‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران اشغال شده من. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران اشغال شده من. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه

شانزده سال حبس تعزیری حکم امدادگران کمپ سرند


کلمه - حکم امدادگران کمپ سرند که اوایل شهریور سال جاری توسط پلیس اطلاعات و امنیت و اداره اطلاعات تبریز در روستای زلزله زده سرند بازداشت شده بودند صادر شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، بر اساس اساس حکم صادره در شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاطی حملبر، سیدحسین رونقی ملکی به دو سال حبس تعزیزی، بهروز علویب به دو سال و سه ماه حبس تعزیزی، حمیدرضا مسیبیان به دو سال و شش ماه حبس تعزیزی، واحد خلوصی به دو سال حبس تعزیزی، بهرام شجاعی به دو سال حبس تعزیزی و فرید روحانی، سیدحسن رونقی ملکی، شایان وحدتی، مسعود وفابخش، هومن طاهری، سپهر صاحبان، دانیال حسنی، علی محمدی، مرتضی اسمائیل‌پور، محمد ارجمندی راد، محمداسماییل سلمان‌پور، محمدامین صالحی، محسن صامعی، میلاد پناهی پور و امیر روناسی هر کدام به به شش ماه حبس تعزیزی محکوم شدند.

بر اساس حکم صادره همه امدادگران در اتهام مشارکت در اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور مجرم شناخته و محکوم شدند و برای نوید خانجانی نیز حکمی صادر نشده است.

روز دوشنبه ۲۹ آبان ماه کلمه گزارش داده بود که جلسه محاکمه امدادگرانی که در شهریور ماه سال جاری در کمپ سرند واقع در روستای سرند ورزقان بازداشت شده بودند در شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر برگزار شد.

امدادگران کمپ سرند در دفاعیه خود با رد اتهامات اظهار داشته بودند که تاکنون هیچ مدرکی توسط دادستانی تبریز مبنی بر وجود مواد فاسد آلوده در کمپ ارائه نشده و هیچ گزارشی از طرف شبکه بهداشت استان چنین موردی را تایید نمی کند.
Balatarin

یکشنبه

! انسان یا خرچنگ ! قضاوت با شما


تصویر ۱- استرالیا : 





پُلِ هوائی برای عُبورِ امنِ خرچنگ های مُهاجر..... خرچنگ های قرمز در پارک ملی جزیرهٔ کریسمس در استرالیا زندگی می کنند. در ماه نوامبر هر سال خرچنگ های ماده، یک مُهاجرت جمعی جهت تخم گذاری در سمت دیگر جزیره را آغاز، و در ایام کریسمس پس از تخم گذاری به همراه نوزادان، به محل اولیه زندگی بر می گردند. جهت جلوگیری از انهدام خرچنگ ها در اثر تصادف با اتومبیل ها، مسئولین محیط زیست در مسیر عبور خرچنگ ها پُل های هوائی و تونل های زیر زمینی ساخته اند، تا مُهاجرت میلیونی خرچنگ ها با امنیت صورت گیرد.



تصویر ۲-۳-۴ - ایران 


اهالی روستایی به نام "گاودانه علیرضا" در منطقه‌ای دورافتاده از استان کهگیلویه و بویراحمد، مدت‌هاست مجبورند برای دسترسی به جاده، روستاها و مناطق دیگر و انجام کارهای روزمره، از رودخانه عریضی به نام مارون عبور کنند. در این میان تنها راه ارتباطی آنها با دنیای خارج، وسیله‌ای به نام گرگر (جره) است که با دست حرکت می‌کند. اما نشستن بر روی این وسیله و رفتن تا آن طرف رودخانه، باعث قطع انگشتان دست روستاییان گاودانه شده است.
وسیله‌ی دستی برای عبور روستائیان از روی رودخانه




 پ ن - البته پل عابر پیاده گویا در حال حاضر ساخته شده و مورد بهره برداری قرار گرفته ، اما به راستی پاسخ کودکانی که باید یک عمر  نقصهای جسمانی مواجه باشند چیست ؟ پاسخ روح شکننده و ظریف آنها را که میدهد ؟ پاسخ آنهمه اضطراب و دلشوره در هنگام سوار شدن بر آن ارابه شکنجه ( گرگر (جره) ) که همواره با آن کودکان خواهد بود چیست ؟ 

دختر دانش‌آموزی که انگشت خود را به هنگام عبور از روی رودخانه از دست دادهبه راستی هزینه ساخت این پل و البته مورد اضطراری دیگر که باید در کشور پر درآمد و سرشار از منابع نفتی و گازی ایران ساخته شوند چند درصداز در آمدهای بیشمار کشور ما را تشکیل میدهد !

آیا جان انسانها حتی به اندازه خرچنگ ها نیز ارزش ندارد  ؟






دختر جوان دیگری که دستش ناقص شده 
Balatarin

جمعه

مجمع عمومی سازمان ملل نقض حقوق بشر در ايران محکوم کرد


رادیو فردا - مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز دوشنبه با تصويب قطعنامه ای ضمن «ابراز نگرانی عميق» از تداوم شکنجه و نقض حقوق بشر در ايران،  سرکوب شهروندان توسط جمهوری اسلامی را محکوم کرد.


 اين قطعنامه که با ۸۹ رای موافق، ۳۰ رای مخالف و ۶۴ رای ممتنع تصويب شد، پيشتر در  ۳۰ آبان ماه سال جاری درکميته سوم سازمان ملل متحد تصويب شده بود.

 به گزارش خبرگزاری آلمان، ايران کوشيد تا مانع رای گيری در خصوص اين قطعنامه درصحن مجمع عمومی شود.

اما اين تلاش ايران نتيجه ای در بر نداشت و مجمع عمومی  با ۱۰۰ رای مخالف و  ۳۵ رای موافق به همراه ۴۲ رای ممتنع رای به مطرح شدن این قطعنامه رای داد.

طی سال های اخير مجمع عمومی سازمان ملل نقض حقوق بشر در  ايران را محکوم کرده است، ولی آنچه سال جاری بيشتر جلب نظر کرده است، حمايت تعداد کشورهای بیشتری از قطعنامه محکوميت نقض حقوق بشر درايران است.

در  اين قطعنامه از شلاق و قطع عضو، و اجرای مجازات مرگ برای جرايمی که فاقد تعريف دقيق و صريح مانند محارب، يا جنگ با خدا، هستند، به عنوان نمونه های نقض حقوق بشر در ايران ياد شده است.

اين قطعنامه پيشتر درکميته سوم سازمان ملل متحد در سی ام آبانماه با ۸۶ رای مثبت به تصويب رسيد که ۶ رای بيشتر از سال گذشته بود.۳۲ کشور به اين قطعنامه رای منفی و ۵۹ کشور رای ممتنع دادند. به عنوان بخشی از روال قانونی، اين قطعنامه می بايست در مجمع عمومی سازمان ملل نیز به تصويب می رسید.

هادی قائمی، سخنگوی کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، در خصوص  اهميت تصويب اين قطعنامه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به راديو فردا گفت:«طی ماهها گذشته برای چهارمين بار سازمان ملل متحد نگرانی شديد خود را از نقض حقوق بشر در ايران ابراز می کند. اين نشان می دهد جامعه جهانی به مسئله نقض حقوق بشر در ايران توجه دارد.»

در مهرماه سال جاری نيز بان گی مون، دبير کل سازمان ملل متحد، در گزارشی نسبت به روند فزاينده نقض حقوق بشر از جمله اعدام ها، موارد قطع عضو، بازداشت های خودسرانه، محاکمه های غيرعادلانه، شکنجه و سرکوب فعالان حقوق بشر، وکلا، روزنامه نگاران و فعالان مخالف  به شدت ابراز نگرانی کرده بود.
Balatarin

انصراف اعتراضی محمد سیف زاده وکیل زندانی از عمل جراحی


سحام نیوز: بعلت بدرفتاری مامورین، محمد سیف زاده از عمل جراحی بازماند.

به گزارش کلمه، در پی بی احترامی و بد رفتاری پاسیار شعبه اعزام زندان اوین و دژبان بیمارستان مدرس با محمد سیف زاده و خانواده اش این زندانی سیاسی از ادامه درمان انصراف داده و روز یکشنبه ۲۶ آذرماه ۹۱ به بند ۳۵۰ بازگشت.

در حالی که دادستان تهران اجازه ملاقات با بستگان و حضور همراه در کنار این زندانی سیاسی بیمار را داده بود ولی مامورین و دژبان بیمارستان مدرس در اقدامی غیرقانونی دستور دادستان تهران را نادیده گرفته و با وی و خانواده اش بدرفتاری کرده و مواردی که مقام قضایی مجوز داده بود را رعایت نکردند که همین امر باعث اعتراض سیف زاده شده بود.

این فعال حقوق بشر که چندی پیش به دلیل بیماری همورئید تحت عمل جراحی قرار گرفت قرار بود که صبح روز چهارشنبه ۲۹ آذرماه ۹۱ بار دیگر عمل جراحی شود که روند درمانی متوقف شده و اقدامات پزشکی بر روی وی ناتمام ماند.

سیدمحمد سیف زاده که از سالهای پس از انقلاب اسلامی وکالت بیش از سیصد پرونده حقوق بشری را به عهده داشته است، در آبان ماه سال هشتاد و نه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر ایران به نه سال زندان و ده سال محرومیت از وکالت محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به دو سال کاهش یافت.
Balatarin

محمدتوسلی خطاب به لاریجانی: در جمهوری اسلامی پاداش بیش از ۵۰ سال خدمت صادقانه زندان است؟


سحام نیوز: محمد توسلی از فعالان باسابقه سیاسی و رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران در نامه دوم خود به رییس قوه قضاییه که در پی بازداشت آبان ماه ۱۳۹۰ نوشته است، با ذکر این نکته که در دادنامه صادره، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران خود را براساس ابلاغیه ریاست قوه قضاییه مأذون در دادرسی این پرونده معرفی کرده است، یک نسخه از مجموعه دادنامه، دفاعیه حقوقی وکلا، دفاعیه خود و دو دفاعیه قبلی را به رییس قوه قضاییه ارائه کرد.

آقای توسلی ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۰ بازداشت و مدت شش ماه و نیم را در بند امنیتی ۲۰۹ که توسط وزارت اطلاعات اداره می شود، بسر برد. او سپس در دادگاه بدوی به ۱۱ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد.

عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران پیش از این نیز در نامه ای به صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه در تاریخ ۲۵ تیرماه ۱۳۹۱ به برخی رفتارها توسط ضابطان خاص قوه قضاییه اشاره کرده بود. رونوشت نامه دوم آقای توسلی برای ستاد حقوق بشر قوه قضائیه، دادستان تهران و کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی نیز فرستاده شده است.

متن نامه آقای توسلی به رییس قوه قضاییه که در تاریخ ۲۲ آبان ماه ۱۳۹۱ ارسال شده و نسخه ای از آن در اختیار سحام قرار گرفته، به شرح زیر است:

بسمه تعالی

آیت‌الله صادق آملی لاریجانی

رئیس محترم قوه قضاییه

با سلام و احترام،

پیرو نامه مورخ ۲۵/۴/۹۱، که درباره جریان بازداشت ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۰ اینجانب در ارتباط با نامه معروف به ۱۴۳ امضایی به جناب آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین کشور و رفتار خلاف قانون ضابطین خاص قوه قضاییه برای بررسی و رسیدگی جنابعالی تقدیم شد، ضرورتاً موارد زیر را به استحضار می‌رساند :‌

۱- قاضی محترم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، بدون توجه به موارد نقض آشکار قانون و اخلاق که در مدت ۵/۶ ماه بازداشت اینجانب در سلول‌های بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات، مذکور در نامه فوق‌الذکر، صورت گرفت،‌ براساس پرونده و گزارش‌های عموماً کذب و خلاف واقع،که از سوی کارشناس پرونده اینجانب تنظیم شده است، اینجانب را به ۱۱ سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرده است.

۲- صدور این دادنامه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران ظاهراً نشان از آن دارد که در جمهوری اسلامی ایران پاداش بیش از ۵۰ سال خدمت صادقانه مدیریتی و مهندسی در کشور و پیامد ایفای فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر و اظهار نظر مشفقانه و خیرخواهانه برای پاسداری از اصول و آرمان‌های اصیل انقلاب و جلوگیری از نقض آشکار قانون و اخلاق، زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی است!!

ضابطین خاص قوه قضاییه در وزارت اطلاعات تصریح کرده‌اند که اعضای نهضت آزادی ایران حتی به نام خودشان حق اظهار نظر (بخوانید حق حیات) ندارند، آنان عملاً‌ با اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر (گردش آزاد اطلاعات در جامعه) به مقابله برخاسته‌اند که پیامد طبیعی آن مصداق کلام مولای متقیان، علی (ع) ، در آخرین وصایای آن امام بزرگوار به فرزندانش است که فرمود : و لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم اشرارکم” (۱) آیا هدف اصلی صدور این دادنامه و رأی ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی تحقق همین برنامه نیست؟!

۳- نظر به اینکه در دادنامه صادره، قاضی محترم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران خود را براساس ابلاغیه ریاست محترم قوه قضاییه مأذون در دادرسی این پرونده معرفی کرده است، به پیوست یک نسخه از مجموعه دادنامه، دفاعیه حقوقی وکلا، دفاعیه اینجانب و دو دفاعیه قبلی را در ۶ بخش و ۱۸۶ صفحه تقدیم می‌کنم تا با توجه به مسئولیتی که جنابعالی، به موجب مفاد قانون اساسی، “برحسن اجرای قوانین و جلوگیری از تضییع حقوق فردی و اجتماعی آحاد شهروندان” بر عهده دارید، دستور مقتضی برای رسیدگی به این دادنامه و اقدام شایسته صادر فرمایید.

با تشکر قبلی

محمد توسلی

 _ _

۱) (هرگز) فریضه امر به معروف و نهی از منکر را (در جامعه) رها نکنید، زیرا در این صورت بد کرداران (ناپاکان) بر شما حکومت خواهند کرد. (نهج‌البلاغه نامه ۴۷)

رونوشت :‌

- ستاد حقوق بشر قوه قضائیه، برای اطلاع.
- دادستان محترم تهران، جناب آقای جعفری دولت‌آبادی، برای اطلاع.
- کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی، برای اطلاع.
Balatarin

پنجشنبه

تلاش برای اعتراف‌گیری از زندانیان بهایی


روز آنلاین - بنابر گزارش‌های حقوق بشری و آنطور که فعالان جامعه بهاییان ایران به روز گفته‌اند در هفته‌های اخیر نیروهای امنیتی استان سمنان در تلاش برای تهیه فیلم مستندی از زندانیان جامعه بهایی بوده‌اند که پس از خودداری آنها از تن دادن به مصاحبه تلویزیونی، گروه فیلمبرداری موجود در محل سالن ملاقات اقدام به فیلمبرداری و گفتگو با خانواده زندانیان بهایی کرده است.

شایان وحدتی، شهروند بهایی ساکن اصفهان و از فعالان حق تحصیل، در این‌ باره به روز می‌گوید: "اخیرا چهار تن از این افراد از سوی وزارت اطلاعات برای انجام مصاحبه تلویزیونی بیش از ۴ ساعت تحت فشار قرار گرفتند و در مقابل این خواسته مقاومت کرده‌اند."

به گفته او مسئولان زندان، افشین ایقانی، سیامک ایقانی، بهفر خانجانی و عرفان احسانی را از "زندانی‌های دیگر جدا کرده و به بخش نمازخانه زندان منتقل کرده‌اند". این افراد آنطور که آقای وحدتی می‌گوید از بیماری‌های جسمی و قلبی رنج می‌برند و بعد از فشار گروه فیلمبرداری برای مصاحبه تلویزیونی به بهداری زندان منتقل شده‌اند.

در همین رابطه، کمیته گزارشگران حقوق بشر در گزارشی مفصل نوشته است که نیروهای امنیتی در پوشش فیلم‌بردار و مستندساز در هواخوری زندان سمنان حاضر شده و در حالی که ادعا می‌کردند از سوی شبکه خبری "پرس تی وی" به آنجا آمده‌اند در تلاش برای گفتگو و فیلمبرداری از زندانیان بهایی بوده‌اند.

بر اساس این گزارش اما زندانیان از انجام مصاحبه خودداری کرده‌اند؛ عصر‌‌ همان روز کلیه زندانیان سیاسی را مجدداً به هواخوری منتقل کرده و این بار تلاش کردند تا به صورت تک به تک با آن‌ها به گفتگو بپردازند که باز هم زندانیان بهایی، تن به این مصاحبه‌ها نداده‌اند.

وبسایت گزارشگران حقوق بشر همچنین نوشته است گروه فیلمبرداری موجود سپس به محل سالن ملاقات رفته و اقدام به فیلمبرداری و گفتگو با خانواده زندانیان بهایی کرده است.

این گزارش، این را هم افزوده که فیلمبرداران وابسته به نهاد‌های امنیتی در طی روزهای اخیر به محل مغازه‌ها و کارخانه‌های پلمپ شدهٔ شهروندان بهایی در سمنان مراجعه کرده و با اطلاع قبلی صاحبان‎شان، اقدام به فیلم برداری و گفتگو با صاحبان‌شان کرده‌اند و طی این گفتگو‌ها نیز ادعا کرده‌اند که از سوی وزارت کشور برای بررسی مشکل آن‌ها مراجعه کرده‌اند.



بستن وام‌های بانکی، پلمپ مغازه‌ها

در ماه‌های گذشته شهروندان و زندانیان جامعه بهایی شهرستان سمنان به شکل کم سابقه‌ای تحت فشار نیروهای امنیتی قرار گرفته‌اند. این فشار‌ها بر اساس گزارش‌های حقوق بشری شامل بازداشت‌های متعدد، صدور احکام قضایی، فشار مضاعف بر زندانیان و سلب حقوق شهروندی بهائیان سمنان بوده است.

فضای زندان سمنان، به گفته شایان وحدتی، فعال بهایی ساکن ایران بسیار محدود است. او می‌گوید: "محیطی ۷۰ متری با سقف کوتاه با افراد زیاد و یک هواخوری کوچک. زندانی‌ها تختخواب ندارند و روی زمین می‌خوابند. در کل سالن ۳ عدد سرویس بهداشتی موجود است و به علت ازدیاد افراد، انواع بیماری‌های ویروسی و عفونی قابل انتقال است."

به گفته او حمام برای تقریبا ۵۵ نفر زندانی ۱ عدد موجود است و این ۱ حمام نیز از ساعت ۷ شب به بعد قابل استفاده است یکی به علت سرد بودن آب و دیگری اینکه تا قبل از این ساعت طرف آقایان استفاده می‌شود. سهمیه مواد شوینده نیز به زندانی‌ها تحویل داده نمی‌شود.

در رابطه با زندان سمنان هفته گذشته "دویچه وله" به نقل از جامعهٔ بهائیان آلمان از وضعیت وخیم دو شهروند زن بهائی و کودکان شیرخوار آن‌ها در این زندان خبر داده و هشدار داده بود که کودکان نیازمند مراقبت پزشکی هستند.

هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران هم در این باره نوشت: "خانم ترانه ترابی (احسانی) ۳۰ ماه محکومیت دارد که به همراه پسرش بارمان احسانی که فقط ۵ ماه سن دارد در حال گذراندن دوران محکومیت خود می‌باشد و فرزندش نیز با او در زندان است". بر اساس این گزارش نیز، در حال حاضر بچه ۵ ماهه بسیار ضعیف و نیازمند رسیدگی زیاد است.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی دستگاه قضایی در ۱۳ آذرماه به بازداشت بهائیان سمنان این‌گونه واکنش نشان داده بود: "صرف بهائی بودن دلیل دستگیری کسی نیست."

وی در پاسخ به سئوالی درباره دستگیری عده‌ای از بهائیان سمنان گفته بود: "هیچ فردی صرف داشتن عقیده و یا نظری بازداشت نمی‌شود، چرا که در این صورت بسیاری از بهائیان نیز باید مورد بازداشت قرار می‌گرفتند."

شایان وحدتی اما می‌گوید: "به طور کلی در سمنان مسؤولین در تلاش هستند ثابت کنند که بهائیان به دلیل عقیده ودیانت در زندان نیستند بلکه به دلیل جرم‌های انجام شده در حبس هستند. در صورتی که بهاییان فقط و فقط به دلیل عقیده و پایبندی به اعتقاداتشان در حبس هستند."

او به جلسات منظمی در محل دادگستری این شهرستان اشاره می‌کند که با حضور مقامات قضائی، امنیتی و دینی برای ایجاد و تشدید فشار بر شهروندان بهائی سمنان برگزار می‌شوند.

بنا بر اعلام کمیته گزارشگران حقوق بشر "اوج گرفتن این فشار‌ها در سالهای اخیر مستقیماً با هدایت شورای تامین استان سمنان انجام شده که در حال حاضر متشکل از آقای رهی استاندار سمنان، فرماندار این شهرستان، آقای شاهچراغی امام جمعه سمنان، آقای سیاوش‌پور رئیس کل دادگستری، آقای حیدراسیابی دادستان کل و سرهنگ سلیمانی فرمانده نیروی انتظامی استان بوده و به شکل منظم در محل دادگستری این شهرستان جلساتی را برگزار می‌کنند."

این گزارش از "بستن وام‌های بانکی، پلمپ مغازه‌ها و کارگاه‌ها، باطل نمودن جواز کسب و رانندگی، به آتش کشیدن منازل و مغازه‌های بهائیان در سال ۱۳۸۸" به عنوان بارز‌ترین موارد نقض حقوق شهروندی بهاییان ساکن سمنان یاد کرده است.



۱۰۰ زندانی بهایی

بر اساس آمار‌ برخی از سازمان‌های حقوق بشری در حال حاضر حدود ۳۰۰ هزار بهایی در ایران زندگی می‌کنند که از میان آن‌ها دست‌کم ۱۰۰ نفر در زندان‌ به سر می‌برند. بهاییت در قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان اقلیت مذهبی به رسمیت شناخته نشده‌ و پیروان آن در طول ۳۰ سال اخیر مورد تبعیض‌های سیاسی، ‌اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گوناگون بوده‌اند. گفته می‌شود از آغاز انقلاب اسلامی تا کنون دست کم ۲۰۰ نفر از بهاییان اعدام شده‌اند.

مطابق اصل ١٣ قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی جزو ادیان رسمی کشور محسوب می‌شوند.

نقض حقوق اقلیت‌های دینی به ویژه جامعه بهاییان ایران بار‌ها از سوی نهادهای جهانی مدافع حقوق بشر و کشورهای غربی محکوم شده است.

در تازه‌ترین مورد، ماه گذشته وزارت‌خارجه آلمان با انتشار اطلاعیه‌ای رفتار حکومت جمهوری اسلامی را با بهائیان محکوم کرد. در این اطلاعیه تصریح شده که علیرغم همه اعتراض‌ها و تقاضاهای بین‌المللی، فشار بر بهائیان ایران همواره بیشتر می‌شود.
Balatarin

نامه شیرین عبادی به احمد شهید درباره مرگ خاموش کارگران در ایران


ebadi15.jpgکانون مدافعان حقوق بشر -شیرین عبادی، مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل در سال 2003 در نامه ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در مورد ایران توضیحاتی را در خصوص وضعیت کارگران در ایران به او ارائه کرد. به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، خانم عبادی در نامه خود به آقای شهید از این مقام سازمان ملل خواسته است تا کارگران ایران را در وصول به درخواست‌های قانونی و بر‌ حق خود، یاری کند. رونوشت نامه خانم عبادی به آقای شهید به دفتر سازمان بین المللی کار، دفتر خانم پیلای- کمیساریای عالی‌ حقوق بشر-، دفتر آقای بان کی‌ مون- دبیر کل سازمان ملل متحد- و گزارش گر‌ ویژه آزادی تشکل ها و اجتماع ها نیز ارسال شده است. متن نامه شیرین عبادی به احمد شهید که در تاریخ 29 آذر ماه 1391 برابر با 19 دسامبر 2012 ارسال شده، به شرح زیر است: 

جناب آقای احمد شهید 

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در مورد ایران 

پیرو گزارشات قبلی‌ توجه جنابعالی را به وضعیت اسفناک کارگران در ایران جلب می کنم. 
به گزارش رسمی‌ اداره پزشکی قانونی ایران،‌ روزانه پنج کارگر در سراسر ایران بر اثر حوادث ناشی‌ از کار جان خود را از دست می‌‌دهند. علت این امر را می‌‌توان فقدان امکانات و وسایل ایمنی‌، نبود برنامه‌های آموزشی لازم و ساعات کار طولانی که منجر به پایین آمدن تمرکز کارگران می شود، ذکر کرد.
نکته حائز اهمیت آن است که با تعطیلی اکثر کارگاه ها و کارخانجات بخش خصوصی، در حال حاضر بیش از 70 درصد از کارگران در استخدام کارخانجات و کارگاه‌های متعلق به دولت هستند که به این ترتیب جلوگیری از حوادث فوق به آسانی برای مسئولان حکومتی امکان پذیر است. اما متاسفانه نه تنها اقدامی در این جهت صورت نمی‌‌گیرد بلکه دولت با ایجاد محدودیت برای فعالیت تشکل‌های مستقل کارگری و دستگیری و زندانی کردن فعالان کارگری، سعی‌ در خاموش کردن صدای اعتراضات کارگران دارد؛ تا حدی که هم اکنون ده ها نفر به همین دلیل در زندان بسر می‌‌برند که از آن جمله می‌‌توان به آقای رضا شهابی، عضو هیئت مدیره سندیکای اتوبوسرانی تهران و حومه اشار کرد که به علت اعتراضات کارگری و فعالیت سندیکایی به شش سال حبس محکوم شد که هم اکنون در زندان بسر می‌‌برد. او در زندان بیمار و نیازمند درمان است اما به وی اجازه درمان داده نشده و از تاریخ ۲۵ آذر ماه در اعتصاب غذا بسر می‌‌برد که این امر سلامت وی را بیش از پیش به مخاطره خواهد انداخت.
اخیرا نیز طوماری به امضای ۳۰ هزار کارگر در سراسر ایران رسیده است که طی‌ آن ضمن شرح مشکلات معیشتی کارگران، به عدم امنیت شغلی‌، سطح نازل دستمزدها، ایجاد تغییرات ضد کارگری در قوانین کار و تامین اجتماعی اعتراض شده است. نمایندگان کارگران با تقدیم این طومار به مجلس شورای اسلامی، خواهان استیضاح وزیر کار هستند. 
جناب آقای احمد شهید
بر‌ اساس گزارش های رسمی‌ کارشناسان، درصد بیکاری در ایران نزدیک به ۳۰ درصد است و طبق نظر نماینده کارگران، حداقل دستمزد فقط کفاف مخارج ۱۸ روز را می دهد ، به عبارت دیگر یک کارگر باید ۱۲ روز از ماه را گرسنه بماند. در گزارش‌های دیگری که منتشر شده است بیش از ۷۰ درصد از کارگران ایران زیر خط فقر هستند و این در شرایطی است که ایران کشور ثروتمندی است اما فساد اداری، سوء مدیریت و هزینه‌های نظامی مرگ خاموش کارگران را تدارک می‌بیند. 
مهم‌ترین گام برای خروج از چنین شرایطی، آزادی فوری و بدون قید و شرط کارگران زندانی و ایجاد فضای باز برای فعالیت کنش گران مستقل کارگری و به رسمیت شناختن تشکل های مستقل کارگری است که بارها مورد درخواست قرار گرفته است اما هر بار مسئولان با بی‌ اعتنایی از کنار آن رد شده اند.
مستدعی است با شنیدن صدای اعتراضات کارگران به هر شیوه ممکن، خواست های آنان را منعکس فرموده و آنها را در وصول به درخواست‌های قانونی و بر‌ حق خود، یاری فرمایید.
با احترام 
شیرین عبادی 

برنده جایزه صلح نوبل در سال 2003 
19 دسامبر 2012 
رونوشت: 
دفتر سازمان بین المللی کار 
دفتر خانم پیلای، کمیساریای عالی‌ حقوق بشر
دفتر آقای بان کی‌ مون، دبیر کل سازمان ملل متحد 
گزارش گر‌ ویژه آزادی تشکل ها و اجتماع ها
Balatarin

این طوری توی آتش سوختیم!


• یادگار مصطفی نژاد، دانش آموز ده ساله مدرسه انقلاب اسلامی شین آباد پیرانشهر، جزئیات انفجار بخاری و آتش سوزی در کلاس درس را تشریح کرده است ...

اخبار روز: در روز ۱۵ آذرماه امسال ۲۹ دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی مدرسه انقلاب اسلامی شین آباد پیرانشهر بر اثر آتش سوزی کلاس دچار سوختگی شدند که با گذشت ۱۴ روز هنوز تعدادی از این دانش آموزان در بیمارستان های ارومیه و تبریز بستری هستند. یادگار مصطفی نژاد، دانش آموز ده ساله مدرسه انقلاب اسلامی شین آباد پیرانشهر که در حادثه آتش سوزی مدرسه خود از ناحیه دست و صورت دچار سوختگی شده بود، جزئیاتی از این حادثه ی تلخ را که به مرگ «سیران یگانه» انجامید، در گفتگو با «کرد پرس» تشریح کرده است.

یادگار می گوید: همانند روزهای قبل بخاری کلاس توسط سرایدار مدرسه روشن شد اما ایکاش هرگز روشن نمی شد، در این میان خانم معلم نیز به کلاس درس آمد، ولی بعداز چند دقیقه بر اثر شدت نشت نفت از مخزن کوره، بخاری بحدی گرم شد که ترس و دلهره ما و خانم معلم را فرا گرفت. در این میان خانم معلم به سراغ کپسول اطفاء حریق رفت تا در صورت بروز آتش آن را خاموش کند که در این اثنا آقا معلم کلاس سوم نیز متوجه این قضیه شد و با کمک سرایدار خواستند بخاری را از کلاس بیرون ببرند ولی چون خیلی داغ شده بود معلم کلاس سوم از "سنور" یکی از همکلاسی هایم خواستند تا به دفتر مدرسه برود و زود یک پارچه خیس شده بیاورد تا بوسیله آن بخاری را از کلاس بیرون ببرند. چون بخاری بحدی گرم شده بود که متاسفانه آتش گرفت و با آتش گرفتن آن معلم کلاس سوم و سرایدار مدرسه نیز مجبور شدند آن را با دست بردارند، ولی متاسفانه جلوی در کلاس، بخاری از دستشان رها شد و مخزن نفت آن منفجر شد.

یگانه می گوید: ما دانش آموزان در کلاس مانده بودیم، چون خانم معلم گفت بچه ها نترسید هیچی نیست، الان آتش را مهار می کنیم و شلوغی نکنید. ما هم به حرف خانم معلم گوش کردیم در کلاس ماندیم.

یگانه می گوید: با دیدن آتش و شعله های آن همه جیغ زدیم و ترسیدیم می خواستیم از در کلاس فرار کنیم، متاسفانه آتش جلوی در را گرفته بود و تعدادی از همکلاسی هایم به بالای نیمکت ها رفته بودند و من و چند نفر دیگر نیز در زیر نیمکت ها مخفی شده بودیم. در این میان آقامعلم دو سه نفر از دوستانم را هر طوری بود به بیرون برد ولی انها هم کمی دچار سوختگی شدند.
آنچه از این لحظات سخت به یاد دارم این بود که گرما و دود و آتش در این چهار دیواری بشدت ما را محاصره کرده بود و همه ما در این وضعیت زندانی شده بودیم و در این حالت فقط گریه می کردیم و درخواست کمک می کردیم.
چند نفر از همکلاسی هایم روی نیمکت ها رفته بودند و با دستان خود به شیشه های پنجره می کوبیدند و از بیرون طلب کمک می کردند و حتی با ضربه دست شیشه ها را می شکستند ولی چون پنجره کلاسمان نرده های زیادی داشت هیچ کس نمی توانست از لابلای نرده ها به بیرون برود.
حرارت آتش بحدی زیاد بود که تمام اعضای بدنمان دچار سوختگی شده بود. احساس می کردم که در داخل کوره اتش سوزی هستم.
یگانه به یاد می آورد: در این لحظات که معلمان و رهگذران شین آباد از حادثه باخبر شده بودند به کمک ما آمدند، ولی چون بخاری آتش گرفته جلوی باز شدن در کلاس را گرفته بود نتواستند به داخل کلاس بیایند؛ به همین خاطر بسراغ پنجره رفتند و چون دسترسی افرادی که در حیاط مدرسه بودند و میخواستند به ما کمک کنند با وجود نرده ها بسیار مشکل بود اقدام به بیرون آوردن چهار چوب آهنی پنجره نمودند که بعداً متوجه شدیم که این کار را با کمک یک دستگاه ماشین انجام داده بودند.
با بیرون آرودن پنجره کلاس چند نفر فوراً به داخل کلاس آمدند و یک یک بچه را از این طریق به بیرون بردند و سپس در را باز کردند و بخاری را به بیرون بردند که با این اقدام دود و هوای داخل کلاس بیرون رفت، و من به همراه یک نفر دیگر از همکلاسی هایم بنام "مروارید حمزه" از زیر نیکمت ها بیرون آمدیم و از فرصت استفاده کرده و از درب کلاس به بیرون فرار کردیم. 

یادگار با یاد آوردن نام «سیران» اشک به چشم می آورد و در مورد او می گوید: "سیران" دختر شلوغ و کنجکاوی بود، در درسهایش متوسط بود او دو نیمکت از من جلوتر می نشست و بیشتر با "آمینه راک" دوست بود او با من نیز دوست بود، ما همیشه خوراکی های خودمان را باهم تقسیم می کردیم.

یادگار می گوید: زمانی که بخاری منفجر شد و آتش گرفت و جلوی در کلاس با آتش بسته شد "سیران " را دیدم که لباسهایش دچار سوختگی شده بود و با هر دو دست سعی می کرد آن را خاموش کند و با همان شلوغی و کنجکاوی خود در میان دود و آتش بطرف در کلاس رفت و خواست از در کلاس به بیرون برود، من کاملاً متوجه شدم که در مسیر خود از ناحیه صورت با لوله داغ بخاری برخورد کرد و به زمین افتاد و برای مدتی در میان آتش بی حرکت شد بعداز چند لحظه دوباره بلند شد و با هر دو دستش سعی میکرد آتش را از خود دور کند تا اینکه مردم رسیدند و پنجره را بیرون درآوردند و دانش اموزان را نجات دادند بعداز این صحنه دیگر "سیران" را ندیدم.
یادگار می گوید حالا بزرگترین آرزویش این است که پزشک شود و بتواند همکلاسی های خود را دچار سوختگی شده اند، درمان کند!
Balatarin

وضعیت نگران کننده محمد بنازاده امیرخیزی در زندان


هرانا - محمد بنازاده امیرخیزی زندانی سیاسی و از بازاریان سر‌شناس تهران در وضعیت جسمی نگران کننده‌ای در زندان رجایی شهر کرج بسر می‌برد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد بنازاده که مبتلا به بیماری پروستات می‌باشد و بتازگی با مشکلات عصبی از نوع افسردگی شدید، اختلال خواب و فراموشی مبتلا شده و مسئولین زندان هیچ‌گونه اقدامی در جهت درمان وی انجام نمی‌دهند.

وی که بدلیل بیماری پروستات خود نیز باید هر از چند گاهی تحت سونوگرافی قرار گیرد بدلیل مشکلاتی که مسئولین زندان بر سر اعزام زندانیان سیاسی به بیمارستانی خارج از زندان ایجاد کرده‌اند پس از مدت‌ها انتظار در تاریخ سه‌شنبه ۲۳ آبان ماه با رفتاری توهین آمیز و زننده به بیمارستان اعزام شد.

لازم به یاد آوری است که آقای محمد بنازاده امیرخیزی ۶۳ ساله در ۹ آذرماه سال ۸۸ با یورش مامورین وزارت اطلاعات به محل کارش دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین و سپس زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

گفتنی است که خواهر این زندانی سیاسی، بنام کبری بنازاده امیرخیزی که حدود ۶۰ سال سن دارد از ناحیه زانو، کمر و چشم ابراز ناراحتی می‌کند و مسئولین زندان از اقدامات درمانی شایسته تا کنون سرباز زده‌اند.

بررسی موارد حقوقی نقض شده در این گزارش:

•    بخش دوم ماده ۲۲ کنوانسیون حقوق زندانیان: زندانیان بیماری که نیاز به معالجات ویژه و تخصصی دارند باید به موسسات تخصصی یا بیمارستان های غیرنظامی در خارج زندان منتقل شوند. بیمارستان مورد اشاره باید تجهیزات لازم، تخت کافی، لوازم دارویی مناسب و پزشک متخصص و آموزش دیده برای مراقبت های پزشکی و درمانی از زندانی بیمار را داشته باشد. 
•    ماده ۲۴ کنوانسیون حقوق زندانیان: پزشک زندان موظف است همه گونه آزمایش پزشکی را به محض ورود هر زندانی به زندان و همینطور در صورت لزوم به عمل آورد. بنابراین چنانچه زندانی مبتلا به بیماری جسمی یا روانی باشد، در اسرع وقت باید کشف شود و اقدامات لازم نظیر جداسازی زندانیان مشکوک به بیماریهای عفونی یا مسری و باقی اقدامات درمانی و پزشکی در مورد آنها به انجام برسد. در مورد زندانیانی که مبتلا به نقص فیزیکی (جسمی) یا روانی هستند خدمات توانبخشی باید ارائه شود. پزشک زندان همچنین موظف است میزان ظرفیت فیزیکی هر زندانی را برای کار و فعالیتهای جسمانی تعیین کند. 
•    ماده ۲۵ کنوانسیون حقوق زندانیان: پزشک زندان موظف است مراقبت سلامت جسمی و روانی زندانیان باشد و باید بصورت روزانه و با دقت تمام زندانیان بیمار را ویزیت کند، اعم از همه کسانی که از بیماری شکایت دارند و یا حتی زندانیانی که تصور می شود تمارض می کنند. 
•    ماده ۱۰۲ آئین‎نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور: بهداری موسسه یا زندان مکلف است دست کم ماهی یکبار نسبت به‌تست پزشکی کلیه محکومان اقدام نماید. 
•    ماده ۱۰۳ آئین‎نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور: در موارد ضروری خروج محکوم از زندان برای معالجه بایستی با تایید بهداری زندان و اجازه رییس موسسه یا زندان و موافقت قاضی ناظر باشد. در موارد فوری محکومی بیمار به دستور پزشک یا بهداری زندان و اجازه رییس موسسه یا زندان یا جانشین او به بیمارستان اعزام می‌گردد و مراتب باید در اسرع وقت به صورت کتبی به قاضی ناظر گزارش شود. 
•    ماده ۱۱۲ آئین‎نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور: هرگاه محکومی تازه وارد نسخه یا داروئی همراه داشته باشد اخذ و در اختیار بهداری زندان قرار می‌گیرد تا به تجویز پزشک به او داده شود و هرگاه دارو جنبه حیاتی برای وی دارد بایستی فوراً پس از معاینه و تجویز پزشک در اختیار وی قرار گیرد. 
•    ماده ۱۱۳ آئین‎نامه اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور: زندانیان به محض احساس کسالت جریان را به مسئول امور نگهبانی زندان اطلاع داده و با اخذ معرفی‌نامه به بهداری موسسه یا زندان اعزام و دارو و دستورهای لازم پزشکی را دریافت می‌دارد.
Balatarin

انتقال بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری به سلول انفرادی


 هرانا - بهنام (اسعد) ابراهیم‌زاده فعال کارگری در بند ۳۵۰ زندان اوین به سلول انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری در بند ۳۵۰ اوین روز سه‌شنبه ۲۸ آذرماه به سلولهای انفرادی بند ۲۴۰ اوین منتقل شد.

گفتنی است، دلیل انتقال این فعال کارگری به سلول انفرادی هنوز مشخص نشده است.

بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری و عضو "کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری" و فعال حقوق کودک و عضو "جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان" در طی مدت زندان خود از درد مزمن گوش و کلیه‌های خود شکایت می‌کرد و علی رغم اینکه پزشک معالج زندان دستور اعزام و معاینه وی در یکی از بیمارستانهای خارج از زندان را داده بود، او همیشه از این امکان پزشکی محروم بوده است.

بهنام ابراهیم‌زاده در تاریخ ۲۲ خرداد ۸۹ توسط ماموران امنیتی دستگیر شد و در دادگاه انقلاب ابتدا به ۲۰ سال زندان محکوم و حکم وی در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.

بررسی موارد حقوقی نقض شده در این گزارش:

•    ماده ۳۱ کنوانسیون حقوق زندانیان: تنبیه و شکنجه بدنی، قرار دادن زندانی در سلول تاریک و یا هرگونه مجازات بیرحمانه، غیرانسانی و اهانت آمیز تحت هر شرایطی ممنوع است و باید به طور کامل از لیست مجازات و تنبیه برای جرائم انضباطی خارج شود. 
•    بند ۱ ماده ۱۰ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: در باره کلیه افرادی که از آزادی خود محروم شده‌اند باید با انسانیت و احترام به حیثیت ذاتی شخص انسان رفتار کرد. 
•    ماده ۷ قطعنامه اصول اساسی رفتار با زندانیان: تلاش‌ها در جهت حذف حبس انفرادی به عنوان مجازات، یا در جهت محدود کردن استفاده از آن، باید انجام و تشویق شود.
Balatarin