدف قرار داده و آن‌ها را، تنها به خاطر عقاید مذهبیشان، از ادامه تحصیل در مقطع آموزش عالی محروم می‌کنند. اساس این کار مقررات مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی است که اعتقاد به اسلام یا یکی از ادیان اقلیت مورد شناسایی رسمی حکومت راـ که شامل آیین بهایی نیست ـ به عنوان شرط تحصیل در دانشگاه‌ها تعیین کرده است. سازمان‌های امضاکننده گفته‌اند که بنا بر اطلاع آن‌ها از ورود صد‌ها تن از دانشجویان واجد شرایط بهایی به دانشگاه‌های دولتی و خصوصی و مراکز آموزش حرفه‌ای جلوگیری به عمل آمده است. در سال ۲۰۱۱، مقامات ایرانی به موسسهٔ آموزش عالی بهاییان (BIHE)، که به عنوان یک دانشگاه مکاتبه‌ای آنلاین در سال ۱۹۸۷ تاسیس شده، یورش بردند و سی مدرس آن را بازداشت و زندانی کردند. حداقل نه تن از این مدرسین با اتهاماتی مرتبط با استفادهٔ مسالمت آمیز از آزادی بیان، تشکل و گردهم آیی محکوم شده‌اند و هم اکنون گویا هفت تن از آنان دوران محکومیت خود را در زندان سپری می‌کنند.
فعالین دانشجویی که برای دفاع از حقوق اقلیت‌های قومی فعالیت می‌کنند، به خاطر ابراز نارضایتی از تبعیض علیه خود معمولا با خشن‌ترین مجازات‌ها توسط مقامات ایرانی مواجه می‌شوند؛ از جمله با بازداشت‌های خودسرانه و‌گاه خشونت آمیز، حکم‌های سنگین زندان و حتی در برخی موارد، با حکم اعدام. برای نمونه، در سال ۲۰۱۱، چهار تن از اعضای اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کُرد بازداشت و چندین نفر دیگر از اعضا به نهاد‌ها و ارگان‌های اطلاعاتی امنیتی احضار شدند.

همچنین، تبعیض علیه زنان در سیستم آموزش عالی ایران افزایش یافته است. جداسازی جنسیتی که اخیرا در برخی دانشگاه به اجرا گذاشته شده است این سوال را پیش می‌آورد که آیا، به شرط وجود ظرفیت و آنگونه که قوانین بین المللی مقرر کرده‌اند، زنان و مردان به آموزش عالی با کیفیت یکسان دسترسی برابر خواهند داشت یا خیر. گزارشات مبنی بر اعمال سهمیه‌هایی از جانب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که پذیرش زنان در برخی از رشته‌های تحصیلی دانشگاهی را محدود می‌کنند، حاکی از آن است که زنان برای استفاده از حق خود مبنی بر دسترسی بدون تبعیض به آموزش عالی، با محدودیت‌های فزاینده‌ای روبه رو هستند. به نظر می‌رسد این سهمیه‌ها به منظور افزایش نسبت تعداد دانشجویان پسر پذیرفته شده در دانشگاه‌ها و کاهش دسترسی زنان به برخی رشته‌های تحصیلی مشخص، طراحی گردیده است. این گونه محدودیت‌ها بر امکان انتخاب تحصیلی زنان، اصل ممنوعیت تبعیض و نیزتعهدات ایران تحت قوانین بین المللی را نقض می‌کند. این قوانین از دولت‌ها می‌خواهند تا اطمینان حاصل کنند که زنان و مردان به صورت برابر از حق تحصیل برخوردار خواهند بود. علاوه بر این، در واقعه‌ای آزاردهنده و ناخوشایند در اردیبهشت ماه، مامورین انتظامات دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن تعدادی از دانشجویان دختر را به علت عدم رعایت معیارهای حجاب مورد اهانت و ضرب و شتم قرار داده‌اند.
وضعیت اساتید و مدرسین آموزش عالی چندان بهتر نیست. از انتخابات سال ۲۰۰۹ تا کنون، مقامات ایرانی بیش از یکصد تن از اساتید دانشگاه را به خاطر عقاید سیاسیشان و یا مخالفت با دولت اخراج کرده‌اند. این عمل در تناقض و مغایرت با مادهٔ ۱۳ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR) است، که دولت‌ها را ملزم می‌کند تا آزادی علمی و استقلال دانشگاه‌ها را تضمین کنند. در حال حاضرچندین تن از استادان دانشگاه، تنها به علت ابراز مسالمت آمیزنظرات مخالف خود با حکومت، محکومیت زندان خود را سپری می‌کنند.
و سرانجام، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برنامه‌ای را در دستور کار قرار داده که هدف آن «تطبیق دادن» برخی از رشته‌های تحصیلی با ایدئولوژی اسلامی به تعریف حکومت است. رشته‌های حقوق، مطالعات زنان، حقوق بشر، مدیریت، هنر و مدیریت فرهنگی، جامعه‌شناسی، علوم اجتماعی، فلسفه، روان‌شناسی وعلوم سیاسی از این جمله هستند. چنین سیاستی به معنای نقض شدید آزادی علمی از طریق اعمال سانسورمستقیم و کنترل ایدئولوژیک آموزش عالی توسط دولت است.
سازمان‌های امضاکننده قویا از مقامات ایرانی می‌خواهند تا ایران به تعهدات بین المللی خود برای پاسداشت حق تحصیل و آزادی علمی از راه‌های زیر عمل کند:
فورا و بی‌هیچ قید و شرطی، تمامی دانشجویان و مدرسان آموزش عالی در ایران را، که به خاطر استفادهٔ مسالمت آمیز از حق آزادی بیان، تشکل و گردهم آیی زندانی شده‌اند، آزاد کنند، از جمله مدرسان موسسه آموزش عالی بهاییان، و نیز کسانی را که نظرات سیاسی خود را بیان کرده‌اند. (لیست‌های اسامی در پایین آمده است)؛
به شناسایی و برخورد منظم با دانشجویان به خاطرعقاید، و یا فعالیت‌های سیاسی، مدنی، ویا مذهبیشان پایان دهند و مقررات پذیرش دانشجو و نیز مقررات مربوط به کمیته‌های انضباطی را مورد تغییر و بازبینی قرار دهند، به گونه‌ای که از رعایت اصول آزادی بیان، تشکل و گردهم آیی اطمینان حاصل شود؛
تمامی واحدهای اطلاعاتی و شبه نظامیان بسیج را از مراکز دانشگاهی بیرون ببرند؛
به سازمان‌های دانشجویی مستقل و مسالمت جوی ایرانی اجازه دهند تا آزادانه و بدون دخالت و مزاحمت از جانب نهاد‌ها ومقامات دولتی به فعالیت بپردازند؛
به سیاست‌های تبعیض آمیز علیه زنان پایان دهند، از جمله به سیستم سهمیه بندی که مشارکت زنان در مقطع آموزش عالی را محدود می‌سازد، جداسازی جنسیتی که ممکن است به اعمال تبعیض علیه زنان در مقطع آموزش عالی بیانجامد، و محدودیت‌ها بر محوطه‌های دانشگاهی و رشته‌های تحصیلی که زنان امکان حضور و مشارکت در آنرا داشته باشند؛ و همچنین اجبار به رعایت استانداردهای پوششی برای زنان را، که حقوق شخصی، آزادی بیان و آزادی مذهب و عقیده را نقض می‌کند، متوقف سازند؛

به تمامی سیاست‌ها و اقداماتی که علیه اقلیت‌های مذهبی و قومی در ایران، به ویژه جامعه بهایی، تبعیض اعمال می‌کنند، یا به طریقی حقوق آن‌ها را نقض می‌کنند، پایان دهند، از جمله در ارتباط با امکان دسترسی آن‌ها به آموزش عالی و آزادی علمی؛

به سیاست استخدام، ارتقا و یا اخراج مدرسین موسسات آموزش عالی بر اساس عقاید شخصی و سیاسی آن‌ها خاتمه دهند و کمیته‌های دانشگاهی مستقلی برای بازبینی پروندهٔ اساتید اخراج شده تشکیل دهند و استادانی را که به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک اخراج شده‌اند به مقام و موقعیت سابق خود بازگردانند؛
اطمینان حاصل کنند که مدیریت دانشگاه‌ها، برنامه‌های درسی، و فرآیند پذیرش در دانشگاه‌ها مستقل از کنترل دولت، به دور از گزینش ایدئولوژیک، از جمله بر پایه مقررات مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، باشند و استانداردهای بین المللی آزادی علمی به تعیین یونسکو و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را رعایت کنند.
دانشجویان زندانی در ایران
بهاره هدایت، ضیا نبوی، مجید دری، مجید توکلی، ایقان شهیدی، علی اکبر محمدزاده، علی ملیحی، حسن اسدی زیدآبادی، حامد امیدی، سعید جلالی فر، مهدی خدایی، میلاد کریمی، بابک داشاب، حامد روحی‌نژاد، حسین رونقی ملکی، شاهین زینعلی، آرش صادقی، جواد علیخانی، امید کوکبی، حبیب الله لطیفی (محکوم به اعدام)، شبنم مددزاده، عاطفه نبوی، فرشته شیرازی، افشین شهبازی، روزبه سعادتی، مهرداد کرمی، علی جمالی، محمد احدی، روح الله روزی طلب، سما نورانی، عماد بهاور و کاوه رضایی شیراز

مدرسین و اساتید دانشگاهی زندانی در ایران


مسعود سپهر، قربانعلی بهزادیان‌نژاد، قاسم شعله سعدی، داوود سلیمانی، محسن میردامادی، زهرا رهنورد (حبس خانگی) و احمد می‌ری

مدرسین موسسه آموزش عالی بهاییان: 
 
محمود با دوام، ریاض سبحانی، رامین زیبایی، فرهاد صدقی، نوشین خادم، کامران مرتضایی و کامران رحیمیان

هرانا 

Balatarin