‏نمایش پست‌ها با برچسب رهبر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رهبر. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه

وزیر دادگستری: نام بردن از محمدرضا رحیمی بعنوان متهم، خلاف نظر رهبری است !


کلمه – در حالی پرونده مفاسد مالی و اقتصادی محمدرضا رحیمی وجه المصالحه برخی دیگر از پرونده ها شده است، وزیر دادگستری نام بردن از رحیمی به عنوان متهم توسط رئیس کمسیون قضایی را خلاف توصیه رهبری دانست.

به گزارش کلمه، محمدرضا رحیمی که در دادگاه های اختلاس بیمه ایران با نام اختصاری م.ر به فساد متهم شده اما پیگرد قضایی او با حکم حکومتی رهبری متوقف شده، پس از آنکه دادگاه رسیدگی به بیمه ایران به اتمام رسید همچنان در حاشیه امنیتی است.

اینک سید مرتضی بختیاری بدون اشاره به زمان رسیدگی به پرونده این متهم با ابراز تاسف از اینکه نام معاون اول احمدی نژاد برده شده، به سخن رهبری استناد می کند که متهم تا زمانی که اتهامش در دادگاه صالحه احراز نشده است و حکمش قطعی نگردیده حق انعکاس نام او نیست.

او که نماینده قضایی دولت دهم است نمی گوید چرا کلیه افرادی که در جریان انتخابات مهندسی شده سال ۱۳۸۸ متهم شدند بدون احراز اتهام در دادگاه صالحه نامشان علنی و صدا وسیما بارها تصاویر آنان را پخش کرد.

وزیر دادگستری که توصیه رهبری را هم شرعی و هم قانونی می داند، می گوید: از رئیس کمیسیون قضائی مجلس انتظار دارم اگر این خبر را اعلام نکرده اند به سرعت تکذیب و اگر اعلام کرده اند بداند که این اقدام خلاف نظر مقام معظم رهبری بوده است.

رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در خصوص جلسه با وزیر دادگستری گفته بود که وزیر دادگستری با حضور در این کمیسیون در پاسخ به سوال یکی از نمایندگان در خصوص اتهامات معاون اول احمدی نژاد ر در پرونده بیمه تاکیده کرده است که قوه قضائیه در وقت مناسب به پرونده همه متهمان و مجرمان رسیدگی خواهد کرد.

دادگاه رسیدگی به اختلاس در بیمه ایران، خرداد ماه سال جاری بدون حضور متهم اصلی سرحلقه خانه فاطمی برگزار شد. غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضاییه نیز تاکید کرده بود که نام محمدرضا رحیمی در فهرست متهمان پرونده فساد موسوم به “خانه فاطمی” نیست!

این در حالی است که دو سال پیش، الیاس نادران نماینده تهران با بیان اینکه افرادی که در بحث مفاسد اقتصادی از رحیمی دفاع می کنند از میزان دخالت وی در شبکه مفاسد اقتصادی که اخیرا اعضای آن دستگیر شده اند اطلاعی ندارند، اظهار داشته بود: یا این افرادی که از آقای رحیمی دفاع می کنند از میزان دخالت وی در شبکه فساد اطلاعی ندارند یا اینکه اطلاعات آنها ناقص است.
نماینده تهران گفته بود: آقای رحیمی رئیس حلقه فساد در خیابان فاطمی است که نسبت به جمع آوری منابع از محل منابع فاسد و توزیع آن تصمیم گیری می کرده است و اکنون تقریبا همه اعضای این شبکه فاسد اقتصادی در خیابان فاطمی دستگیر شده اند الا معاون اول فعلی احمدی نژاد. اینکه کسی را به دلیل مسئولیت اجرایی اش از دستگیری مستثنی می کنند نه عادلانه است نه پذیرفتنی. شبکه فساد اقتصادی خیابان فاطمی متشکل از افرادی به اسامی جابر ابدالی، الیاس محمودی، مسعودی و برخی افراد بوده که همه این افراد دستگیر شده اند.

این سخنان با واکنش احمدی نژاد رو به رو شد و او مثل همیشه به دفاع از مردانش آمد و گفت: این سخنان و اتهامات بی‌اساس و صرفا یک حرکت سیاسی است.

در همین حال به دنبال اعلام اسامی مدیران ارشد دولت در اختلاس، معاونت حقوقی ریاست جمهوری به نحوه انتشار برخی اخبار در خصوص پرونده اختلاس بیمه ایران و نقض اصولی از قانون اساسی اعتراض کرد و آن را نقض حقوق شهروندی خواند!

با توجه به محرز بودن نقش محمدرضا رحیمی در پرونده اختلاس شرکت بیمه، پس از اظهارات اژه ای، ذبیحی نماینده دادستان در دومین جلسه رسیدگی به این پرونده نام “م.ر” “معاون اول با عنوان “ریاست سابق دیوان محاسبات” در فهرست متهمان این پرونده اعلام کرد و گفت: “در ابتدای جلسه گذشته نام «م.ر» که در جلسه قبل برده شد مربوط به دوران ریاست دیوان محاسبات وقت بوده است و ربطی به سمت فعلی وی ندارد که بدین وسیله اصلاح می شود”.

صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه هم که طی سالهای گذشته متهم سازش و معامله بر سر پرونده معاون اول احمدی نژاد است ادعا کرده است که نتیجه این دادگاه و دادگاه بیمه عبرتی ماندگار برای همه کسانی شود که فکر می‌کنند می‌توانند با سوءاستفاده از مناصب و قدرت‌های اجرایی و با رانت‌های مختلف به مال و ثروت برسند و ملت بزرگوار باید بدانند که تبعیضی در رسیدگی به اتهامات متهمان فساد اقتصادی در هر رده و مقامی که باشند نداریم.

در همین حال در یکی از جلسات هیات دولت، احمدی‌نژاد با انتقاد از نحوه برگزاری دادگاه‌ها، ضمن گلایه از مطرح شدن نام محمدرضا رحیمی به عنوان متهم فساد اقتصادی در پرونده بیمه ایران، نسبت به تداوم این روند اظهار نگرانی کرده است.

در همین رابطه در یکی دیگر از جلسات هیات دولت، با انتقاد یکی از وزرا نسبت به بر سر زبان افتادن نام معاون اول در پرونده بیمه ایران، نامه‌ای توسط یکی از وزرا نوشته می شود و همه وزرا به جز یک وزیر پای آنرا امضا می کنند. امضا کنندگان این نامه خواستار اصلاح روند برگزاری دادگاه‌ها شدند و نسبت به مطرح شدن نامه محمد رضا رحیمی به عنوان متهم به فساد اقتصادی در رسانه‌ها صریحا انتقاد کردند.

از سوی دیگر دبیر کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه جریان انحرافی برای حفظ بقای خود و هزینه کردن در تبلیغات انتخاباتی، بسیاری از ارگان‌های اقتصادی کشور را قبضه کرده است؛ گفت: پس از پایان فعالیت دولت دهم ابعاد گسترده‌تری از فعالیت‌های غیر قانونی جریان انحرافی نزدیک احمدی نژاد منتشر می‌شود.

وی نگفت چرا تاکنون به پرونده نزدیکان احمدی نژاد که در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تخلفات آشکار مالی و فساد گسترده و محرز داشتند رسیدگی نشده است.

هر چند بوترابی ادعا کرد که مصلحت شخص و اجتماع بر این است که با این اشخاص که محکومیت آنان قطعی شده است، برخورد قاطع شود، اما اراده‌ای برای چنین امری در هیچ یک از دستگاه‌های تحت امر قوه قضاییه و مجریه دیده نمی شود.

چندی پیش نیز، پورمحمدی رییس سازمان بازرسی کشور که پیش از این اعلام کرده بود بنا به مصالح نظام به پرونده محمدرضا رحیمی رسیدگی نمی شود، پس از آنکه خودش مورد اتهام اختلاس ۲۱ میلیارد تومانی از سوی معاون اول احمدی نژاد قرار گرفت، شکایتی علیه وی را تسلیم قوه قضاییه کرد.
Balatarin

سه‌شنبه

ادعای متوهمانه نماینده خامنه ای در سپاه: رهبر فرقی با پیامبر ندارد !


روز آنلاین - با نزدیک تر شدن به زمان برگزاری یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران، زمزمه های " عدم تاثیر رای مردم در مشروعیت نظام" در کنار تلاش برای تغییر مرجع برگزار کننده انتخابات،هر دم بیشتر شنیده می شود. عقیده ای که طی سال های اخیر بارها از سوی مصباح یزدی و طیف روحانیون همسو با وی که هم اکنون در "قرارگاه عماریون" گردهم آمده اند، تکرار شده است.

اینبار اما، این دیدگاه از سوی نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه پاسداران بیان شده است.  سپاه پاسدارانی که همین چند ماه پیش از سوی علی مطهری بار دیگر متهم به دخالت گسترده در انتخابات سال 88 شد و هم اکنون تعداد زیادی از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران به خاطر تاکید بر "کودتای انتخاباتی" این نهاد نظامی در زندان به سر می برند.
بنا به گزارش سایت آفتاب، علی سعیدی در حاشیه مراسم تودیع و معارفه رئیس پژوهشکده تحقیقات اسلامی سپاه، این دیدگاه را به عنوان نظر رسمی سپاه پاسداران اعلام کرده و علاوه بر آن درباره رای مردم به عنوان "چالش پیش روی نظام" به نظامیان هشدار داده است.
حجت الاسلام سعیدی گفته است:" برخی عقیده دارند مشروعیت نظام و همه مسائل در حکومت دینی از رای مردمی نشأت می‌گیرند، حال آنکه این یک انحراف است و قراردادهای اجتماعی نمی‌تواند منشأ عمل ما باشد. در واقع نقش مردم در حکومت دینی و چیستی آن یکی از چالش‌های پیش روی ماست".

او افزوده است:" رابطه امامت، غیبت و حکومت در کنار اختیارات ولایت و همسانی آن با اختیارات پیامبر باید کاملاً بررسی شوند. بررسی شئونات و اختیارات ولی فقیه در مقایسه با پیامبر و ساز و کار رسیدن به اهداف نیز اهمیت زیادی دارد. باید هدف جمهوری اسلامی با دیگر جمهوری‌ها مقایسه شود زیرا اختلاف بین رهبری و برخی دیگر از افراد همین مسئله مبنایی بوده و آنها عقیده دارند که نمی‌توان در کنار قدرت‌ها ایستادگی کرد بلکه باید در کنار آن بود اما رهبری معتقد است که مقاومت تنها راه است".

این سخنان در حالی بیان شده که اجلاس دوره ای مجلس خبرگان رهبری نیز قرار است از امروز در تهران و مطابق معمول با تمجید از آیت الله خامنه ای برگزار شود.

بنا به گفته احمد خاتمی،  این مجلس قرار است امروز در تهران آغاز به کار کند اما به جای بررسی عملکرد رهبری و نهادهای تحت امر وی، اجلاس نم را بررسی و ارزیابی خواهد کرد و پس از آن نیز به دیدار آیت الله خامنه ای خواهد رفت.

به نوشته فارس، احمد خاتمی، سخنگوی خبرگان گفته است:" مجلس خبرگان دستاوردهای اجلاس نم در تهران را بررسی می‌کند و روز 5 شنبه هم اعضای خبرگان با بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی تجدید میثاق می کنند و سپس با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار خواهند داشت".

این سخنان و همزمانی آن با اجلاس خبرگان رهبری در حالی است که مصباح یزدی به عنوان یکی از اعضای خبرگان، و فردی که هم اکنون نزدیکان وی در ارکان قدرت و نهادهای امنیتی و نظامی همچون سپاه و بسیج نفوذ زیادی دارند، در کتاب خود درباره رای مردم با عنوان "پرسش و پاسخ ها"، که موسسه او به نام "موسسه امام خمینی" در سال 77  به چاپ رسانده گفته است:" در نظام سیاسی اسلام حجیت کلام رهبر به رای مردم نیست و اعتبار و مشروعیت نظام و رهبر برگرفته و ناشی از رای خبرگان نمی‌باشد، زیرا خبرگان مقام ولایت را به رهبر اعطا نمی‌کنند. وظیفه خبرگان فقط تشخیص مصداق رهبری الهی است که شرایط آن را ائمه اطهار بیان کرده‌اند. خبرگان موظفند کسی را که امام معصوم برای ولایت و رهبری شایسته می‌داند، به مردم معرفی کنند... بنابراین اعتبار رهبری به سبب صلاحیت‌های او و نصب الهی است. باید افزود که این  دیگر امور و مناصب هستند که با واسطه حجیت رهبر اعتبار پیدا می‌کند... مردم هیچ مشروعیتی به حکومت فقیه نمی‌دهند، رای و رضایت آنان باعث به وجود آمدن آن می‌شود... با این تحلیل، انتخابات زمینه‌ای برای کشف رهبری می‌شود، نه اینکه به او مشروعیت ببخشد".

گفتنی است مشابه سخنان او و حجت السلام سعیدی را روز گذشته، محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه  نیز در دیدار با برخی از بسیجی ها تکرار کرده و به نوشته خبرآنلاین گفته است:" مقام معظم رهبري جزييات مشکلات و راهبردهاي عملياتي را بيان مي‌کنند اما مشکل از ماست که براي اجراي آن کم تلاش مي‌کنيم و در همه بخش‌هاي مختلف کشور اين مشکل وجود دارد. باید توجه داشت که حرف رهبری برای همه ما حجت است".

در مقابل این اظهارات، سایت علی مجمع تشخیص مصلحت نظام، مصاحبه ای با هاشمی رفسنجانی را منتشر کرده که به نظر می رسد در پاسخ به اظهارات سعیدی بیان شده است.

در مصاحبه سایت مجمع تشخیص با هاشمی رفسنجانی آمده است:" متحجران همان موقع هم بود. بعضیها موافق جمهوریت هم نبودند، منتها صدای آنها خیلی رسا نبود، چون آنها در انقلاب شرکت نداشتند. اما آن طرفی‌ها زیاد بودند. الان در داخل ایران صدای متحجرین مقداری از آنها بلندتر شده‌است. گرچه در فضای جهانی شاید آن صداها بلندتر باشد. ولی بله، با یک مقدار تفاوت همین جورها بود. راه ما همان جمهوری اسلامی است. در چارچوب اسلام و با نظر مردم".

Balatarin

جمعه

هشدار سازمان گزارشگران بدون مرز به رهبر جمهوری اسلامی در مورد میرحسین موسوی


جـــرس: در پی وضعیت وخیم میرحسین موسوی، سازمان گزارشگران بدون مرز طی بیانیه ای، رهبر جمهوری اسلامی را مسئول جان وی دانست و نسبت به سلامت وی و دیگر روزنامه نگاران و وب نگاران ایرانی در حبس، هشدار داد.

به گزارش سایت سازمان گزارشگران بدون مرز، این بیانیه آورده است: "ما به رهبر جمهوری اسلامی یادآور می‌شویم که سلامت و جان این رهبر سیاسی را در خطر قرار ندهد. آقای خامنه‌ای مسئول جان میرحسین موسوی و دیگر روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی است که با وضعیت سلامت شکننده همچنان در بازداشت بسر می‌برند."

متن این بیانیه به شرح زیر منتشر شده است:

گزارشگران بدون مرز نگرانی عمیق خود را از وضعیت سلامت میر حسین موسوی، اعلام می‌کند. وی پس از یک عارضه‌ی قلبی در بیمارستانی در تهران بستری شده است. نخست وزیر سابق جمهوری اسلامی، کاندیدای انتخابات مخدوش ریاست جمهوری در سال ١٣٨٨  و صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده کلمه سبز، بیش از ١٨ ماه است در محلی نامعلوم در بازداشت خانگی بسر می‌برد، " بیماری میرحسین موسوی بیش از هر چیز از عوارض بازداشت او است. وی باید به فوریت آزاد شود. ما به رهبر جمهوری اسلامی یادآور می‌شویم که سلامت و جان این رهبر سیاسی را در خطر قرار ندهد. آقای خامنه‌ای مسئول جان میرحسین موسوی و دیگر روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی است که با وضعیت سلامت شکننده همچنان در بازداشت بسر می‌برند."

نزدیکان میرحسین موسوی ٧٢ ساله، به گزارش‌گران بدون مرز گفته‌اند که وی در چهارشنبه شب، اول شهریور ١٣٩١ دچار عارضه‌ی قلبی و روز بعد به بیمارستانی در تهران منتقل شده است. این بیمارستان تحت کنترل شدید ماموران امنیتی قرار گرفته است. انتشار اطلاعات ضد و نقیض در باره وضعیت سلامت و محل بستری شدن میرحسین موسوی نگران کننده است. خانواده وی که شدیدا تحت فشار قرار دارند، از اظهار نظر در این باره منع شده‌اند.
میرحسین موسوی، و همسرش زهرا رهنورد، روشنفکر و نویسنده و مهدی کروبی رئیس سابق مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی، صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده اعتماد ملی، از تاریخ ٥ اسفند ١٣٨٩، در محلی نامعلوم در بازداشت خانگی بسر می‌برند و از همه حقوق خود محروم شده‌اند. فاطمه کروبی سردبیر مجله‌ی توقیف شده ایران‌دخت، و همسر مهدی کروبی که با وی بازداشت شده بود، در مهرماه ١٣٩٠ آزاد شد. مهدی کروبی نیز از بیماری‌های متعدد تشدید شده در اثر شرایط بازداشت، رنج می‌برد.
گزارش‌گران بدون مرز یاداور می‌شود: "بازداشت‌های خودسرانه و مخفی نگاه داشتن محل بازداشت زندانیان سیاسی، نقض فاحش قوانین بین‌المللی است. این روش از مصادیق بارز "ناپدید" کردن اجباری است. مسوولان حکومت ایران به شکل نظام‌مند این روش‌ها را علیه روزنامه‌نگاران و شهروند وب‌نگاران بکار می‌گیرند."
Balatarin

تاجزاده: می خواهند هیچ صدایی جز صدای رهبر و آقای مصباح و مریدانشان در جامعه منعکس نشود


کلمه نوشت :سیدمصطفی تاجزاده در پیامی از زندان اوین نسبت به هتک حرمت حرم رضوی به بهانه ارعاب منتقدین اصولگرا واکنش نشان داده است.

به گزارش نوروز، این زندانی سیاسی در پیام خود با اعتراض به وقایع رخ داده در سخنرانی علی اکبر ناطق نوری در حرم امام رضا، بر هم زنندگان این برنامه را مانند خوارج صدراسلام دانسته که به طرد و تکفیر مخالفین می پردازند.

عضو ارشد جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتقاد از سکوت تایید آمیز رهبر جمهوری اسلامی در قبال این مساله، عدم پیگیری نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و قضایی را برای برخورد با متخلفان ناشی از همین سکوت رهبری دانسته و نوشته اشت: “آن چه در شب قدر در حرم امام معصوم رخ داد، تازه اقدامی اولیه و محدود بوده است و هنوز عنان این جریان خوارجی – تکفیری پاره نشده است وگرنه لابد سعید عسگرها دوباره فعال خواهند شد تا دیگر هیچ صدایی جز صدای رهبر و آقای مصباح و مریدانشان در جامعه منعکس نشود!”

متن کامل پیام مصطفی تاجزاده در پی می آید:

تلاش انصار انحصار و خشونت و سرکوب برای برهم زدن مراسم احیاء در حرم امام رضا، یک بار دیگر ثابت کرد که پیروان اسلام سلفی – تکفیری – خوارجی، چه در اهل سنت و چه بین شیعیان و مریدان آقای مصباح یزدی برای حذف رقبای خود هیچ حرمتی نه برای مکان های مقدس قائلند و نه برای زمان های مقدس! ایشان نیز مانند خوارج صدراسلام هر کس را که با آنان اختلاف نظر دارد، طرد و تکفیر می کنند و می کوشند وی را بی آبرو سازند و خانه نشین کنند.

آن چه در تعرض اخیر قابل توجه است این که گروه خوارجی انصار حزب الله چنان از مصونیت بهره مند شده است که یکی از سرکردگانش علناً مسئولیت این حرمت شکنی را به عهده می گیرد و مهم تر آن که آقای ناطق نوری و دیگر منتقدان مدیریت کنونی کشور را تهدید کرده است که اگر بار دیگر به بیان دیدگاه هایشان بپردازند «حزب الله رسماً عنان پاره می کند و به سراغ شان می رود.» یعنی آن چه در شب قدر در حرم امام معصوم رخ داد، تازه اقدامی اولیه و محدود بوده است و هنوز عنان این جریان خوارجی – تکفیری پاره نشده است وگرنه لابد سعید عسگرها دوباره فعال خواهند شد تا دیگر هیچ صدایی جز صدای رهبر و آقای مصباح و مریدانشان در جامعه منعکس نشود!

نکته بسیار مهم دیگر سکوت تأیید آمیز رهبری در این زمینه است که نتیجه آن عدم پیگیری مسئله توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و دستگاه های قضایی است. ظاهراً معنای جذب حداکثری به دست آوردن دل آقای مصباح یزدی و مریدانش به هر قیمت است و حذف حداقلی یعنی از میدان به در کردن همه کسانی که حاضر به تأیید صد درصد روندهای جاری مدیریتی نیستند! حتی اگر این منتقدین، اصول گراهای باسابقه ای باشند که هم اکنون به دلایلی با حکم رهبری مسئولیت هایی به عهده دارند!

به باور من چنان چه رهبر فقید انقلاب زنده بود، خواستار رسیدگی فوری و قاطع نهادهای مسئول به این امر می شد تا دیگر کسی جرأت نکند هم سو با عناصر افراطی وهابی و نیز طرفداران القاعده، حرمت اماکن مقدس را در ایران بشکند. مراکزی که در زمان های نه چندان دور ملجأ و پناه گاه مظلومان بودند و حتی شاهان مستبد قاجار نیز حرمت آن را نگاه می داشتند. سکوت جامعه مدرسین قم و جامعه روحانیت تهران نیز افزون بر آن که مایه تأسف است، نشان می دهد که استراتژی «النصر بالرعب» چگونه اعضای هردو تشکل را مرعوب کرده است که حتی جرأت محکوم کردن هتک حرمت حرم رضوی را ندارند. حرم امامی که خود او را «ضامن آهو» می خوانند!
Balatarin

چهارشنبه

علی خامنه ای رهبر عملیات تروریستی سپاه قدس



کیهان آنلاین نوشت _ روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف به نقل از منابع امنیتی اعلام کرد خامنه ای رهبر سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی از سپاه قدس که شاخه خارجی سپاه پاسداران است خواسته تا برای حمایت از بشار اسد علیه کشورهای غربی و متحدان آنها دست به عملیات تروریستی بزنند.
خبرگزاری العربیه با اعلام این خبر به نقل از دیلی تلگراف می نویسد، خامنه ای در دیداری با اعضای شورای امنیت ملی از آنها خواست تا پیامدهای سرنگونی رژیم بشار اسد را بر ایران بررسی کنند. به گزارش العربیه، در گزارش این جلسه که خامنه ای شخصا در تهیه آن نقش داشت تأکید شده که منافع جمهوری اسلامی پس از سقوط اسد مستقیما تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
العربیه به نقل از دیلی تلگراف می افزاید، شورای امنیت ملی رژیم تأکید کرد «ایران نباید در برابر تهدیدهایی که امنیت ملی را تهدید می کند منفعلانه عمل کند و باید این پیام را به غرب برساند که در مسئله سوریه خطوط قرمزی وجود دارد که نمی توان از آنها گذشت» و آنگاه به کشورهای غربی مانند آمریکا و بریتانیا و متحدان آنها چون ترکیه و عربستان سعودی و قطر هشدار داده شده که در صورت سرنگونی رژیم اسد از «مصونیت» برخوردار نخواهند بود.
بر اساس این گزارش، خامنه ای به قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس دستور داد تا عملیات علیه غرب و هم پیمانان آن را که از مخالفان بشار اسد حمایت می کنند، گسترش دهد.
ترور همواره یکی از ابزار فشار مؤثر جمهوری اسلامی علیه سیاست های غرب بوده است. همواره هر بار که رژیم ایران در تنگنا قرار گرفت، بر شمار عملیات تروریستی در کشورهای منطقه افزوده گشت اما اینکه خامنه ای گسترش عملیات تروریستی علیه کشورهای غربی را در دستور کار سپاه قدس قرار دهد آن هم در حالی که هیچ آینده ای برای ادامه رژیم بشار اسد در چشم انداز نیست، بیشتر یک ماجراجویی خطرناک به شمار می رود که بدون آنکه بتواند راه نجاتی برای بشار اسد بگشاید، خود جمهوری اسلامی را نیز به بن بست می کشاند و ایران را با خطرات بیشتری روبرو خواهد کرد.

Balatarin

یکشنبه

محمد نوری زاد خطاب به رییس قوه قضاییه: رهبر را به محکمه فرا بخوانید


رهسا نیوز: محمد نوری زاد، در نامه ای به رئیس قوه قضاییه، با درخواست از وی برای اینکه از شنیدن این حقیقت مکدر نشود، صراحتا خطاب به وی نوشت: جناب شما، فارغ از همه ی هیاهوهایی که برایتان آراسته اند، نفر ششم دستگاه معهود خویشید. چه بشود که با ارفاق و اغماض بشوید نفر پنجم.
به گزارش سایت شخصی این نویسنده و هنرمند منتقد؛ در این نامه به ۸ نمونه از مواردی پرداخته که هر یک به تنهایی نبود استقلال در دستگاه قضایی را ثابت می کند. نوری زاد در نهایت خطاب به آملی لاریجانی نوشته است: شما برای این که میزان استقلال و نفر اول بودن خود را در دستگاه قضایی کشور به ما ثابت کنید، نمی خواهد به سراغ برادران خود بروید. یا دزدانی چون احمدی نژاد و همدوشانش را به سلول های نفرت و قانون بسپرید. یا بسیجیان قلچماقی را که فاجعه ی خونین کوی دانشگاه را رقم زدند به زندان بیاندازید و از آسیب دیدگان آن فاجعه پوزش بخواهید، یا رهبر را برای پاره ای توضیحات به دستگاه تحت امر خود فرا بخوانید. یا طائب را و ضرغامی را با چشمان بسته به سلول انفرادی بیاندازید. من و شما نیک می دانیم که اینها شدنی نیست. دلیلش را خودمان می دانیم. هم ما و هم شما. اما بیایید و برای اثبات نفر اولی خود دستور بدهید دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، این اموال شخصی مرا به من بازبگردانند.
متن کامل نامه محمد نوری زاد را که در وب سایت وی منتشر شده، در ادامه می خوانیم:
سلام به محضرحضرت آیت الله شیخ صادق آملی رینه ای لاریجانی
اگر از من مکدر نمی شوید، یک حقیقت جاری را با شما درمیان بگذارم. حقیقتی که چندان هم ازنگاه اطرافیان شما پنهان نیست. حقیقتی که “لازمه اش” ازمقام شامخ شما ارتزاق می کند.
و به تعبیری: حیات و مماتش به وجود مبارک شما بند است. و آن این که: جناب شما، فارغ از همه ی هیاهوهایی که برایتان آراسته اند، نفر ششم دستگاه معهود خویشید. چه بشود که با ارفاق و اغماض بشوید نفر پنجم.
این حقیقت جاری، همان است که به وجود مبارک شما محتاج است. برای چه؟ تا آن چهار پنج نفری که نفوذشان از جناب شما بیشتر و نافذتر است -بی حضور شما- آجرهای رفاقت و رعایت را برهم بچینند و چفت و بست ظاهری اش را برای شما باقی گذارند.
مثلا با شرمندگی بگویم که جناب رییسی، شاید بیست برابر شما در دستگاه قضایی نفوذ دارد. و شما برای او، آنسوتر از تعارفات معمول و متداول، “مکملی” بیش نیستید. و مگرجناب اژه ای، که از صندلی وزارت به کرسی دادستانی تنزل فرمود، پس و پشت تبسم های متداولش را برای شما معنا می کند؟ یا جناب حجازیِ بیت، مگر برای استقلال دستگاه قضا و قعی می نهد که مأموران و بازجویان وزارت اطلاعات، آنگاه که برای متهمین یا بهتر بگویم: سوژه های خود سه سال و چهارسال و ده سال حبس وشلاق دیکته می کنند، سه قاضی فلک زده ی شما – آقایان صلواتی و پیرعباس و مقیسه – را بقدر یک رهگذر اطراف دادسرای انقلاب بحساب آرند؟
شاید برمن بربخروشید و بفرمایید که نخیر، من نفراولم. با شرمندگی می گویم: نیستید. با اطمینان می فرمایید: هستم. به آرامی می گویم: نیستید. برافروخته می فرمایید: اگرمی خواهی قدرت ونفوذ و استقلال و برتربودن مرا بیازمایی یک نمونه بگو تا قاطعیت وبُرد و تامّ الاختیاربودن مرا تماشا کنی.
می گویم: گرچه من خود به پایان این هماورد طلبی شما واقفم اما این شما و این چند نمونه ای که می آورم:
۱ – برادران خودتان را به محکمه بخوانید. هم رییس مجلس را و هم آن یکی را که کمی شوخ است و سخن به مطایبه می راند و از جایگاه یک مترسک حقوق بشری مدعی است که “درایران، ما زندانی سیاسی نداریم و شکنجه ای هم در کارنیست و همه چیزنظام در امن و امان و صحت و سلامت و انصاف وعدل است.” به اولی بگویید: گذشته از این که شما یک نظامی هستی و در کار سیاست دخول کرده ای و این دخول سراسیمه ی تو و طایفگان سپاهی ات مخالف قانون و فرمان امام و اساس حکومت است، اسنادی نیز برای من ارسال شده که نشان می دهد دست تو به اموال مردم آلوده است. من از جایگاه مدعی العمومی تو را به محکمه می خوانم. بیا و به پرسش های تمام نشدنی ما پاسخ بگو.
به آن یکی هم که شوخ و شنگ است بفرمایید: اخوی، شما که به کشاورزبودن خود می نازی و اجداد کشاورزت را شاهد مثال می آوری و به گندم وجوی کاشته ات اشاره می کنی و نکته ای ازشترمرغ هایت نمی گویی، دریک قلم بما بگو این صدها هکتار زمینی را که در همین چندسال اخیر صاحبت شده ای از کجا آورده ای؟ تو که مثل خود من اهل اطراف آمل و رینه و پردمه ای. در ورامین چه می کنی؟ نه ارث پدری ما راه به این سوی می کشد و نه اگر کلاه ما به ورامین می افتاد راهمان را کج می کردیم. به وی بفرمایید: اخوی، شما که به گندمکاربودن و جوکاربودن خود می نازی، به ما بگو در یک شرایط مساوی، این همه برخورداری از درهای گشوده آیا برای دیگران هم مهیا بوده است؟ یعنی یک آدم بی نشان هم اگر در کنار شما قرار می گرفت آیا می توانست صبح به اداره ی ثبت ورامین داخل شود و ساعتی بعد با سندهای منگوله دار از آنجا بیرون بزند؟
نیزبه ایشان بفرمایید: اخوی محترم، اگر بفرض محال دروغ گفتنِ مردم امری پذیرفتنی باشد، دروغ گفتن مسئولین جرمی محرز و قابل پیگرد است. این که شما می گویی ما درایران شکنجه و زندانی سیاسی نداریم، نه یک دروغ، که یک جرم آشکار است. به وی بفرمایید: اخوی، پیش هرکس اگر معلق می زنی پیش خود ما مزن. که ما خود بهتر از هرکسی می دانیم در دستگاه قضایی مان چه می گذرد. ما که بهتر می دانیم این براداران امام زمانی اگر بروند کلاه یکی را بیاورند، سرطرف را می آورند.
به وی بفرمایید: ما خودمان در داستان کوی دانشگاه هرچه پرپرزدیم، این برادران امام زمانی یک برگ سند ندادند دستمان. چرا بدهند؟ چاقو مگر دسته اش را می برد؟ ما مگرمی توانستیم آن بسیجی هایی را که به کوی دانشگاه حمله کردند و چشمها را دریدند و تن و بدن دانشجویان را سیاه کردند و اموالشان را دزدیدند و تخریب کردند، محاکمه کنیم و به زندانشان بیاندازیم؟ یکی از اینها را که به زندان می انداختیم فردا مگر تره برای ما و اشارات ما و فرامین بعدی ما خورد می کردند؟ پس ای برادر، دروغ ممنوع. لطفاَ زیپ دهانت را بکش و بیش از این آبروی نداشته ات را برطبق رسوایی مریز.
۲ – اگر معتقدید فرد نخست و مستقل دستگاه قضایی هستید، ازهمان جایگاه مدعی العمومی، این آقای احمدی نژاد را بخاطر سالها تحقیر ایرانیان و تاراج اموالشان و برکشیدن دزدان و داخل کردن دزدان به جایگاه مسئولیت، یک بار، آری یک بار، به محکمه بخوانید. شما سه برادر عجبا که چقدر ترسو هستید. همه ی غوغای شما در شعار های پرطمطراق و توخالی محدود است.
گرچه این احمدی نژاد هم در شعارگویی و شعارخواری دست کمی از شمایان ندارد اما هرچه که ندارد، یک عربده هایی به اسم جسارت دارد. از او یاد بگیرید و یک یا اللهی بگویید و چنگ درچنگ او بیاندازید. اولی درمجلس و دومی دردستگاه حقوق بشری وشما نیز در دستگاه خودتان. دستگاه ها را بکار اندازید و یک سمفونی نترسیدن بکار اندازید. مردن یک بار و شیون یک بار.
از چه می ترسید؟ سند ومدرک علیه شما دارد که دارد. این همه خفت را چرا با خود حمل می کنید؟ پاچه ها را وربکشید و به میدان بیایید. در یک قلم از محمد رضا رحیمیِ دزد شروع کنید و بعد از صادق محصولی و مشایی و پاسداران دزدی که دست به دست احمدی نژاد داده اند، دست به گلوی خود او ببرید. البته نه برای گروکشی و دعواهای بین المجالسی. بل بخاطر سالها دزدی و تحقیری که آوار احمدی نژاد و یارانش بر سر مردم ایران و تاریخ این سرزمین فرو باریده اند.
۳ – اجازه بدهید جلوتر نروم. از این روی فرد خام و ناپخته وبی تجربه ای چون شما بر سر دستگاه قضا گمارده می شود که حرف شنو باشید. و البته ماشین امضا. اگر بنا بود شما کارکشته و استخوان خرد کرده ی دستگاه قضا بودید و هرازگاهی فرمانروایان خود را به قانون و تبصره های قانونی ارجاع می دادید و یک “نمی شود” تحویلشان می دادید، کارها به کامشان تلخ می شد که. شما “باید”، آری “باید” خام و ناپخته می بودید.
۴ – من اگر خیلی بخواهم آرمانی بیندیشم باید می گفتم: شما در مقام رییس دستگاه قضا باید شخص رهبر را بخاطر خیلی کارهایی که در پس و پشت حقوق بدیهی مردم کرده و می کند به محکمه فرا بخوانید. و مثلا از وی بخاطر حساب های مالی ناپیدا و نامشخصش پرسش کنید. که چرا پول های مردم را و میزان آنها را آشکار نمی کند و بی اجازه ی مردم به جاهای مختلف پول سرازیرمی کند. راز خام بودن شما و اطاعت بی چون و چرای شما به همین مواقف مربوط است. خنده دار نیست این جمله ی شما که فرموده اید: ما مطیع هماره مقام معظم رهبری هستیم؟ ظاهراَ شما باید مستقل باشید.
۵ – اجازه بدهید از تخته سنگ های عظیم الجثه ی سر راه شما نگویم. که خود می دانم شما نه مرد این خطرهای قضایی هستید و نه اساساَ شما را بر این جایگاه بلند نشانده اند تا به درون این درهای بسته سر فرو برید. پس، از چند سنگ ریزه ی قضایی با شما می گویم تا ببینیم میزان قدرت شما تا کجاست. مثل سنگ ریزه ای به اسم حقوق مدنی یک زندانی.
بعنوان نمونه خود مرا ممنوع الخروج کرده اند. از همان سه سال پیش. حالا که پرونده ام مختومه شده، همچنان ممنوع الخروجم. یک خودی نشان بدهید و از جایگاه پنجمی دستگاه قضا خود را به جای واقعی خود بکشانید تا ببینیم دستخط مبارک شما تا کجاها بُرد دارد. بخواهید زندانیان سیاسی مثلا به مرخصی بروند. بخواهید سالهای زندانی اینان به قدر واقعی اش تقلیل پیدا کند. و نه به اندازه ای که بازجوها به قاضیان شما دیکته می کنند.
۶ – من ازآقای طائب رییس اداره ی اطلاعات سپاه بخاطر ساخت فیلم علیه من و انتشارآن درفضای مجازی، به دادسرای ویژه ی روحانیت شکایت بردم. به قاضی که خود روحانی بود گفتم: یعنی می شود باور کرد که شما طائب را به اینجا بکشانید و بخاطراین جرم آشکار زندانی اش کنید؟ گفت: ما بزرگتر از طائب را هم به اینجا می کشانیم. که همانجا به وی گفتم: شوخی نفرمایید.
اکنون بعد از ماه ها جواب آمده که شکایت شما بی مورد است. یک تکانی به قلم مبارک خود بدهید ببینیم می توانید یک روحانی در اندازه ی طائب را بخاطر یک جرم آشکار و محرز و غیرقابل انکارش به محکمه بخوانید و به دست یک قاضی مستقل بسپاریدش؟ گرچه من به شما حق می دهم که چنین نکنید. چرا که این ناپختگی و حرف شنوی غلیظ شما بوده که شما را تا این مقام بالابرده. وگرنه ما و شما به نقض غرض مبتلا می شدیم.
۷ – من از آقای ضرغامی و مدیر سایت باشگاه خبرنگاران جوان بخاطر انتشار همان فیلم های غیراخلاقی که اداره ی اطلاعات سپاه علیه من ساخته بود شکایت کردم. بعد ازسه چهار ماه مرا خواسته اند که مدرکت کو؟ من همه ی مدارک را به آنها تحویل داده بودم. اما پرونده ی من از مدارک خالی بود. به قاضی شعبه ی چهار دادسرای ویژه ی فرهنگ و رسانه گفتم: چشم، من بازبرای شما مدرک می آورم. اما شما جرأت می کنی آقای ضرغامی را دست بسته به اینجا بیاوری و یک میلیارد خسارت بخاطر تخریب عاطفی و روانی خانواده ام از کیسه ی فرد خاطی بگیرید و به من بدهید؟ کاری که درجاهای دیگر و کشورهای دیگر به راحتی صورت می پذیرد. پوزخندی زد و با چهره ای عبوس و طلبکار گفت: از این خبرها اینجا نیست. اینجا فرهنگ و رسانه است. دلت خوش است بنده ی خدا.
گلی به گوشه ی جمال این قاضی که مرا “بنده ی خدا” خطاب کرد. اگرچه به مسخره. اما بازجویانی که پرونده های قضایی متهمان سیاسی را برای شما مهیا می کنند، ما وخانواده های ما را فاحشه هایی تعریف می کردند که “نظام لطف می کند که تکه ای نان جلوی ما می اندازد”.
حالا شما با ورود به جایگاه نخست دستگاه قضایی ببینیم می توانید آقای ضرغامی را دست بسته و چشم بسته به همان سلولهایی بیندازید که ما ماه ها درآنجاها حبس بودیم و درفشار جسمی و روانی؟ با این تفاوت که ما یک چند خط مطلب انتقادی نوشته بودیم و وی نه نوشته که فیلمی در حوزه ی خانوادگی و خصوصی علیه من منتشر کرده است. تا ببینیم نه میزان استقلال شما در بُعد قضایی، که میزان مسلمانی شما چه اندازه است.
۸ – سه سال است که دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، لوازم شخصی مرا برداشته و برده اند. چندی پیش با هزار مکافات برای چندمین بار به قاضی اجرای احکام زندان اوین مراجعه کردم و در این خصوص از وی پرسش نمودم. که: بالاخره داستان این اموال شخصی من چه می شود؟ پاسخ وی همان بود که خود می دانستم: برای ما نفرستاده اند.
شما برای این که میزان استقلال و نفر اول بودن خود را در دستگاه قضایی کشور به ما ثابت کنید، نمی خواهد به سراغ برادران خود بروید. یا دزدانی چون احمدی نژاد و همدوشانش را به سلول های نفرت و قانون بسپرید. یا بسیجیان قلچماقی را که فاجعه ی خونین کوی دانشگاه را رقم زدند به زندان بیاندازید و از آسیب دیدگان آن فاجعه پوزش بخواهید، یا رهبر را برای پاره ای توضیحات به دستگاه تحت امر خود فرا بخوانید. یا طائب را و ضرغامی را با چشمان بسته به سلول انفرادی بیاندازید. من و شما نیک می دانیم که اینها شدنی نیست. دلیلش را خودمان می دانیم. هم ما و هم شما. اما بیایید و برای اثبات نفر اولی خود دستور بدهید دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، این اموال شخصی مرا به من بازبگردانند. من قول می دهم، امضا می دهم، به محض دریافت اموالم، یک نامه ی بلند بالا بنویسم و منتشرکنم و در آن با صدای بلند فریاد بزنم: جناب آیت الله شیخ صادق آملی رینه ای لاریجانی نه نفر پنجم، که نفر نخست دستگاه قضایی است. حالا دیگران هرچه می خواهند بگویند بگویند.
۲۳/۴/۹۱
با احترام: محمد نوری زاد
Balatarin