‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه

دانمارک کمکهای خود در زمینه مبارزه با قاچاق مواد مخدر به ایران را قطع کرد


 هرانا - یک روزنامه دانمارکی امروز اعلام کرد دولت دانمارک تصمیم گرفته است در اعتراض به مجازات اعدام در ایران، کمکهای خود به برنامه علیە موادمخدر در ایران را قطع کند.

بنا به گزارش تارنمای سازمان حقوق بشر ایران، دانمارک یکی از چند کشور غربی کمک کنندە به ایران در مبازرە علیە مواد مخدر است. این کمک‌ها از طریق آژانس سازمان ملل متحد "دفتر مقابله با جرائم و مواد مخدر سازمان ملل" (یو. ان. او. دی. سی) انجام شدە است.

در چند سال گذشته، چند نهاد حقوق بشری، از دفتر مقابله با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد و کشور‌های کمک کننده درخواست توقف این کمک‌ها را کردەاند. زیرا این کمک‌ها، غیر مستقیم به افزایش تعداد مجازات مرگ در ایران انجامیدە است.

بە گزارش روزنامه دانمارکی "پلتیکن" در دو سال گذشته کشور دانمارک، سالانە مبلغ پنج میلیون دلار بە برنامه مبارزه با مواد مخدر در ایران کمک کردە است.

پلتیکن می‌نویسد؛ "در طول همین دوره، مقامات ایرانی صد‌ها نفر را کە مشکوک به حمل و نگهداری مواد مخدر بودند اعدام کردە است. بر این اساس، امروز سە شنبە وزیر توسعە کریستین فریس باخ، تصمیم گرفته است تا بلافاصله پشتیبانی از این برنامە را قطع کند".

وزیر توسعە دانمارکی بە پولتیکن گفت: "این پیامی بە ایران است که استفاده از مجازات مرگ غیر قابل قبول و چیزی است که ما به هیچ وجه آنرا نمی‌توانیم تائید کنیم"
Balatarin

یکشنبه

مادر میثم حسینی: این بود ایران اسلامی که برایش کشته دادیم؟


zendan5
ملی مذهبی - محمدرضا (میثم) حسینی، سرباز بیست و دو ساله ای است که نزدیک به دو ماه پیش از زندان اوین به زندان بندرعباس تبعید شد. این زندانی سیاسی در حالی که در پادگان ارومیه در حال گذراندن ماههای پایانی خدمت سربازی بود ماموران امنیتی به منزلش در تهران یورش برده و او را بازداشت کردند. و پس از مدتی در دادگاه به اتهام خبررسانی به دو سال حبس تعزیری محکوم شد.
مادر میثم حسینی به سایت ملی‑مذهبی می گوید: “از چند هفته پیش که میثم را به زندان بندرعباس تبعید کردند دیگر او را ندیدم. بخاطر مسافت طولانی راه و مریضی که دارم نمی توانم به بندرعباس بروم. در آن شهر هم کسی را نمی شناسم کجا بروم؟ هر چند حبس او ناعادلانه است اما حاضر بودم در همین اوین باشد تا حداقل بتوانم هر هفته او را ببینم. اما الان من هم در خانه حبس شده ام و فقط ساعت را نگاه می کنم و دقایق را می شمارم تا این تلفن زنگ بخورد و صدای بچه ام را بشنوم. من می دانم که در چه p شرایطی آنجا نگهداری می شود اما وقتی زنگ می زند نگران من هست و می گوید مبادا گریه کنی و چشمهایت را از دست بدی. میثم می داند در سر من لخته خون است و فشار عصبی برایم خطرناک است. به دکتر هم گفتم نامه بنویسد دکتر گفت اینها به حرف فلک گوش نمی دهند به نامه من دکتر توجه می کنند؟”
وی با گلایه از عملکرد مسئولین می افزاید: “آیا ما که این همه برای انقلاب زحمت کشیدیم و مردم جوانهایشان را برای این انقلاب دادند که آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی در ایران برقرار شود الان در کجا هستیم؟ به کدامیک از اینها عمل می شود، آزادی یا اسلام؟ آنهایی که مدعی مسلمانی هستند و دولا می شوند نماز می خوانند اینگونه باید رفتار کنند؟  آیا حق من ایرانی مسلمان این است که اینطور با من رفتار و توهین کنند؟ این بود ایران اسلامی که سی و چند سال پیش بخاطرش تظاهرات کردیم و کشته دادیم؟”
میثم حسینی پس از انتقال به زندان بندرعباس در بین زندانیان عادی با بیماری های مسری نگهداری می شود. بنا بر گزارش ها این زندانی گمنام پس از بازداشت مورد اذیت و فشار شدید قرار داشته است.
مادر این زندانی سیاسی خاطرنشان می کند: “بخدا قسم از هili یچکدام اینها نمی گذرم. من از آقای پیرعباسی خواهش کردم که به حرفهای من گوش بدهد تا از بچه ام دفاع کنم. به هر مقام قضایی مراجعه می کنم جوابی به من نمی دهند. من نامه می برم به من می گویند اینجا دادگاه است. من هر چند سواد ندارم اما معنای دادگاه را می دانم، چطور می شود که بعنوان پدر و مادر نمی توانیم در دادگاه حضور پیدا کنیم. میثم من سرباز این مملکت بود کنج سلول جای او هست؟ اصلا فکر نمی کردیم او را تا الان در زندان نگه دارند. به ما می گفتند این یکی و دو ماه از زندان بیرون می آید. اما از او می خواستند  که اعتراف دروغین کند و میثم حاضر به اینکار نشد و او را نگه داشتند. باز از مقامات ممنون هستم که بچه ام زنده است و آدم کشی نکردند.”
خانم حسینی در پایان می گوید: “شب و روز از این تریبون ها حکومتی اعلام می کنند که در انتخابات شرکت کنید و رای دهید. به کی رای بدهم؟ مگر تا الان که رفتم رای دادم چکار برای مردم انجام دادند؟ مگر غیر از این بود که با شور رفتیم رای به صندوق انداختیم بعد جوانهایمان را کشتند و توی زندان انداختند؟ از کشورهای دیگر می آمدند عید نوروز ایران را ببینند اما الان با این وضعیت از عید فقط مشکلات و بدبختی برای مردم مانده است.”
Balatarin

احمد شهید: مقامات ایرانی موفق نشدند هیچکدام از اتهام‌های طرح شده به وسیله من را تکذیب کنند


ندای سبز آزادی - احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران می‌گوید مأموریت وی تأثیرات مثبتی بر روی وضعیت حقوق بشر این کشور داشته است. آقای شهید که اوایل هفته جاری گزارش خود را به شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو ارائه کرد، در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی توضیح داده است که در نتیجه تلاش‌های او، چند محکوم به اعدام در ایران از مرگ نجات یافته‌اند.

 احمد شهید خاطرنشان کرد:من فکر می‌کنم همین حقیقت که درباره ایران نظارتی وجود دارد و گزارشی ارائه می‌شود منشأ تحولاتی شده است. مواردی بوده که، به باور من، مردم متوجه شده اند که [در اثر این فعالیت ها] احکام اعدام انجام نشده، یا اینکه نمونه‌هایی هم بوده که دولت پرونده‌هایی را مورد بررسی بیشتر قرار داده که معمولاً به ترتیب دیگری با آن‌ها برخورد می‌کرد. برای همین فکر می کنم که اگر یک جفت چشم به ایران دوخته شده باشد، دولت ایران با احتیاط بیشتری در برابر موارد مختلف از خود واکنش نشان خواهد داد و به این‌که به نحوه صحیحی رفتار کند بیشتر اهمیت خواهد داد.

وی افزود:خاطرم هست سال گذشته همین وقت نگران اعدام قریب‌الوقوع کشیش یوسف ندرخانی بودیم و در شورا این بحث به شکلی بارز طرح شده بود و در نهایت هم ایشان آزاد شد. [بعد از این مدت] امروز می‌بینیم که هیئت نمایندگی ایران درباره ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس و فعال فیسبوکی، اذعان می‌کند که وی در زندان کشته شده و تأیید می‌کند که درباره این مسأله باید بررسی‌های بیشتری انجام شود.  از این جهت، من فکر می‌کنم که حتی اگر [دستاوردهای گزارش] مشهود نباشد، این واقعیت که افرادی در جامعه جهانی درباره رنج مردم در ایران گزارش تهیه می‌کنند، تأثیرگذار است.

 گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران  گفت:به عقیده من خیلی مهم است که این تمرکز بر روی ایران ادامه یابد چون فکر می‌کنم ایران کشوری است که برایش اهمیت دارد درباره‌اش چه گفته می‌شود، چرا که مثلاً خود را [یکی از کشورهای] در جایگاه رهبری در عرصه جهانی می‌بیند. بنابراین این امر بسیار حائز اهمیت است که کشورها همچنان ایران را زیر نظر داشته باشند و نسبت به آنچه اتفاق می‌افتد حساسیت نشان دهند تا مردم این کشور تا حدی این محافظت را حس کنند که آنچه بر سرشان می‌رود جایی ثبت می‌شود.

احمد شهید تصریح کرد:هم اکنون به موعد یک انتخابات دیگر نزدیک می‌شویم و بدین ترتیب آن مسائل در حال حاضر برجسته‌تر شده که اینهم به فضا برای آزادی مطبوعات، برخورد با خبرنگاران، برخورد با مدافعان حقوق بشر و کل عرصه آزادی سیاسی مربوط می‌شود، روندی که همچنان ادامه دارد.

وی افزود:فکر می‌کنم این در ذات دولت‌هایی خاص است که انتقاد را به آسانی برنمی‌تابند. گزارش‌های من به نوعی نقد رفتار دولت بوده و به این جهت درجه‌ای از کینه‌ورزی را با خود به همراه داشته.

فکر می‌کنم نوع سخنانی که در روزهای اخیر در رسانه‌ها منتشر شده شاید به این قصد بوده که به نحوی ذهنیت هیئت‌های نمایندگی را مغشوش کنند تا به مسائل طرح شده نپردازند. اما این روش جواب نداده و شماری از کشورها، حتی آن‌هایی که بنابر عادت سنتی با مأموریت‌های [این چنینی] درباره کشورها مخالفت‌ می‌کردند، از ایران خواسته‌اند در این مورد همکاری لازم را داشته باشد. 

وی درباره تکذیب مقامات ایرانی نسبت به گزارش خود گفت: در واقع نتوانسته‌اند هیچ موردی از اطلاعات غلط را در این گزارش ارائه دهند. البته با بعضی از حقایق مطرح شده مخالفت کرده‌اند، اما موفق نشده‌اند هیچکدام از اتهام‌های طرح شده به وسیله من را تکذیب کنند. من در آنچه می‌گویم دقت زیادی به خرج داده‌ام و اطمینان حاصل می‌کنم که هر مطلبی که می‌گویم توسط دست کم دو منبع مستقل و موثق به تأیید برسد. پس ملاحظه می‌کنید که کورکورانه اتهام‌زنی نمی‌کنم.


احمد شهید گفت:[فعالیت] من تأثیرگذار بوده اما رفتن به کشور هم مسلماً اهمیت دارد. چنین چیزی به ارزش کاری که انجام می‌دهم می‌افزاید، اما [در آن صورت هم] بدون روش‌هایی که در حال حاضر از آن‌ها استفاده می‌کنم نمی‌توانم کارم را انجام دهم. منظورم این است که اگر به کشور می‌رفتم، تضمینی وجود نداشت که آدم‌های درون ایران می‌توانستند آزادانه و بدون ترس و وحشت با من ملاقات داشته باشند. فکر می کنم مردم به هیچ وجه تمایل نداشته باشند که در روز روشن یا در یک مکان فیزیکی به دیدار من بیایند چون ترس از اینکه صحبتشان با من مخفی نماند بسیار بالاست و چنان اقدامی اغلب با مجازات روبرو می‌شود. اما با روش فعلی، که از راه‌های الکترونیک انجام می‌شود، توانسته‌ام با صدها نفر در کشور تماس برقرار کنم، بدون اینکه این افراد شناسایی شوند.

من مارکو پولو نیستم و لزومی ندارد برای گزارش درباره این‌که در آنجا چه می‌گذرد، در محل حضور فیزیکی داشته باشم. اگرچه باید اضافه کنم که اگر بتوانم از زندان‌ها بازدید کنم، با مسئولان قضایی صحبت کنم و از دادگاه‌ها و مؤسسات دولتی بازدید کنم، نسبت به زمانی که بدون سفر به کشور گزارش می‌دهم، تصویر کامل‌تری از آنچه در جریان است خواهم داشت.
Balatarin

دوشنبه

بازداشت ایمان امیری دانشجوی رشته امنیت شبکه دانشگاه مالمو پس از بازگشت به ایران به جرم شرکت در تجمع حمایتی از نسرین ستوده

دلنوشته ها , به گزارش هرانا   ایمان امیری دانشجوی رشته امنیت شبکه (البته در صفحه فیسبوک ایمان امیری رشته تحصیلی وی IT architecture ذکر شده است) از دانشگاه مالموی سوئد پس از بازگشت به ایران در دوم بهمن ماه بازداشت شده است.
iman 1


در صفحه فیسبوک وی فعالیت زیادی دیده نمی شود وآخرین پست وی مربوط به 18 ژانویه برابر با 28 دی یعنی چند روز قبل از بازداشتش می باشد. اما در میان عکس های وی، تصویری که توسط دانشجویان غیر ایرانی در حمایت از نسرین ستوده تهیه شده به چشم میخورد که میتواند نشان دهنده بخشی از فعالیتهای سیاسی وی باشد که در بازگشت به ایران منجر به بازداشتش شده است:

iman 4

این دانشجو پس از بازگشت به کشور توسط نیروهای امنیتی و به دستور شعبه سوم دادسرای مستقر در اوین بازداشت و در بازداشت یکی از ارگان‌های اطلاعاتی بسر می‌برد. به نقل از یک منبع آگاه وی در طی مراحل بازجویی تحت فشار‌ها و شکنجه‌های روحی و جسمی مجبور به مصاحبهٔ ویدیویی شده است. هفته ی گذشته، تنها برادر وی پس از یک و ماه و نیم برای دقایقی موفق به دیدار او شده است که پس از این دیدار وضعیت روحی او را نامناسب و نگران کننده توصیف کرده است.
به امید آزادی این عزیز و همه ایرانیان. لطفا اطلاع رسانی کنید.

iman 2

ایمان امیری دانشجوی رشته امنیت شبکه از دانشگاه مالموی سوئد پس از بازگشت به ایران در دوم بهمن ماه بازداشت شد.



iman 3





Balatarin

پنجشنبه

انتقال بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری به سلول انفرادی


 هرانا - بهنام (اسعد) ابراهیم‌زاده فعال کارگری در بند ۳۵۰ زندان اوین به سلول انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری در بند ۳۵۰ اوین روز سه‌شنبه ۲۸ آذرماه به سلولهای انفرادی بند ۲۴۰ اوین منتقل شد.

گفتنی است، دلیل انتقال این فعال کارگری به سلول انفرادی هنوز مشخص نشده است.

بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری و عضو "کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری" و فعال حقوق کودک و عضو "جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان" در طی مدت زندان خود از درد مزمن گوش و کلیه‌های خود شکایت می‌کرد و علی رغم اینکه پزشک معالج زندان دستور اعزام و معاینه وی در یکی از بیمارستانهای خارج از زندان را داده بود، او همیشه از این امکان پزشکی محروم بوده است.

بهنام ابراهیم‌زاده در تاریخ ۲۲ خرداد ۸۹ توسط ماموران امنیتی دستگیر شد و در دادگاه انقلاب ابتدا به ۲۰ سال زندان محکوم و حکم وی در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.

بررسی موارد حقوقی نقض شده در این گزارش:

•    ماده ۳۱ کنوانسیون حقوق زندانیان: تنبیه و شکنجه بدنی، قرار دادن زندانی در سلول تاریک و یا هرگونه مجازات بیرحمانه، غیرانسانی و اهانت آمیز تحت هر شرایطی ممنوع است و باید به طور کامل از لیست مجازات و تنبیه برای جرائم انضباطی خارج شود. 
•    بند ۱ ماده ۱۰ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: در باره کلیه افرادی که از آزادی خود محروم شده‌اند باید با انسانیت و احترام به حیثیت ذاتی شخص انسان رفتار کرد. 
•    ماده ۷ قطعنامه اصول اساسی رفتار با زندانیان: تلاش‌ها در جهت حذف حبس انفرادی به عنوان مجازات، یا در جهت محدود کردن استفاده از آن، باید انجام و تشویق شود.
Balatarin

چهارشنبه

مسعود باستانی: وقتی آمدم، خانه‌ام خراب شده بود | این‌جا کسانی را دیدم که ۱۹سال بی‌صدا، بی‌وکیل و بی‌مرخصی زندانی‌اند


گپ و گفت با مسعود باستانی؛ وقتی آمدم، خانه ام خراب شده بودجرس- این روزها همه جا صحبت از اصرار احمدی نژاد برای بازدید از زندان اوین است. بنابراین شاید بد نباشد تا حکایت زندگی یک روزنامه نگار ایرانی که درست پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ دستگیر شده است را از زبان خودش مرور کنیم. روزنامه نگاری که خانواده اش بارها و بارها اصرار کردند تا حداقل یک بار به او مرخصی دهند. سرانجام پس از سه سال حبس، مرخصی چند روزه ای که در پرونده او نشست، در راهروهای زندانی دیگر سپری شد. 

مسعود باستانی، روزنامه نگاری است که به همراه شمار زیادی از روزنامه نگاران، دانشجویان، فعالان سیاسی و شهروندان ایرانی در جریان اعتراضات مربوط به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، زندانی شد. همسرش، مهسا امر آبادی در تمام سه سالی که او زندانی بود به همه مقامات و از جمله محمود احمدی نژاد نوشت و گفت: اگر مسعود را آزاد نمی کنید، حداقل یک بار به او اجازه مرخصی بدهید که این ساده ترین حق یک زندانی است.
آنچه که در زیر می خوانید مصاحبه نیست، گفت وگوی سیاسی و رسانه ای هم نیست بلکه گپ و گفتِ ساده ای است که با مسعود باستانی در روزهای مرخصی اش داشته ام. روزی که باید دوباره به زندان باز می گشت، اجازه انتشار این گپ و گفت را داد و گفت: تنها نگرانی ام این است که مبادا حرفی زده باشم که وقتی کسی می خواند احساس کند که ما نا امید شده ایم، از طرفی فکر می کنم مردم به اندازه کافی خسته هستند بنابراین هر جایی که دیدی از خستگی خودم احتمالا نالیده ام، حتما حذفش کن. متن گپ و گفت من با مسعود باستانی در پی می آید:
الان بعد از سه سال به مرخصی آمده ای، چه حسی داری؟
شاید نتوانم حس و حال این روزها را خوب توضیح دهم. رفته بودم مشهد اما توی سبزوار یک حس عجیبی داشتم. رفته بودم کویر سبزوار. می دانی که توی کویر، آسمان خیلی به زمین نزدیک است. آنجا من ماه را دیدم. بعد از سه سال من برای اولین بار توانستم ستاره ها را ببینم. توی زندان نمی توانی ستاره ها را توی آسمان ببینی. چون شب ها باید بروی توی سلول و بند. بنابراین خیلی نمی توانی ماه و ستاره ببینی. خیلی حس خوبی بود. حالا من فقط سه سال زندان بودم بدون مرخصی، ولی می دانم خیلی ها حس های عجیب تری خواهند داشت.
زمانی که زندان بودی همسرت، مهسا امرآبادی تلاش بسیاری کرد تا بتواند برایت مرخصی بگیرد اما وقتی به مرخصی آمدی که مهسا زندانی شد؟ این را یک اتفاق می دانی؟ 
به نظرم نخواستند به من در روزهایی مرخصی بدهند که همسرم آزاد بود. من قرار بود شنبه بعداز ظهر مرخصی بیایم که یکشنبه صبح حداقل بتوانم برای ملاقات مهسا به اوین بروم. همه خانواده ام شنبه بعد از ظهر می آیند جلوی زندان به استقبالم ، ولی مرا فردایش یعنی یکشنبه صبح، مرخص کردند و من روز ملاقات ماندم در زندان و دوباره دیدار آن روز را از دست دادم. مرا بی خبر سر ساعت دوازه ظهر از زندان بیرون فرستادند. یعنی بعد از سه سال وقتی از زندان آمدم بیرون، جلوی زندان هیچ کسی منتظرم نبود.
چه کردی بعدش ؟ آیا رفتی به خانه مشترکِ خودت و مهسا؟
راستش من قبل از اینکه زندان بروم با مهسا توی یک خونه ای زندگی می کردیم که بعدها وقتی در زندان بودم، شهرداری آن خانه را خراب کرد و در این مدت مهسا رفته بود و یک خانه دیگری را اجاره کرده بود که من آدرسش را بلد نبودم. همان جلوی زندان به مادرم زنگ زدم و گفتم من الان نمی دانم کجا باید بروم، نه آدرسی دارم و نه کسی اینجاست. بعد از صحبت با مادرم یک تاکسی گرفتم و از رجایی شهر به سمت خانه مان در تهران راه افتادم. به راننده هم گفتم کرایه ای ندارم. راننده باور نمی کرد من زندان رجایی شهر باشم. با خنده به من گفت، پس چرا قیافه ات شبیه آدم های باکلاس است و شبیه زندانی ها نیستی. (می خندد)
خانه خودت و مهسا را پس بلاخره دیدی؟ 
بله، این خانه برای من آشنا نبود. در واقع رفتم توی خانه جدیدی که من اصلا نمی شناختمش. فقط عکس های من و مهسا روی دیوار بود و خود مهسا در زندان. ولی همه وسایل خانه آشنا بود، مال خودمان بود. (می خندد)
حالا که تعریف می کنی می خندی یا آن لحظه که بعد از سه سال به مرخصی آمدی و وسایل و لوازم خانه خودت را می دیدی هم همین حال را داشتی ؟ 
من یک بار برای مهسا هم نوشتم. زندان مثل دریا می ماند، یک لحظه جذر می شوی، یک لحظه مد، یک لحظه طوفانی هستی و لحظه ای دیگر آرام. وقتی به مرخصی آمدم همه این حس و حال ها را یکجا و با هم داشتم. با این تفاوت که همه چیز خیلی شتاب بیشتری داشت. بعد از سه سال از زندان آزاد می شوی و بعد می بینی بیرون زندان هیچ کس منتظرت نیست، بغض گلویت را می گیرد، پیش خودت فکر می کنی اگر مهسا آزاد بود شاید بالاخره شب تا صبح دم زندان می ماند یا هر طوری بود خودش را می رساند، نمی دانم ولی همین باعث می شود بغضی گلوی آدم را فشار دهد اما خیلی زود سوار تاکسی می شوی و راننده ناگهان حرف هایی می زند که می خندی. اما وقتی به راننده می گویم من از سال ۸۸ در زندان هستم، ناگهان می پرسد پس شما هم در آن شلوغی های پس از انتخابات دستگیر شدی؟ این یعنی راننده فقط یک خاطره مبهمی از حوادث انتخابات توی ذهنش دارد و همان ها را خیلی گنگ و دور بیان می کند. توی اوج خنده یک احساس غمی به تو دست می دهد که بعد از سه سال یعنی جنبش سبز مرد؟ یعنی مردم همه چیز را فراموش کردند؟
خب به قول همان راننده تاکسی، شما در اوج "آن شلوغی ها" دستگیر شدی، حالا توی خیابان های تهران چه می بینی؟ تفاوت ها چیست؟ 
به هر حال من برای جنبش سبز احترام قايل هستم، هویتم را به هویت جنبش سبز گره زدم. شاید توی جمع دوستانم بیشتر جنبش را می بینم ولی توی کوچه پس کوچه ها اینطور نیست، یک خاطره کمرنگی است و به نظر می رسد جنبش از خیابان ها رسید به خانه های مردم، در واقع يك جورهايی جنبش سبز خانگی شد .
بلاخره بعد از مرخصی توانستی به ملاقات مهسا بروی؟ 
بله بعد از اینکه به مرخصی آمدم، به ما ملاقات دادند و رفتم مهسا را در اوین توی کابین ملاقات، دیدم. مهسا دوست داشت که من یادداشت هايم درباره شلاق خوردن زندانيان سياسي و زلزله زدگان را از داخل زندان نمی نوشتم که زودتر به مرخصی می آمدم. به او گفتم: حالا که تو خودت توی زندان هستی چه انگیزه ای داری که من بیرون بیایم؟ گفت: دلم می خواست تو بیایی بیرون هوا بخوری، سالاد بخوری، آدم ها را ببینی. (با خنده می گوید ) راست می گفت، چون دلم هم برای سالاد خوردن تنگ شده بود و هم برای خیابان ها و هم برای آدم های توی خیابان، هم برای شب های تهران. ولي راستش بايد اعتراف كنم تمام اين ها بدون مهسا خيلي هم زيبا نيست .
به گذشته برگردیم. تو برای اینکه مهسا را دستگیر کردند، خودت را به زندان معرفی کردی تا او آزاد شود، وقتی زندان بودی همه در این مورد نوشته بودند، اما می توانی خودت از آن روز برای ما بگویی؟ همان روزها که دنبال مهسا می گشتی؟
وقتی در روز ۲۴ خرداد ۸۸ آمده بودند تا مرا دستگیر کنند، من در خانه نبودم اما وقتی مهسا را بردند، من واقعا در آن روزها مهم ترین دغدغه ام، پیدا کردن مهسا بود. روزهای عجیب و غریبی توی تهران بود. روزهای دستگیری های گسترده بود. ما می رفتیم جلوی دادگاه انقلاب. لیست های بزرگی از آدم هایی که قرار بود همان روز آزاد شوند را می زندند به دیوار كه از قضا برخي ها را هم مي شناختم. بعد ما بدو بدو می رفتیم جلوی اوین که شاید مهسا را هم آزاد کنند. آن زمان هیچ وقت فکر نمی کردم وقتی برای دستگیری من می روند به خانه ام، اگر من در خانه نباشم، خانواده ام را دستگیر کنند، چون یادم هست همسر احمد زیدآبادی آن زمان مصاحبه ای کرده و گفته بود، آنها که برای دستگیری احمد رفته بودند، وقتی می بینند احمد خانه نیست با خانواده کاری نداشته اند و منتظر می مانند تا احمد برسد و او را دستگیر می کنند. خیلی عجیب بود، چون وقتی آمدند توی خانه ما تا مرا دستگیر کنند، من خانه نبودم و آنها همسرم و همچنین دو تا از مهمان هایی که خانه ما بودند را با خودشان بردند.
بعد که متوجه شدی مهسا را بازداشت کردند خودت را معرفی کردی؟ 
خب بله چون مهسا و دو تا از مهمان ها را بردند ولی دیگر برای دستگیری من اقدام نمی کردند و این مرا نگران می کرد. ما همه جا دنبال مهسا رفتیم و لیست های سیصد نفره و پانصد نفره را نگاه می کردیم اما مهسا را پیدا نمی کردیم. آن زمان می گفتند که پسرها را می برند کهریزک و دخترها را می برند آگاهی شاهپور. مادرخانم من بلند شد و رفت آگاهی شاپور تا مهسا را پیدا کند ولی نتیجه نداشت و این داشت مرا دیوانه می کرد که مهسا را کجا برده اند.
پس چطور پیدایش کردید؟ 
بعد خودم رفتم پیش معاون امنیت دادستان که آن زمان آقای حداد بود و گفتم من همسرم را می خواهم، گفت یعنی چی ؟ گفتم همسرم هیچ کاری نکرده که بازداشتش کرده اید، اگر مشکل من هستم خوب بیایید مرا دستگیر کنید و اگر نه حداقل بگویید همسرم کجاست. به من گفت برو و فردا بیا. من هم فردا دوباره رفتم و همان زمان که می پرسید، اسم پدر شما چیست، یک لحظه چشمم به برگه ای که دستش بود، افتاد و دیدم که حکم بازداشت مرا نوشته اند و مرا همانجا بازداشت کردند. با اینکه مرا بازداشت کردند اما باز هم به من نگفتند که مهسا کجاست؟
بعد از بازداشت کی توانستی مهسا را پیدا کنی و کی با او ملاقات داشتی؟
وقتی داشتند مرا بازجویی می کردند، دستخط مهسا را برای من آوردند که من فهمیدم مهسا در همان اوین است. چون ما را بازجویی متقابل کردند.
یعنی شما را روبرو کردند؟ 
نه بازجویی متقابل یعنی دستخط مرا برای مهسا می بردند و دستخط او را برای من می آوردند. تا اینکه من گفتم تا از سلامت خانمم مطمئن نشوم، دیگر به هیچ سوالی جواب نمی دهم. بعد از این مرا توی انفرادی بردند. چند وقتی توی انفرادی بودم تا اینکه بالاخره بازجو راضی شد تا من و مهسا با حضور خودش، همدیگر را ببینم و از حال هم با خبر شویم. یعنی بعد از دستگیری دو هفته بعد یعنی اواخر تیرماه من توانستم در یکی از سلول ها حدود یک دقیقه مهسا را ببینم و با او حرف بزنم و بعد از آن هم يك بار ديگر بيشتر به ما ملاقات ندادند.
وقتی مهسا را دیدی چه حس و حالی داشتی؟ اصلا در مورد چه موضوعاتی توانستید در آن لحظه ها حرف بزنید؟
مهسا توی خرداد ماه زندان بود و هیچ یک از اتفاقاتی که بیرون از زندان افتاده بود را ندیده بود، شاید برای همین وقتی به ما ملاقات دادند، روحیه مهسا خیلی خوب بود. مهسا وقتی به من رسید، گفت که دیگر دیگر در انفرادی نیست بلکه توی سلول های چند نفره در بند 209است. جالب اینجاست که وقتی یک زندانی در بند عمومی باشد، اجازه دارد از فروشگاه زندان خرید کند اما ما که توی انفرادی در بند 240 بودیم، اجازه خرید نداشتیم. مهسا وقتی به ملاقاتم آمد، برای من شیر و و چند تا میوه آورده بود. یک دانه خرما را هم لای دستمال پیچیده و با خودش آورده بود تا در اتاق ملاقات به من بدهد. این کار در آن شرایط برای من بسیار لذتبخش بود و انگار مزه میوه و خرمایی که در اتاق ملاقات از مهسا گرفته بودم با همیشه فرق داشت و خوش مزه تر از همیشه بود.
چند روز انفرادی بودی؟ 
من مجموعا ۸۰ روز را در انفرادی بودم.
برخوردهای بازجویان چگونه بود؟ 
من چون سابقه دستگیری قبلی هم داشتم، پیش خودم فکر می کردم که برخوردها مثل گذشته است. چون خودم را روزنامه نگاری می دانستم که در چهارچوب همین قوانین جاری کشور کارم را انجام می دهم، در عین حال انتقاداتی دارم، به اصلاحات اعتقاد دارم و به یک حرکت مسالمت آمیز برای اصلاح امور کشور اعتقاد دارم. بنابراین گمان نمی کردم نوع برخوردها اینگونه باشد.
در دادگاهی که برای متهمان انتخابات برگزار شد، اعترافاتی هم از شما در مقابل دوربین پخش شد. همان زمان هم عکسی از خودت در همان دادگاه پخش شد که چشم هایت خیلی نگران بود. آیا ممکن است خودت در مورد آن روزها و روند پخش اعترافات در دادگاه توضیح بدهی؟ 
ببینید واقعیت این بود که من و مهسا را با همدیگر بازجویی می کردند و من همیشه احساس می کردم مهسا به خاطر من به شدت توی فشار قرار گرفته است. این نگاه در کنار دیگر سختی هایی که در زمان بازجویی داشتم فکر می کردم که اگر بروم و در دادگاه اعتراف کنم، حداقل مهسا آزاد می شود. همه اینها و برخی مسایل دیگر در تصمیمی که باید می گرفتم نقش داشت. چیزهایی که شاید در آینده بشود گفت.
در زندان با چه کسانی هم بند یا به اصطلاح هم خرج هستی؟ 
من با احمد زید آبادی، مجید توکلی و بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی و مهدي محموديان هم خرج هستم.
ممکن هست کمی از مجید توکلی بگویی؟ 
من واقعا امید دارم که وضعیت مرخصی مجید درست شود. مجید آدم ارزشمندی است. مجید الان بیشتر اوقاتش را در زندان با احمد زیدآبادی می گذراند و آدم فعال و توانمند و اهل مطالعه ای است. همه ما اولش توی زندان خیلی منگ بودیم ولی کم کم یاد گرفتیم توی زندان هم باید سبز باشیم، زندان را از حالت زندان بودن در بیاوریم، تلاش کردیم توی زندان مطالعه کنیم. نشستیم از تجربیات دیگران یاد گرفتیم. در زندان با تجربیات گاندی و ماندلا و ديگراني مثل مهندس سحابي آشنا شدم. از خیلی ها یاد گرفتم. مثلا با انسان بزرگی مثل کیوان صمیمی در زندان آشنا شدم که خیلی چیزها از او یاد گرفتم. آقای صمیمی که قبل از انقلاب زندان بوده است حالا دچار آرتروز شده است.
آیا با زندانیانی که گرایش شان جنبش سبز نبوده است و یا کسانی که پیش از انتخابات دستگیر شده اند هم گفتگوهایی انجام داده ای؟ می توانی از وضیعت آنها هم بگویی؟ 
بله چون توی زندان مهمترین دغدغه ام این بود که از داخل زندان روایت کنم. برای همین با بعضی از زندانیان گمنام در رجایی شهر گفتگو هایی انجام داده ام. مثلا سه زندانی کرد که دوره ای با برخی احزاب کرد همکاری داشته اند اما دست شان به خون کسی آلوده نیست و مبارزه مسلحانه هم نکرده اند. آنها نه تنها زندانی هستند بلکه از زندان محل اقامت خودشان به رجایی شهر کرج تبعید شده اند. بر خلاف ما که حداقل بعد از سه سال به مرخصی می آییم آنها سالهاست که مرخصی هم نرفته اند. بر خلاف ما که امكان ملاقات با خانواده مان را داریم، این زندانی ها خانواده هایشان به خاطر راه دور از ملاقات هم محروم هستند. نه کسی به سراغ شان می آید و نه خودشان توانایی ارتباط با مسولان را دارند.
در همین مورد بهمن احمدی امویی برای اولین بار اسم محمد نظری را در یکی از نامه هایش مطرح کرده بود که ۲۳ سال زندان است بدون یک روز مرخصی. آیا با او هم گفتگو انجام داده ای؟ 
بله محمد نظری زندانی لب دوخته رجایی شهر است که پیش از مرخصی با او گفتگو کرده بودم تا دغدغه های او را بشنوم و برای دیگران بگویم. محمد نظری می گوید تمام درد من این است که اگر قرار بود مرا اعدام کنند کاش همان اول مرا اعدام می کردند نه اینکه این نوزده سال بدون هیچ صدایی در زندان باشم. می گوید من در این نوزده سال حتی یک بار وکیل ندیده ام. هیچ برخورد منطقی با من نشده است. روز آخر که با محمد نظری حرف زدم می گفت که اگر قرار است من توی زندان بمیرم بهتر است با همین اعتصاب غذا بمیرم.
ممکن است بگویی چگونه لب هایش را دوخت؟ 
چهارتا نخ از سمت چپ و راست از چهار گوشه لب خود با سوزن عبور داده و در مرکز، این نخ ها را گره زده و به همین شکل لب هایش را دوخته است اما می تواند حرف بزند. یک ماسک بهداشتی هم به دهانش زده اما نمی تواند غذا بخورد و از طریق نی نوشیدنی می خورد. مسولان زندان هم با او صحبت کرده اند اما هنوز وضعیت او تغییری نکرده است.وضعیت خیلی تلخی دارد. هرکس که او را در رجایی شهر می بیند متاثر می شود.
محمد نظری از زندگی اش چه چیزهایی به شما گفت؟ 
می گوید توی سن ۲۳ سالگی از عراق که برگشته در ایران به اتهام ارتباط با حزب دموکرات دستگیر شده است. الان کردستان جغرافیا و فضایش بعد از دستگیری او عوض شده است، نه از حزب دموکرات چیزی باقی مانده و نه موقیعت کردستان شبیه زمان دستگیری اوست و او از همین ناراحت است که نوزده سال در زندان دارد تاوان چه چیزی را پس می دهد.
برگردیم به وضعیت خودت، حالا تو در زندان رجایی شهر دوران محکومیت خودت را می گذرانی و مهسا در زندان اوین، خیلی هم به سختی به شما ملاقات می دهند، چطور از حال هم با خبر می شوید؟ 
اخیرا اینطور شده است که وقتی مادر مهسا به ملاقات مهسا می رود، پیغام های او را می گیرد و بعد به مادر من منتقل می کند و وقتی مادرم به ملاقات من در رجایی شهر می آید همان پیغام های مهسا را به من می رساند. البته پیغام ها با تاخیر به من می رسد، چون من هر پانزده روز یک بار ملاقات دارم. مهسا در یکی از پیغام هایش گفته بود که دلم برای زندگی تنگ شده است، دلم برای زندگیِ بدونِ زندان، بدون دادگاه دلم برای زندگی بدونِ دردسر، دلم برای با هم بودن، دلم برای یک زندگی آرام تنگ شده است.
آیا هیچ وقت از مسیری که طی کرده ای پشیمان شده ای؟ منظورم این است که آیا هیچ وقت از خودت پرسیده ای که چرا باید بهترین سال های عمرت را، بهترین روزهای جوانی ات را به همراه همسرت توی زندان بگذرانی؟ 
زندان خیلی وقت ها بغض من را در آورده است. توی زندان خیلی وقت ها دنبال رنگ سبز گشتم. توی زندان خیلی وقت ها دلم گرفت، آنقدر زیاد که مدام از خودم می پرسیدم که ما برای چی باید توی زندان باشیم. ولی یک درس بزرگی که برای من داشت، این بود که یک مسیر بزرگ را به من نشان داد، اینکه یاد گرفتم همه ما اگر می خواهیم چیزهای بزرگی به دست بیاوریم باید هزینه های بزرگی نیز بدهیم و این تاریخ ماست. حداقل ما روزنامه نگاران برای به دست آوردن چیزهای بزرگ باید هزینه های بزرگ را از جیب خودمان بپردازیم چون جامعه و مردم دیگر توانایی پرداخت هزینه های سنگین تر را ندارند و ما روزنامه نگارها هم مسولیت داریم. به این معنا که حداقل من واقعا دیگر نمی توانم بپذیرم که یک سهراب اعرابی دیگر توی این مملکت کشته شود.
Balatarin

سه‌شنبه

احمد شهید: در هشت ماه امسال ۳۰۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند


خبرگزاری هرانا - احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، روز دوشنبه، یکم آبان، به ارائه جزئیات گزارش جدید خود در مورد ایران پرداخت و با اشاره به خبر اعدام ۱۰ شهروند ایرانی که در‌‌ همان روز اتفاق افتاد گفت که دولت ایران "به طور جدی با مسئله رعایت تعهدات بین‌المللی و ملی خود مشکل دارد."

به گزارش خبرگزاری فرانسه، احمد شهید که در جلسه‌ای متشکل از دیپلمات‌ها، روزنامه‌نگاران و کار‌شناسان سخن می‌گفت اعدام این ۱۰ تن را "تکان‌دهنده" خواند و افزود که "اعدام تعداد زیادی از افراد در یک روز در ایران امری عادی شده‌است."

احمد شهید گفت که در هشت ماه اول سال جاری بیش از ۳۰۰ مورد اعدام در ایران ثبت شده‌است اما تأکید کرد که با توجه به اینکه اطلاع‌رسانی در ایران امسال با محدودیت شدیدتری روبه‌رو شده، رقم واقعی احتمالاً «بسیار بیشتر» از این است.

آقای شهید از ۶۷۰ مورد اعدام در ایران طی سال ۲۰۱۱ خبر می‌دهد که با این رقم ایران بالا‌ترین سرانه اعدام را در جهان نسبت به جمعیت خود دارد.

وی با اشاره به این میزان از اعدام‌ها و اتهاماتی که در ارتباط با آزار و تبعیض شهروندان متوجه دولت ایران است گفت که «نگرانی‌ها هم‌چنان باقی است و از سوی دیگر روند فزاینده‌ای هم دارد.»

احمد شهید که قرار است آخرین گزارش خود را روز چهارشنبه به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه دهد روز دوشنبه گفت: «مواردی که در این گزارش آمده تصویری ناراحت‌کننده از دولتی را ترسیم می‌کنند که با مسئله رعایت تعهدات بین‌المللی و ملی خود به طور جدی مشکل دارد.»

گزارشگر ویژه سازمان ملل تأکید کرد که در پیوند با موضوع اعدام افراد زیر سن قانونی، جمهوری اسلامی ایران هم‌چنان مقررات بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد.

گزارش احمد شهید می‌نویسد که فعالان حقوق بشر در ایران با باتوم ضرب‌وشتم می‌شوند، و آن‌ها را با به دار آویختن‌های نمایشی، تجاوز جنسی، بی‌خوابی دادن، و تهدید به تجاوز یا قتل بستگانشان مورد آزار قرار می‌دهند.

وی می‌افزاید: اطلاعات موجود حاکی از این است که در حال حاضر بیش از ۴۰ روزنامه‌نگار در ایران زندانی هستند و جمهوری اسلامی هم‌چنان یکی از بد‌ترین ناقضان آزادی بیان در جهان است.

وی در بخش دیگری از گزارش خود به "اتهامات مبهم، و محاکمه‌ها و مجازات‌های ناعادلانه" در جمهوری اسلامی اشاره کرده و می‌نویسد: "از نگرانی‌های اصلی که در ارتباط با ایران دارم مسئله حاکمیت قانون است."

بخش دیگری از گزارش آقای شهید به موضوع تبعیض علیه اقلیت‌های دینی در ایران می‌پردازد و وی در این گزارش خبر می‌دهد که "هم‌اینک بیش از صد بهایی در زندان‌های ایران به‌سر می‌برند و این عدد رو به افزایش است."

به گفته این گزارشگر ویژه سازمان ملل، مسلمانان سنی، دراویش و مسیحیان در ایران با تبعیض و آزار روبه‌رو هستند و "از اواسط سال ۲۰۱۰ بیش از ۳۰۰ مسیحی در ایران دستگیر شده‌اند."

احمد شهید از زمان انتصاب خود به سمت گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران در ژوئن ۲۰۱۱ هنوز موفق به دیدار از این کشور نشده و مقام‌های جمهوری اسلامی به او اجازه سفر به ایران را نمی‌دهند.

اصلاح قانون هم توقف سنگسار را تضمین نمی‌کند

آقای شهید در بخش دیگری از گزارش خود اشاره می‌کند که مجلس ایران نسخه جدیدی از قانون کیفری را در دست بررسی دارد که در آن استفاده از مجازات سنگسار «حذف» شده‌است.

وی اما در این مورد افزود: «با توجه به اینکه مطابق قانون اساسی ایران، قانون مسکوت است و قاضی برای احکام خود به شریعت اسلام رجوع می‌کند و در این شریعت هنوز سنگسار مجاز است»، نسخه جدید قانون در صورت تصویب، تضمینی برای توقف سنگسار در ایران نخواهد بود.

به گفته احمد شهید، نسخه جدید قانون بندهایی را شامل می‌شود که با استفاده از آن می‌شود از ادامه اعدام نوجوانان زیر سن قانونی در ایران جلوگیری کرد.

بررسی مسئله کمبود دارو در ایران

خبرگزاری رویترز گزارش می‌دهد که احمد شهید روز دوشنبه با اشاره به گزارش‌های مربوط به «کمبود دارو و دیگر مواد در ایران» گفت که وی قصد دارد به بررسی موضوع تأثیر تحریم‌های بین‌المللی بر وضعیت حقوق بشر در ایران بپردازد.

فاطمه هاشمی، رئیس بنیاد امور بیماری‌های خاص در ایران، روز هشتم اوت گذشته در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل نسبت به «کمبود داروی شش میلیون بیمار خاص در ایران» به عنوان یکی از پیامدهای تحریم‌ها هشدار داد.

به گزارش رویترز‌بان گی‌مون، دبیرکل سازمان ملل نیز نسبت به این موضوع ابراز نگرانی کرده و در گزارشی که هفته گذشته منتشر کرده گفته‌است که تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران "تأثیرات بزرگی بر مردم ایران گذاشته و این طور به نظر می‌آید که روند عملیات انساندوستانه را نیز تحت تأثیر خود قرار داده است."
Balatarin

جمعه

سومین گزارش احمد شهید: دوام نقض سیستماتیک و گسترده حقوق بشر در ایران


رادیو فردا - گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران روز پنجشنبه، ۲۰ مهرماه، سومین گزارش خود از وضعیت حقوق بشر در ایران را ارائه کرد. در این گزارش ضمن انتقاد از اعدام‌ها و احکام متناقض در ایران، گفته شده است که نقض سیستماتیک و گسترده حقوق بشر در ایران ادامه دارد.

به گزارش کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، احمد شهید، در سومین گزارش خود آورده است که «تحقيقات و مصاحبه های انجام شده، تصوير عميقا نگران کننده ای از وضعيت حقوق بشر در ايران را ارائه می کند».

وی در ادامه به اهميت اشاعه فرهنگ «تحمل» اشاره می کند و از حکومت ايران می خواهد که از تبعيض عليه زنان ودختران و همچنين اقليت های قومی و مذهبی جلوگيری کند. این گزارش به صورت مشخص خواستار تضمين حکومت ايران برای تعيين حداقل سن ازدواج دختر با استانداردهای جهانی است.

سومین گزارش احمد شهید از وضعیت حقوق بشر در ایران برای ارائه به مجمع عمومی سازمان ملل منتشر شده است. احمد شهيد قرار است در کميته سوم مجمع عمومی گزارش را مطرح کرده و موارد مختلف آن را توضیح دهد.

به نوشته کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، در گزارش جدید احمد شهید، به موضوع مدافعان حقوق بشر و اين که چطور به خاطر فعاليت های خود به احکامی «از شش ماه تا ۲۰ سال» زندان محکوم شده اند، اشاره شده است.

در عین حال بندهایی از این گزارش نیز به موضوع آزادی مذهبی، از جمله آزادی جامعه بهاييان، جامعه مسيحيان و جامعه دراويش اختصاص دارد و موضوع اقليت های نژادی عرب و آذری و نقض حقوق آن ها نيز در چندين بند مورد توجه قرار گرفته است.

احمد شهيد در گزارش سوم خود همچنین بار دیگر درخواست خود برای رسيدگی گسترده، بی طرفانه و مستقل به خشونت های بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ را مورد تاکيد قرار داده و درخواست آزادی فوری تمامی زندانی سياسی و عقيدتی را مطرح کرده است.

گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در  امور ایران، پیشتر در بیانیه ای، برپایه تماس‌ها و اسناد و مصاحبه‌های خود گفته بود که از سال ۲۰۱۰  بيش از ۳۰۰ مسیحی به طور «خودسرانه» دستگیر و زندانی شده‌اند.

وی گفته بود: «این دستگیری‌ها در حالی است که قانون اساسی ایران مسیحیت و آزادی فعالیت پیروانش را به رسمیت می‌شناسد و  به لحاظ بین‌المللی نیز در این مورد تعهد کرده است.»

«مقامات ایران این بار به گزارش احمد شهید پاسخ داده اند»

آن طور که کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نوشته است، پيش از نهايی شدن اين گزارش ۲۳ صفحه‌ای، نسخه‌ای از آن در اختيار مقامات حکومت ايران قرار گرفته است تا پاسخ خود رابه مواردی که در آن مطرح شده است برای وی ارسال کنند.

به گفته این کمپین «برخلاف دو گزارش قبلی که مقامات ايرانی به جای پاسخ دادن به گزارش به صورت گسترده کليت دستورکار گزارشگر و شخصيت وی را زير سوال می‌بردند، به نظر می رسد که مقامات ايرانی اين بار در زمان تعيين شده به گزارش پاسخ داده اند»و

بر اساس مقدمه گزارش احمد شهید، «مقامات ايرانی نتايج مطرح شده در اين گزارش را بی مبنا و براساس ادعاهای بی‌پایه خوانده و گفته اند که قانون اساسی ايران حقوق همه ايرانيان را صرف نظر از جنسيت، مذهب، قوم و نژاد تضمين کرده» است.

مقامات دولت ایران در پاسخ به گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران، گفته اند: «موارد مطرح شده در خصوص فقدان دادرسی عادلانه "ساختگی" است از آنجا که به تعبير مقامات ايران، قوانين کشور بدرفتاری با زندانيان و همچنين استفاده از اعترافات اجباری را ممنوع می‌کند و همچنين دسترسی به مشاوره حقوقی را فراهم می کند.»

احمد شهید می‌گوید براين باور است که فقدان رسيدگی به موارد مشخص و متعدد نقض فاحش حقوق بشر نشان دهنده «فرهنگ مصونيت از مجازات» است.
Balatarin

چهارشنبه

از اکتبر تا اکتبر / ۴۸۸ نفر اعدام شدند و ۳۳۳ تن محکوم به اعدام در ایران


خبرگزاری هرانا – بر اساس گزارش نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از دهم اکتبر سال ۲۰۱۱ تا به امروز ۴۸۸ نفر که تحت اتهامهای مختلف از سوی دستگاه قضایی به اعدام محکوم شده بودند در زندانهای مختلف کشور و یا در ملاء عام اعدام شدند و در طی همین بازه زمانی دستگاه قضایی ۳۳۳ تن دیگر را به اعدام محکوم کرده است.

طبق این گزارش ۱۲% اجرای احکام اعدام (۵۷ تن) در انظار عمومی انجام پذیرفته که نسب به سال گذشته ۱۹% افزایش داشته است و در بررسی کلی آمار اجرای حکم اعدام، نسبت به سال گذشته ۱% افزایش مشاهده می‌شود.

نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن تاکید بر ناقص بودن گزارش آماری فوق اعلام داشته است که به دلیل عدم اجازه دولت ایران به فعالیت آزاد رسانه‌ها و فعالان حقوق بشری آمار دقیقی از اجرا و صدور حکم اعدام در ایران در دست نیست و گزارش مذکور تنها شامل مجموع گزارشاتی است که رسانه‌های دولتی آنرا اعلام کرده و یا با تلاش مدافعان حقوق بشری به صورت غیر رسمی اعلام شده است.

این نهاد بر همین اساس مجموع گزارشات منتشر شده در طی سال گذشته در خصوص صدور و اجرای حکم اعدام را ۲۸۹ گزارش اعلام و آورده است:"۴۰% اجرای احکام اعدام توسط نهادهای غیر انتفاعی و حقوق بشری اعلام شده است و رسانه‌های دولتی ۶۰% اجرای حکم متهمان را اعلام کرده‌اند." به عبارت دیگر ۴۰% احکام اعدام در ایران مخفیانه اجرا شده است.

بر اساس همین گزارش ۳۰% صدور و اجرای احکام اعدام در استان تهران گزارش شده است و استان فارس با ۷%، آذربایجان غربی، اصفهان و استان البرز هر یک با ۵% در رده‌های بعدی قرار دارند.

در ادامه این گزارش آمده است: "رسانه‌های دولتی تنها هویت ۱۲% اعدام شدگان را افشا نموده است و در اکثر گزارشات دولتی از جنسیت و هویت کامل اعدام شدگان اطلاعی در دست نیست اما با این حال بر اساس گزارشات منتشر شده ۸ زن در طی سال گذشته اعدام شدند."

در پایان این گزارش و در بخش صدور و اجرای حکم اعدام بر اساس تفکیک اتهامات آمده است ۳۳% محکومین به اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر ۳۱% از ایشان به اتهام قتل، ۱۳% به اتهام تجاوز و ۸% به اتهام محاربه به اعدام محکوم شدند.
Balatarin

دوشنبه

کمک آلمان به ایران برای ساخت بمب / باند تأمین کننده شیرآلات صنعتی برای برنامه اتمی ایران


روز آنلاین به نقل از بیلت -اخیراً چهار نفر در آلمان دستگیر شدند که دو تن از آنان ایرانی تبار و ساکن هامبورگ بودند. به گزارشی که در مجله خبری "اشپیگل" منتشر شده، "این افراد احتمالاً از اعضای یک باند تأمین کننده شیرآلات صنعتی برای برنامه اتمی ایران هستند".

این گزارش می افزاید که همزمان با این دستگیری ها در اواسط ماه اوت، دفاتر این افراد در چندین شهر آلمان، ازجمله اولدنبورگ، وایمار، و هاله آندر زاله، مورد تفتیش قرار گرفته اند.

تحقیقات در این زمینه با اسم رمز "هواکش" انجام می شود. و به نوشته اشپیگل، آلمان علی رغم تحریم های اعمال شده ازسوی جامعه بین الملل، به یکی از قطب های ارسال محموله های مخفی به ایران تبدیل شده بود.

این روزنامه به نقل از گزارش دفتر امور جنایی گمرک می نویسد که جمهوری فدرال در "مرکز فعالیت های تدارکاتی" ایران قرار گرفته است.

این محموله ها به طور دقیق به شیرآلاتی مربوط می شود که در رآکتورهای آب سنگین اراک، در ۲۸۰ کیلومتری جنوب غربی تهران، مورد استفاده دارد.

اراک یکی از مراکز اتمی ایران را در خود جای داده و بی شک در لیست آماج های حمله احتمالی اسراییل خواهد بود.



شبکه تدارکاتی آیت الله ها

ظاهراً حسین ت. متولد ایران در "شبکه تدارکاتی آیت الله ها" فعالیت می کند و نقش مهمی در زمینه تدارکات شیرآلات صنعتی دارد. احتمالاً او مسؤول پیدا کردن رابط در آلمان بوده است.

به نوشته اشپیگل، تحقیقات انجام شده ازسوی آلمان به شناسایی دو شخصیت انجامیده: نفر اول، صاحب یک شرکت در هاله و دیگری، یک مهندس از وایمار که مالک یک شرکت سرمایه گذاری در زمینه ساخت آرماتور و سازه های خاص است و چند روز پیش نیز به قید وثیقه از زندان آزاد شد.

طی تحقیقات انجام شده مشخص گردید که ظاهراً این شیرآلات به اشخاصی صوری در آذربایجان تحویل شده که به نوبه خود به طور غیرقانونی این تجهیزات را به ایران ارسال کرده اند.

به بیان ساده تر، این احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی بوسیله این شیوه های ظریف بازرگانی تحریم ها را دور می زند.

به نوشته اشپیگل، بازرسان آژانس اتمی اخیراً مشاهده کرده اند که در مرکز اتمی اراک پیشرفت هایی صورت گرفته. این روزنامه می نویسد: "آنها مشاهده کرده اند که سیستم لوله های خنک کننده و کنترل فشار اخیراً نصب شده اند و احتمالاً سوپاپ ها و شیرآلات آنها ساخت آلمان است."
Balatarin

شنبه

افشین شافعی شهروند ایرانی نروژی با اتهام جاسوسی برای نروژ و بریتانیا از ایران گریخت

Hermidas Shafei (44), som har norsk og iransk statsborgerskap, er tiltalt i Iran for spionasje for Storbritannia og Norge.Nyhetene24 -افشین شافعی از ایران گریخت. او که قرار بود در دادگاهی در مورد اتهاماتش از قبیل جاسوسی برای انگلیس و نروژ حاضر شود ، در حال حاضر در نروژ به سر میبرد . برای او حضور در نروژ غیر قابل باور بود . او در حال حاضر تنها نگران شرایط اسکان خانواده اش است چون محل سکونتشان به عنوان وثیقه در رهن دادگاه قرار دارد و او نگران بیخانمانی خانواده اش است . شافعی شکنجه های روحی را ناگوارترین شکنجه توصیف میکند .همچنین او به آفتن پستن گفت ،شنیده بود که بین هشت تا بیست سال حبس در انتظارش بود 
Balatarin

یکشنبه

آمریکا: ایران به دروغگویی هسته ای اذعان کرد


بی بی سی فارسی : ایالات متحده سخنان اخیر یک مقام هسته ای ایران درباره ارائه اطلاعات غلط را بیانگر اعتراف این کشور به دروغگویی عنوان کرده است. ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه در واکنش به سوال خبرنگاران درباره سخنان فریدون عباسی دوانی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران گفت: "این سخنان به نگرانی جامعه بین المللی از آن چه که واقعا در این کشور رخ می دهد، می افزاید."
به گزارش روزنامه عرب زبان الحیات، آقای عباسی دوانی که برای شرکت در نشست آژانس بین المللی انرژی اتمی به وین سفر کرده، در مصاحبه با این روزنامه گفته ایران با ارائه اطلاعات نادرست، سازمان های اطلاعاتی غربی را گمراه کرده است.

آقای عباسی دوانی با متهم کردن سازمان های اطلاعاتی غربی، به خصوص MI6 به جاسوسی از برنامه هسته ای این کشور گفت ایران گاهی برای حفاظت از تاسیسات اتمی خود اطلاعات نادرستی را ارائه کرده است.

او افزود ایران گاهی به غلط نقطه ضعف هایی را از خود به نمایش گذاشته و گاهی هم درباره توانایی های خود اغراق کرده است.

خانم نولاند در واکنش به این سخنان گفت: "تصور کنید که ایران دروغ بگوید."

او ادامه داد: "این سخنان به ما می گوید که ایران بالاخره به طور عمومی پذیرفته که درباره برنامه اتمی خود دروغ می گوید."
کشورهای عضو گروه ۱+۵ که شامل پنج عضو دائمی شورای امنیت و آلمان است، قرار است هفته آینده در حاشیه اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره مذاکرات هسته ای با ایران رایزنی کنند.

کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و مذاکره کننده ارشد این گروه این هفته در استانبول به طور غیر رسمی با سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد اتمی ایران دیدار کرد تا درباره مذاکرات پیشین گفت و گو کند.

سعید جلیلی و کارترین اشتون امسال سه نشست رسمی داشته اند ولی پیشرفت مهمی در مذاکرات هسته ای صورت نگرفته است.

آژانس بین المللی انرژی اتمی خواهان بازرسی از مجتمع صنایع نظامی پارچین در جنوب شرق تهران است.

بازرسان این آژانس خواهان دسترسی به محلی هستند که گفته می شود محل احتمالی انجام بعضی از آزمایش های مرتبط با برنامه اتمی ایران است.

ایران با رد این موضوع از بازرسی از این مجتمع خودداری می کند
Balatarin

دیدبان حقوق بشر خواستار کاهش محدودیت های آموزشی زنان در ایران شد


صدای امریکا - یک گروه  طرفدار  حقوق بشر از ایران خواسته است  محدودیت های زنان در آموزش عالی را، در حالی  که سال تحصیلی جدید آغاز می شود، کاهش دهد.
 مدیر بخش زنان در سازمان دیدبان حقوق بشر  روز شنبه به گزارش اخیر  خبرگزاری مهر  که زنان از 77 رشته تحصیلی  ممنوع شده اند اشاره کرد و گفت :  نگرانی این است که در برخی جنبه ها،  گزینش هایی که برای زنان ممنوع شده  خود سرانه بوده است.
لیس گرنت هولتز در مصاحبه ای با صدای امریکا می گوید بنظر می رسد محدودیت ها بخشی از سرکوب گسترده تر آزادی آکادمیک در ایران ، و روند اسلامی ساختن آموزش باشد.
او می گوید رهنمودهای جدید از ایران همچنین حاکی است تعداد دوره هایی که مردان از آنها ممنوع شده اند  بسیار کمتر است.
در ماه اوت، شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل  در مامه ای به سازمان ملل متحد نسبت به  محدودیت های آکادمیک برای زنان ایران ابراز نگرانی کرد، و گفت  مقررات جدید  بی میلی  دولت را به حمایت از حضور زنان در  حوزه عمومی نشان می دهد.
Balatarin

شنبه

نسرین ستوده به عنوان یکی از نامزدهای جایزه‌ی سالانه‌ی پارلمان اروپا معرفی شد



رادیو فردا - نسرین ستوده، فعال حقوق بشر که در ایران زندانی ست، به عنوان نامزد دریافت جایزه‌ی پارلمان اروپا معرفی شد.

فهرست پنج نامزد دریافت «جایزه‌ی ساخاروف» (جایزه‌ی سالانه‌ی پارلمان اروپا به فعالان حقوق بشر و دموکراسی در جهان)، روز جمعه منتشر شد.

در این فهرست نام نسرین ستوده به همراه جعفر پناهی، سینماگر ایرانی، به عنوان یکی از نامزدها آمده است.

جایزه‌ی پنجاه هزار یورویی ساخاروف پیش از این به افرادی از جمله نلسون ماندلا، فعالان بهار عربی و مادران پلازا مایو اهدا شده است.

نسرین ستوده از حدود دو سال پیش زندانی ست و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به تحمل شش سال زندان محکوم شده‌است.

Balatarin

سه‌شنبه

سخنگوی وزارت خارجه فرانسه :ایران بهتر است بجای حل مسائل سوریه، تعهدات بین المللی خود را اجرا کند


فیلیپ لالیو سخنگوی وزارت خارجه فرانسهپرسیس پرس - در حالیکه اولین اجلاس چهار کشور مصر، عربستان، ترکیه و ایران درباره سوریه شب گذشته در قاهره به پایان رسید، امروز سخنگوی وزارت خارجه فرانسه در گفتگو با خبرنگاران از ایران خواست که اگر می خواهد در تامین ثبات منطقه نقشی بعهده بگیرد، بهتر است ابتدا به وظایف دیگرش جامه عمل بپوشاند.

"فیلیپ لالیو" توضیح داد که ایران باید ماهیت واقعی برنامه اتمی اش را روشن کند، و سپس قطعنامه های شورای امنیت و نیز شورای حکام سازمان انرژی اتمی را بپذیرد. سخنگوی وزارت خارجه فرانسه آنگاه به نقض حقوق بشر از سوی ایران اشاره کرد و گفت که جمهوری اسلامی باید به نقض دائم و مکرر حقوق مردم در کشور نیز نقطه پایان بگذارد. 
بعقیده فیلیپ لالیو، با تامین چنین شرایطی، اگر ایران مایل باشد در ایجاد امنیت منطقه نیز نقشی بعهده گیرد، به او خوش آمد خواهیم گفت.

. شب گذشته ویکتوریا نولاند سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز نسبت به کارآئی این نشست چهار جانبه اظهار تردید کرد.

از سوی دیگر، معاون وزیر خارجه ایران که شب گذشته در اجلاس نمایندگان چهار کشور، در قاهره شرکت کرده بود، امروز اظهار امیدواری کرد که ایران تا چند روز دیگر در همایش وزرای خارجه گروه چهار نیز شرکت کند. امیر عبداللهیان معاون عربی و آفریقائی وزارت خارجه امروز بیانیه وزارت خارجه مصر را نیز – که درپایان اجلاس دیشب منتشر شد- راه حل "متوازنی" برای برون رفت از بحران سوریه دانست. وی توقف فوری خشونت، حفظ وحدت سوریه، حاکمیت و تمامیت ارضی و مخالفت با هر گونه مداخله خارجی در سوریه را از نکات و محور های مهم دستور کار جلسه قاهره ذکر کرد. او همچنین پیشنهاد مصر برای برگزاری دور دوم گفتگو در سطح وزرای خارجه را گام مثبتی در جهت حل بحران سوریه توصیف کرد.

عبداللهیان ضمن تاکید بر لزوم تداوم طرح کوفی عنان از تلاش های اخضر ابراهیمی بعنوان نماینده جدید سازمان ملل حمایت کرد. او همچنین اظهار تمایل کرد که بد نیست نمایندگانی از عراق و ونزوئلا هم در این نشست حضور پیدا کنند.
در حالیکه اخضر ابراهیمی اعلام کرد تا چند روز دیگر به سوریه می رود و ابراز امیدواری کرد که با بشار اسد نشست مثبتی داشته باشد، شب گذشته میخائیل بوگدانف معاون وزیر خارجه روسیه اظهار داشت که بشار اسد به شخص وی گفته است که اگر سوری ها رئیس جمهوری دیگری انتخاب کنند آماده است از این پست کناره گیری کند. بوگدانف البته اضافه کرد که نمی داند بشار اسد تا چه حد در این گفتار صادق است. 
میخائیل بوگدانف همچنین در مصاحبه با فیگارو پیشنهاد کرد تا کنفرانسی بقصد حل مسائل سوریه تشکیل شود. بنظر او در این کنفرانس همه مولفه های درگیر در سوریه می توانند شرکت داشته باشند، یعنی مقامات رژیم، رهبران اپوزیسیون و گروههای قومی مختلف ساکن سوریه. او این تجمع را با کنفرانس طائف که در سال 1990 به جنگ داخلی در لبنان پایان داد مقایسه کرد. 
بعقیده بوگدانف، با توجه به پراکندگی در صفوف اپوزیسیون و اسلحه ئی که در اختیار شورشیان قرار میگیرد، اگر این رژیم همین فردا بناگهان سقوط کند، خطر تبدیل شدن سوریه به سومالی جدی است. او نتیجه میگیرد که باید به هر کاری متوسل گردید تا از تبدیل شدن یک نظام متمرکز، به جامعه ای متلاشی شده از اقوام مختلف جلوگیری کرد.
فیگارو نوشته است که بوگدانف به فرانسه آمده بود تا با شخصیت های اپوزیسیون سوریه و نیز مقامات فرانسوی گفتگو کند
Balatarin

باربارا اسلی وین با جرس در میان گذاشت؛ مشاهدات روزنامه نگار امریکایی از جوامنیتی- اطلاعاتی ایران


باربارا اسلی وین با جرس در میان گذاشت؛ مشاهدات روزنامه نگار امریکایی  از جوامنیتی- اطلاعاتی ایرانجرس: باربارا اسلی وین، روزنامه نگار امریکایی مقیم واشنگتن برای پوشش اجلاس سران جنبش عم تعهد به ایران سفر کرده بود.
 سفر اخیر، هشتمین سفر او به ایران بود و به گفته ی وی جو امنیتی – اطلاعاتی حاکم بر ایران نسبت به چهارسال پیش به مراتب بدتر و شدید تر شده به طوری که او حس می کرده دائما تحت کنترل است.
باربارا اسلی وین کارشناس امور ایران درر موسسه‌ی Atlantic Council است و با سایت "ال مونیتور" به عنوان روزنامه نگار همکاری می کند. او در دهه ی هفتاد میلادی و هنگامی که برای نیویورک تایمز کار می کرد با ایران آشنایی پیدا کرد بعد ها به روزنامه ی یو اس ای تودی پیوست. کتاب او با عنوان " دوستان جفا کار، دشمنان وفادار؛ ایران و امریکا و چرخش به سوی رویارویی" در سال 2007 در امریکا منتشر شد.
اجلاس غیر متعهد ها در تهران، مواضع انتقادی رئیس جمهوری مصر و دبیر کل سازمان ملل در تهران، شرایط امنیتی حاکم بر تهران و واکنش مردم،بحران سوریه، احتمال حمله اسرائیل به ایران و مساله ی ایران در انتخابات امریکا محورهای گفت و گوی جرس با باربارا اسلی وین، روزنامه نگار امریکایی است که در ادامه می خوانید:

به عنوان اولین سوال مایلم بپرسم که آیا جمهوری اسلامی را در برگزاری اجلاس سران جنبش عدم تعهد که هفته قبل در تهران برگزار شد، موفق ارزیابی می کنید؟
از جنبه ی تدارکات بسیار عالی بود و من در یکی از گزارش هایم برگزاری اجلاس را "المپیک دیپلماتیک" نامیدم. میهمانانی از بیش از یکصد کشور جهان در اجلاس تهران حضور داشتند و تدارک هتل و محل اقامت و رفت و آمد و غذا برای این تعداد کار آسانی نیست.برگزاری اجلاس یک کار اجرایی و تدارکاتی بسیار بزرگ بود که خیلی خوب اجرا شد اما از جنبه ی سیاسی نمی توان آن را یک موفقیت کامل برای جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کرد.

آیا منظورتان مواضع محمد مرسی،رئیس جمهوری مصر،در اجلاس تهران است؟
بله. مواضع رئیس جمهوری مصر در اجلاس تهران از نگاه جمهوری اسلامی ایران بسیار تند بود. زمانی که او در سخنان خود ،رژیم اسد را ستمگر و ظالم می خواند و خواهان سرنگونی آن می شد، آقای احمدی نژاد دقیقا کنار او نشسته بود. او همچنین در سفر خود به تهران به دیدار آیت الله خامنه ای رهبر ایران نیز نرفت. این عدم دیدار خیلی غیر عادی بود زیرا معمولا وقتی رهبران مسلمان به تهران سفر می کنند به دیدار آیت الله خامنه ای می روند، اما مرسی دیداری با وی نداشت. او تنها برای چند ساعت در ایران حضور داشت تا ریاست دوره ی جدید اجلاس عدم تعهد را رسما به ایران منتقل کند. حتی در عکس های منتشر شده نیز می توان دید که مرسی به هنگام سخنرانی افتتاحیه ی آیت الله خامنه ای نیز بسیار ناراحت به نظر می رسید. مواضع او در برخی موارد مثل لزوم اصلاحات در شورای امنیت سازمان ملل و بهبود وضعیت فلسطینیان با ایران همسویی داشت اما در بسیاری موارد شاهد اختلاف مواضع او با جمهوری اسلامی بودیم که مورد سوریه و حکومت بشار اسد مهمترین آنها بود.

شاید بتوان مواضع بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل را نیز به فهرست ناکامی های سیاسی ایران در اجلاس غیر متعهد ها اضافه کرد؟
مواضع آقای بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، نیز تند و سخت بود اما چندان غیر منتظره نبود. او بسیار طرفدار امریکاست و به خاطر قبول کردن سفر به تهران مورد انتقادات فراوانی نیز قرار گرفت. او به خاطر همین فشارها نیز حس کرد که باید ازموضع انتقادی با ایران سخن بگوید. از این رو شاهد مواضع تند او در مورد انکار هولوکاست، مواضع ضد اسرائیلی ایران، حقوق بشر و مساله هسته ای ایران بودیم. اما مواضع مرسی مخصوصا نسبت به سوریه، در مقایسه با موضعگیری های بان کی مون، غیر قابل پیش بینی بود.

همانطور که شاهد بودید، ایران در جریان اجلاس اخیر غیر متعهد ها اقدام به ایجاد یک گروه کار سه جانبه برای مساله ی سوریه کرد که علاوه بر ایران، مصر و ونزوئلا نیز عضو آن هستند. این گروه در حل بحران سوریه تا چه حد می تواند نقش نقش موثری ایفا کند؟
من فکر نمی کنم که این گروه چندان بتواند در بحران سوریه ایفای نقش کند. اما معتقدم که ایران باید در دیگر گفت و گوها و مذاکراتی که در باره ی سوریه با همکاری امریکا، سوریه و دیگر کشورها جاری است، مشارکت داشته باشد. برای موفقیت در کنترل و یا حل بحرانی نظیر سوریه شما به همراهی عضوی از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل در هر گروه کاری که برای این منظور تاسیس می شود، نیازمندید. حضور ایران و یا حتی مصر و ونزوئلا نمی تواند کمکی به مهار بحران سوریه کند.

ترکیه نیز در بحران سوریه یک بازیگر فعال و موثر بود. طی سال های گذشته آنکارا یک نقش مرکزی در خاورمیانه پیدا کرده بود اما به نظر می رسد که امروز این نقش به پررنگی سابق نیست. به عنوان مثال پیشنهاد ترکیه در مورد سوریه مورد توجه امریکا و دیگر قدرتهای درگیر در مساله ی سوریه واقع نشده است. آیا شاهد افول نقش ترکیه در خاورمیانه هستیم؟
من در این مورد با شما چندان هم عقیده نیستم. به نظر من هنوز ترکیه نقش بسیار مهمی در منطقه به عهده دارد و ایالات متحده همکاری بسیار نزدیکی با ترکیه در مورد سوریه دارد. ترکیه میزبان بسیاری از پناهندگان سوری است و به ارتش آزاد سوریه پناه داده و امکانات در اختیار آنها قرار می دهد. سوری ها از طریق ترکیه از این کشور خارج شده و با مقامات امریکایی، مصری و ترک دیدار می کنند. به نظر من ترکیه هنوز یک نقش کلیدی در سوریه به عهده دارد و هنوز در منطقه ی خاورمیانه از نفوذ خوبی برخوردار است. نکته‌ی جالب برای من آمادگی مصر برای ایفای نقش در سیاست های منطقه ای با اتخاذ سیاست خارجی مستقل است.

اما روابط ترکیه با هر دو کشور ایران و اسرائیل به شدت تیره شده است؟
علی رغم مسائل جاری بین ایران و ترکیه و اختلاف نظرهای آنها در باره سوریه، نباید فراموش کنیم که هنوز تردد اتباع ایران به ترکیه بدون ویزا انجام می شود، ایرانی ها برای گرفتن ویزای سفر به امریکا به ترکیه سفر می کنند و بسیاری از ایرانی ها ایام تعطیلات خود را در ترکیه می گذرانند. دولت آنکارا نیز سعی دارد علی رغم اختلاف نظر با ایران در مورد سوریه، کانال ارتباطی خود با تهران را همچنان بازنگهدارد.

با توجه به تغییراتی که طی سی سال گذشته در قطب بندی های سیاسی جهان روی داده، آیا جنبش عدم تعهد هنوز می تواند در مسائل منطقه ای و بین المللی نقش قابل توجهی ایفا کند؟
جنبش عدم تعهد چندان نقش بزرگی در روابط بین الملل امروز دنیا ندارد. نقش امروز آن را شاید بتوان در تشویق و همراه کردن برخی کشورها در اتخاذ موضع مشترک در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد خلاصه کرد. کشورهای عضو جنبش، ویژگی ها و منافع بسیار متفاوتی در جهان امروز دارند.دیدگاهها و منافع کشورها ی عضو نیزبسیار فراگیر و متنوع است. شاید کشورهای در حال توسعه بتوانند با استفاده از این اجلاس صدای واحدی در اجلاس مجمع عمومی سازما ن ملل از خود نشان دهند اما مواضع بسیاری از کشورهای عضو جنبش، چندان تفاوتی در روابط بین الملل امروز دنیا نخواهد داشت. گذشته از آن با فروپاشی شوروی دیگر شاهد بلوک شرق و غرب و یا بلوک سرمایه داری و کمونیزم در مجامعی مثل سازمان ملل نیستیم که گروه سومی چون عدم تعهد بتواند ایفای نقش کند. اما اگر از چشم ایران به مساله بنگریم، می بینیم که ایران فرصت های چندانی نظیر این اجلاس برای نشان دادن عدم انزوای خود در جهان بدست نمی آورد و به نظر من اجلاس اخیر شانس بزرگی برای ایران بود تا به دنیا نشان دهد که منزوی نیست و هنوز دوستانی در دنیا دارد.

حمله احتمالی اسرائیل به ایران

حمله ی احتمالی اسرائیل به ایران، عرصه ی سیاسی امریکا را به شدت متاثر کرده است. هرچند مقامات رسمی نظامی و غیر نظامی امریکا با حمله ی یک جانبه ی تل آویو به تهران مخالفت دارند اما برخی از کارشناسان با نفوذ در اتاق های فکری مستقر در واشنگتن بر نزدیکی زمان حمله(اسرائیل به تنهایی و یا اسرائیل و امریکا )به ایران تاکید دارند. آنها می گویند اگر این حمله در پاییز روی ندهد در زمستان شاهد آن خواهیم بود.آیا حمله ی نظامی به ایران را محتمل می دانید؟
من دقیقا نمی دانم که آیا چنین کاری صورت خواهد گرفت یا نه. بسیاری از ایرانیان نگران حمله اسرائیل به کشورشان هستند. نظر شخصی من این است که حمله به ایران، قمار سنگینی برای تل آویو خواهد بود و ارزش تبعات آن را نخواهد داشت. اسرائیل قادر نخواهد بود که بخش قابل توجهی از برنامه هسته ای ایران را با حمله تخریب کند اما در عوض بهای بسیار سنگینی را باید پرداخت کند. علاوه بر آن حمله اسرائیل به ایران،اتحاد بین المللی ایجاد شده طی چند سال اخیر علیه برنامه هسته ای تهران را خواهد شکست. من فکر نمی کنم که اسرائیل دست به چنین حمله ای بزند . تل آویو بیشتر به دنبال اعمال فشار بر واشنگتن است تا امریکا دست به چنین حمله ای بزند اما اوباما نیز – به نظر من- مایل به چنین کاری نیست. باید دید که برنامه هسته ای ایران و مذاکرات پنج بعلاوه یک به کدام سو می رود.ایرانیان تاکید دارند که به تولید سلاح هسته ای روی نخواهند آورد. به نظر من تا زمانی که آنها قدمهای جدی به سوی تولید سلاح هسته ای برندارند، ما شاهد حمله ی نظامی نخواهیم بود. اما مردم ایران به شدت نگران حمله ی احتمالی به کشورشان هستنتد.

آیا در مدت اقامت در تهران، در خلال سخنان مقامات ایرانی و یا در جریان گفت و گویی که با آقای لاریجانی رئیس مجلس ایران داشتید،هیچ نشان و علامتی مشاهده نکردید که گویای تمایل ایران به توقف برنامه های هسته ای اش باشد؟
در مصاحبه ای که با رئیس مجلس ایران داشتم هیچ نشان و علامتی مبنی بر تمایل ایران به توقف برنامه هسته ای اش ندیدم.اما رفتار ایران در مذاکرات هسته ای -که یک قدم به جلو و یک قدم به سمت راست یا چپ است- و اینکه هیج عجله و علاقه ای برای حرکت به سوی تولید سلاح هسته ای نشان نمی دهد به معنای آنست که ایرانیان می خواهند برنامه هسته ای خود را در سطح غیر نظامی حفظ کنند.اگر ایران به تولید اورانیوم با غلظت بالای بیست درصد روی آورد، مثلا غلظت شصت درصد و یا نود درصد، آنگاه جای نگرانی وجود خواهد داشت.

در روزهای اخیر شاهد برگزاری دو تجمع بزرگ حزب جمهوریخواه و حزب دمکرات برای انتخابات ماه نوامبر در امریکابودیم. با توجه به سیاست اعلام شده ی حزب جمهوریخواه و سخنان میت رامنی، کاندیدای این حزب در انتخابات، آیا به یک جمع بندی رسیده اید که در صورت پیروزی رامنی در انتخابات، سیاست امریکا در برابر ایران چه مشخصاتی خواهد داشت؟
من واقعا نمی دانم که رامنی در صورت پیروزی ، چه سیاستی را در قبال ایران پیش خواهد گرفت. او اوباما را در سخنان خود مورد انتقاد قرار می دهد که در برابر ایران ضعیف عمل می کند اما هنوز اعلام نکرده که سیاست خودش در برابر ایران چه ویژگی هایی خواهد داشت. رامنی مشاوران مختلفی در مورد ایران دارد که برخی تند رو تر از بقیه هستند و من نمی دانم که در کابینه ی احتمالی رامنی کدام یک از این مشاوران عهده دار تعیین سیاست در قبال ایران خواهد شد.
آیا در صورت پیروزی اوباما در انتخابات شاهد سیاست متفاوتی از او در قبال ایران خواهیم بود؟
من امیدوارم که اوانعطاف پذیری بیشتری در برابر ایران از خود نشان دهد. پیشنهاداتی که برای توقف برنامه هسته ای ایران در طول تابستان به تهران ارائه شد، به نظر من چندان جالب توجه نبودند. من امیدوارم که اوباما یک نقشه راه در این مورد ترسیم کند و به طور مشخص اعلام کند که اگر ایران از برنامه هسته ای خود صرف نظر کند چه دستاوردهایی خواهد داشت. پیشنهاداتی که به ایران ارائه شده صرفا به موارد معدودی محدود بوده است؛ مواردی چون ارائه قطعات یدکی برای هواپیماهای مسافربری ایران و یا کمک های فنی برای رآکتور تهران آنهم در صورت تعطیلی تاسیسات فردو و توقف کامل غنی سازی اورانیوم با غلظت بیست درصد. هیچ صحبتی از لغو تحریم ها به میان نیامده است.ایران مایل است بداندکه اگر واقعا برنامه هسته ای خود را متوقف کند، در قبال آن چه دستاوردی خواهد داشت. احتمالا اوباما در دور دوم ریاست جمهوری خود- درصورت پیروزی در انتخابات – آزادی عمل بیشتری برای ارائه پیشنهادات بزرگتر و بهتر به ایران خواهد داشت. یکی از دلایلی که او نمی خواست به توافقاتی جزئی با ایران در تابستان جاری دست یابد این بود که چنین توافقی می توانست دستاویزی باشد برای جمهوریخواهان در جریان مبارزات انتخاباتی جاری. اوباما در حال حاضر در یک موقعیت دشوار قرار دارد و ایران نیز منتظر است تا ببیند که روند انتخابات امریکا به کدام سو می رود.

جو امنیتی – اطلاعاتی حاکم بر ایران
اجازه دهید به سفری که به ایران داشتید از زاویه ای دیگر بپردازیم. در گزارشی که از تجربیات شخصی سفرتان منتشر کردید نوشته بودید که واکنش مردم ایران نسبت به حضور یک امریکایی در کشورشان را کمتر از سفرهای گذشته "دوستانه" یافتید. چرا؟
بله من ایرانی ها را این بار بیشتر از گذشته محتاط یافتم.نمی دانم آیا این یک احساس کمتر دوستانه نسبت به امریکایی ها بود یا کلا غربی ها و یا خارجی ها و یا اینکه بیشتر ناشی از ترس آنها از صحبت کردن با "دیگران" به خاطر فشارهای امنیتی و سرکوب های پس از انتخابات سال 2009 بود. اما آنچه به طور کاملا شفاف قابل درک و مشاهده بود اینکه مردم ایران را این بار بسیار متفاوت از چهار سال پیش یافتم. در سفر چهار سال پیش وقتی من در پارکی در تهران می نشستم بسیاری از جوانان نزد من می آمدند و دیدگاهها و نظرات خود را خیلی صادقانه با من در میان می گذاشتند. به نظر من آن روزها و آن رفتار ها دیگر به تاریخ تعلق دارد و اثری از آن را نمی توان در جامعه امروز ایران یافت.

فکر نمی کنید این رفتار "کمتر دوستانه" مردم ایران ناشی از تحریم های فلج کننده امریکا باشد که تاثیر آن بر مردم عادی بسیار بیشتر از دولتمردان بوده است؟
تحریم ها نیزمی تواند بخشی از دلیل این تغییر رفتار مردم باشد. مردم ایران از تاثیرات منفی ای که تحریم ها در تهیه ملزومات روزمره شان داشته بسیار ناخرسندند. مثلا تهیه دارو و ملزومات پزشکی مورد نیاز در ایران یکی از مشکلات جدی است که مردم عادی را تحت فشار قرار می دهد. قطعا تحریم ها نیز بخشی از دلیل این تغییر رفتار است. من می توانم به صراحت بگویم که امروز مردم ایران مثل گذشته طرفدار غرب نیستند.مردم ایران در حال حاضر نه حکومتشان را دوست دارند و نه امریکا را.

شما نوشته بودید که در جریان سفرتان به تهران حس می کردید که در مراقبت دائمی از سوی ماموران امنیتی قرار دارید؟ آزادی عمل شما به عنوان یک روزنامه نگار در سفر اخیرتان به ایران چقدر با سفرهای گذشته تان تفاوت داشت؟
در گذشته من بسیار آزاد تر بودم. در سفرهای قبل وقتی از هتل خارج می شدم نگران این نبودم که کسی مرا تعقیب می کند و یا تحت نظر دارد. می توانستم آزادانه به دیدار دوستانم – دوستان شخصی ام- بروم بدون آنکه نگران باشم دیدار من آنها را دچار مشکلات بعدی خواهد کرد. اما این بار، لابی هتل محل اقامت من مملو از نیروهای اطلاعاتی بود.

آیا این نیروهای مستقر در لابی واقعا شما را به محض خروج از هتل تعقیب می کردند؟
نه. اما حضورشان بسار محسوس بود.من بسیار مراقب و محتاط بودم که برای کسی از دوستانم مساله ای ایجاد نکنم. من راننده ای داشتم و یک مترجم هم برای من تعیین شده بود که نقش راهنما و کمک هم داشت و در عین حال مراقب بود که من چه می کنم. من باید آنها را هرجا که می رفتم با خود می بردم. حتی من تلاش نکردم که از تاکسی استفاده کنم و خودم به تنهایی و بدون حضور آنها به دیدن افرادی بروم که مایل بودم. زیرا نمی خواستم آنها را گرفتار مساله کنم. من تصمیم گرفتم که هرجا که می روم با افراد تعیین شده بروم. تنها یک بار من خودم به تنهایی در محلی حضور یافتم و آن هم کاخ نیاوران بود. من از راننده و مترجم خواستم که بیرون کاخ منتظر من بمانند. کاخ خیلی شلوع نبود و همان تعداد کم هم ترجیح می دادند که سراغ من نیایند. در سفرهای گذشته اصلا اینطور نبود.
آیا در جریان سفر به ایران امکان یافتید که از مقام عالی رتبه ای در ایران از شرایط میر حسین موسوی ومهدی کروبی بپرسید؟
بله. من از علی لاریجانی رئیس مجلس ایران در باره آنها سئوال کردم. من از او پرسیدم که آیا موسوی حمله قلبی داشته است؟ و او حمله قلبی او را تکذیب کرد. از او پرسیدم که تا کی می خواهید این دو را در حبس خانگی نگهدارید؟ و او پاسخ داد که این مساله به قوه قضائیه مربوط است. که من گفتم که خوب برادر شما صادق ،مسئول قوه قضائیه است! و او پاسخ داد که اداره ی کشور، مساله و کسب و کار فامیلی نیست! به عبارت دیگر او پاسخی به این سئوال نداد.
از وقتی که در اختیار جرس گذاشتید متشکرم.

برای تماشای عکس های سفر باربارا اسلی وین به تهران اینجا کلیک کنید:
javascript:void(0);/*1347358951725*/
متن انگلیسی مصاحبه باربارا اسلی وین با علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی درلینک زیر قابل استفاده است:
javascript:void(0);/*1347359005673*/
عکس این مصاحبه متعلق به " لیلی کنگرانی" است
Balatarin

یکشنبه

احمدی‌نژاد درست می‌گوید؛ ایران رتبه اول منطقه است، البته از لحاظ تورم!


سایت متعلق به احمد توکلی با انتشار ارقام نرخ تورم در کشورهای مختلف خاورمیانه و همسایگان ایران، نشان داد که ادعای اول بودن رتبه ما در منطقه که از سوی احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی مطرح شده بود، دست کم در زمینه نرخ تورم صحت دارد!

الف نوشت: «آنهایی که بر روی این سند کار کردند دریافت کاملی از ملت ایران نداشتند چراکه براساس این سند ایران باید در ۱۴۰۴ در منطقه اول شود این در حالی است که ما از هم اکنون توانسته ایم حرف اول را در منطقه بزنیم.»

جملات فوق را احمدی‌نژاد در گفتگوی تلویزیونی سه‌شنبه شب بر زبان آورد. هرچند برخی نسبت به این سخنان رئیس‌[دولت] واکنش نشان داده‌اند، اما حقیقت آن است که کشورمان هم‌اینک در برخی شاخص‌های اقتصادی رتبه اول منطقه را کسب کرده و اظهارات احمدی‌نژاد، بی‌ربط هم نیست.

مثلا مقایسه آمار تورم فعلی کشورمان با دیگر کشورهای منطقه نشان می‌دهد هم‌اینک ایران رتبه اول منطقه غرب آسیا را از لحاظ این شاخص به دست آورده است. طبق آخرین گزارش بانک مرکزی، نرخ تورم کشورمان در مردادماه ۲۳/۵ درصد بوده است. مقایسه این نرخ با تورم کشورهای منطقه طبق آمار صندوق بین‌المللی پول، تاییدکننده اظهارنظر رئیس‌[دولت] حداقل در این یک شاخص است.

نام کشور    نرخ تورم
ایران            ۲۳٫۵
یمن            ۲۲٫۷
سودان         ۱۸٫۹
لیبی           ۱۴٫۱
پاکستان       ۱۳٫۳
ازبکستان      ۱۳٫۳
مصر             ۱۱٫۸
ترکیه            ۱۰٫۴
تاجیکستان    ۹٫۳
افغانستان     ۷٫۸
قزاقستان      ۷٫۴
عراق            ۶٫۰
آذربایجان       ۵٫۶
عربستان       ۵٫۳
ترکمنستان    ۵٫۳
کویت            ۴٫۷
ارمنستان      ۴٫۷
الجزایر          ۴٫۵
عمان           ۳٫۳
اردن             ۳٫۳
لبنان            ۳٫۱
قطر             ۲٫۰
امارات          ۱٫۲
بحرین          ۱٫۰
Balatarin

نامه تشکر از بان کی مون : سپاس از بازتاب درخشان صدای اکثریت بزرگ مردم ایران


ملی مذهبی - جمعی از روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و اجتماعی با نوشتن نامه ای سرگشاده از بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد به خاطر اعتراض وی  به وضعیت رهبران محصور جنبش سبز، فعالان محبوس سیاسی و اجتماعی در جریان سفر به ایران تشکر کردند. 
متن کامل این نامه که نسخه ای از آن به دست سایت ملی-مذهبی رسیده  به شرح زیر است: 
عالیجناب آقای بان کی مون
دبیرکل سازمان ملل متحد
ما امضاء کنندگان این نامه، بدین وسیله می خواهیم رضایت و تشکر و قدرشناسی خود را به خاطر آن چه که شما در تهران انجام داده اید بیان کنیم. همانگونه که شما هم در تهران به صراحت اشاره کردید، ما نیز آگاهیم که کسان بسیاری اهداف سفر شما به تهران را زیر سوال برده و شما را به انصراف از این سفر فرا می خواندند.
اما ما عمل شجاعانه و تصمیم منطقی‌ شما مبنی بر سفر به تهران برای هموارتر کردن ادامه مذاکرات و یافتن راه حلهای دیپلماتیک برای مسایلی که سرزمین ما، ایران، این روز‌ها با آن مواجه است را تحسین می‌کنیم.
آنچه که شما طی سه روز اقامت خود در تهران انجام دادید لبخندی پر معنا را بر چهره میلیون ها شهروند ایرانی نهاده است؛ شهروندانی زیر سرکوب و در تنگنا، که نه تنها از حاکمیتی خودکامه و غیرپاسخگو، بلکه از تحریم های اقتصادی سنگین، و از تهدید به بمباران و جنگ نیز صدمه می بینند. هم از این رو شما کاملا برحق هستید وقتی از همگان دعوت می کنید که «به قدرت تعامل، به قدرت دیپلماسی» ایمان بیاورند.
این قابل توجه است که شما تاکید کرده اید سفر شما و مواضع شما «هم توسط رهبری حکومت و هم توسط مردم ایران مورد ستایش قرار گرفته» است. این تلقی به ناراضیانی کمک می کند که از حقوق بنیادین خود محروم گشته اند؛ ناراضیانی که هر فعالیت اجتماعی و هرگونه انتقادی از سوی آنان از سوی رهبری حکومت به قول شما به «تهدیدی علیه جامعه یا دولت» تعبیر می شود.
شما در دیدار با رهبر حکومت «آزادی رهبران اپوزیسیون، فعالان حقوق بشر، روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی از زندان» را مصرانه خواستار شدید. شما تاکید کردید «این کار به بیان آزادانه و بحث آزاد کمک می کند». شما به درستی اشاره کرده اید که این کارها به ویژه «کمک می کند که صداهای مردم ایران در طول سال آتی که سال انتخابات ریاست جمهوری است شنیده شود.» شما اصرار کرده اید که «ایران به جاست همکاری با نهادهای حقوق بشری سازمان ملل، به ویژه با گزارشگر ویژه را تقویت کند». شما یادآوری کردید: «سازمان ملل و جامعه بین المللی به طور کامل پشتیبان تلاش دیرینه مردم ایران برای دموکراسی و حقوق بشرند. نخستین منشور حقوق بشری به وسیله کورش در ۲۵۰۰ سال پیش شکل گرفته است.»
ما مایلیم قدردانی ویژه خود را به بازتاب درخشان این صدای اکثریت بزرگ مردم ایران، صدایی که در نامه های  متعدد سرگشاده آزادیخواهان انعکاس داشت، از شما ابراز داریم.
در عین حال مایه تاسف عمیق است که حکومت در ایران به درخواست شما برای دیدار با آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد، که از بهمن ماه ١٣٨٩ در حصر خانگی هست، و آقای خاتمی ،رئیس جمهور سابق، موافقت نکرده است.
ما یقین داریم که نخستین دیدار شما، در مقام دبیرکل سازمان ملل متحد، از تهران از نظر مسایل خارجی و داخلی که مردم ما این روزها با آن مواجه اند سفری ارزشمند بوده است. این سفر می تواند افق های تازه ای را برای فهم بهترِ، گفتگو، و همکاری با جامعه بین المللی بگشاید، هم از این روست که ما برای شما این نامه را می نویسیم تا به شما اصرار کنیم که به هر وسیله که در اختیار دارید برای پایان دادن به نقض حقو ق بشر توسط حکومت ایران، برگزاری انتخابات آزاد، لغو تحریم های اقتصادی و ممانعت از حمله نظامی به کشور ما تلاش کنید. یقین داریم که این تلاش ها از حمایت گسترده ترین گروه های اجتماعی در ایران برخوردار است.
در این جا هم چنین مایلیم تحسین خود را به خاطر داوری منصفانه و متعادل شما پیرامون دست آوردهایی که ملت ما در طول تاریخ و در دوره های فعلی داشته است ابراز داریم.
و در پایان بار دیگر از شما به خاطر همدردی، حمایت و کلمات پر مهری که خطاب به قربانیان زلزله هولناک اخیر آذربایجان و خطاب به همه مردم ایران ابراز داشته اید، تقدیر و تشکر می نمائیم.

١٨ شهریور ١٣٩١
شبنم آذر، آینده آزاد، علی آزادان، مهرداد ابوالقاسمی، روشنک آسترکی، محمد ارسی، میراردوان اسدی، آزاده اسدی، بیتا اسلامی، زینت اسماعیل زاده، کامران اشتری، امیر اعتدالی، روزبه اعتدالی، گودرز اقتداری، اصغر اکبری، بهرام امامی، نصیر امامی، مهدی امینی، شاهین انزلی، وهاب انصاری، عبدالعلی بازرگان، مینو بدیعی، پرویز براتی، فرزانه بذرپور، ارژنگ برهان آزاد، محمد برقعی، حمید رضا برهانی، حمید بهشتی، مهدی بیدقی، داریوش پارسا، حبیب پرزین، بیژن پوربهنام، محسن پورحسینی، سعید پورحیدر، امید پورمحمدعلی، علی پورنقوی، بیژن پیرزاده، رضا پیرزاده، سعید پیوندی، عارفه تاج زاده، پوریا تقی زاده آبکناری، محسن تلغری زاده، مجید تمجیدی، حمید تنگستانی، فرشاد توماج، مهدی جامی، حسن جعفری، عاطفه جعفری، سعید جعفری، وحید جعفری، احمد جلالی فراهانی، فرزاد جواهری، صنم غیائی، رضا حاجی، کمال حسینی، فاطمه حقیقت جو، احمد حمیدزاده، محسن حیدریان، اسماعیل ختائی، فرشید ختمیان، رامین خرسندی، مصطفی خسروی، بهروز خلیق، شیرین دقیقیان، اکبر دوستدار، ساسان دیلمانی، محسن رحمتی، سید اکبر روحانی، فرهاد روحی‌، سهراب رزاقی، حسین رزاقی، فرهنگ رضایی، یسنا رضائیان، مانا رضائیان، آزیتا رضوان، فرهاد روحی، اسماعیل زرگریان، حمید زنگنه، حسن زهتاب، ملیحه زهتاب، حمید سالک، حسین سماکار، داریوش سلطانی، عباس سلیمی، حمید شیرازی، محمد سهیمی، سجاد شاهمرادی، علی‌ شاکری، هادی سبحانی، امیر حسین سراجی، احمد سلامتیان، مسعود شب افروز، حسن شریعتی، سعید شمس، روح‌الله شهسوار، محمد صابر، مرتضی صادقی، محمود صدری، بالی صادقی، رادین صالحی، آتوسا صدر، علی صمد، علی طباطبائی، جمشید طاهری پور، حمید رضا ظریفی نیا، شهره عاصمی، محمدصابر عباسیان، ساجده عرب سرخی، یوسف عزیزی بنی طرف، فرزانه عظیمی، مسعود علیزاده، آبتین غفاری، صنم غیایی، فرشید فاریابی، علی فتوتی، شهرام فداکار، مهدی فتاپور، مهدی فتحی پور، رضا فانی یزدی، مسعود فتحی، ، کیوان فروزان، پویان فخرایی، علی فروزنده، احمد فرهادی، جعفر قدیم خانی، کبری قاسمی، مریم قشقاوی، علیرضا قره باغی، ساناز قاضی زاده، علی حسین قاضی زاده، مهدی قلی اقدم، مرتضی کاظمیان، سعیده کردی نژاد، حسن کلانتری، بابک کریمی، رضا کریمی، صادق کار، امید کشتکار، محسن کدیور، مرتضی کرد، محمود کرد، مسعود کرد، ناصر کرمی، عزیز کرملو، رضا گنجاره، حمید کوثری، سارا ماهروئیان، سید جواد متولی، امیرحسین متقی، مهدی محسنی، ملیحه محمدی، معصومه محمودی، منوچهر مختاری، آزاد مرادیان، حنیف مزروعی، علی مزروعی، فهیمه ملتی، میلاد ملک، پروین ملک، فرید منعمی، نوشین منوچهری، سحر موسوی، مجید موحد، جعفر منظم، محسن مهیمنی، اشرف میرهاشمی، علی اکبر موسوی؛ حجت نارنجی، ابراهیم نبوی، محمد سجاد نقوی، فرخ نگهدار، حسن نایب هاشم، علی نکویی، داود نوائیان، مهدی نوربخش، شاهین نوربخش، مهدی نوذر، احمد هادوی، سید عماد هاشمی، علی هنری، داریوش وثوقی، علیرضا وکیلی، علی یزدانی، اشکان یزدچی، حسن یوسفی اشکوری




Date 08/09/2012
Your Excellency, Mr Ban Ki-Moon
The Secretary-General of the United Nations
We are writing this letter to you to express our gratitude for and appreciation of the positions that you took during your trip to Tehran. We are aware that, as you frankly mentioned in Tehran, many people, had advised you against going to Tehran.
We strongly believe that you made a courageous decision to go to Tehran. You may have paved the way for further negotiations and finding diplomatic solutions for the difficult problems that our homeland, Iran, is currently grappling.
What you did in Iran during your three days of stay brought delight to the millions of ordinary Iranians who are frustrated and repressed, suffering not only from the authoritarian and unaccountable governance, but also from tough economic sanctions and the threat of war. You were completely right when you invited all sides, as you put it in your speech in Tehran, to believe in “the power of engagement, the power of diplomacy.”
It is remarkable that you emphasized that your trip and your positions were praised “by both the Iranian people and the Government leadership.” It is remarkable because it creates an opening for the dissidents that their fundamental rights are violated, dissidents whose criticisms and social activism are being interpreted by the Government’s leader as “a threat to the society or the state.”
During your meeting with the Government’s leader you urged “to release opposition leaders, human rights defenders, journalists and social activists to create the conditions for free expression and open debate. It is especially important for the voices of Iran’s people to be heard during next year’s presidential election.” You invited “Iran to strengthen cooperation with the human rights mechanisms of the United Nations, in particular the Special Rapporteur.” You mentioned “The United Nations and the international community are fully behind the people of Iran in your long struggle for democracy and human rights. The first human rights charter was developed by Cyrus 2,500 years ago”
We would like to convey our very special thanks because of your brilliant echo of the voice an overwhelming majority of Iranian people, the voice that we and other Iranian freedom seekers had conveyed in our open letters to you.
It is deeply regrettable that the Iranian government turned down your request to visit Mr. Mir Hossein Mousavi, who has been under house arrest since February 2010, and to meet with former President Mohammad Khatami.
We believe that your first trip to Iran, as the Secretary-General of the United Nations, is highly valuable, in terms of both foreign and domestic issues, that our people are facing with. It has opened new horizons for better understanding, dialogue and cooperation with the international community. We, therefore, urge you to pursue by all means the goals of putting an end to the gross violations of human rights, promoting free and fair elections, stopping economic sanctions, and preventing military attacks on our country, Iran. We believe that the pursuit of such noble goals are supported by the widest range of social groupings in Iran.
We take the opportunity to also express our heartfelt appreciation and admiration for your fair and balanced judgment about the achievements of our nation throughout its history, and in the contemporary time.
Finally, we would like to thank you for your support, message of condolences and very kind words, addressed to the survivors of the recent catastrophic earthquakes in the East Azerbaijan Province, as well as to the entire Iranian nation.



Mohammad Saber Abbasian, Mehrdad Abolghasemi, Asdhar Akbari, Masoud Alizadeh, Mehdi Amini, Vahab Ansari, Shahin Anzali, Sajedeh Arab Sorkhi, Kamran Ashtary, Mir Ardavan Assadi, Azadeh Assadi, Shohreh Asemi, Roshanak Astaraki, Ayandeh Azad, Ali Azadan, Shabnam Azar, Farzaneh Azimi, Yousef Azizi Benitorof, Hamid Beheshti, Minoo Badiee, Parviz Barati, Farzaneh Bazrpour, Abdolali Bazargan, Mehdi Beidaghi, Mohammad Borghei, Arzhang Borhan Azad, Hamidreza Borhani, Sassan Deilamani, Shirin Daghighian, Akbar Doostdaar, Gudarz Eghtedari, Bahram Emami, Nasir Emami, Bita Eslami, Zinat Esmailzadeh, Amir Etedali, Ruzbeh Etedali, Shahram Fadakaar, Pouyan Fakhraei, Reza Faani Yazdi, Ahmad Farhadi, Siamak Farid, Farshid Faryabi, Masoud Fathi, Keyvan Forouzan, Ali Forouzandeh, Ali Fotovvati, Mehdi Fatapour, Reza Ganjareh, Mehdi Gholi Aghdam, Jafar Ghadimkhani, Kobra Ghasemi, Maryam Ghashghavi, Ali Hossein Ghazizadeh, Sanaz Ghazizadeh, Sanam Ghiyaei, Abtin Ghaffari, Ahmad Hadavi, Reza Hadji, Fatemeh Haghighatjoo, Seyed Emad Hashemi, Richard Hollister, Mohsen Heydarian, Kamal Hosseini, Ahmad Hamidzadeh, Ali Honari, Jafar Hosseinzadeh, Hassan Jafari, Atefeh Jafari, Saeid Jafari, Vahid Jafari, Ahmad Jalali Farahani, Farzad Javaheri, Sanam Javouni, Mehdi Jami, Farshid Khatmian, Hassan Kalantari, Sadegh Kaar, Naser Karami, Aziz Karamloo, Babak Karimi, Reza Karimi, Morteza Kazemian, Omid Keshtkaar, Mahmoud Kord, Morteza Kord, Masoud Kord, Hamid Kothari, Mohsen Kadivar, Behrouz Khaligh, Esmaeil Khataei, Ramin Khorsandi, Mostafa Khosravi, Saideh Kordinezhad, Amirhossain Motaqi, Ashraq Mirhashemi, Masoumeh Mahmoudi, Milad Malek, |Arvin Malek, Sahar Mousavi, Ali Mazrooei, Hanif Mazrooei, Mehdi Mohseni, Javad Motevali, Maliheh Mohammadi, Azad Moradiyan, Farid Monemi, Manouchehr Mokhtari, Mohsen Moheymani, Sara Mahrouian, Nooshin Manouchehri, Majid Movahed, Jafar Monazam, Fahime Mellaty, Ebrahim Nabavi, Hojjat Narenji, Davoud Navaeiyah, Linda Newman, Hasan Nayeb Hashem, Ali Nikooee, Mehdi Noorbakhsh, Shahin Noorbakhsh, Farrokh Negahdar, Mehdi Nozar, Ahmad Nejati, Mohammad Sajad Naghavi, Mohammad Orsi, Habib Parzin, Saeid Pourheydar, Omid Pour Mohammad Ali, Dariush Parsa, Bizhan Pirzadeh, Reza Pirzadeh, Vicky Pitchford, Saeid Peyvandi, Mohsen Poorhosseini, Ali Pournaghavi, Catman Purrfect, Bijan Pour Behnam, Alireza Qarabaqi, Mohsen Rahmati, Seyed Akbar Rohani, Mana Rezaeian, Hossein Razaghi, Sohrab Razzaghi, Yasna Rezaeian, Azita Rezvan, Farhad Rouhi, Farhang Rezaei, Hamid Saalek, Mohammad Saaber, Morteza Sadeghi, Bali Sadeghi, Mahmoud Sadri, Mohammad Sahimi, Hossein Samakaar, Ali Samad, َAbbas Salimi, Masoud Shabafrooz, Saeid Shams, Carolyn Sheetz, Atoussa Sadr, Soheila Shafaghi, Ahmad Salamatian, Hamid Shirazi, Siamak Soltani, Dariush Soltani, Sajjad Shahmoradi, Rouhollah Shahsavaar, Hesan Shariati, Ali Shakeri, Hadi Sobhani, Amir Hossein Seraji, Radin Salehi, Majid Tamjidi, Arefe Tajzadeh, Ali Tabatabaei, Jamshid Taheripour, Arefe Tajzadeh, Pourya Taghi Zadeh Abkenari, Hamid Tangestani, Mohsen Talghari Zadeh, Farshad Toomadj, Daniel Thornton, Pourya Taghizadeh-Abkenari, Alireza Vakili, Dariush Vosoughi, Nadji Yaktschali, Ali Yazdani, Ashkan Yazdchi, Hasan Yousefi Ashkevari, Hassan Zahtab, Maliheh Zahtab, Hamid Zanganeh, Hamidreza Zarifinia, Esmaeil Zarghariyan.
Balatarin

جمعی از کنشگران سیاسی و مدنی ایرانی در اعتراض به بانگ شوم جنگ / علیه ایران جنگ مانع آزادی و دموکراسی در ایران است


ملی مذهبی - جمعی از کنشگران سیاسی و مدنی ایران در بیانیه ای که خطاب به افکار عمومی جهانی نوشته شده نسبت به فضای جنگی که علیه ایران ساخته شده روشنگری و اعتراض کرده اند.
در بخشی از این بیانیه آمده است : هرچند به روشنی می گوییم که حکمرانان جمهوری اسلامی و در درجه نخست، شخص آقای خامنه ای را مسئول بروز این خطر بزرگ می دانیم؛ ولی این امر به هیچ روی هیچ جنگی را که از سوی دولتهای بیگانه، خواه اسراییل باشد خواه آمریکا و یا هر نیروی بیگانه ی دیگری که بخواهد بر ضد ملک و ملت ایران به راه بیاندازد، توجیه نمی کند!
متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن  به سایت ملی – مذهبی رسیده ، به شرح زیر است.
مردم جهان
ما بخشی از کنشگران سیاسی و مدنی خواستار حاکمیت جمهور ملت ایران، دل نگران وضعیت پیش آمده برای میهن عزیزمان هستیم. در چنین موقعیتی که ایران در آن قرار گرفته در یک سو رژیم جمهوری اسلامی با کارنامه ای مملو از فساد، جنایت و تعرض به حقوق بنیادین ملت ایران قرار دارد که هرچند روشن شده دیپلماسی هسته ای ماجراجویانه ای که درپیش گرفته و همه ابعاد آنرا از آغاز تاکنون از چشم مردم ایران پنهان نگاه داشته بوده است، جز هزینه های هنگفت اقتصادی، سیاسی و البته اجتماعی برآمده از تحریمهای خرد کننده، برای ایران نتیجه ی دیگری در بر نداشته و به شدت منافع ملی ایران را تضییع کرده است، ولی همچنان و برای تضمین بقای خود بر آن اصرار دارد! و در سوی دیگر ماجرا سیاست مداران و دولتهای جنگ طلب قرار دارند! بنا بر اخبار رسانه ها، دولت اسراییل و در راس آن آقای نتانیاهو مصرانه خواهان جنگ با ایران است! جنگی که مدعیست با کمک یا بی کمک دولت آمریکا برپا خواهد کرد !این دولت و ریاست آن، خواهان افروختن آتش جنگ سهمگینی می باشد که واضعان و مبلغانش، آنرا جنگ پیشگیرانه می نامند!
مردم جهان
هرچند به روشنی می گوییم که حکمرانان جمهوری اسلامی و در درجه نخست، شخص آقای خامنه ای را مسئول بروز این خطر بزرگ می دانیم؛ ولی این امر به هیچ روی هیچ جنگی را که از سوی دولتهای بیگانه، خواه اسراییل باشد خواه آمریکا و یا هر نیروی بیگانه ی دیگری که بخواهد بر ضد ملک و ملت ایران به راه بیاندازد، توجیه نمی کند!
ما هرگونه تهدید به تجاوز و تجاوز نظامی دولتهای بیگانه بر ضد ایران را به شدت محکوم کرده و آشکارا و با صدایی رسا اعلام می کنیم که در صورت حمله نظامی به ایران هیچ توجیهی از بار مسئولیت سنگین آغازگران و پی گیران آن جنگ نمی کاهد و آنان را در جفایی که بر ذات بشریت، به ویژه بر ملت بی دفاع ایران روا داشته می شود، همتراز با جمهوری اسلامی و شریک جرم آن حکومت قرار می دهد!
مردم جهان بدانید که سایه تیره و شوم جنگی که با هیاهوی دهشتناک سیاستمداران خواهان جنگ، در ماههای گذشته بر سر ایران افتاده، فرصت جدیدی برای سرکوب خواسته های به حق ملت ایران را مهیا کرده است! همانگونه که تحریمهای خرد کننده ی زیرساخت های اقتصادی ایران، به شدت هرچه تمامتر مسبب له شدن بیش از پیش اقشار آسیب پذیر طبقه محروم ایران و همچنین منجر به تضعیف بنیه اجتماعی طبقه متوسط ایرانی به ویژه لایه های متوسط شهر نشین به مثابه بخش اصلی حامل و زاینده ی ارزشهای فرهنگی و مدنی شده است؛ که به روشنی نشان می دهد این هیاهوی جنگ طلبانه نیز مانع دیگری بر سر راه ملت ایران در نیل به آزادی و دمکراسی می باشد.
ملتهای جهان، بدانید که ایران آماده داشتن نظامی دمکراتیک است! نظامی که استحقاق آنرا دارد و البته تنها بدست ملت ایران می تواند مستقر شود! ولی اگر استبداد کنونی با خواسته های ایرانیان مخالفت سرکوبگرانه میکند، تهدیدات جنگی و نیز تلاش قدرتهای بیگانه در رسیدن به خواسته های حداکثری خودشان آنهم بی توجه به تلاشها، کنشها و خواسته های ملت ایران، خدمت به استبداد حاکم بوده و زنجیر دیگری بر دستان مردم ایران زده است! پس خطاب به شما ملتهای جهان با صدایی رسا اعلام می داریم که هیچ دولت و سیاستمداری و نیز قدرتهای بین المللی نباید با چنین اعمالی زمینه سرکوب آشکار و پنهان ملت ایران را در کنار سرکوب آشکار حاکمیت کنونی فراهم کند!
ما باور داریم که پیشنیاز اساسی برای نیل به فردایی بهتر برای همه مردم جهان به ویژه مردم منطقه خاورمیانه و در نهایت ملت ایران، خاموش کردن بانگ شوم جنگ خواهی و کوبیدن بر طبل جنگ طلبی است. از همین روی از وجدان بیدار شما ملت های جهان می خواهیم تا حمایت خود را از جنبش دمکراسی خواهی ملت ایران، با اعتراض به دولتها و سیاست مداران خواهان جنگ نشان دهید! و بخواهید تا این بانگ شوم درجا خاموش شود!
۱۸ شهریور ۱۳۹۱ برابر با ۸سپتامبر ۲۰۱۲
خواهشمند است کسانی که می خواهند این بیانیه را امضا کنند، نام و نام خانوادگی خود را به رایانشانی زیر بفرستند:
iranfree12@gmail.com
نخستین فهرست امضا کنندگان بیانیه که به ترتیب حروف الفبا چیده شده است به قرار زیر می باشد:
حامد ابراهیمی نژاد؛ پیتر ابریشمی؛ مازیار آپتین؛ شیما اتفاق؛ ابولفضل اردوخانی؛ شاهرخ احکامی؛ ناهید احکامی؛ داریوش احمدی؛ مهین ارجمند ؛ناصر آریا؛ احمد آزاد؛ آینده آزاد؛ آرش آزرم؛ رحیم آقازاده؛ گودرز اقتداری؛ مریم اکبری؛ سعید آگنجی؛ شری الوندیان؛ سینا امیرطالبیان؛ شاهین انزلی؛ جلال ایجادی؛ عباس ایلالی؛ شهلا بهاردوست؛ رحیم بذرافشان؛ فرزانه بذرپور؛ بهداد بردبار؛ محمد برقعی؛ باقر برنجکوب؛ امیر بهبودی؛ حسن بهگر؛ امین بیات؛ بهروز بیات؛ هوشنگ بیات؛ سینا بیژن؛ میثاق پارسا؛ تورج پارسی؛ احمد پاکزاد؛ جمال پاکنژاد؛ بهرام پرتوی؛ سهیل پرهیزی؛ کتایون پزشکی؛ مهشید پگاهی؛ محمد پورفر؛ امید پورمحمدعلی؛ سهیل پورمحمد؛ حسن پیرحسینی؛ محمد تسلیم؛ منوچهر تقوی بیات؛ مجید تمجیدی؛ امیر توسطی؛ سپیده جدیری؛ محمد حسین جعفری؛ هماد جمشیدی؛ مهدی حاجتی؛ محمد رضا حدادی تهرانیان؛ علی حجت؛ حسن جعفری؛ مصطفی جواهریان؛ اسماعیل ختایی؛ آریا خسروی؛ خسروخسروی؛ اسفندیار خلف؛ شاهین دادخواه؛ فرامرز دادور؛ مهرداد درویش پور؛ هومن دولتی؛ حسن کیان زاد؛ محمود دلخواسته؛ زهره دهقان؛ مریم دهقانپور؛ بهزاد ذوالنور؛ محمد رضا راعی؛ کامران رستمی؛ آرمان رضا خانی؛ درویش رنجبر؛ اکبر روحانی؛ حمید زاهدی؛ ارسلان زیاری؛ لهراسب زینالی؛ ارسلان ساسانی پور؛ شیوا سخن؛ سعیده سهرابی؛ هوشنگ سیاح پور؛ جهانگیر شادانلو؛ سجاد شاهمرادی؛ بیژن سینا؛ حسام شریعتی؛ محمد رضا شکوهی فرد؛ سوسن شهبازی؛ کتایون شیبانی؛ حسن صدارت؛ صوفی صدارت؛ علی صدارت؛ علیرضا صدارت؛ یگانه صدارت؛ سوفیا صدیق پور؛ جمال صفری؛ مهتاب صفویان؛ آ.صمدانی؛ ژوزف ضمیری؛ الهه طلاساز؛ بهروز عادل؛ کیکاووس عباسی؛ مرتضی عبداللهی؛ علی عبدی؛ مسعود علیزاده؛ سودابه غیاثی؛ منوچهر فاضل؛ رضا فانی یزدی؛ شهرام فداکار؛ بهمن فرحبخش؛ علی فرهمند؛ کیوان فروزان؛ آراز فنی؛ داریوش فیروز آبادی؛ فرهنگ قاسمی؛ کامبیز قائم مقام؛ جعفر قدیم خانی؛ اسماعیل قربانی؛ رضا قریشی؛ فرشین کاظمی نیا؛ نادر کاکاوند؛ بهروز کریمی؛ اکبر کریمیان؛ مهدی کشاورز؛ علی کلایی؛ حسین کمالی؛ علی کیا؛ الناز کیان؛ حسن کیان زاد؛ جهانگیر گلزار؛ مهناز گنجعلی؛ منوچهر گنجی؛ حمید مافی؛ بهمن مبشری؛ رضا مبین؛ غلامرضا محبی ؛ مجید محمدی محقق؛ مصطفی مرید؛ مهران مصطفوی؛ محسن مقصودی؛ حسن مکارمی؛ عباس ملکی؛ اسفندیار منفرد زاده؛ ابراهیم مهتری؛ همایون مهمنش؛ هوشنگ مهینی؛ نیما ناصرآبادی؛ شهره ناطقی؛ حسن نایب هاشم؛ محسن نجاد؛ راضیه(پری)نشاط؛ مزدک نصیری؛ آرسن نظریان؛ محمد نواب؛ مهدی نوذر؛ عماد هاشمی؛ رضا هاشمیان؛ مهناز هدایتی؛ علی هنری؛ داریوش وثوقی؛ ژاله وفا؛ اشکان یزدچی؛ حسن یوسفی اشکوری
 Statement by Iranian Political and Civil Activists Addressing World Public Opinion
We, a group of Iranian political and civil activists who strive for the popular sovereignty of our people, are worried about the dreadful situation facing our beloved country.
The government of Islamic Republic – with years of corruption, crimes, and violations against our nation’s most basic rights – continues on an adventurist nuclear policy, which has been kept secret from Iranians while bringing enormous economic, political, and social sufferings for our people, partly due to grinding international sanctions. At the same time, there are war-mongering foreign governments and politicians threatening our nation and our country. According to news reports, Israeli government and political leaders, most prominently Prime Minister Netanyahu, are persistently pursuing a path of war with Iran, with or without the US government’s assistance. They are fanning the fire of a dreadful conflict which they call “preventive war”.
People of the world
Though we do hold the leaders of Islamic Republic of Iran, and primarily Mr. Khamenei, responsible for this tremendous threat facing Iran, this does not justify any war imposed on our people and our country by foreign forces, be it Israel, the United States of America, or any other country. We strongly condemn any threat of war, or any other form of transgression against our country.
We also openly and loudly declare that any such military attack would leave the aggressing government responsible for threatening the security of the world and the defenseless people of Iran in particular, and those attackers would be considered partners in crime with the leaders of Islamic Republic of Iran.
World public opinion should be aware of the fact that the inauspicious and dark shadows cast over Iran in the past few months, caused by frightening tumults of war-mongers, have created new opportunities to suppress the just demands of Iranians. As the sanctions shatter economic infrastructures in Iran and further crushes the most vulnerable classes, it also increasingly weakens the social fabric of the Iranian middle class – that shoulders the main burden of creating and carrying cultural and civil values. The saber-rattling of these war-mongers has erected new obstacles for our nation in their struggle for freedom and democracy.
Nations of the world
Iranians are ready to have the democratic government they do deserve, but it can only be established by the Iranian people themselves. However, while the existing dictatorship violently suppresses the Iranian people’s desires for freedom, foreign military threats and maximalist demands by outside powers also benefit the ruling despots in Iran and add to the predicaments of our countrymen.
We believe that a fundamental precondition for a brighter future for mankind in general, and for citizens of the Middle East and Iran in particular, is to silence this distasteful sound of the drum of war. Thus we call on your enlightened conscience to support the democratic movement of our nation by protesting against war-mongering governments and politicians and demand an end to this sinister clamor of war.
8 September 2012
Balatarin