‏نمایش پست‌ها با برچسب زندانیان سیاسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندانیان سیاسی. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه

مقاومت زندانیان سیاسی در برابر تلاش رئیس موقت بند ۳۵۰ برای برهم زدن فعالیت های آموزشی در این بند


با توجه به اینکه اکثر زندانیان سیاسی در این بند افراد دانشگاهی اعم از استاد، دانشجو و یا کارشناسان علمی و تخصصی هستند، کلاس های متنوعی در بند 350 زندان اوین دایر شده است و در هفته بیش از 60 ساعت کلاس با حدود 35 عنوان درسی دانشگاهی تشکیل می شود که اکثر قریب به اتفاق زندانیان سیاسی به فعالیت های علمی اشتغال دارند....


کلمه - مقاومت زندانیان سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در برابر تلاش رئیس موقت این بند، برای برهم زدن فعالیت های آموزشی در این بند نتیجه داد و شرایط این بند با دخالت مسئول حفاظت زندان به حالت عادی بازگشت.

به گزارش خبرنگار کلمه، پس از بازرسی و اتمام تفتیش بند ۳۵۰ توسط ماموران حفاظت و سربازان زندان، جواد مومنی رئیس موقت این بند که در دو ماهه اخیر محدودیت های زیادی برای زندانیان سیاسی در این بند ایجاد کرده، درصدد بر آمده است تا با فشار گارد حاضر در بند امکانات و وسایل موجود در محل برگزاری کلاس های آموزشی را که همگی به وسیله خود زندانیان تهیه شده از آن محل خارج و مانع تداوم کلاس های آموزشی در این بند شود.

این اقدام رئیس بند با مقاومت شدید زندانیان سیاسی مواجه شد و آنها با تجمع در راهروهای بند و محل برگزاری کلاس ها و سر دادن شعار مانع انتقال وسایل کلاس آموزش توسط گارد زندان و هرگونه اقلام دیگری شدند.

در پی این اقدامات شرایط پر تنش و متشنجی در بند ۳۵۰ به وجود آمده بود که پس از کش و قوس های فراوان نهایتا با حضور مسئول حفاظت زندان و ملاحظه حساسیت شرایط، وی مانع اقدامات تنش زای رئیس موقت بند شده و با خروج نیروهای یگان گارد حفاظت، شرایط به وضعیت عادی برگشت.

بر اساس این گزارش، با توجه به اینکه اکثر زندانیان سیاسی در این بند افراد دانشگاهی اعم از استاد، دانشجو و یا کارشناسان علمی و تخصصی هستند، کلاس های متنوعی در بند ۳۵۰ زندان اوین دایر شده است و در هفته بیش از ۶۰ ساعت کلاس با حدود ۳۵ عنوان درسی دانشگاهی تشکیل می شود که اکثر قریب به اتفاق زندانیان سیاسی به فعالیت های علمی اشتغال دارند.

جواد مومنی رئیس موقت بند ۳۵۰ اخیرا درصدد بر آمده بود مانع از فعالیت های آموزشی به ویژه برگزاری کلاس های آموزشی شود اما خبرهای رسیده به کلمه حاکی از آمادگی زندانیان سیاسی برای ادامه مقاومت در برابر نقض حقوق قانونی شان است.

پیش از این نیز در چند نوبت زندانیان سیاسی برای تشکیل کلاس های آموزشی خود دچار مشکلاتی شده بودند. در شرایطی مسئولان از تحرکات علمی و آموزشی و درسی و دانشگاهی در درون زندان ها در این سه سال وحشت دارند و ممانعت های جدی به عمل می آورند که حتی در زندان های دوره ی ستمشاهی نیز به  ندرت ساواک در فعالیت های عادی زندانیان سیاسی در زندان دخالت می کرد، آن هم در شرایطی که زندانیان، آن زمان اکثرا چریک و متهم به اقدامات مسلحانه بوده اند و فعالیت های داخل زندان شان نیز اکثرا تشکیلاتی و چریکی بوده و در حال حاضر زندانیان ناچارند برای فعالیت های علمی خود نیز دست به مقاومت هایی از این دست بزنند.

لازم به ذکر است که حکم رئیس بند ۳۵۰ در روزهای اخیر به نام موسیوند که در حال حاضر رئیس بند ۴ زندان اوین است صادر شده اما به دلایل نامعلومی وی تاکنون در محل کار خود حاضر نشده است.
Balatarin

دوشنبه

کمبود فضای فیزیکی رنجی مضاعف برای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر


هرانا - اضافه شدن تراکم جمعیت سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج و ساعات محدود هواخوری باعث اعتراض زندانیان در این زمینه شده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج پس از انتقال ۷ زندانی عقیدتی در تاریخ ۳ دی ماه و ۲ زندانی سیاسی در تاریخ ۵ دی ماه و با بالارفتن تراکم جمعیتی، این اعتراضات وارد مرحله تازه‌ای شد.

زندانیان سیاسی سالن ۱۲ که از بدو ورود به این سالن در بهمن ماه سال ۱۳۸۹ همواره از طریق نامه نگاری و صحبت با مسئولین زندان سعی در الحاق اتاق بزرگ انتهای سالن (معروف به حسینیه) که به وسیله یک دیوار آجری از این سالن جدا سازی شده را داشته‌اند، در تاریخ ۶ دی ماه در اعتراض به کمبود فضای داخلی بند و همچنین وقت بسیار محدود هواخوری از شرکت در آمار صبح‌گاهی امتناع می‌کنند.

رئیس زندان (مردانی)‌‌ همان روز با حضور در سالن ۱۲ به زندانیان وعده می‌دهد که مشکل کمبود فضای ایشان بزودی برطرف نماید که این وعده تاکنون عملی نشده است.

اکنون سرانه فضای مسکونی برای هر نفر زندانی در سالن ۱۲ تنها ۳.۵ متر مربع (با احتساب راهرو) می‌باشد، در حالی که مسئولین سازمان زندان‌ها می‌گویند استانداردهای کشوری ۱۲ تا ۱۷ متر مربع فضا برای هر زندانی در نظر گرفته است.

مشکل کمبود فضای مسکونی در داخل زندانهای ایران و تراکم جمعیت زندانیان از مواردی است که مسئولین نیز به آن اذعان داشته و آن را باعث عدم بهره‌مندی زندانیان از امکانات ضروری زندگی و محیط بهداشتی قلمداد کرده‌اند.

گفتنی است، هم اکنون بیش از ۸۰ زندانی سیاسی در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج نگهداری می‌شوند که از امکان ملاقات حضوری، تلفن، مکاتبه و بسیاری دیگر از حقوق خود محروم می‌باشند.
Balatarin

جمعه

آخرین اسامی زندانیان سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج


جـــرس: هفتاد و سه زندانی سیاسی همچنان در سالن 12 بند چهار زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) محروم از حقوق اولیه خود به سر می برند.


به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، اکثر این زندانیان در دادگاه های انقلاب اسلامی و یا نظامی کشور مورد محاکمه قرار گرفته اند، و تمامی این افراد در دادگاه هایی ناعادلانه و بدون حضور هیئت منصفه، با محرومیت از حقوق قانونی خود از جمله امکان دسترسی به وکیل مدافع منتخب و یا محدودیت های غیرقانونی وکلایشان در دسترسی به پرونده موکلان و یا حتی امکان حضور در دادگاه و ارائه دفاعیه خود به مجازات های سنگین و ناعادلانه محکوم شده اند.

اتهامات یکسان و ساختگی، محدود کردن وکلای مدافع، برگزاری غیرعلنی دادگاه ها، بی توجهی به موازین بین المللی و حتی قوانین مصوب داخلی در تمامی مراحل قضایی زندانیان و شکنجه و بدرفتاری وجه مشترک رفتار مسئولان قضایی و امنیتی در برابر زندانیان تبعیدی این بند می باشد که همگی در بخشی و یا تمامی مراحل رسیدگی به پرونده تا صدور حکم و تحمل کیفر با آن روبرو شده اند.

مرور اخبار و گزارشهای منتشر شده در مورد زندانیان سیاسی این بند طی سالیان اخیر، علاوه بر تصدیق موارد یاد شده، به روشنی از عزم جزم مقامات مسئول برای برخورد هر چه شدیدتر با زندانیان تبعیدی به این زندان حکایت دارد.

طی سالیان گذشته و بخصوص پس از تشکیل بند ویژه امنیتی این زندان، اقدامات فراقانونی مسئولان قضایی به طور چشمگیری افزایش پیدا کرده و زندانیان سیاسی این زندان علاوه بر معضلاتی که پیشتر و در جریان رسیدگی به پرونده های خود با آن دست به گریبان بوده اند، اینک در سلول های خود نیز مورد غضب مسئولان جمهوری اسلامی قرار گرفته و از ساده ترین حقوق یک زندانی نیز محروم گردیده اند و در حالی که زندانیان جرایم شرارت و مواد مخدر به راحتی از مرخصی های طولانی مدت و ده ها امتیاز دیگر استفاده می کنند، ایشان حتی از امکان ملاقات حضوری با عزیزان خود و برقراری تماس تلفنی با خانواده های خود نیز محروم می باشند.

صرفنظر از موارد فوق، مشکلات جسمانی و محدودیت های درمانی اعمال شده بر زندانیان سالن 12 بند 4 شاید مهمترین اقدام مسئولان قضایی برای آزار و اذیت و حتی به قتل رساندن خاموش زندانیان سیاسی این زندان باشد. این موارد که پیشتر تنها به کارشکنی در اعزام بیماران به مراکز درمانی خارج از زندان و تاخیر در درمان زندانیان در بهداری این زندان محدود می شد، به تازگی و با هماهنگی میان دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی، ارائه ساده ترین خدمات درمانی در بهداری این زندان را نیز شامل شده و مسئولان زندان علاوه بر قطع ارائه بسیاری از داروهای ضروری و مورد نیاز این زندانیان و ارائه این داروها در فروشگاه زندان با مبالغ سنگین و چند برابری، به کارشکنی در ارسال داروهای ضروری و حیاتی این زندانیان از جانب خانواده هایشان اقدام کرده و بعضا این داروها با تاخیری یک و نیم ماهه به دست زندانیان این بند می رسد.

طی یک سال و نیم گذشته نیز تعدادی از زندانیان سیاسی بند ویژه امنیتی این زندان از جمله محمد مهدی زالیه، منصور رادپور، محسن دگمه چی و حسن ناهید به علت بی توجهی مسئولان زندان نسبت به وضعیت نامناسب جسمانی و بیماری شان جان خود را از دست داده اند که با توجه به مسایل و مشکلات موجود در سیستم درمانی این زندان، تکرار این دست مسایل هر لحظه محتمل بوده و چندان دور از انتظار نیست.

البته تخلف و تعدی نسبت به قانون توسط مقامات مسئول در قوه قضائیه و سازمان زندان ها محدود به موارد فوق نبوده و با وجود تمامی مشکلات یاد شده، مسئولان قضایی با دستور مستقیم مقامات امنیتی همواره سعی کرده اند تا با انتساب اتهامات واهی و بی اساس و باز گذاردن پرونده های جدید برای زندانیان این بند، تا جای ممکن با تهدید و محدود کردن این زندانیان از احتمال اعتراض ایشان نسبت به وضعیت غیرقابل تحمل خود بکاهند.

در زیر آخرین اسامی زندانیان سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) را ملاحظه می کنید:

ابراهیم حسین پور - 16 سال و هشت ماه
اسماعیل کربلایی - 2 سال
اسماعیل میلان - 5 سال
افشین اسانلو - 3 سال
افشین بایمانی – حبس ابد
افشین حیرتیان - 4 سال
امیرحسین فدایی - 8 سال
ایقان شهیدی - 5 سال
بهروز عزیزی توکلی - 20 سال
بهروز عیسی پور - 15 سال
بهمن احمدی امویی - 4 سال
پیمان کشفی - 4 سال
جعفر اقدامی - 10 سال
جمال الدین خانجانی - 20 سال
جمشید صادق الحسینی – حبس ابد
حجت الله نکویی - بلاتکلیف
حسین عابدینی - 10 سال
حشمت الله طبرزدی - 8 سال
خالد حردانی - حبس ابد - ده سال تبعید 
خالد فریدونی – حبس ابد
دیدار رئوفی - 3 سال
رامین زیبایی - 4 سال
رحیم الیاسی - 3 سال و شش ماه
رسول بداغی - 6 سال
رضا شریفی بوکانی - 3 سال و نیم
رمضان سعیدی - 8 سال
ریاض الله سبحانی - 4 سال
زانیار مرادی - اعدام
سعید رضایی تیزنگی - 20 سال
سعید ماسوری – حبس ابد
سید جبار موسوی - 12 سال
سید رضا کاهه - 7 سال
سید مهدی فطرت - بلاتکلیف
سیف الله سه گانی - 15 سال
شاهرخ زمانی - 11 سال
شاهرخ طائف - 5 سال
شاهین زینعلی - 2 سال و سه ماه
شهرام پور منصوری – حبس ابد
شهرام چینیان - 5 سال
صالح کهندل - 10 سال
عباس بادفر - 7 سال
عزت الله سمندری - 5 سال
عفیف نعیمی - 20 سال
علی جباری - 3 سال
علیرضا فراهانی - 5 سال
علیرضا کرمی خیرآبادی - اعدام
عمر فقیه پور – حبس ابد
فرزاد مددزاده - 5 سال
فرهاد صدقی - 4 سال
فرهنگ پور منصوری – حبس ابد
فرید آزموده - 5 سال
فواد خانجانی - 4 سال
کامران رحیمیان - 4 سال
کامران مرتضایی - 4 سال
کریم معروف عزیز – حبس ابد
کیوان رحیمیان - 5 سال
کیوان صمیمی - 6 سال
لقمان مرادی - اعدام
ماشالله حائری - 15 سال
مجید توکلی - 8 سال و نیم
محمد بنا زاده امیرخیزی - 5 سال
محمد علی منصوری - 17 سال
محمد نظری – حبس ابد
محمود بادوام - 4 سال
محمود ناجی - 7 سال
مسعود مرادی باستانی - 6 سال
مصطفی اسکندری - 31 سال
مهدی محمودیان - 6 سال
مهرداد ترحمی - 5 سال
میثاق یزدان نژاد - 13 سال
ناصح یوسفی - 8 سال
نوید خانجانی - 12 سال
وحید تیزفهم - 20 سال
Balatarin

دوشنبه

انجمن اسلامی پزشکان خواهان درمان زندانیان سیاسی توسط پزشکان مستقل شد



دویچه وله -انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه ایران خواستار رسیدگی فوری و کامل به وضعیت سلامت و درمان زندانیان سیاسی در محیطی خارج از زندان شده است.
این انجمن در نامه‌ای که امروز (۸ آبان/ ۲۹ اکتبر) منتشر شده، خطاب به صادق لاریجانی، رئيس قوه قضائیه جمهوری اسلامی نوشته است: «تمام امور زندانیان و به خصوص تأمین نیازهای اولیه آنها زیر نظر و در اختیار قوه قضائیه و سازمان زندانها می‌باشد، مسئولیت هرگونه قصور و اختلال در ارائه خدمات پزشکی فوری و غیرفوری به آنان در صورتی که منجر به فوت، نقص عضو یا از بین رفتن سلامتی آنان شود، شرعاً و قانوناً به عهده مسئولین مربوطه می‌باشد. بدیهی است تأخیر و بی توجهی در تشخیص بیماری و شروع درمان عامل اصلی شدت گرفتن بیماری و صعب العلاج شدن آن گشته و مشمول مسئولیت فوق‌الذکر می‌باشد».

هدا صابر بر اثر سکته قلبی در بیمارستان درگذشت
این تشکل صنفی مرگ احمد قابل، پژوهشگر دینی و هدی صابر، فعال ملی مذهبی را ناشی از عدم توجه و رسیدگی به موقع در زندان دانسته و نوشته است‌‌‌‌: «به شروع علائم بیماری احمد قابل در زندان بی‌توجهی شده و موجب تشخیص دیرهنگام آن گشته است». از مرگ هدی صابر بر اثر تاخیر در درمان سکته قلبی نیز به عنوان "نمونه دیگری از این بی‌توجهی‌های تأسف‌بار" یاد شده است.

انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران در نامه خود به صادق لاریجانی نوشته است: «بسیاری از زندانیان سیاسی دچار بیماری‌هایی هستند که گذشت زمان و تاخیر در درمان آنها عوارض جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت».

رسیدگی فوری به زندانیان بیمار

در این نامه هم‌چنین نسبت به وضع جسمی میرحسین موسوی، از رهبران مخالفان حکومت ایران اشاره شده است: «امروز بیش از ۶۰۰ روز از حصر خانگی ایشان می‌گذرد، حتماً اطلاع دارید که ایشان دچار بیماری قلبی شده و بر اساس مستندات موجود بعد از گذشت ۳ ماه از شروع بیماری و درد قلبی ایشان در شرایط امنیتی شدید به مرکز قلب تهران منتقل شده و آنژیوگرافی و آنژیوپلاستی شده و روز بعد از این اقدامات مجدداً به محل حصر بازگردانده شده‌اند».

انجمن اسلامی جامعه پزشکی همچنین نسبت به عدم توجه به سلامت زندانیان سیاسی مسن‌تر مانند بهزاد نبوی انتقاد کرده است: «بهزاد نبوی با سن بیش از ۷۰ سال، علاوه بر بیماری قلبی مبتلا به بیماری پیشرونده ستون فقرات بوده و نیازمند عمل جراحی و فیزیوتراپی می‌باشند».
انجمن اسلامی جامعه پزشکی، از تشکل‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان، خواهان "رسیدگی فوری و کامل به وضعیت سلامت و درمان زندانیان سیاسی در محیطی خارج از زندان" و معاینه آنان توسط پزشکان مستقل شده است.

Balatarin

شنبه

نامه خانواده‌های زندانیان سیاسی به صادق لاریجانی: بی‌عدالتی و بی‌قانونی تا کجا


کلمه -جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی در نامه ایی خطاب به صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه، نسبت به وضعیت نسرین ستوده وکیل دربند اعتراض کرده و نوشته اند: “نسرین ستوده وکیلی است که نسبت به مواد قانونی اشراف کامل دارد. جای بسی تأسف است که ایشان از اجرای قانون در کشورش و در زندان جمهوری اسلامی بدان پایه ناامید شود که تنها گوهر وجودی اش یعنی سلامتی را، با اعتصاب غذا برای استیفای حقوق خود و خانواده اش به مخاطره اندازد.”

به گزارش کلمه، در این نامه همچنین آمده است: “ما جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی ضمن اعلام نگرانی مجدد از وضعیت کلیه زندانیان سیاسی و تبعیدی ها در سلول های انفرادی، بندهای عمومی و پدیده جدید قرنطینه و ایزوله و انفرادی حین اجرای حکم و با ابراز تأسف جدی از شرایط غیرقانونی اعمال شده بر زوج های محروم از ملاقات با همسرانشان، در آستانه بزرگترین عید مسلمین(قربان) و بزرگترین عید شیعیان(غدیر) انتظار داریم نسبت به اعاده حقوق حداقلی عزیزانمان توجه و رسیدگی فوری شود و اینک که اجازه بازدید رئیس قوه مجریه، که خود پیشتاز در بی عدالتی و سرپیچی و فرار از قانون است، داده نمی شود، لااقل نسبت به رفع شدائد و ضوابط غیرقانونی جاری اقدام عاجل به عمل آید.”

متن این نامه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

‌‌

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی لیس لقضائه دافع و لا لعطائه مانع و لا کصنعه صنع صانع و هو الجواد الواسع

جناب آقای صادق لاریجانی
رئیس محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

در ماه ذی الحجه و در آستانه روز عرفه و اعیاد مبارک قربان و غدیر قرار داریم و این مناسبت های نیکو که هر یک سرشار از معارف والا و دقائق و ظرایف بسیار است، ما را برآن می دارد که از باب اتمام حجت بار دیگر دردهای خود را از جانب دولتی ابراز داریم که نه تنها کریمه نیست بلکه به دلیل ارتکاب گناهان کبیره چون دروغ و تهمت و غیبت و فریب و رعایت نکردن حق الناس، ذلّت و فرودستی و تنگ دستی را برای ملتش به ارمغان آورده است.

دردهای مضاعفی که طی سال های پس از کودتا، نه تنها بر جسم و تن ما بلکه بر جانمان ریخته و می ریزد و ما را به حیرت و افسوس وامی دارد که چگونه زمام داران ما به جای رعایت حقوق مردمانشان برای دیگران دل می سوزانند و زهر دروغ و نیرنگ و فلاکت و مذلّت را جرعه جرعه در کام شهروندان نجیب ایرانی می ریزند! ما در تعجبیم که حکومتگران ما اندیشه نمی کنند که در سال های آتی قرار است بر کدامین مردمان و با کدام اعتماد متقابل ، فرمان برانند و شگفت زده ایم که در عصر حاضر که مستبدترین حاکمان در عالم برای ماندگاری در قدرتشان، خود را ملزم به رعایت اصول دموکراسی می دانند، این میزان بی عدالتی و عدول از موازین اولیه دموکراسی و پای بندی به حقوق بشر و رعایت انسان در دیار مدعیان پیروی از سیره علوی چگونه ممکن است؟!

رئیس محترم قوه قضائیه

شما بیش از هر کس دیگر به دلیل منصب و موقعیتتان نسبت به مظالمی که طی سال های پس از کودتای ۸۸ در دادگاه های کشورمان به مظلومین مبرّا از هرگونه جرم و اتهام روا داشته شده است، آگاهید و در روزهای اول انتصابتان به ریاست قوه قضائیه در مقابل چشم و گوش میلیون ها ایرانی اعلام کردید که برای اجرای مرّ قانون آمده اید اما متأسفانه روند بی قانونی هم چنان ادامه یافته و ادامه دارد. تا آن جا که نه تنها شهروندان عادی و فعالان سیاسی و مدنی به جرم نقد و اعتراض مدنی و قانونی به مجازات های سنگین گرفتار آمده اند، بلکه وکلای آزاده ایشان نیز به جرم دفاع از حقیقت زندانی و محکوم شده اند و آن چنان بی عدالتی ها ساری و جاری شده که یک وکیل زن که وجه مادرانگی اش این روزها چشمگیرتر از همه نقش های اجتماعی، حقوقی و مدنی اوست، تنها برای تضمین حقوق اولیه خانواده اش، خانواده یک زندانی سیاسی، مجبور به اعتصاب غذا شده است. نسرین ستوده مدافع حقوق بشر و مدافع حقوق کودکان، در سطح داخلی و بین المللی انسان شناخته شده ای است و بر هیچ کس پوشیده نیست که این زن براساس اصول انسانی و براساس سوگندی که خورده است، دفاع از حقوق مظلومان دربند را عهده دار گشته و به همین جرم بزرگ راهی زندان شده است.

نسرین ستوده وکیلی است که نسبت به مواد قانونی اشراف کامل دارد. جای بسی تأسف است که ایشان از اجرای قانون در کشورش و در زندان جمهوری اسلامی بدان پایه ناامید شود که تنها گوهر وجودی اش یعنی سلامتی را، با اعتصاب غذا برای استیفای حقوق خود و خانواده اش به مخاطره اندازد.

جناب آقای لاریجانی

ما جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی ضمن اعلام نگرانی مجدد از وضعیت کلیه زندانیان سیاسی و تبعیدی ها در سلول های انفرادی، بندهای عمومی و پدیده جدید قرنطینه و ایزوله و انفرادی حین اجرای حکم و با ابراز تأسف جدی از شرایط غیرقانونی اعمال شده بر زوج های محروم از ملاقات با همسرانشان، در آستانه بزرگترین عید مسلمین(قربان) و بزرگترین عید شیعیان(غدیر) انتظار داریم نسبت به اعاده حقوق حداقلی عزیزانمان توجه و رسیدگی فوری شود و اینک که اجازه بازدید رئیس قوه مجریه، که خود پیشتاز در بی عدالتی و سرپیچی و فرار از قانون است، داده نمی شود، لااقل نسبت به رفع شدائد و ضوابط غیرقانونی جاری اقدام عاجل به عمل آید.

و لله عاقبة الامور

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی

۲/۸/۱۳۹۱
Balatarin

پنجشنبه

پیام تسلیت زندانیان سیاسی بند زنان اوین: مرگ گاهی ریحان می‌چیند


کلمه -زندانیان سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین در پیامی به مناسب درگذشت مرحوم احمد قابل درگذشت این روشنفکر آزادی خواه را، به خانواده گرامی و به ویژه همسر صبورشان و همه کسانی که در راه آزادی گام بر می‌دارند، تسلیت گفته اند.

به گزارش خبرنگار کلمه، در بخشی از این پیام تسلیت که ۹ زندانی سیاسی آن را امضا کرده اند آمده است: هجرت او موجب تاثر و اندوه عمیق ما زندانیان سیاسی زن شده است و فقدان ایشان را در عرصه اندیشه و مبارزه برای آزادی، غیر قابل جبران می‌دانیم.

متن کامل این پیام که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

مرگ گاهی ریحان می‌چیند…

احمد قابل، مسلمان آزاد اندیش، نویسندهٔ فرهیخته، و از شاگردان گرانقدر مبارز نستوه آیت الله منتظری، در حالی زندگی این جهان را وداع گفت که نامش بیش از هر چیز یادآور «شجاعت و مقاومت زندانی سیاسی» بود. یک زندانی سیاسی که تا آخرین لحظه‌های زندگی پر رنجش، چه در زندان و چه در بستر بیماری، دست از مبارزهٔ مسالمت آمیز خود در راه حق و آزادی و دمکراسی برنداشت.

هجرت او موجب تاثر و اندوه عمیق ما زندانیان سیاسی زن شده است و فقدان ایشان را در عرصه اندیشه و مبارزه برای آزادی، غیر قابل جبران می‌دانیم.

درگذشت این روشنفکر آزادی خواه را، به خانواده گرامی و به ویژه همسر صبورشان و همه کسانی که در راه آزادی گام بر می‌دارند، تسلیت می‌گوییم. باشد که خداوند ارزشمند‌ترین میراث این مرد بزرگ را که احترام به همه عقاید وادیان بود، فرا راه ما قرار دهد.

اسامی امضا کنندگان:

مهسا امر آبادی، ژیلا بنی یعقوب، نازنین دیهیمی، نسرین ستوده، حکیمه شکری، ژیلا کرم‌زاده مکوندی، شیوا نظر آهاری، فایزه هاشمی، بهاره هدایت



پیام تسلیت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم به مناسبت در گذشت استاد احمد قابل

همچنین در پیامی دیگر مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم به مناسبت در گذشت احمد قابل پیام تسلیتی صادر کرده و این ضایعه را تاسف بار خواند.

به گزارش تارنمای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، متن پیام این تشکل اصلاح طلب به مناسبت در گذشت استاد احمد قابل به شرح زیر است:

بسمه تعالی

حجج اسلام آقایان سید ابو الفضل موسویان و حاج شیخ هادی قابل

درگذشت عالم خستگی ناپذیر جناب حجت الاسلام حاج احمد قابل، جانباز سرافراز جنگ تحمیلی موجب تأثر و تاسف گردید. شخصیتی که عمر شریف خود را در راه تحقیق و تبیین مبانی دینی مصروف داشت، و همواره در دفاع از اسلام، انقلاب و ارزش های متعالی انسانی سر از پا نمی شناخت و در این راه مصائب فراوانی تحمل کرد، و سرانجام با دردها و رنج های فراوان به دیار باقی شتافت. این مصیبت بزرگ را به مادر داغ دار (که فرزند دیگرش در جبهه ها جنگ تحمیلی به شهادت رسیده)، همسر فداکار و خانواده محترم و به شما عزیران تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال رحمت و مغفرت، علو درجات و حشر با ائمه معصومین علیهم السلام و مجاهدان راه حق را، برای آن مرحوم مسئلت داریم؛ و صبر و اجر جزیل و توفیقات الهی و عزت را برای دوستداران و بازماندگان خاصه مادر و همسر مکرمشان خواهانیم.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

۱/۸/۱۳۹۱
Balatarin

شنبه

نامه جمعی از زندانیان سیاسی زندان اوین به مناسبت روز بین المللی ریشه کنی فقر


خبرگزاری هرانا - ۲۲ تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین به مناسبت ۲۶ مهرماه روز بین المللی ریشه کنی فقر نامه‌ای نوشته‌اند و در آن حمایت خود از برنامه جهانی غذا را اعلام نموده‌اند.

در این نامه زندانیان سیاسی ابراز کرده‌اند: ما زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین (امضا کنندگان ذیل) ریشه کن کردن گرسنگی را نه تنها از لحاظ اقتصادی وسیاسی موضوعی مهم می‌دانیم بلکه آنرا یک موضوع مهم اخلاقی نیز می‌شماریم.

متن کامل این نامه در زیر می‌آید:

نامه جمعی از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین به مناسبت ۲۶ مهر روز بین المللی ریشه کنی فقر

در حالیکه ۴ میلیارد انسان در جهان از فقر نسبی و یک میلیارد نفر از فقر مطلق و گرسنگی رنج می‌برند. مجموع شرکتهای غذایی وفروشگاههی زنجیره‌ای می‌توانند به این روند پایان دهند برخی از مردم جهان به دلیل جنگ یا درگیریهای داخلی به دریافت کمکهای غذایی نیازمندند.

برخی دیگر نیز قربانی حوادث وبلایای طبیعی همچون زلزله و سیل وخشکسالی ویاطوفان هستند. ضمنا در زمان برقراری صلح و آرامش دسترسی به غذا تحت تاثیر عواملی از قبیل افزایش قیمت‌ها به چالشی بزرگ تبدیل می‌شود و افراد بیشتری در دام گرسنگی گرفتار می‌شوند "تنها به این خاطر که قادر به خرید غذای مورد نیاز خود نیستند" با افزایش قیمتهای غلات درسطح جهان بخصوص در مناطق در حال توسعه جهان در آفریقا و آسیا وآمریکای لاتین به یک ضرورت جدی تبدیل شده است.

خصوصا زنان وکودکان در معرض آسیب‌های اجتماعی بیشتر قرار دارند و از این روند آسیبهای بیشتری می‌بینند.

برنامه جهانی غذا وابسته به سازمان ملل متحد ۵ سال است که از طریق نجات انسان‌ها در مواقع اضطراری در این مورد پیشگام در مبارزه با گرسنگی بوده است.

ما زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین (امضا کنندگان ذیل) ریشه کن کردن گرسنگی را نه تنها از لحاظ اقتصادی وسیاسی موضوعی مهم می‌دانیم بلکه آنرا یک موضوع مهم اخلاقی نیز می‌شماریم و بدین طریق قصد داریم به منظور مبارزه با گرسنگی در جهان با استناد به ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۱ میثاق بین المللی اقتصادی –اجتماعی و فرهنگی با عنایت به اهداف سازمان جهانی خوار وبار کشاورزی (فائو) و با یادآوری هفته جهانی فقر (۴ تا ۱۰ اکتبر) مصادف با ۱۳تا ۱۹ مهر ماه و روز بین المللی ریشه کنی فقر (۱۷ اکتبر -۲۶ مهر) و روز جهانی غذا (۱۶ اکتبر -۲۶ مهر) مشارکت بیشتر ونزدیک‌تر ومستمر شرکت‌ها وکارخانجات، NGO‌ها، فعالان کسب وکار و بازار، سازمان‌ها وملت‌ها و دولتهای جهان را خواستار شویم و از عموم مردم و داوطلبان نیز دعوت بعمل بیاوریم تا از این برنامه جهانی بشر دوستانه حمایتهای مالی فنی وتبلیغی موثر به عمل آورند.

اتحاد و همبستگی برای کاهش گرسنگی در جهان هدف ماست. WORLD FOOD PROGRAM

امضا کنندگان:

۱-    وحید اصغری

۲-    دکتر شاهین دادخواه

۳-    دکتر نادر بابایی

۴-    دکتر محمد حسن یوسف‌پور سیفی

۵-    غلامرضا خسروی

۶-    رضا شهابی

۷-    بهنام ابراهیم‌زاده

۸-میثم درویش حسینی

۹- داور حسینی

۱۰-پیمان کاسی‌نژاد

۱۱-مهدی فراهی شاندیز

۱۲-محمد رضا حسینی

۱۳-ابوالفضل شاه پری

۱۴-محسن صادقی دوست

۱۵-سید محمد ابراهیمی

۱۶-اسماعیل برزگری

۱۷-رسول حیدر‌زاده

۱۸-اصغر قطام

۱۹-علی معزی

۲۰- اسداله وادی

۲۱-مجید اسدی

۲۲-سید ماهید هوریابند
Balatarin

پنجشنبه

اعتراض خانواده های زندانیان سیاسی به اظهارات اخیر مقامات قضایی مبنی بر تکذیب هرگونه شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی


کلمه - جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با ارسال نامه ای به رییس قوه قضاییه نسبت به اظهارات اخیر وی و رییس سازمان زندانها مبنی بر تکذیب هرگونه شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی واکنش نشان دادند.

به گزارش سایت نوروز، این خانواده ها برخی برخوردهایی که هر روزه با زندانیان سیاسی صورت میگیرد را مصداق بارز شکنجه دانسته و در این نامه آورده اند:” گیریم اینک پس از گذشت سه سال و قریب چهار ماه از کودتا، به دلیل حضور و هوشیاری مردم، شکنجه گران درازدست دیگر جرأت شکنجه فیزیکی و جسمی خصوصا در مورد زندانیان شناخته شده را نداشته باشند، اما در مورد شکنجه های روانی نه تنها بر زندانیان سیاسی بلکه بر خانواده های آنان حتی فرزندان خردسالشان چه می گویید؟”

متن کامل این نامه در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای لاریجانی

رئیس محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

ما خانواده های زندانیان سیاسی شاید بیش از هر کس دیگر به گفتارها و اظهارنظرهای مسئولین قضائی توجه نشان می دهیم و دلیل آن هم دغدغه های همیشگی مان نسبت به وضعیت ناگوار عزیزان دربندمان است که محرومیت هایشان به مراتب از زندانیان عادی که بعضا مرتکب جرائم سنگینی شده اند، بیشتر است. اخیرا شما بار دیگر در مورد استقلال قوه قضائیه سخن گفته اید و این در حالی است که شاهدان زنده و حاضری وجود دارند که می توانند به عدم استقلال و وابستگی این قوه شهادت دهند. شاهدانی از زندان و بیرون زندان. آنان که محکومیت های ظالمانه را می گذرانند و آنان که محکومیت های ظالمانه شان تمام شده و یا به هر دلیل دیگری در بیرون زندان هستند و ما خانواده ها که از نزدیک شاهد دخالت های جدی مقامات و مأموران نهادهای امنیتی اطلاعات و سپاه و حتی نهادهای غیرنظامی و غیرامنیتی مانند ائمه جمعه و دیگران بوده و هستیم.

به راستی اگر این قوه براساس قانون اساسی مستقل است چرا در حال حاضر در عین بی عدالتی بعضی اشخاص و نهادها از مصونیت آهنین برخوردارند و به شکایت ها از آن ها رسیدگی نمی شود و در عوض هر منتقد قانونی به بهانه جرائم امنیتی به محکومیت های سنگین و شرایط سخت زندان و تبعید و تعزیر گرفتار آمده است و از حداقل حقوق خود محروم مانده است.

از سوی دیگر رئیس سازمان زندان های شما وجود شکنجه در زندان ها را دروغ شاخ دار خوانده است در حالی که بسیاری از عزیزان ما طی نامه ای با امضا، ضمن شرح شکنجه هایی که دیده اند شکایت خود را به مقامات قضائی اعلام داشته اند که البته به جای رسیدگی به آن پرونده جدیدی برای امضا کنندگان تشکیل شده است. و عجیب آن که هم زمان ایشان اعلام داشته اند که نامه های زندانیان سیاسی توسط افرادی بیرون از زندان نگارش شده و می شود!

سوال ما از شما و نیروهای تحت امرتان این است که شکنجه از نظر شما چه تعریفی دارد و آیا شما به شکنجه سپید قائل هستید یا خیر. گیریم اینک پس از گذشت سه سال و قریب چهار ماه از کودتا، به دلیل حضور و هوشیاری مردم، شکنجه گران درازدست دیگر جرأت شکنجه فیزیکی و جسمی خصوصا در مورد زندانیان شناخته شده را نداشته باشند، اما در مورد شکنجه های روانی نه تنها بر زندانیان سیاسی بلکه بر خانواده های آنان حتی فرزندان خردسالشان چه می گویید؟

رئیس سازمان زندان های شما بگوید که سلول انفرادی که از نظر رهبری بدترین نوع شکنجه است در ایران منسوخ شده یا هنوز عزیزانی از فرزندان این مرزو بوم در دوران بازجویی و پس از آن حتی در زمان اجرای احکامشان در زندان های سراسر کشور در انفرادی به سر می برند؟!

ایشان به ما بگویند که قرنطینه بیش از دو سال برای زندانی که حکم خود را می گذراند چه معنایی دارد؟!

هم چنین بفرمایند که تدابیر شدید امنیتی در سلول ها، بندها، هواخوری، سالن ملاقات و حتی کابین های ملاقات که محل دیدار ۲۰ دقیقه ای زندانیان سیاسی با نزدیکترین عزیزان، پدران و مادران پیر و بیمار و فرزندان بعضا خردسالشان است، چه معنایی دارد؟!

بفرمایند قطع تماس های تلفنی زندانیان سیاسی و بی خبر ماندن آنان از خانواده و بی خبری خانواده از آنان تا روز ملاقات اگر شکنجه نیست چه منطق ومعنا و مفهومی دارد؟

بفرمایند محرومیت زندانیان سیاسی از حداقل امکانات درمانی و به ویژه درمان تخصصی و یا تأخیر و تعلل در آن مصداق چیست؟ بفرمایند چرا زندانی باید مجبور به اعتصاب غذا شود تا برای درمانش اقدام کنند آن هم زمانی که کار از کار گذشته است؟!

بفرمایند چرا باید خانواده ها از در کنار داشتن عزیزانشان تحت عنوان مرخصی های ماهانه محروم بمانند تا میل و سلیقه و اراده بازجو، معاون دادستان، شخص دادستان یا مقامات بالاتر تعلق بگیرد. چرا باید برای هر حق طبیعی زندانی و خانواده اش مکاتبه ها شود و تمناها شود و پی گیری ها شود و تحقیرها و توهین ها و لگد مال شدن شخصیت و پایمال شدن کرامت انسانی ملازم آن گردد.

به ما بگویند این که بعضی جوانان دانشجو و اهالی مطبوعات محکوم به حبس در تبعید شده اند مصداق شکنجه برای خودشان و خانواده هایشان نیست و بدتر از آن این که تعدادی از عزیزانمان بدون داشتن حکم حبس در تبعید به زندان رجایی شهر در استان البرز منتقل شده اند و خانواده هایشان دچار عسر و حرج در طی ملاقات های زنانه و مردانه می شوند مصداق شکنجه نیست؟!

این که زوجین زندانی سیاسی که یکی در اوین و دیگری در رجایی شهر حبس ظالمانه را تحمل می کند و با نداشتن ملاقات همسرانشان ظلم مضاعف می بینند مصداق شکنجه نیست؟!

بفرمایند فشارهای مضاعف بر زندانیان اقلیت مذهبی و قومی و خانواده هایشان اگر مصداق شکنجه نیست چه نام و عنوانی باید بر آن گذاشت؟

رئیس محترم قوه قضائیه

ما خانواده های زندانیان سیاسی مانند عزیزان دربندمان خواستار استقلال قوا وعمل سه قوه در چارچوب قانون هستیم و هرگونه اقدام غیرقانونی را که متاسفانه طی سال های اخیر عادی و معمول شده محکوم می کنیم. اما پیش و بیش از آن، ارتکاب گناهان کبیره از جمله دروغ و تهمت و افترا از جانب مسئولین را محکوم می کنیم که موجب عادی سازی گناه و جرم و جنایت در کشور عزیزمان شده است وما معنای الناس علی دین ملوکهم را بیش از همیشه در جای جای کشورمان مشاهده می کنیم.

خداوند عاقبت ما را به خیر گرداند.

والسلام علی من اتبع الهدی

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی

۱۸/۷/۱۳۹۱
Balatarin

همه زندانیان سیاسی را آزاد کنید

Balatarin

یکشنبه

اسامی تعدادی از کودکان اعدام شده در بین سالهای شصت تا شصت و هفت




اسامی کودکان اعدام شده بین سالهای 60-67

درليست دههاهزارنفري اعدام شدگان سياسي دهه 60، يك اعدامي هست كه به تنهايي ميزان خشونت جمهوري اسلامي

است، او كوچكترين واحد اعدامي است، واحد كشتار است. او نفيسه اشرف جهاني، كودك دبستاني است، كه به جرم محاربه با خدا در دادگاه اسلامي، محكوم به مرگ شد و جلوي جوخه اعدام تيرباران.

اين اعدام به تنهايي درعقل نمي گنجيد، واپس زده مي شود. او در ده سالگي زني است در ليست حدود 2000 نفري اعداميان سياسي زن. كه اين خود نه قرينه اي در تاريخ ايران دارد و نه در تاريخ جهان مدرن. نه با عرف قابل توضيح است نه با شرع. برادركشي و پدركشي با گوشمان آشنا بود، پسر كشي سابقه اش به اسطوره مي رسيد و در تاريخ هي تكرار مي شد. كشتن دختر بچه ها، زنان و مادران را نه شنيده و نه خوانده بوديم، جمهوري اسلامي رسمش كرد با اعدام بيش از 1500 دختر و زن در فاصله سالهاي 60 و 64. فقط در اين ليست كه كامل هم نيست، در كنار نفيسه اشرف جهاني ده ساله، مريم اسدي يازده ساله، افسانه فارابي دوازده ساله، جزو 9 دختر بچه اعدام شده زير 13 سال اند.

فاطمه جبارزاده انصاري، شهلا قرباني، فاطمه ساجدي، سه دختر بچه سيزده ساله، جزو 22 دختر بچه اعدام شده بين 13 و پانزده سال اند.

نسرين نوري ماني 15 ساله، فرزانه صبوري و مريم صدرالاشراف هفده ساله (هر سه حاق آويز شده)، جزو 187 دختر نو جوان اعدامي زير 18 سال اند.

خطيب شهيدي دختر نوجوان 15 ساله به ميدان اعدام نرسيد، او زير شكنجه كشته شد، او جزو 60 زني است كه زير شكنجه به قتل رسيدند. جنين هشت ماهه طاهره آقا خان مقدم در شكم مادرش تير باران شد، طاهره آقاخان مقدم، يكي است در ليست 47 نفري زنان حامله اعدام شده دراين ليست.

سكينه محمدي اردحالي 70 ساله، مادر نه فرزند از اعدام شدگان بالاي 70 سال است. جوانترين اعدامي در اين ليست ده ساله بود. نفيسه جوانترين كودك اعداميست، جوانترين اعدامي زن و جوانترين محارب با خداست در ليست دهها هزار نفري اعدام هاي سياسي.اعدام ها ي جمهوري اسلامي در سال 60 تا 64 بي مثال بود، اما نه در تعداد. كشتار بخش وسيعي از رهبران، كادر ها و هواداران سازمان هاي سياسي، كشتار كمونيست ها يا كه كشتار مخالفان سياسي يا مخالفان عقيدتي و مذهبي و همه اين ها رويهم، حقيقت است، ولي بي مثال نيست. دادگاه ها و احكام شرعي هم به خودي خود ويژگي نبود. ويژگي در اعدام دختر بچه، در اعدام نفيسه بود كه او را با قوانين شرع، در خود روز قيامت هم نمي شد محكوم كرد.

ويژگي در نمايش جسد اعدامي نبود. سال 2006 با نمايش جسد صدام در بالاي دار و پائين دار، از نيم رخ و از روبرو به سال 2007 گذر كرد . ويژگي در ممنوعيت بدن اعدامي بود. جسد نفيسه را اگر مي خواستيد هم نمي توانستيد ببينيد. او مثل همه زنان سياسي در سال هاي 60 تا 64 و 67 بي چهره، پوشيده دراونيفورم زندانبا نا نش، درچادر سياه به قتلگاه برده شد، مثل همه زنان ديگر محارب عليه خدا، و همراه هزاران دختر و زن، متهمين به جنايت عليه عفاف. در آنجا بود كه تفكيك زنداني سياسي از غير سياسي ، اخلاقي از عقيدتي و مذهبي بي معني شد. نفيسه جزو انبوهي، ليست شده و ليست نشده، از اعدامي هاست، كه زير چادر سياه، كه رنگ خون هم به آن نمي نشيند به قتل رسيده اند. او جزو محكوميني است كه نمايش اعدامشان در ملا عام، تنها، نمايش به احتزاز در آوردن پرچم جمهوري اسلامي است. نگاه كنيد به نمايش چادري بر دار جرثقيل كه همواره تكرار مي شود. مال ديروز يا براي فردا، در اين جا يا در آنجا.

مي شد. كشتن دختر بچه ها، زنان و مادران را نه شنيده و نه خوانده بوديم، جمهوري اسلامي رسمش كرد با اعدام بيش از 1500 دختر و زن در فاصله سالهاي 60 و 64. فقط در اين ليست كه كامل هم نيست، در كنار نفيسه اشرف جهاني ده ساله، مريم اسدي يازده ساله، افسانه فارابي دوازده ساله، جزو 9 دختر بچه اعدام شده زير 13 سال اند.

فاطمه جبارزاده انصاري، شهلا قرباني، فاطمه ساجدي، سه دختر بچه سيزده ساله، جزو 22 دختر بچه اعدام شده بين 13 و پانزده سال اند.

نسرين نوري ماني 15 ساله، فرزانه صبوري و مريم صدرالاشراف هفده ساله (هر سه حاق آويز شده)، جزو 187 دختر نو جوان اعدامي زير 18 سال اند.

خطيب شهيدي دختر نوجوان 15 ساله به ميدان اعدام نرسيد، او زير شكنجه كشته شد، او جزو 60 زني است كه زير شكنجه به قتل رسيدند. جنين هشت ماهه طاهره آقا خان مقدم در شكم مادرش تير باران شد، طاهره آقاخان مقدم، يكي است در ليست 47 نفري زنان حامله اعدام شده دراين ليست.

سكينه محمدي اردحالي 70 ساله، مادر نه فرزند از اعدام شدگان بالاي 70 سال است. جوانترين اعدامي در اين ليست ده ساله بود. نفيسه جوانترين كودك اعداميست، جوانترين اعدامي زن و جوانترين محارب با خداست در ليست دهها هزار نفري اعدام هاي سياسي.اعدام ها ي جمهوري اسلامي در سال 60 تا 64 بي مثال بود، اما نه در تعداد. كشتار بخش وسيعي از رهبران، كادر ها و هواداران سازمان هاي سياسي، كشتار كمونيست ها يا كه كشتار مخالفان سياسي يا مخالفان عقيدتي و مذهبي و همه اين ها رويهم، حقيقت است، ولي بي مثال نيست. دادگاه ها و احكام شرعي هم به خودي خود ويژگي نبود. ويژگي در اعدام دختر بچه، در اعدام نفيسه بود كه او را با قوانين شرع، در خود روز قيامت هم نمي شد محكوم كرد

. در اين سال ها، به ويژه در سال ۱۳۵۹، ده ها تن از خلبانان نيروی هوايی، همافران و افسران و درجه داران ارتش نيز به اتهام تدارک کودتا عليه حکومت اسلامی اعدام شدند. محاکمه ی ناعادلانه ی اين افراد که مورد شکنجه های وحشيانه قرار گرفته بودند نيز منطبق با قوانين قضايی و حقوق بين المللی نبود.

در کشتار اين سال ها سبعانه ترين رفتار با اسيران و قربانيان روا داشته شد:

"....گونی کهنه و کثيف و چرک‌آلود ديگری را آوردند و اين بار معلم و پزشک، نخستين زن مدير کل، نخستين زن وکيل مجلس شورای ملی، نخستين بانوی معاون وزير و نخستين زن وزير و مبارز راستين راه آزادی و تساوی حقوق زنان را به زور در گونی کردند و برای آن که دست و پايی نزند، طنابی را بر پاهای او بستند و طناب ديگری را از روی گونی به دور گردن او پيچيدند و او را به درخت اعدام آويزان کردند. طناب دار را که بالا کشيدند، طناب پاره شد و فرخ‌رو پارسای، در فاصله يک متری به زمين افتاد. حالا ديگر به کلی از حال رفته و بی‌هوش شده بود. طناب را از سر و رو و بدن او باز کردند و او را به داخل حياط بردند و در کنار حوض کثيف و آب خزه گرفته‌ای مشتی آب بر سر و روی او زدند و مجددا او را به هوش آوردند.

خانم پارسای که به هوش آمد نفسی به راحتی کشيد و تصور می‌کرد... با پاره شدن طناب بی‌گناهی او نيز به اثبات رسيده و مورد لطف خداوندی قرار گرفته است. کمی آرام گرفته بود و ديگر گريه و زاری و ناله هم نمی‌کرد. پس از گذشت نزديک به يک ربع ساعت مجددا او را به محل قتلگاه بردند. کارش به جنگ تن به تن کشيده بود. اين بار سيم قطور و مقاوم بکسل آوردند و به بالای درخت بستند و سپس سيم دار را بر گردن فرخ‌رو پارسای انداختند و چند جعبه خالی پپسی را زير پای او گذاردند و دقايقی بعد يکی از دژخيمان مرگ لگد محکمی به جعبه‌ها زد و جعبه‌ها را از زير پای خانم پارسای به گوشه‌ای پرتاب کرد...»

ساعت يک و نيم صبح روز ۱۸ ارديبهشت ۱۳۵۹ بود. سه تير خلاص بر پيکر بی‌جان وی شليک شد." (خاطرات و دست‌نوشته‌های فرخ‌رو پارسای نوشته منصوره پيرنيا )

کشتار اين سال ها به فتوی و فرمان و رهنمود آيت الله خمينی انجام شد.

اعدام های زنان: از سال ۱٣۶۰ تا سال ۶٣ غروب و یا صبح زود و روز یکشنبه یا چهارشنبه و دوشنبه یا سه شنبه ۵ شنبه به جز جمعه زندانیان شاهد ان بودند که زنان زندانی از( ۱۴ ساله تا ۷۰ ساله) اکثریتشان زنان بسیار جوان شامل می شد.در پشت بلند گو اتاق های بند نامشان می خواندند. آنها را می رفتند. رفتنی بی بازگشت اعدام می نمودند بنا به شواهد مختلف، در بین این اعدامیان، چند زن حامله هم وجود داشت

اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱٣۶۷:واقعه‌ای بود که طی آن عده بسیاری از زندانیان سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی در ایران در ماه‌های مرداد و شهریور ١٣۶٧ اعدام شدند. به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی سازمان مجاهدین خلق همچنین طیف‌های مختلف گروه‌های چپ و بودتعداد قربانیان این واقعه نزد مراجع مختلف متفاوت است. بیشتر اعدام‌شدگان زندان‌های تهران در واقعهٔ تابستان ۶۷ در گورهای دسته‌جمعی گورستان خاوران به خاک سپرده‌شدند .

منبع : خاطرات فرخ رو پارسای نوشته ی منصوره پیر نیا ، ایرج مصداقی ، لیست اعدام شدگان کانون حقوق بشر 
Balatarin

پنجشنبه

با زمینه سازی باشگاه خبرنگاران جوان طرح برخورد با زندانیان سیاسی آغاز شد


ملی مذهبی :«باشگاه خبرنگاران جوان» طرح زمینه‌سازی برای برخورد با گروهی از زندانیان سیاسی در ایران را آغاز کرد.
به گزارش دیگربان این سایت وابسته به صدا و سیما که همکاری نزدیکی با سازمان اطلاعات سپاه پاسداران دارد از مقام‌های قضائی خواسته با زندانیان سیاسی که بیانیه‌ و نامه‌های سیاسی را امضاء می‌کنند٬ برخورد کنند.
این سایت برای تحت فشار قرار دادن مقام‌های قضایی٬ در سه روز گذشته گفت و گو‌هایی با برخی نمایندگان و فعالان سیاسی ترتیب داده تا زمینه برخورد با گروهی از زندانیان سیاسی را فراهم کند.
اسماعیل کوثری٬ عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس روز سه‌شنبه (۱۴ شهریور) در گفتگو با این سایت٬ از زندانیان سیاسی به عنوان «زندانیان امنیتی» یاد کرده که «از آزادی عملی خود سوء‌استفاده می‌‌کنند.»
کوثری گفته است: «زندانیان امنیتی که در حین محکومیت مرتکب جرم مجددی می‌شوند باید طبق روال قانونی همچون بار اول به جرم آن‌ها رسیدگی شود.»
موسی قربانی٬ قاضی دیوان عالی کشور هم در همین زمینه گفته که «ارتکاب هر اقدام مجرمانه‌ از سوی زندانیان امنیتی در هنگام گذراندن محکومیت قابل تعقیب است.»
قربانی افزوده است: «برخی از زندانیان امنیتی در مقاطعی نامه‌هایی را در جامعه منتشر می‌کنند تلقی جرم را می‌توان به آن نسبت داد.»
حمیدرضا ترفی٬ عضو شورای مرکزی حزب موتلفه هم در گفتگویی با این سایت چنین اظهارنظر کرده است: «اگر فردی با عنوان اقدام علیه امنیت کشور زندانی شده و مجددا در زندان اقدامات خود را استمرار می‌دهد و به نظام اهانت می‌کند باید به عنوان جرم جدیدی مورد محاکمه و بازخواست قرار بگیرد.»
«باشگاه خبرنگاران جوان» همچنین به موضوع انتشار تصاویری از زندانیان سیاسی در زندان رجایی‌شهر اشاره کرده و نوشته است: «چرا باید داخل زندان امکاناتی فراهم باشد که زندانیان امنیتی به راحتی بتوانند عکس گرفته و از همه مهم‌تر عکس‌های ثبت شده را به فضای مجازی منتقل کنند.»
سه روز پس از آغاز این پروژه از سوی این سایت محافظه‌کار٬ گزارش‌ها از تشکیل پرونده جدید برای بهزاد نبوی در بند «۲ الف» سپاه حکایت دارد.
در این پرونده اتهامات آقای نبوی «امضای نامه‌های ساختار شکن از داخل زندان» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است.
به نظر می‌رسد مقام‌های امنیتی‌-‌نظامی و اطلاعاتی قصد دارند در روز‌های آینده به همین بهانه دامنه برخورد‌ها با گروهی از زندانیان سیاسی را افزایش داده و فعالیت آن‌ها را محدود‌تر از پیش کنند.
پیش تر نیز برخی دیگر از مسئولان جمهوری اسلامی نیز نسبت به انتشار نامه های زندانیان سیاسی از داخل زندان ابراز نارضایتی  کرده بودند.
Balatarin

جمعه

نامه چند تن از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر به بان کی‌مون


خبرگزاری هرانا: به مناسبت ورود بان کی‌مون دبیر کل سازمان ملل متحد به تهران و احتمال حضور وی در مجلس شورای اسلامی چهارتن از زندانیان سیاسی بنامهای حشمت الله طبرزدی، افشین اسانلو، رضا شریفی بوکانی و خالد حردانی نامه ای را خطاب به وی نگاشته و شرایط ایران را از ابعاد مختلف برای وی تشریح نموده اند. 
شرح نامه این چهار زندانی سیاسی را در زیر می خوانید. 


عالی جناب‌بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد، به ایران خوش آمدید 

آقای دبیر کل، مردم ایران از دوران باستان به مردمی مه‌مان نواز شهرت یافته‌اند، به ویژه اگر آن مه‌مان همچون جناب عالی ناخوانده باشد. عنوان شما دبیر کلی سازمان ملل است ولی متاسفانه باید اعلام کنیم که به شکل سنتی به دبیر کلی دول تبدیل شده است. 

مقصر جناب عالی نیستید بلکه ساختار تشکیلاتی آن سازمان چنین ایجاب کرده است. البته قرار بوده است که دولت‌های عضو این سازمان نماینده واقعی ملت‌ها باشند تا چنین تناقضی به وجود نیاید اما جناب عالی خود بهتر از همه می‌دانید که دولت‌هایی مثل حکومت جمهوری اسلامی نه تنها چنین نمایندگی‌ای را ندارند، که سالهاست بر علیه ملت و منافع آن تبدیل شده‌اند. 

با این مقدمه کوتاه اجازه بدهید از سوی اکثریت ملت ایران که حکومت امکان ابراز نظر به او نمی‌دهد برای شما بازگو نماییم که پا در کجا گذاشته‌اید و مه‌مان رسمی شما چه کسی است. 

آقای دبیر کل شما پا به کشوری گذاشتید که دولت حاکم که خودش را نماینده جمهوری و اسلام می‌داند به هیچ حزب و گروه مخالفی حتی اگر مخالفت آن احزاب دموکراتیک و مسالمت آمیز باشد، اجازه فعالیت نداده و رهبران و اعضای آن‌ها را بیش از سه دهه است که به شدت سرکوب و در مواردی ترور و اعدام کرده است. برای نمونه می‌توان از: جبهه ملی ایران، نهضت آزادی ایران، حزب ملت ایران، حزب پان ایرانیست ایران، نیروهای ملی مذهبی، حزب دموکرات کردستان، جبهه دموکراتیک ایران، جبهه متحد دانشجویی و طی سه سال اخیر اعضای دفتر تحکیم، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب نام برد. 

شما به کشوری پا نهاده‌اید که طی چند سال اخیر به زندان بزرگ روزنامه نگاران تبدیل شده و هیچ روزنامه مستقلی حق فعالیت نداشته و شمار روزنامه‌های توقیف شده به اندازه‌ای است که امکان ذکر نام آن‌ها وجود ندارد. در حال حاضر و در صورت تمایل می‌توانید با روزنامه نگاران مستقل و سر‌شناس و رهبران احزاب و سازمان‌های سرکوب شده در زندان‌ها ملاقات کنید. آیا حکومت این اجازه را به دبیر کل سازمان ملل خواهد داد؟ 

شما به کشوری پا گذاشتید که هیچ حزب و گروه و سازمان مستقل، منتقد و مخالف، حق برگزاری هیچ می‌تینگی یا تظاهرات مستقل از منویات حکومت را ندارد و برگزار کنندگان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی سرکوب و زندانی می‌شوند. شما به کشوری پا گذاشتید که هیچ فرد یا گروه مخالف حق شرکت در انتخابات و تعیین سرنوشت به عنوان کاندیدا را ندارد و فقط کاندیداهایی این امکان را خواهند داشت که نهاد‌های حکومتی از جمله سپاه، وزارت اطلاعات، قوه قضاییه، بسیج و در ‌‌نهایت شورای نگهبان منتصب رهبر او را تایید کرده باشند. شما به کشوری پا گذاشته‌اید که حتی اقلیت‌های قومی و مذهبی حق استفاده از حقوق قانونی مصرح در همین قانون اساسی موجود مورد تایید حکومت را نداشته و تفتیش عقاید، شکنجه در زندان‌ها، و تواب سازی زندانیان عقیدتی و سیاسی امری معمول است. شما به کشوری پا گذاشته‌اید که زن را نصف مرد به حساب آورده و نه تنها زنان حق کاندیدا شدن برای برخی مسئولیت‌ها مثل ریاست جمهوری را ندارند بلکه حق قاضی بودن را نداشته و در مورد شهادت در دادگاه یا امر دیه و امثالهم دو زن برابر یک مرد است. 

در این کشور آپارتاید مذهبی، قومی و جنسیتی بیداد می‌کند و قطع دست و پا و سنگسار را امری قانونی قلمداد می‌کنند. 

آقای دبیر کل شما به کشوری پا گذاشته‌اید که آزادی بیان و رعایت حقوق بشر مصرح در اعلامیه جهانی سازمان ملل به شدت زیر پا گذاشته شده و حاکمیت و در راس آن ولی فقیه خامنه‌ای و نیروهای تحت امر و نهاد‌های انتصابی با هر چیز به صورت گزینشی و خودی و غیر خودی دانستن مردم، برخورد می‌کنند. 

آری آقای دبیر کل، همین آقای خامنه‌ای که خود را در لباس روحانی و لباس دلسوزی برای مردم عراق، بحرین، فلسطین و بلکه همه جهان معرفی می‌کند و برای همه دول و ملل جهان نسخه نوشته و خطیب توانمندی نیز هست، خودش را نماینده خدا و عقل کل و دارای قدرت مطلقه می‌داند و اجازه هر نوع ابراز نظر مخالف در ایران را سلب کرده است. برای اینکه با هزینه کردن ملیارد‌ها دلار پول حاصل از فروش نفت مردم ایران یک نیروی پلیسی، امنیتی جهنمی به وجود آورده و به محض ابراز کوچک‌ترین نظر مخالف با قدرت مطلقه‌اش همین نیروی سرکوبگر جهنمی را به جان مخالفین می‌اندازد. شما مه‌مان چنین دیکتاتوری مذهبی در ایران هستید. آیا آمده‌اید با صراحت از آن‌ها بخواهید که به قوانین بین المللی در زمینه رعایت حقوق بشر وفادار باشند یا اینکه آمده‌اید تا به آن‌ها مشروعیت داده و تیغ زنگ زده سرکوب آن‌ها را صیقل بدهید؟ 

آقای دبیر کل، در این مملکت فقر، گرانی، تورم، بیکاری، تبعیض و فساد مالی و اداری بیداد می‌کند. هر سال هزاران کارگر بیکار شده، کارخانه‌ها تعطیل شده، شرکت‌های بزرگ مالی ورشکست می‌شوند. مردم ستم دیده ایران مجبور هستند آثار اقتصادی ناشی از فساد نهاد‌های حکومتی تمامیت خواه، سوء مدیریت‌ها، اقتصاد دولتی و انحصاری و تحریم‌های بین المللی علیه حکومت را تحمل کنند. بحران‌های اقتصادی تا بدان جا رسیده است که حتی رهبران تمامیت خواه حکومت نیز مجبور شده‌اند به آن اعتراض کنند و البته ریاکارانه مثل همه حکومت‌های انحصار طلب و دیکتاتوری این بحران‌ها را بر گردن هم دیگر یا نهاد‌ها و مقامات پایین‌تر بیندازند ولی آیا ملت اجازه اعتراض علیه وضع موجود را دارد؟ هرگز. 

برای اینکه با بد‌ترین شیوه سرکوب می‌شوند. میزان سرکوب‌های وحشیانه حکومت را سه سال پیش و در جریان سرکوب جنبش سبز همه جهانیان مشاهده کردند. آیا شما هم دیدید؟ 
آقای دبیر کل شما پا به چنین سرزمینی نهادید و مه‌مان چنین حکومتی هستید. ملت ایران تمایل داشت در شرایطی از دبیر کل سازمان ملل پذیرایی کند که با این حاکم این حکومت سرکوبگر و خشن رو به رو نبود و دارای حکومت ملی و دموکراتیک می‌بود. با صراحت بگوییم ملت ایران حتی این انتظار را از شما ندارد که بتوانید علنی رفتار حکومت ملت ستیز و ضد حقوق بشری و ضد انسانی‌اش را محکوم کنید. برای اینکه اگر قرار بود چنین کنید هیچ‌گاه دعوت این حکومت ریاکار را نمی‌پذیرفتید 

آقای دبیر کل این حکومت نیازمند معرفی نیست. برای اینکه رفتار داخلی و بین المللی آن طی بیش از سه دهه گذشته معرف هویت آن است. حمایت از تروریسم، اقدام به ترور‌های گسترده و سایر اقدام‌هایی که همگان به خوبی از آن آگاه هستند، جالب‌تر از همه اینکه دوستان و متحدان اصلی این حکومت دولت‌هایی چون کره شمالی و سوریه هستند که نمونه‌های بارز حکومت غیر دموکراتیک و جنایتکار بشمار می‌روند. به واقع برای کشور‌های به اصطلاح غیر متعهد متاسف هستیم که چنین حکومت‌هایی در آن عضویت داشته یا وظیفه میزبانی آن را بر عهده گرفته‌اند. پس باید مفهوم غیر متعهد‌ها را به معنای بی‌تعهدی در برابر حقوق ملت‌ها معنا کنیم. 

جناب دبیر کل، کشور‌های متمدن جهان از شما خواسته‌اند که چنان چه به ایران سفر کردید، درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به حکومت تذکر بدهید. آن‌ها نگران امنیت بین المللی و امنیت کشور‌های خود هستند ولی قربانی اصلی همه سیاست‌ها و برنامه‌های داخلی و بین المللی جمهوری اسلامی ملت ایران هستند. برای اینکه از یک سو حکومت همه حقوق اساسی آن‌ها را سلب کرده و ایران را به زندانی بزرگ برایشان تبدیل نموده و از دیگر سو هزینه برنامه‌های بلند پروازانه و ماجراجویانه مثل همین برنامه هسته‌ای را نیز ملت ایران می‌پردازد. برای اینکه دلارهای نفتی که می‌بایست هزینه آبادانی کشور و توسعه همه جانبه آن شود برای برنامه‌های بلند پروازانه صرف شده و از دیگر سو هزینه تحریم‌ها را نیز حکومت بر دوش ملت انداخته و اگر کشور‌هایی مثل اسراییل دست به حمله نظامی علیه مراکز هسته‌ای ایران بزنند، که امیدواریم هیچ‌گاه چنین نکنند، این سرمایه‌های ملت ایران و جوانان و نیروی انسانی اوست که از بین خواهد رفت. پس شاهدید که عملا همه هزینه‌ها را ملت ایران می‌پردازد اما هیچ کس شما را به تذکر رعایت حقوق این ملت از سوی حکومت ایدئولوژیک حاکم بر ایران توصیه نکرده است. همگان فقط و فقط به امنیت و منافع خود می‌اندیشند. 

جناب دبیر کل، در پایان ضمن خوش آمد گویی شما به سرزمین پهناور و کهن ایران زمین با اطمینان ناشی از آگاهی و اراده ملت بزرگ ایران به شما اعلام می‌کنیم ملت ایران به زودی به پا خواهد خواست. تشکیل حکومتی ملی، دموکراتیک و پایبند به همه اصول دموکراسی، حقوق بشر و حقوق بین الملل یک بار دیگر ایران را از انزوای جهانی خارج و نقش سازنده خود برای صلح و آزادی در جهان را ایفا خواهد کرد. ملت ایران با هیچ دولت و ملتی سر ناسازگاری و دشمنی ندارد و دست همه دولت‌های عضو سازمان ملل را خواهد فشرد و خواهان از بین رفتن هیچ ملت یا دولتی نیست. ملت ایران از هر نوع حکومت ایدئولوژیک یا مذهبی به ستوه آمده و از پراکندن ایدئولوژی نفرت توسط حکومت فعلی به تنگ آمده است. امید است در دوران حکومت واقعی ملت ایران پذیرای دبیر کل و دولت‌های برآمده از رای ملت‌ها باشیم. 

مهندس حشمت الله طبرزدی، افشین اصانلو، رضا شریفی بوکانی، خالد حردانی 

زندان رجایی شهر کرج یند ۱۲ سالن ۴
مورخ چهارشنبه ۸ شهریور
Balatarin

یورش و حشیانه به زندانیان سیاسی زندان زاهدان منجر به کورشدن یک زندانی سیاسی گردید


فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران - بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یکی از زندانیان سیاسی هموطن بلوچ در جریان یورش وحشیانه 17 مرداد یکی از چشمان خود را دست داده است.
زندانی سیاسی بلوچ هاشم خرد 26 ساله که در جریان یورش وحشیانۀ 17 مرداد ماه گارد ویژه زندان و سایر نیروهای سرکوبگر به بند 5 زندانیان سیاسی و عقیدتی زاهدان صورت گرفت یکی از چشمان خود را از دست داد. این زندانی سیاسی به دلیل عدم انتقال  به بیمارستان  و عدم درمان چشمش بینایی خود را از دست داده است.
زندانی سیاسی هاشم خرد نسبت به این عمل و وحشیانه و سرکوبگرانه شکایت نموده است اما در حال حاضر  تحت فشار دادستان زاهدان و مسئول اطلاعات زندان زاهدان فردی به نام غلامی قرار دارد که باید شکایت خود را پس بگیرد و اگر آن را پس بگیرد به او دیه خواهند داد. اما این زندانی سیاسی وعده های دروغین را نپذیرفته است و خواستار مجازات مهاجمین به بند زندانیان سیاسی است.
زندانیان سیاسی و عقدیتی بلوچ در 17 مرداد ماه  نسبت به شرایط غیر انسانی و قرون وسطایی حاکم بر زندان زاهدان اقدام به در دست گرفتن کنترل بند 5 زندان زاهدان نمودند و خواستار پایان دادن به سرکوب و فشارهای غیر انسانی شدند.زندانیان سیاسی و عقیدتی بلوچ پس از موافقت مسئولین زندان با خواسته های آنها ،کنترل بند را به آنها بازگردادند.
پس از بازگرداند کنترل  بند به مسئولین زندان مورد یورش وحشیانه گارد ویژه زندان و سایر نیروهای سرکوبگر ولی فقیه قرار گرفتند که در اثر این حمله حداقل 10 زندانی سیاسی بشدت زخمی شدند و حدود 27 نفر از آنها به نقطۀ نامعلومی منتقل شدند.این یورش وحشیانه همچنین منجر به سوختن کامل بند زندانیان سیاسی و عقیدتی شد .
بدستور بازجویان وزارت اطلاعات بقیۀ زندانیان سیاسی را به سایر بندها که محل نگهداری مجرمین عادی است منتقل کردند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش وحشیانه به زندانیان سیاسی و عقیدتی هموطن بلوچ که منجر به کور شدند چشم ، شکستن دست ، سر و زخمی شدن سایر اعضای بند آنها شده است را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد جهت گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
09 شهریور 1391 برابر با 30 اوت2012
گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
Balatarin

یکشنبه

درخواست ٤١٩ فعال سیاسی از بان کی مون: با موسوی، کروبی، رهنورد و سایر زندانیان سیاسی دیدار کنید


دانشجو نیوز نوشت : ۴۱۹  تن از فعالین سیاسی و مدنی، اساتید دانشگاه، روشنفکران و مدافعان حقوق بشر در نامه ای به دبیر کل سازمان ملل متحد از وی درخواست کردند که در سفر به تهران با آقایان موسوی، کروبی، خانم رهنورد و سایر زندانیان سیاسی در ایران دیدار کند.

در بخشی از این نامه  آمده است: ما امضا کنندگان به نام انسانیت و آرمان های بلند  منشور ملل متحد بار دیگر از شما می خواهیم پیگیری پیرامون نقض حقوق بشر و تقاضا برای پایان دادن به خشونت و تبعیض دولتی در ایران، اعطای مرخصی فوری به زندانیان سیاسی که از بیماری های حاد رنج می برند و آزادی تمامی زندانیان عقیدتی، سیاسی و بی گناه را سرلوحه مذاکرات خود با مقامات حکومت قرار دهید وبا اهتمامی جدی ملاقات با مهندس میر حسین موسوی، سرکار خانم زهرا رهنورد و حجت الاسلام مهدی کروبی در فضایی آزاد و به دور از ارعاب نیرو های امنیتی  را خواستار شوید.

به گزارش دانشجونیوز، متن کامل نامه به دبیر کل سازمان ملل متحد به شرح زیر است: 

جناب آقای  بانکی مون
دبیر کل سازمان ملل متحد

با سلام و احترام،

سفر قریب الوقوع شما به تهران برای شرکت در اجلاس سران کشور های عضو سازمان غیر متعهد فرصتی نیکو برای ارزیابی مستقیم از وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران است. بی تردید مشاهده و بررسی همه مشکلات حاد نقض حقوق بشر در ایران در فرصت کوتاه سفر شما میسر نیست. اما بررسی اجمالی موارد مهم و اضطراری شدنی  و ضروری است.

 گفتگو و نظارت شما می تواند نقشی مهم در جلوگیری از وخامت بیشتر اوضاع و بهبود نسبی وضع موجود داشته باشد. در این میان دیدار با مهندس میر حسین موسوی  نخست وزیر سابق ایران،کاندیدای معترض انتخابات مخدوش  ریاست جمهوری دهم و رهبر نمادین جنبش سبز که  اخیرا دچار عارضه قلبی شد و پس از عمل جراحی از بیمارستان مجددا به زندان خانگی منتقل شده است، اهمیت زیادی دارد. جمعیت زیادی از ایرانیان داخل و خارج نگران وضعیت وی هستند. اینک قریب به ١٨ ماه است که او در شرایطی نامعلوم در حبس خانگی به سر برده و انواع و اقسام تضییقات و محدودیت ها از سوی جمهوری اسلامی ایران بر وی اعمال شده است. دیدار و گفتگوی شما با او می تواند تهدیدات موجود بر علیه او را خنثی سازد.

این اقدام انسان دوستانه و منطبق بر اهداف سازمان ملل در کنار ملاقات با حجت الاسلام مهدی کروبی رئیس پیشین مجلس و دیگر کاندیدای معترض انتخابات سال ١٣٨٨ که همزمان با مهندس موسوی از اسفند ١٣٨٩ در حبس خانگی است و همچنین بازدید شما از زندان اوین و گفتگوی مستقیم با زندانیان عقیدتی، تاثیری مثبت بر روند رعایت موازین حقوق بشری و کرامت انسانی در ایران خواهد داشت.

عالی جناب،
از آنجا که سازمان ملل، در اصل سازمان ملل متحد است و تلاش شما و دیگر مسئولین سازمان ملل تا کنون چنین بوده که این سازمان به پناهگاه و مرجع دادخواهی ملل دنیا تبدیل شود، لذا دولت ها باید  مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون های الحاقی و قوانین بین المللی را مقدم بر قوانین داخلی شان رعایت کنند و نسبت به هر گونه تضییع حقوق شهروندان  پاسخگو باشند.

مردم ایران که دهه هاست از نقض سیستماتیک، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر، آزادی های اساسی و پایمال شدن کرامت انسانی قبل و بعد از انقلاب در رنج هستند، از شما انتظار دارند بنا به جایگاهی که دارید و بر اساس منشور ملل متحد پشتیبان مطالبات آنها باشید. پیگیریهای شما می تواند مسیر به بن بست خورده ماموریت دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور مربوط به حقوق بشر در ایران را تحرکی مجدد بخشد.

ما امضا کنندگان به نام انسانیت و آرمان های بلند  منشور ملل متحد بار دیگر از شما می خواهیم پیگیری پیرامون نقض حقوق بشر و تقاضا برای پایان دادن به خشونت و تبعیض دولتی در ایران، اعطای مرخصی فوری به زندانیان سیاسی که از بیماری های حاد رنج می برند و آزادی تمامی زندانیان عقیدتی، سیاسی و بی گناه را سرلوحه مذاکرات خود با مقامات حکومت قرار دهید وبا اهتمامی جدی ملاقات با مهندس میر حسین موسوی، سرکار خانم زهرا رهنورد و حجت الاسلام مهدی کروبی در فضایی آزاد و به دور از ارعاب نیرو های امنیتی  را خواستار شوید.

فهرست اسامی امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا 

حامد ابراهیمی نژاد ، بابک اجلالی، مهرداد احسانی پور،مهرداد احمد زاده
بهزاد احمد نیا،عبدالرضا احمدی، احمد احمدیان، امین احمدیان، وحید ارباب ،محمد ارسی، اردوان ارشاد، جمشید اسدی، آزاده اسدی ،میر اردوان اسدی
زینت اسماعیل زاده، عسل اسماعیل زاده ،جواد اسماعیلی ،سید کوهزاد اسماعیلی، کامران اشتری، فرید اشکان، علیرضا اشکیانی، اردوان اصحابی
مرتضی اصلاحچی ،امیر اعتدالی، امیر حسین اعتمادی ،سهیل اعرابی، علی افشاری ،رضا افشاری، گودرز اقتداری ،مریم اقلیدی ،مریم اکبری ،محمد جواد اکبرین ،مریم امام اللهی درچه ،نصیر امامی ،بهرام امامی، کامران امیری ،منوچهر امیری ،مهدی امینی، آسیه امینی ،احسان امینی، مرضیه امینی ،مهدی امینی زاده، شاهین انزلی، وهاب انصاری، مریم انصاری، مریم اهری، نیکروز اولاد اعظمی ،محمد اولیائی فرد ،سولماز ایکدر، آرش آباد پور، شبنم آذر، مسعود آذری، فرشید آذرینوش، آینده آزاد ،احمد آزاد، روشنک آسترکی، ارسلان  آشور،داریوش آشوری، سعید آگنجی
جمشید بابایی، هادی بابایی، فاریا بارلاس، عبدالعلی بازرگان،احمد باطبی، ایرج باقرزاده، حسین باقرزاده، هومن باقری، نگین بانک، ماهرخ بانیانی، آرزو باهر، مهران براتی، سارا برخورداری، محمد برقعی، عارف بسطامی، خسرو بندری، علی بنی جمالی، شهلا بهار دوست، کامیار بهرنگ، سیاووش بهمن، محمد بهمنی، بهروز بیات، عباس بیدار ،امیر بیگلری
داریوش پارسا، میثاق پارسا، مهناز پراکند ،علی پرسان ،سهیل پرهیزی ،کتایون پزشکی ،محمد پناهی، سعید پور حیدر، لیلی پور زند ،امید پور محمد علی، احمد پورمندی، بیژن پیرزاده، عسل پیرزاده، سعید پیوندی
عارفه سادات تاجزاده ،علی تارخ ،حبیب تبریزیان ،خسرو تجربه کار، محمد ترابی، حسین ترکاشوند ،مجید تمجیدی، شهرام تهرانی ،نیره توحیدی، مجید تولائی، فرشاد توماج
ستاره ثابتی
مهدی جامی، راحیل جاودانی، جهانشاه جاوید، علی محمد  جدلی، حسن جعفری، عاطفه جعفری، رضا جعفریان، محمد جلالی چیمه، علی جمشیدی، آرش جنتی عطایی، پویا جهاندار، گیسو جهانگیری، فرزاد جواهری، رضا جوشنی، بهیه جیلانی
نسیم چالاکی، رضا چرندابی، علی چکاو، مسعود چناسی
سعید حبیبی، آرام حسامی، ناهید حسینی، سید رضا حسینی، علی حسینی،مهرداد حریری، امید حقیقت جو، بیژن حکمت، علی حکمت، عباس حکیم زاده، نسرین حمیدی، حمید حمیدی، محسن حیدریان
مهدی خان بابا تهرانی، اسماعیل ختائی ،امین خجسته فر ،علی اصغر خرسند ،مصطفی خسروی، بهروز خلیق
کمال داوودی، فریبا داوودی مهاجر، محمد جواد دردکشان ،مهرداد درویش پور، اکرم دعائی زاده، فاطمه دلاوریان، آزاده دواچی، هوتن دولتی
سوده راد، نیما راشدان، احمد رافت، حسن راهی، محمد رجبی، کمال رحمانیان، مجتبی رحیمی، آناهیتا رستم پور، امیر رشیدی، آرمان رضا خانی ،سحر رضا زاده ،شیده رضایی ،آزیتا رضوان، علی اصغر رمضان پور، اکبر روحانی، فرهاد روحی ،میثم رودکی، مریم روزبهانی، امین ریاحی، علی رضا رئیسی
فتحیه زرکش یزدی، عیسی زرگریان، اسماعیل زرگریان، سامان زمان زاده ،محسن زمانی ،مهین زندی ،حمید زنگنه  ،حسن زهتاب
شیدا سالاری، حمید سالک، مهدی ساوالان پور، حسین سبحان اللهی ،بهروز ستوده ،بهزاد ستوده، لاله ستوده ،غلامرضا سجودی ،نسیم سرابندی، امیر حسین سراجی، حسن سربخشیان، امین سرخابی، مهدی سعید پور، مهرزاد سلامت فرمد، میثاق سلامت فرمد، مهشاد سلامت فرمد، مهبد سلامت فرمد، حمید رضا سلیمانی، صدرا سمنانی رهبر، سعیده سهرابی، محمد سهیمی ،رضا سیاووشی، سلمان سیما
علی شاکری، رحیم شامبیاتی، کریم شامبیاتی، سجاد شاهمرادی، غلامرضا شاهمرادی ،شهناز شاهینی، مسعود شب افروز، داراب شباهنگ، صادق شجاعی، منصوره شجاعی، فرزانه شروین، محمد جواد شریفی نوید، پروین شطیف روحی شفیعی، اردلان شکرابی، سید احمد شمس، فاطمه شمس، عباس شیرازی، حمید شیرازی، آرمان شیرازی
محمد  صادقی،امین صادقی، آرش صالح،کوروش صحتی، بالی صداقت،  کارن صدر ،محمود صدری، زهره صفاریان، امیر صفاریان، مریم صفایی، بیژن صفسری، سیاوش صفوی، رامین صفی زاده، علی صمد، فرخ صنیعی فر، رضا صنیعی فر، فرهاد صوفی
معصومه ضیاء
اشکبوس طالبی، علی طباطبایی ، رویا طلوعی، مریم طهماسبی
حمید رضا ظریفی نیا
آرش عابدی، ضیاء عابدی، بهروز عادل، پیمان عارف، شهره عاصمی، محبوبه  عباسقلی زاده، غلام عباسی، محمد صابر عباسیان، مزدک عبدی پور، مهدی عربشاهی، نازی عظیما، سید هادی عظیمی، فرزانه عظیمی، خسرو علاف اکبری، کاظم علمداری ،حسین  علوی، شاهد علوی، طیبه علی رضائی، آریا علیزاده فر، محسن عمادی، مناف عماری ،حمید عمرانی ،شهاب عمو پور، آیدا عمیدی
آبتین غفاری، صنم غیابی
فرشید فاریابی، شیرین فامیلی، مهدی فتاپور، مسعود فتحی، علی فتوتی، امیر حسین فتوحی، علی فراهانی ،فرهاد فرجاد، غفور فرخیان، محمود رضا فرخیان، حسن فرشتیان، کیوان فروزان، علی فروزنده، سیامک فرید، شروین فکری، فیروزه فولادی، شهاب فیضی
حسین قاسمی، کبری قاسمی، رضا قاضی نوری، هادی  قائمی، محسن قائمی نیک، آیدا قجر، جعفر قدیم خانی، مریم قربانی فر ،مهدی قلی زاده اقدم، محمد قلیخانی
مهرانگیز کار، مرتضی کاظمیان، هادی  کحال زاده، مجید کربلا بهشتی ،امیر کربلا بهشتی ،کاظم کردوانی ،سعیده کردی نژاد ،عزیز کرملو ،بابی کرمی ،بهزاد کریمی، رضا کریمی، محمود کریمی حکاک، واییک کشیش زاده ،نعیمه کفشدوز ،حسن کلانتری ،علی کلائی ،امیر کلهر، علیرضا کنعان رو، پروین کهزادی ،ارسلان  کهنمائی پور ،حمید کوثری، امید کوهی ،آزاده کیان، علی رضا کیانی، تقی کیمیائی اسدی
کتایون گلرخ، فرداد گلشنی، امیر حسین گنج بخش ،رضا گوهر زاد
مسعود لواسانی
حمید مافی، سارا ماهروئیان، رضا مبین، پرستو متین زاده، داریوش مجلسی، مازیار محبوبی، مجید محمدی، ملیحه محمدی، فرحناز محمدی، امین محمدی راد، پویان محمودیان، حمید  مختاری، احمد مدادی، حنیف مزروعی، میثم مشایخ، نریمان مصطفوی، مهدی مظفری، میثم معتمد نیا ،مهدی معتمدی مهر، منصور معدل، عبدالحمید معصومی تهرانی، امیر معماریان، سمیرا مقامی، حسین  مقدم، منوچهر مقصود نیا، 
حسن مکارمی، پیمان ملاز، مرتضی ملک محمدی، احمد منتظری، نوشین منوچهری، علی مهتدی، اکبر مهدی، بهزاد مهرانی، مجید موحد، سید علی اکبر  موسوی خوئینی، رضا موصولی، زیبا میر حسینی، انور میر ستاری ،مهران میر فخرائی، یاسر میردامادی
حجت نارنجی، رویا ناصری، حسن نایب هاشم، ابراهیم نبوی، یوحنا نجدی، روجا نجفی، راضیه (پری) نشاط، محمد رضا نصرتی ،مزدک نصیری ،بورگان نظامی نرج آباد، علی نظری، فریدون نقیبی، شروین نکوئی ،مرتضی نگاهی، فرخ نگهدار، شاون نو اختر، محمد نواب، داوود نوائیان، شیوا نوجو، مهدی نوذر، امیر نور افکن، مهدی نوربخش، شاهین نوربخش، منوچهر نوروزیان، فرهاد نوری،محمد نوری زاد،سجاد نیک آئین،محمد رضا نیکفر،مجید نیکنام،حسین نیکنام امینی 
سورنا هاشمی،نادر هاشمی،عماد هاشمی، واهک هاکوپیان، محمد هدایتی،ناهید همتی، رحیم همتی، رضا هیوا
داریوش وثوقی، فرزین وحدت، علیرضا وکیلی، سجاد ویس مرادی
مهدی یار محمدی، حمیده یزدانی، اشکان یزدچی، سعیده یوسف زاده، هادی  یوسفی
Balatarin

پنجشنبه

نامه سرگشاده شاهزاده رضا پهلوی به رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل در مورد وخیم تر شدن شرایط زندانیان سیاسی در ایران


نامه سرگشاده شاهزاده رضا پهلوی به رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل در مورد وخیم تر شدن شرایط زندانیان سیاسی در ایران


موضوع:  وخیم تر شدن شرایط زندانیان سیاسی در ایران


مورد توجه:  خانم لورا دوپوی لژر، رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل


من و هم میهنانم به شدت نگران نقض روز افزون حقوق بشر در ایران هستیم. مردان و زنان فعال ایرانی، اقلیت های قومی و مذهبی، به طور مداوم توسط رژیم مذهبی سرکوب می شوند.

اینجانب، بارها در رسانه های بین المللی بیانیه صادر کرده ام و به رئیس سازمان ملل چندین نامه نوشته ام و در آنها وضعیت وخیم هم میهنانم را توضیح دادم که چطور(چگونه) در این سالها زندانی، شکنجه و اعدام شده و می شوند.

به تازگی اطلاعاتی در مورد وضعیت بحرانی پرونده افراد نامبرده زیر به دستم رسیده که توجه شما را بدان جلب می کنم:

آقای غلامرضا خسروی (فایل پیوست شماره 1) 
آقای عبدالرضا قنبری  (فایل پیوست شماره 2)
آقای محسن دانشپور (پدر)  (فایل پیوست شماره 3) 
آقای احمد دانشپور (پسر)  (فایل پیوست شماره 3) 
آقای سعید ملک پور  (فایل پیوست شماره 4) 

این زندانیان سیاسی همگی به اعدام محکوم شده اند و اجرای حکم آنها قریب الوقوع است. بر اساس ماده  ۱۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی، زندانیان سیاسی حق دارند درمقابل یک هیئت منصفه و در یک دادگاه علنی محاکمه شوند. اما متأسفانه حتی برخلاف قوانین رژیم، زندانیان سیاسی از حقوق قانونی خود محروم هستند.

به رغم مخالفت های سازمان ملل و جامعه جهانی، اکثر زندانیان سیاسی در ایران مورد ضرب وشتم قرار گرفته، شکنجه فیزیکی و روانی شده و اغلب در سلول انفرادی نگهداری می شوند. رژیم مذهبی  بارها این اخطارها و درخواست های سازمان های حقوق بشری از جمله: عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر را نادیده گرفته است.

با وجود این بی عدالتی فاحش، هموطنان ما به مبارزه برای آزادیشان ادامه می دهند و همواره در خطر زندان، شکنجه، ناپدید شدن و اعدام هستند.

دفاع از حقوق بشر و آزادی های پایه، یکی از اصول مقدس منشور سازمان ملل متحد است. از این رو از شما درخواست دارم تا در این موضوعی که از حساسیت زمانی بالایی برخوردار است، مداخله کنید و رژیم مذهبی را زیر فشار بگذارید تا بلافاصله به این نقض حقوق بشر شنیع، پایان داده و کلیه زندانیان سیاسی را بدون تأخیر آزاد کنند.

با احترام

رضا پهلوی 

از صفحه رسمی شاهزاده رضا پهلوی 
Balatarin

شنبه

اعتراضات گسترده زندانیان سیاسی زندان زاهدان و به دست گرفتن بند برای چند ساعت


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" روز گذاشته زندانیان سیاسی زندان زاهدان دست به اعتراضات گسترده ای زدند و چندین ساعت بند زندانیان سیاسی را در کنترل خود گرفتند.
روز سه شنبه 17 مرداد ماه زندانیان سیاسی زندان زاهدان در اعتراض به شرایط قرون وسطایی و رفتارهای وحشیانۀ بازجویان و زندانبانان ولی فقیه با زندانیان سیاسی  دست به اعتراضات گسترده زدند و در طی این اعتراضات بند زندانیان سیاسی بطور کامل به تصرف زندانیان سیاسی در آمد و این بند برای چندین ساعت در کنترل زندانیان سیاسی قرار داشت.
اما مامورین وزارت اطلاعات ،گارد ویژه زندان و سایر نیروهای سرکوبگر در محوطه و بیرون زندان تجمع کردند و به سوی زندانیان سیاسی بی دفاع یورش بردند ، آنها در این یورش از گاز اشک آور،شوکرهای برقی و باتون ها برقی استفاده کردند و زندانیان سیاسی را بطور وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار دادند در این یورش وحشیانه تعداد زیادی از زندانیان سیاسی زخمی شدند و گفته می شود حال بعضی از زندانیان حاد می باشد.همچنین در حین این یورش بخشی از بند زندانیان سیاسی دچار آتش سوزی گردید.
یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر ولی فقیه  و دفاع زندانیان سیاسی از خود برای مدتی طولانی ادامه داشت و با وعده های مامورین وزارت اطلاعات مبنی بر رسیدگی به خواسته های زندانیان سیاسی زندانیان سیاسی توافق کردند که کنترل بند را به زندانبانان بازگردانند. اما نیروهای سرکوبگر ولی فقیه به قولهای داده شده به زندانیان سیاسی عمل نکردند و زندانیان سیاسی را وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار دادند.
صبح روز چهارشنبه 18 مرداد ماه به دستور بازجویان وزارت اطلاعات ولی فقیه زندانیان سیاسی را به بندهای مختلف زندان زاهدان  منتقل کردند و آنها را در کنار مجرمین عادی و خطرناک قرار دادند. در این بندها باندهای مافیایی که زیر نظر اداره اطلاعات و زندانبانان قرار دارند فعال هستند و در سرکوب زندانیان معترض و پخش مواد مخدر شرکت دارند.خطر جدی که جان این زندانیان سیاسی را تهدید می کند درگیر شدن باندهای مافیایی ساخت و پرداخته وزارت اطلاعات در این بندها با زندانیان سیاسی می باشد.
در حال حاضر تعدادی از زندانیان سیاسی زندان ارومیه و سایر زندانهای ایران به صورت تبعید در زندان زاهدان زندانی می باشند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد شرایط قرون وسطایی و غیر انسانی ،یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات و سایر نیروهای سرکوبگر به زندانیان سیاسی بی دفاع و مورد ضرب و جرح قرار دادند آنها را محکوم  می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد جهت گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
18 مرداد 1391 برابر با 8 اوت 2012
گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه شکنجه سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
Balatarin

یکشنبه

خانواده زندانیان سیاسی: سلامت جسمی و روحی زندانیان سیاسی در خطر است

به نقل از جرس http://www.rahesabz.net/story/56038/

خانواده زندانیان سیاسی: سلامت جسمی و روحی زندانیان سیاسی در خطر است
 جرس: محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشرقوۀ قضاییۀ در اظهاراتی کذب، بدرفتاری با زندانیان سیاسی (که به اعتقاد او در ایران وجود ندارد) و خانواده هایشان را رد کرده است. او گفته است که اصولا بدرفتاری با زندانیان چه سیاسی باشند و چه غیر سیاسی محکوم و خلاف شرع و قانون است… نحوه بیانی که القاء کند که اولا در ایران زندانی سیاسی وجود دارد و ثانیا بدرفتاری در زندان ها یک رویۀ دائمی و روتین است حرفی است خلاف واقع، جفایی است در حق ملت ایران.
این اظهارات در حالی مطرح می شود که صدها تن از فعالان دانشجویی، فعالان زنان، فعالان سیاسی و حقوق بشر و اقلیت های مذهبی به جرم فعالیت های سیاسی و حقوق بشر در زندان بسر می برند و از کوچکترین حقوق ابتدایی یک زندانی سیاسی محروم هستند.
برخوردهای غیرقانونی با فعالان سیاسی و منتقدان حکومتی بویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 شدت گرفت. دستگاه قضایی کشور نه تنها این افراد را به شکل غیرقانونی و گاها همراه با ضرب و شتم بازداشت کرده، بلکه با برگزاری دادگاههای نمایشی و اتهامات واهی برای آنها احکام ناعادلانه ای را صادر کرده است.
بسیاری از فعالان سیاسی که هم اکنون در زندان بسر می برند شرایط جسمانی نامناسب و وخیمی دارند و مرخصی استعلاجی از حقوق اولیه آنها محسوب می گردد که از آن محروم هستند.
محمدصدیق کبودوند زندانی سیاسی است که در اعتراض به عدم موافقت با مرخصی او وارد پنجاهمین روز اعتصاب غذای خود شده است. وی که از دهم تیر ماه سال 86 در زندان بسر می برد به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به ده سال و نیم حبس قطعی محکوم شده است. وی که تا پیش از بازداشت هیچگونه سابقه بیماری نداشته و بخاطر شرایط سخت سلول انفرادی، به بیماریهای ریوی، ‏کلیوی و پوستی دچار شده و یکبار سکته خفیف مغزی نیز داشته است.
پریناز باغبان حسنی، همسر محمد صدیق کبودوند با ابراز نگرانی از سلامتی همسرش به "جرس" می گوید: "امروز پنجاهمین روزی است که آقای کبودوند در اعتصاب غذا بسر می برند و دوشنبه هم که با ایشان ملاقات داشتیم علی رغم وضعیت نامناسب جسمانی گفتند به اعتصاب خود ادامه خواهند داد. ایشان کاهش وزن شدید و ضعف جسمانی و تو رفتگی گودی چشم داشتند و وضعیت عفونت کلیه هایشان هم روز بروز بیشتر می شود و به گفته خودشان هر شب ایشان را به بهداری زندان می برند و آمپول برای کلیه هایشان تزریق می کنند، اما بخاطر اعتصاب غذا از سرم خودداری می کنند. پزشکان زندان و پزشک قانونی هم می گویند آقای کبودوند بخاطر وضعیت کلیه هایشان باید در بیمارستان بستری شوند اما چون با دستبند می خواستند ایشان را به بیمارستان ببرند آقای کبودوند هم قبول نکردند."
وی با اشاره بر اینکه پیگیری های آنها بی پاسخ مانده است خطاب به لاریجانی بیان می کند: "تنها به گوشه ای از آنچه طی این هفت سال بر ما گذشته اشاره می کنم تا متوجه شوید با ما چگونه برخورد می شود. در این مدتی که آقای کبودوند در اعتصاب غذا هستند یکبار نماینده دادستان و معاونشان در دادسرای اوین با او ملاقات کردند و بجای صحبت، شروع به "تهدید" کردند و گفتند برای ما مهم نیست که شما اعتصاب غذا کنید و دادستان از دست شما بخاطر فعالیتهایی که در زندان می کنید عصبانی است... متاسفانه چنانچه قبلا هم نمونه هایی داشتیم جان و سلامتی زندانیان و نگرانی خانواده ها برای مقامات قضایی و حکومتی اهمیت ندارد و هر روز این شرایط بدتر می شود و واقعا نمی دانیم تا کجا می خواهند بی توجهی کنند. ما هم می دانیم بدرفتاری با زندانیان سیاسی خلاف شرع و قانون است پس کاری کنید! البته اگر بخواهند کاری انجام دهند خیلی راحت می توانند همانطور که شاهد بودیم آقایان رونق ملکی و هنرور که اعتصاب کرده بودند به مرخصی آمدند و از خطر نجات پیدا کردند. اما این سوال برای ما است که چرا در دستگاه قضایی تبعیض صورت می گیرد. ذهن ما می رود به اینکه شاید آقای کبودوند کرد هستند و مسئله شیعه و سنی باعث این عملکرد دوگانه می گردد... "
شایان ذکر است که پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 چند تن از زندانیان سیاسی بدلیل عدم توجه مسئولین و بدرفتاری ماموران جان خود را از دست داده اند.
یکی دیگر از موارد نقض حقوق بشر، نگهداری افراد در بند امنیتی 209 و بازجویی و بلاتکلیفی آنان است. دکتر سعید مدنی نزدیک به هفت ماه در حالت بلاتکلیفی در بند 209 بسر می برد و گزارش ها حکایت از شکنجه و مورد توهین قرار دادن این استاد دانشگاه دارد.
دکتر سعید مدنی جامعه شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی است که در گروه مسائل و آسیب های اجتماعی انجمن جامعه شناسی ایران و گروه پژوهشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی مشغول به فعالیت علمی است. وی همچنین از یاران و همراهان نزدیک مهندس عزت الله سحابی است و عضویت در شورای سردبیری ماهنامه ایران فردا، و سردبیر فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی را در کارنامه فعالیت های ارزشمند خود دارد.
دختر سعید مدنی در خصوص آخرین وضعیت او و انتقال مجدد وی به بند 209 می گوید: "پدرم را به مدت بیست چهار ساعت به بند 350 آوردند و دوباره او را به بند امنیتی 209 برگردانند در پیگیری های ما پاسخ دادند که هنوز پرونده جدید کامل نشده و باید به بند 209 برگردد. علت هم این است که می خواهند یکسری اتهامات را ثابت کنند که پدرم هم اتهامات را رد کرده و خودش به ما گفت اساسا این همه مدت در بند 209 غیرعادی است. این در حالی است که پدرم الان مدت دو ماه است که بازجویی نمی شوند اما آقایان چه چیزی را می خواهند ثابت کنند که ما نمی دانیم؟ این پرونده جدید مربوط به سال 88 به بعد است و این مدت هفت ماهی هم که در زندان مانده اند جزو محکومیت پرونده قبلی محسوب نمی شود. حالا به ما گفته اند که تا یکماه دیگر در 209 می ماند و هر وقت کار بازجوها تمام شود دادگاهی برای او برگزار می کنند. پدرم از این بلاتکلیفی ناراحت است و تمام اتهاماتی که می خواهند به او وارد کنند را قبول نمی کند."

Balatarin

جمعه

واکنش خانواده های زندانیان سیاسی به اظهارات کذب جواد لاریجانی‎

به نقل از خبر نامه گویا http://news.gooya.com/politics/archives/2012/07/143515.php


کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که مقامات جمهوری اسلامی باید انتشار اکاذیب و اطلاعات نادرست در خصوص وجود زندانیان سیاسی در ایران، در حالیکه همزمان مشغول حبس صدها نفر به دلیل استفاده از حقوق قانونی خود هستند را متوقف کنند.
کمپین افزود که قوۀ قضاییۀ ایران باید بلافاصله کلیۀ زندانیان سیاسی را آزاد کند و از زندانی کردن شهروندان به دلیل ابراز باورهای سیاسی شان خودداری کند.
در تاریخ ۱۸ تیر۱۳۹۱، محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشرقوۀ قضاییۀ ایران علنا وجود زندانیان سیاسی در ایران را انکار کرد. وی در مصاحبه ای با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گفت: “زندانی سیاسی یعنی کسی که در چارچوب قوانین، فعالیت سیاسی کرده اما او را به ناحق به زندان انداخته اند چرا که حاکمان و گردانندگان نظام کار او را دوست نداشته اند. براساس این تعریف در نظام جمهوری اسلامی هیچ زندانی سیاسی وجود ندارد.”
برخلاف اظهارات جواد لاریجانی، ایران در حال حاضر صدها زندانی دارد که با اتهامات سیاسی در بند هستند.
تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، یک فعال حقوق بشر زندانی، در پاسخ به اظهارات جواد لاریجانی گفت: “کسی که جرمش اقدام علیه امنیت ملی و یا تبلیغ علیه نظام است چه نوع زندانی به حساب می آید؟”
هادی قائمی، سخنگوی کمپین گفت: “محمد جواد لاریجانی پرونده سنگینی در ارائۀ اطلاعات نادرست و دروغ های علنی دارد. این اظهارات نمک بر زخم پاشیدن است و برای صدها زندانی سیاسی و خانواده های آنان این اظهارات بسیار تکاندهنده است.”
اظهارات محمد جواد لاریجانی در پاسخ به اظهارات علی مطهری نمایندۀ تهران در مجلس ایران بود که خطاب به دادستان تهران گفته بود که وی باید “به رفتارهایی که با زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنها می‌شود، پایان دهد.”
لاریجانی همچنین روز سه شنبه بدرفتاری با هرنوع زندانی در ایران را انکار کرد و گفت: ” اصولا بدرفتاری با زندانیان چه سیاسی باشند و چه غیر سیاسی محکوم است. بدرفتاری با زندانیان خلاف شرع و قانون است… نحوه بیانی که القاء کند که اولا در ایران زندانی سیاسی وجود دارد و ثانیا بدرفتاری در زندان ها یک رویۀ دائمی و روتین است حرفی است خلاف واقع، جفایی است در حق ملت ایران …”
در اسفندماه سال ۱۳۹۱، در گزارشی که مبتنی بر مصاحبه با بیش از۱۴۰ قربانی و شاهد نقض حقوق بشر در ایران تهیه شده بود، احمد شهید، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد در خصوص حقوق بشردر ایران، مدارک وجود حداقل ۱۶۰ زندانی سیاسی که بر اساس اتهاماتی مانند “تبلیغ علیه نظام،” “تجمع غیر قانونی،” “ارتباط با یکی از مخالفین،” “ارتباط با یکی از گروههای مخالف جمهوری اسلامی،” و سایر کیفرخواستهای سیاسی محکوم شده اند را ارائه کرد.
این زندانیان تنها شامل دانشجویان و فعالان دانشجویی، فعالان کرد، فعالان حقوق زنان، و بهاییان می باشند و صدها نفر دیگر هم با اتهامات مشابه زندانی می باشند.
علاوه بر این، طبق اعلام کمیتۀ حمایت از روزنامه نگاران (سی. پی. جی.)، ایران در حال حاضر بالاترین تعداد روزنامه نگاران زندانی را در جهان داراست. “در زمان انجام سرشماری سالیانۀ روزنامه نگاران زندانی جهان در اول دسامبر ۲۰۱۱، ایران ۴۲ روزنامه نگار در زندانهای خود داشت، که بالاترین تعداد در جهان می باشد.”
محمدجواد لاریجانی سابقۀ طولانی در انکار موارد مستند نقض حقوق بشر در ایران را، چه در عرصه های بین المللی مانند سازمان ملل متحد، و چه در مطبوعات دارا می باشد.
برای مثال، در یک مصاحبه با شبکۀ سی. ان. ان. در ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ وی گفت: “هیچکس به دلیل تظاهرات (بعد از انتخابات) زندانی نشده است.” محمد جواد لاریجانی همچنین در سال ۱۳۶۷، زمانی که حکومت ایران هزاران زندانی سیاسی را اعدام کرد، معاون روابط بین الملل وزارت امور خارجۀ ایران بود.
وقتی درفاصلۀ کوتاهی بعد از قتل عام زندانیان از وی در این خصوص سئوال شد، لاریجانی گفت: “من فکر نمیکنم (تعداد اعدام شدگان) خیلی زیاد باشد…اولا، ما این تعداد زندانی سیاسی نداریم. اینها قوانین کشور را زیر پا گذاشته اند و به همین دلیل در زندان هستند. ادعای اینکه ما صدها و یا هزارها زندانی سیاسی را اعدام کرده ایم یک دروغ است.”
هادی قائمی گفت: “وقت آن رسیده است که محمدجواد لاریجانی و برادر وی صادق لاریجانی که رییس قوۀ قضاییۀ ایران است به عنوان دو چهره که سرکوب فعلی را هدایت و توجیه می کنند پاسخگو و مسئول شناخته شوند.”
چهار ماه پس از انتشار گزارش گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد، کمپین با دهها زندانی سیاسی ایرانی و خانواده های آنان صحبت کرده است که به تفصیل شرح بدرفتاری، فقدان حقوق اولیه، و نقض حقوق آنان در طول دادرسی را تشریح کرده اند. از زمان انتشار اظهارات جواد لاریجانی، در مصاحبه های جداگانه ای اعضای خانواده های هفت زندانی سیاسی به این ادعا که “در جمهوری اسلامی ایران زندانی سیاسی وجود ندارد” به شرح زیر پاسخ داده اند:
“اگر ما زندانیان سیاسی نداریم چرا ستاد حقوق بشری داریم که دبیرش ایشان باشد و یا چرا نمایندگان مجلس ششم در سال ۱۳۷۸ لایحه ای به نام جرم سیاسی را تصویب کردند؟”
تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشرکه به اتهامات اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی،عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام به ۶ سال حبس محکوم شد و از تاریخ ۳ اردبیهشت امسال برای طی حکمش به زندان رفت. او که به شدت بیمار است از تاریخ دوشنبه ۱۹ تیرماه از زندان زنجان به بیمارستان منتقل شده و تا کنون ممنوع الملاقات است.
وی گفت: “اما اگر این ها زندانیان سیاسی نیستند چه جرمی مرتکب شده اند؟ قتل؟ دزدی؟…اینها خودشان هم می دانند که دروغ می گویند… سوال من این است که اینهمه زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین چه کسانی هستند؟ جرمشان چیست؟
آتیه طاهری، همسر روزنامه نگار زندانی سعید متین پور، که در حال گذراندن حکم ۸ سال زندان به اتهامات “ارتباط با بیگانگان” و”تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ” می باشد.
وی اخیرا به مدت یک هفته به علت شرکت در مراسم یادبود یک زندانی سیاسی دیگر به نام هدا صابر که سال گذشته در زندان اوین جان سپرد، به سلول انفرادی منتقل شده بود.
خانم طهری گفت “اگر به خودشان زحمت بدهند و پرونده ها را بخوانند و به زندان اوین و زندان های دیگر بروند، می فهمند که چقدر زندانی سیاسی وجود دارد.”
پریناز باغبان حسنی، همسر محمد صدیق کبودوند، دبیر سازمان حقوق بشر کردستان و مدیر مسول نشریه “پیام مردم” که در سال ۱۳۸۶ بازداشت شد و به اتهام “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” به ۱۱ سال حبس محکوم شد. او از ۵ خرداد امسال به دلیل نداشتن حق مرخصی برای ملاقات با فرزند بیمارش در اعتصاب غذا است.
وی نیز گفت: “کسانیکه مثل آدم کور به فرمان های دیکتاتور گوش می کنند می توانند بگویند که ما زندانیان سیاسی نداریم اما اگر کوچکترین حرفی که بهشان دیکته شده را نزنند مانند بقیه زندانیان سیاسی به زندان می روند.”
مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز، معاون مطبوعات دولت خاتمی و روزنامه نگار، که در ۱۲ تیرماه ۱۳۸۸ بازداشت شد و به اتهام “توهین به رهبری” و “تبلیغ علیه نظام” و “مدیر مسولی روزنامه اخبار اقتصادی” به ۵ سال حبس محکوم شده است. او که از بیماری قلبی رنج می برد از اسفند ماه ۱۳۹۰ از زندان به بیمارستان منتقل شده است و در بیمارستان تحت نظارت ماموران به سر می برد.
سحرخیز گفت: “صحبت ایشان (محمد جواد لاریجانی) دلیلی نمی شود بر اینکه زندانیان سیاسی واقعا در جامعه وجود ندارند. این مسئله را افکار عمومی مشخص می کند و افکار عمومی همیشه به زندانیانی مانند همسر من و امثال او زندانی سیاسی می گوید، همین و بس. نه تنها آقای لاریجانی، بلکه هیچ مقام دیگری که از دولت پول می گیرد نمی تواند بگوید که آنها زندانی سیاسی هستند یا نه.”


رضا خندان، همسرنسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشرکه به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی،” “تبانی و تبلیغ علیه جمهوری اسلامی” و “عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر” به ۱۱ سال زندان و مجموعا ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است و در حال حاضر در زندان اوین به سر می برد.
آقای خندان گفت: “به نظر بنده لاریجانی قصدش فرافکنی بوده است تا به این ترتیب حقوق زندانیان سیاسی را نادیده بگیرد…چطور ایشان می تواند بگوید که ما زندانیان سیاسی نداریم؟ وقتی جرم سیاسی در کشور ما تعریف نمی شود اینطور هم می شود که کسی بتواند ادعا کند ما زندانیان سیاسی نداریم و از بار مسولیت حقوقی در برابر آنها شانه خالی کند.”
مرضیه رحیمی، همسرابوالفضل قدیانی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در ۱۹ دی ماه ۸۸ بازداشت شد. اتهام او تبلیغ علیه نظام و توهین به رییس جمهور بود. این زندانی مجددا در تاریخ ۶ دی ماه ۱۳۹۰ به اتهام توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام به سه سال حبس دیگر محکوم شد.
وی گفت: “توصیه ام به آقای لاریجانی این است که اولا شماره عینکش را عوض کند و ثانیا کمی شیشه عینکش را تمیز کند تا بتواند بهتر اطرافش را ببیند… چه سند و مدرکی می خواهند به من و امثال من نشان دهند تا باور کنیم که زندانی سیاسی در ایران وجود ندارد؟ در مملکتی که حقوقدانی مانند عبدالفتاح سلطانی به ۱۸ سال حبس محکوم شده و همسرش به جرم گرفتن جایزه حقوق بشر ایشان تهدید به زندان شده است چطور می توان گفت که زندانی سیاسی وجود ندارد؟”
آزاده فرقانی، همسر فریبرز رییس دانا، کارشناس اقتصادی و عضو کانون نویسندگان ایران، که ۲۸ آذرماه ۱۳۸۹ پس از گفتگویی با تلویزیون بی بی سی در مورد طرح هدفمندی یارانه‌ها و “نئو لیبرالی” خواندن این سیاست در منزلش‌ بازداشت شد و پس از یکماه حبس از زندان آزاد شد. او در دادگاهش در ۷ خرداد ۱۳۹۰ به اتهام “تبلیغ علیه نظام از طریق عضویت در کانون نویسندگان و و امضای برخی بیانیه های سیاسی و همچنین مصاحبه های انتقادی با رسانه های خارج از کشور در خصوص عملکرد دولت جمهوری اسلامی به یکسال زندان محکوم شد و اول خرداد ماه امسال برای طی محکومیتش به زندان اوین رفت.
Balatarin

سه‌شنبه

گزارش خانواده های زندانیان سیاسی به احمد شهید : گوش شنوائی از درون نظام نیافتیم


ندای سبز آزادی -جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی در نامه ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، او را در جریان موارد تازه ای از نقض حقوق بشر و افزایش فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده هایشان قرار دادند.
به گزارش ندای سبز آزادی، در این نامه به مشکلاتی مانند ابتلای زندانیان به انواع بیماری ها در زندان و جلوگیری مسوولان جمهوری اسلامی از درمان زندانیان اشاره شده و آمده است: این موارد، فقط گوشه ای از اتفاقات و فجایع بوده و شرح بازجوئی ها و شکنجه ها و دستگیری های خلاف عرف و اخلاق و قانون، در این مختصر نمی گنجد و مطالبۀ اصلی ما همان است که بارها گفته ایم و آن آزادی بی قید و شرط تمام زندانیان بی گناه سیاسی و رهبران جنبش سبز از زندان و حصر می باشد که چون گوش شنوائی از درون نظام نیافتیم از محافل بین المللی حقوق بشر، خواستار رسیدگی فوری به این فجایع و رخدادها هستیم.
متن کامل این نامه که برای انتشار در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته بدین شرح است:
جناب آقای احمد شهید
گزارشگر محترم ویژۀ حقوق بشر سازمان ملل متحد
سلام علیکم
این چندمین نامه است که ما یعنی جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی پس از انتخابات دهمین دورۀ ریاست جمهوری ایران به حضورتان ارسال می داریم و آنچه ما را وادار به نوشتن این نامه کرد مواردی است که ذیلاً به استحضار می رسد :
۱ – وضعیت اسفبار زندانها که در نامه های قبلی هم ذکر شده و نیز محرومیت زندانیان سیاسی از حقوق طبیعی خود مانند تماس تلفنی، مرخصی و ملاقات حضوری نه تنها همچنان پابرجا بوده که متأسفانه با شدت و آزارهای بیشتری ادامه دارد به گونه ای که باعث شد تعداد زیادی از این بی گناهان در تاریخ ۲۲ خرداد ۹۱ برابر با ۱۱ ژوئن ۲۰۱۲ در اعتراض به این فشارها و محدودیتها دست به اعتصاب زده و از ملاقات با خانواده هایشان پس از ۱۵ روز بی خبری مطلق، امتناع ورزند.
۲ – نگرانی از سلامت جسمی و روحی زندانیان سیاسی، یکی دیگر از مواردی است که شدیداً آنها و خانواده ها را آزرده ساخته و اسفبارتر اینکه اجازۀ درمان به بیماران نیز در بیرون از زندان و مراکز معتبر درمانی داده نمی شود. نکتۀ قابل ذکر اینکه اکثریت قریب به اتفاق این زندانیان، قبل از بازداشت کاملاً سالم بوده و ابتلاء آنان به بیماری های مشابه از قبیل ناراحتی های عفونی، استخوانی، کلیوی، پوستی، قلب و ... جای سؤال و بررسی عمیق دارد.
۳ – وضعیت زندان زنان بسیار بدتر و خطرناک و غیر قابل تحمل گشته و متأسفانه روز به روز بر انواع بیماری های آنان که ناشی از عدم امکانات بهداشتی و مراقبتهای مناسب پزشکی است، افزوده می شود.
۴ – صدور و اجرای احکام ناعادلانه، زندان در تبعید، تهدید و برخوردهای توهین آمیز با زندانیان و خانواده های آنان همچنان ادامه دارد.
۵ – شدت برخوردها و خشونتها به حدی رسیده که حتی از برگزاری مراسمی آرام و ساده برای بزرگداشت شهید هدی صابر توسط هم بندیانش نیز در هواخوری زندان، ممانعت شده و به این بهانه، تعدادی را به انفرادی و بهمن احمدی اموئی را با وضعیتی که شرح آن در خبرها نیز آمده به زندان رجائی شهر منتقل کرده اند.
۶ – افزایش اعتصابات غذا توسط زندانیان سیاسی، هشداری است برای جهانیان و طرفداران حقوق بشر که در زندانهای ایران چه می گذرد و اخیراً نیز اعتصاب غذای ۵ زندانی سیاسی که به انفرادی بند ۲۴۰ اوین منتقل شده اند، نگرانی ها را تشدید کرده است.
در انتها باز هم لازم می دانیم تأکید کنیم که موارد فوق الذکر، فقط گوشه ای از اتفاقات و فجایع بوده و شرح بازجوئی ها و شکنجه ها و دستگیری های خلاف عرف و اخلاق و قانون، در این مختصر نمی گنجد و مطالبۀ اصلی ما همان است که بارها گفته ایم و آن آزادی بی قید و شرط تمام زندانیان بی گناه سیاسی و رهبران جنبش سبز از زندان و حصر می باشد که چون گوش شنوائی از درون نظام نیافتیم از محافل بین المللی حقوق بشر، خواستار رسیدگی فوری به این فجایع و رخدادها هستیم.
با تشکر : جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی

Balatarin