‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه

مادر میثم حسینی: این بود ایران اسلامی که برایش کشته دادیم؟


zendan5
ملی مذهبی - محمدرضا (میثم) حسینی، سرباز بیست و دو ساله ای است که نزدیک به دو ماه پیش از زندان اوین به زندان بندرعباس تبعید شد. این زندانی سیاسی در حالی که در پادگان ارومیه در حال گذراندن ماههای پایانی خدمت سربازی بود ماموران امنیتی به منزلش در تهران یورش برده و او را بازداشت کردند. و پس از مدتی در دادگاه به اتهام خبررسانی به دو سال حبس تعزیری محکوم شد.
مادر میثم حسینی به سایت ملی‑مذهبی می گوید: “از چند هفته پیش که میثم را به زندان بندرعباس تبعید کردند دیگر او را ندیدم. بخاطر مسافت طولانی راه و مریضی که دارم نمی توانم به بندرعباس بروم. در آن شهر هم کسی را نمی شناسم کجا بروم؟ هر چند حبس او ناعادلانه است اما حاضر بودم در همین اوین باشد تا حداقل بتوانم هر هفته او را ببینم. اما الان من هم در خانه حبس شده ام و فقط ساعت را نگاه می کنم و دقایق را می شمارم تا این تلفن زنگ بخورد و صدای بچه ام را بشنوم. من می دانم که در چه p شرایطی آنجا نگهداری می شود اما وقتی زنگ می زند نگران من هست و می گوید مبادا گریه کنی و چشمهایت را از دست بدی. میثم می داند در سر من لخته خون است و فشار عصبی برایم خطرناک است. به دکتر هم گفتم نامه بنویسد دکتر گفت اینها به حرف فلک گوش نمی دهند به نامه من دکتر توجه می کنند؟”
وی با گلایه از عملکرد مسئولین می افزاید: “آیا ما که این همه برای انقلاب زحمت کشیدیم و مردم جوانهایشان را برای این انقلاب دادند که آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی در ایران برقرار شود الان در کجا هستیم؟ به کدامیک از اینها عمل می شود، آزادی یا اسلام؟ آنهایی که مدعی مسلمانی هستند و دولا می شوند نماز می خوانند اینگونه باید رفتار کنند؟  آیا حق من ایرانی مسلمان این است که اینطور با من رفتار و توهین کنند؟ این بود ایران اسلامی که سی و چند سال پیش بخاطرش تظاهرات کردیم و کشته دادیم؟”
میثم حسینی پس از انتقال به زندان بندرعباس در بین زندانیان عادی با بیماری های مسری نگهداری می شود. بنا بر گزارش ها این زندانی گمنام پس از بازداشت مورد اذیت و فشار شدید قرار داشته است.
مادر این زندانی سیاسی خاطرنشان می کند: “بخدا قسم از هili یچکدام اینها نمی گذرم. من از آقای پیرعباسی خواهش کردم که به حرفهای من گوش بدهد تا از بچه ام دفاع کنم. به هر مقام قضایی مراجعه می کنم جوابی به من نمی دهند. من نامه می برم به من می گویند اینجا دادگاه است. من هر چند سواد ندارم اما معنای دادگاه را می دانم، چطور می شود که بعنوان پدر و مادر نمی توانیم در دادگاه حضور پیدا کنیم. میثم من سرباز این مملکت بود کنج سلول جای او هست؟ اصلا فکر نمی کردیم او را تا الان در زندان نگه دارند. به ما می گفتند این یکی و دو ماه از زندان بیرون می آید. اما از او می خواستند  که اعتراف دروغین کند و میثم حاضر به اینکار نشد و او را نگه داشتند. باز از مقامات ممنون هستم که بچه ام زنده است و آدم کشی نکردند.”
خانم حسینی در پایان می گوید: “شب و روز از این تریبون ها حکومتی اعلام می کنند که در انتخابات شرکت کنید و رای دهید. به کی رای بدهم؟ مگر تا الان که رفتم رای دادم چکار برای مردم انجام دادند؟ مگر غیر از این بود که با شور رفتیم رای به صندوق انداختیم بعد جوانهایمان را کشتند و توی زندان انداختند؟ از کشورهای دیگر می آمدند عید نوروز ایران را ببینند اما الان با این وضعیت از عید فقط مشکلات و بدبختی برای مردم مانده است.”
Balatarin

شنبه

این است آنچه اسلام و حکومت جنایتکار اسلامی برای ما آورد


عاطفه رجبی سهاله (زاده ۱۳۶۶ مشهد - اعدام شده در ۲۵ مرداد ۱۳۸۳ نکا) دختر دانش آموز ۱۶ ساله‌ای بود که توسط دادگاه به داشتن جریجه دار کردن عفت عمومی متهم و توسط قاضی حاج رضایی (رییس دادگستری نکا) به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او توسط دیوان عالی کشور در یک هفته تایید شد. قاضی حاج رضایی طناب دار را شخصاً به گردن وی انداخت و او را در میدان شهر نکا بدار آویخت.

مادر وی در یک تصادف کشته شده و پدر او نیز معتاد بوده‌است. او همچنین وظیفه نگهداری از پدر بزرگ و مادر بزرگ خود را نیز بر عهده داشت. او چندین بار توسط ستاد امر بمعروف دستگیر شده بود

او برای اولین بار در سال ۱۳۸۰ توسط بسیج دستگیر و به جرم روابط نامشروع در سن ۱۳ سالگی به صد ضربه شلاق و زندان محکوم می‌شود زیرا قوانین ایران دختران بالای ۹ سال را بزرگسال می‌داند

پس از آنکه برای پنجمین بار توسط ستاد امر بمعروف دستگیر می‌شود، در دادگاه به تجاوز مکرر یکی از پرسنل سابق ۵۱ ساله سپاه به نام علی دارابی به وی در زندان بهشهر اشاره می‌کند. قاضی، علی دارابی را به شلاق و عاطفه را به اتهام جریحه دار کردن عفت عمومی به اعدام محکوم کرد.بنا به قوانین ایران درصورتیکه فردی پس از چهار بار زنا، مجدد مرتکب این اقدام شود به اعدام محکوم خواهد شد. این درحالی است که خود او در اعتراض به اولین محکومیتش نوشته‌است: «مدارک پزشکی [موجود] است که ثابت می‌کند عصب و روان ضعیفی دارم و در دقایقی از شبانه روز مختل المشاعر می‌شوم که هرگونه عمل مثبت یا منفی ممکن است از اینجانب بروز پیدا کند..... همه اهالی محل می‌دانند که ثبات روانی ندارم. آیا جنونی که بعضا ادواری است و اینجانبه را در بر می‌گیرد و در آن لحاظ مجنون می‌شوم نمی‌تواند مانع تصمیم گیری عقلانی ام باشد؟....علی هذا سابقه‌ام با توجه به ناقص بودن عقل و فکرم که از اینجانبه سوء استفاده شده خراب است. فقط می‌توانم ادعایم را با شهادت گواهان محلی و تست پزشکی قانونی ثابت کنم.»

قاضی با ارائه اسناد غیر واقعی به دیوان عالی کشور سن وی را ۲۲ سال اعلام می‌کند. بیانیه عفو بین‌الملل پیرامون اعدام کودکان در ایران اشاره‌ای به این مورد دارد و می‌نویسد:"اشتباه در سن عاطفه سهاله فقط پس از اعدام، موقعی که وسایل شخصی و وصیت‌نامه او را به خانواده‌اش تحویل دادند، برملا شد. شادی صدر، حقوق‌دان و مدافع حقوق بشر، شکایتی از سوی خانواده عاطفه سهاله علیه قاضی رضایی به خاطر اعدام نابجای او تقدیم کرده‌است. سه سال پس از واقعه، در مورد این شکایت هیچ تصمیمی صورت نگرفته‌است. تاکید همسایگان بر اختلالات روحی وی و عدم ثبت صورتجلسه دادگاه بیش از پیش اعدام وی را در هاله‌ای از ابهام فرو برد.اعدام وی جنجال برانگیزترین مورد اعدام کودکان در ایران بود.از جمله روزنامه‌های گاردین و ایندیپندنت با ارسال خبرنگاران خود اعدام وی را پوشش دادند.

Balatarin

یکشنبه

سکس تراپی در اسلام !!!


بر گرفته از وبلاگ sepehrasadi 
کسانی که با دین مبین اسلام آشنایی دارند میدانند که اسلام دینیست از کمر به پایین و برای آمیزش دستورات زیادی دارد و احکام زیادی را وضع کرده است ، از این روست که تصمیم دارم مسئله را قدری بشکافم و نگاهی گذرا داشته باشم به سکس در اسلام و بررسی منزلت و جایگاه زن در اسلام .
نمیدونم واقعا از کجا باید شروع کنم ، یا باید چه چیزهایی را سانسور کنم و یا با نگاهی اعتراضی به این مسئله بپردازم ، در دینی که خونبهای یک زن 50 شتر و خونبهای بیضه چپ مرد را 66 شتر میداند قدری دشوار است که به مسئله جایگاه زن پرداخته شود چون بعید است که زن صاحب جایگاهی باشد ، البته که زن در خانه ابزاری برای تفریح مرد است و جایگاهی بس ارزنده دارد اما باید برای خشنودی مرد از هیچ کاری رویگردان نباشد و مرد بر حق است که از هر دری که تمایل دارد وارد شود و زن چارهای جز اطاعت ندارد و بایستی به تمایلات جنسی مرد از هر نمونه که هست پاسخ مثبت دهد.
در اسلام حتی قوانینی هست برای عشق بازی با نوزادان و کودکان ، مسئله ای که در دنیای امروز ما آن را یک بیماری میدانیم ، که جرم بسیار سنگینی هم هست و پدوفیلی نام دارد . پدوفیلی بیماریست که فرد بزرگ سال متمایل است که با کودکان به لذت جنسی دست یابد و خود را از نظر جسمی و روانی تخلیه کند و با خیال پردازی شروع به تحریک خود توسط کودکان میکند ، این مسئله از دیدگاه اسلام نفی نشده و پیامبر اسلام خود اقدام به این عمل غیر انسانی نموده است و رسوایی دیگری را برای اسلام رغم زده است . 
منابع:
(تاریخ طبری ،جلد چهارم : خوله پیمبر را دعوت کرد که بیامد و عایشه را عقد کرد ودرآن هنگام وی (عایشه) 6سال داشت / صحیح بخاری ۷٫۶۲٫۹۰ پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. / صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است)
حتی در اسلام تدابیری اندیشیده شده است برای عشق بازی (سکس) با حیوانات ، که در این مورد علماء اسلام نیز بسیار در رساله ها به آن پرداخته اند که با مراجعه به آن خواهید دید که برای حلال بودن سکس با شتر یکی از احکام آن است که نردبانی که از آن بالا میروید حلال باشد و یا مثلا اگر با الاغی سکس داشتید آن الاغ بر شما حرام میشود و باید حیوان را به راه دوری برده و رها سازید و یا طنابی که آن حیوانات را با آن بسته اید حلال باشد (رساله خمینی گجستگ)...
از این دست احکام بسیار است و از حوصله ما خارج ، مسیحیان عیسی مسیح را جلوه زمینی خداوند بر روی زمین میدانند حال آنکه پیامبر اسلام خود الگویی بود که با داشتن 9 زن با کنیزش هم آمیزش (سکس) کرد که ( ماریه قبطیه ) از آن دست کنیزان بود ، زمانی که محمد برای سرکشی به (حفصه دختر عمر ) رفت دید که حفصه آنجا نیست و با ماریه کنیزش به عشق بازی پرداخت ( با داشتن 9 همسر ) .
به هر روی از این دست مطالب بسیار است که احتمالا خود بسیاری را میدانید پس به همین چند خط بسنده میکنم و قضاوت را به شما وا مینهم.
جمهوری اسلامی اگر چه در ظاهر با مصادیق سکس تضاد دارد، اما در متن جامعه به ترویج گرایشات جنسی در مورد کودکان میپردازد و با آزاد گزاشتن ارتباط جنسی با کودکان به شرط داشتن جاری شدن خطبه شرعی باعث از بین رفتن اخلاقیات در میان ایرانیان شده است. آقای خامنه ای هم با تایید گفته های خمینی و کتاب تحریر الوسیله طی فتوایی اخلاق را ژرفای تاریکی فرو انداخت. تاثیر سازمان صدا و سیما در جامعه ایران انکار ناپذیر است و آقای خامنه ای به عنوان مسئول مستقیم سازمان متبوعش با گسترش دروغ و از بین بردن انسانیت و گسترش آن باید در دادگاه پاسخ گو باشد.
سپهر اسدی  sepehrasadi
Balatarin

چهارشنبه

و اسلام این دین تحجر بازهم قربانی میگیرد

"حبیبه الغریبی" اولین زن تونسی و اولین زن مدال آور جهان عرب که در المپیک لندن در رشته دو میدانی ، موفق به کسب مدال نقره شده بود از سوی یک گروه اسلامگرا به دلیل پوشیدن لباس غیر اسلامی به مرگ محکوم شده است....   

----------------------------------

این در حالی است که چند روز پیش هم "اسامه ملولی" قهرمان شنای المپیک لندن و برنده مدال طلا(اهل تونس) ، به دلیل نوشیدن آب پس از مسابقه از سوی همان گروه اسلامی کافر و بی دین خطاب شده و طبق فتوای آن گروه کشتن او بر هر مسلمان واجب خوانده شده بود.
اين گروه تصويري از "اسامه ملولي" ورزشکار تونسي شناي ده هزار متر را منتشر کرد که نشان مي دهد اين ورزشکار پس از ده هزار متر شنا، در حال نوشيدن آب است در نتيجه اين اقدامش را تظاهر به روزه خواري دانست و خونش را مباح خواند.
و همچنین اعلام داشتند : تو موجب ننگ همه ما هستي ، کشتنت از نظر شرع واجب شده است و ما ذلت را نمي پذيريم.
http://www.jahannews.com/images/docs/files/000238/nf00238903-1.jpg

Balatarin

دوشنبه

تشدید مجازات «توهین کنندگان به اسلام» در عربستان


روزنامه «الوطن» چاپ عربستان:
عربستان سعودی در حال بررسی قوانین جدیدی است که دامنه مجازات «توهین‌کنندگان به اسلام» را گسترش می‌دهد. در صورت تصویب این قوانین٬کسانی که در شبکه‌های اجتماعی و سرویس‌های آنلاین اقداماتی انجام دهند که از نظر قانون‌گذاران مصداق «توهین» باشد٬ممکن است با مجازات‌های شدید روبرو شوند.
روزنامه «الوطن» چاپ عربستان٬خبر از بررسی قوانین جدید در این کشور داده است. عربستان از سخت‌گیرترین کشورها در زمینه «توهین به مقدسات» است. پنج ماه پیش٬حمزه کاشغری٬بلاگر ۲۳ساله سعودی به خاطر انتشار چند توییت درباره پیامبر اسلام٬محکوم به مرگ شد. دستور بازداشت او که در زمان صدور حکم در مالزی بود٬توسط ملک عبدالله٬پادشاه عربستان صادر شده بود.
به گزارش خبرگزاری رویترز٬منابع آگاه به روزنامه الوطن گفته‌اند که «در دو ماه آینده شورای بررسی قوانین «مقابله با منتقدان شریعت اسلامی»، نتایج بررسی‌ها را منتشر خواهد کرد و احتمالا با تصویب قوانین جدید٬ناقضان قانون با مجازات‌های سخت‌گیرانه‌ای مواجه خواهند شد.»
توهین به پیامبر٬چهره‌های برجسته مذهبی و روحانیون سعودی٬از جمله مسائلی است که به موجب این قوانین٬پیامدهای سنگین‌تری را برای شهروندان سعودی به همراه خواهد داشت. به گفته این منابع٬علت اصلی بازنگری در قوانین موجود در عربستان «توهین‌ها و تخلفاتی است که در ماه‌های گذشته در شبکه‌های اجتماعی مشاهده شده است.»
سخنگوی شورای بررسی قوانین جدید در عربستان که همه اعضای آن منصوبان دولت‌اند٬حاضر به پاسخ‌گویی به سوالات خبرگزاری رویترز در این باره نشده است.
حکم اعدام برای یک بلاگر
پرونده بحث‌برانگیز و جنجالی حمزه کاشغری که انعکاس گسترده‌ای در جهان مجازی و سراسر جهان داشت٬بحث‌های گسترده‌ای نیز در عربستان پدید آورده است. با توجه به این‌که پس از صدور حکم اعدام٬حمزه کاشغری از اقدام خود در نگارش توییت‌هایی درباره پیامبر اسلام ابراز ندامت کرد٬بحث اصلی بر سر این است که آیا توبه و ابراز ندامت می‌تواند مانع اجرای «حکم الهی» در مورد متهمانی نظیر او شود یا نه.
در سال‌های اخیر٬تنش‌ها میان اصلاح‌گرایان و محافظه‌کاران مذهبی در جامعه عربستان که درصد بزرگی از آن را جوانان تشکیل می‌دهند٬بالا گرفته است. برخی از اصلاح‌گرایان می‌گویند پیش از تصویب این قوانین باید در عرصه عمومی درباره شیوه‌های اجرای آن و نیز پی‌آمدهای احتمالی‌اش بحث و تبادل نظر صورت گیرد.
جمال خاشقجی٬از تحلیلگران مسائل عربستان٬در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز می‌گوید «این قوانین به سادگی ممکن است مورد سوء استفاده قرار گیرند و به همین خاطر بحث در عرصه عمومی و رسانه‌ها درباره آنها بسیار اهمیت دارد.»
او تاکید می‌کند که نمی‌خواهد هیچ چیزی آزادی‌هایش را در معرض تهدید قرار دهد: «ما نمی‌خواهیم که عربستان سعودی٬تبدیل به یک ایران دیگر شود.»
عربستان٬از هم‌پیمانان دیرپای آمریکا در منطقه خاورمیانه٬از بزرگ‌ترین ناقضان آزادی بیان و آزادی رسانه‌ها است و یکی از بزرگ‌ترین سیستم‌های سانسور آنلاین و رهگیری دیجیتال شهروندان را در اختیار دارد. عربستان در کنار کشورهایی نظیر ایران٬سوریه٬کوبا٬روسیه٬چین، از جمله محدودکنندگان اینترنت و رسانه‌های نوین محسوب می‌شود.
Balatarin

چهارشنبه

جنایت‌ها و خیانت‌های جمهوری اسلامی : از جسدهای "باغ ابریشم" اصفهان تا کشتار در بندرعباس



جنایت‌ها و خیانت‌های جمهوری اسلامی (۳۰): از جسدهای "باغ ابریشم" اصفهان تا کشتار در بندرعباس


نمایی از داخل زندان دستگرد اصفهان، در نزدیکی «باغ ابریشم»

نمایی از بیرون زندان دستگرد اصفهان، در نزدیکی «باغ ابریشم»

دست‌خط و دستور صریح خمینی برای قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷
جنایت‌ها و خیانت‌های جمهوری اسلامی (۲۹):
از جسدهای «باغ ابریشم» اصفهان تا کشتار در بندرعباس

«باغ ابریشم» باغ جسد شده بود!

مسعود نقره‌کار

هفته دوم آذرماه سال ۱۳۶۰، زندان سید علی خان اصفهان در محله سید اسماعیل

... با محمدرضا قربانی، بازپرس و معروف به بازجو اکبر، نجمه فرهادی مسؤول زندان زنان معروف به جلاد و فرزانه، با همان صورت خشک و عصبی و ابروهای پرپشت و صورتی پرمو که لباس پوشیدن آن روزش عجیب و غیرعادی به نظرم رسید (مانتو و دامن، و شلوار سبز که پاچه شلوارش را هم کرده بود توی چکمه بلندش)‌، گوشه‌ای از حیاط زندان ایستاده بودیم. حجت‌الاسلام محمد سلیمی [دادستان فعلی دادگاه ویژه روحانیت] با لباس شخصی، و دادستان دادسرای انقلاب ویژه روحانیت که باریک‌اندام بود و صورتی سرخ و سفید و چشمانی ریز داشت (نامش را متأسفانه فراموش کردم) هم به ما پیوستند.


محمد سلیمی: از جنایتکاران علیه بشریت و از دست‌اندرکاران قتل عام سال ۱۳۶۷،
او اکنون دادستان دادگاه ویژه روحانیت است
آمده بودم زندان سید علی خان تا داریوش را ببینم. داریوش از بچه‌های شیمیائی جبهه بود، فرماندهی که مجبور بود با خودش کپسول اکسیژن حمل کند و به کمک آن نفس بکشد. او هر وقت از جبهه برمی‌گشت به زندان می‌آمد و در زندان می‌ماند، انگار زندان خانه‌اش بود. داریوش آمد، و بعد از خوش و بش، مثل همیشه رک و صریح، و کمی شوخ، رو به سلیمی کرد و گفت: «شما هم آخوندی؟» و سلیمی با خنده سری تکان داد. داریوش رو کرد به من و گفت: «حاجی داری می‌ری بندر عباس این حاج آقا سلیمی رو ببر به کارت می‌خوره». داریوش ضمن خوش و بش از نجمه پرسید: «چه خبر؟» و نجمه که خبر‌ها را می‌داد از اعدام ۱۷ نفر که همان روز اعدام شده بودند هم گفت. داریوش پرسید: «کجا دفن شدن؟»، و نجمه گفت: «جای همیشگی، باغ ابریشم». داریوش خواست سری به باغ ابریشم بزنیم. نجمه محل دفن آن ۱۷ اعدامی را نشان داد و گفت: «اسامی‌شونم تو دفتر هست». اکثر اعدامی‌های زندان سید علی خان در باغ ابریشم دفن شدند. باغ ابریشم به منطقه‌ای می‌گفتند که در جوار زندان بود و همانجا زندانی‌ها را اعدام و دفن می‌کردند. «باغ ابریشم» باغ جسد شده بود! در اصفهان در مناطقی در حاشیه زاینده رود هم قربانیان را در گورهای جمعی دفن کردند.


ساعت‌هایی را با داریوش گذراندم، با خاطره‌هایی از جبهه. باید می‌رفتم بندرعباس، آنجا بازپرس دادسرای انقلاب را در خیابان به قتل رسانده بودند. عمادی بازپرس دادسرای بندرعباس با دو نفر محافظ و راننده مسلح که به طرف زندان شقو می‌رفتند، توسط موتورسواری که سوار هوندای قرمزرنگ سرقتی بود، مورد حمله قرار گرفته بود. در حین درگیری فرد دیگری وارد عملیات شده بود و عمادی را به قتل رسانده بود. راننده موتور کشته شده بود اما فرد ثانی که زخمی هم شده بود، فرار کرده بود. ستاد عملیات سپاه کلیه راه‌های خروجی شهر را بسته بود و تور امنیتی و نظامی وسیعی گسترده شده بود. از من خواستند بروم و در جریان کار قرار بگیرم. گفته بودند ضارب باید سریع دستگیر شود چون احتمال می‌دادند او باز هم ترور خواهد کرد. تنها به بندرعباس رفتم، سلیمی نیامد، مأموریت دیگری داشت.

ضارب، سعید مشکینی، فرزند کوچک آیت‌الله مشکینی (فیض مشکینی)، به وسیله نیروهای پشتیبانی‌اش توانست از تور بگریزد و به سیرجان و اصطهبانات، و بعد شیراز به خانه امنی در خیابان قاآنی کهنه، کوچه امتیاز (روبروی مدرسه حاج قوام، نزدیک به دروازه کازرون) منتقل شود. مسؤول خانه تیمی علی اصداقی، اهل جهرم بود که گویا سال آخر پزشکی‌اش را می‌گذراند، جوان خوش‌چهره و بلندبالائی بود. او گلوله را از کتف سعید مشکینی در آورد، و سعید خوب شد. در این فاصله اما اصداقی دستگیر شد. سعید به اصفهان رفت، در عملیاتی لباس افراد سپاه را پوشید و با موتور هوندای ۱۰۰ به خانه بهشتی نژاد، حاکم شرع مشهور در اصفهان، مراجعه کرد، و وانمود کرد که از طرف سپاه پیامی برای او دارد. بهشتی نژاد با دختر ۴ یا ۵ ساله‌اش معصومه به دم در آمده بود تا پیام را دریافت کند، سعید مشکینی، بهشتی نژاد را به قتل رساند. معصومه دختر خردسال بهشتی نژاد نیز کشته شد. سعید گریخت، اما سرانجام در دروازه شیراز اصفهان در حالی که با اتوبوس می‌خواست از شهر بیرون برود شناسایی و در یک درگیری و مقاومت خونین به قتل رسید.

نمایی از بیرون زندان دستگرد اصفهان، در نزدیکی «باغ ابریشم»
بندرعباس بعد از این ترور و چند ترور دیگر شاهد اعدام‌های زیادی بود. علی‌رغم حضور تیم قضائی ساکن و شاغل در بندرعباس، اوائل اسفند واحد قضائی ویژه‌ای از گروه ثامن الائمه که شامل داود امیری (حاکم شرع)، سید ضیا میرعماد (دادستان، اهل مشهد)، محمدرضا رمضانی (معاون دادستان)، علی قاسمی (مسؤول اجرای احکام)، رسولی (روحانی) بودند، وارد بندرعباس شدند. آنها تا ۱۷ اردیبهشت سال ۶۱ در بندر ماندند. این گروه در شهرهای شمال و آذربایجان (به ویژه تبریز) نیز قتل عام کرده بودند. این گروه در بندرعباس ۷۳۴ نفر را محاکمه کردند که ۱۸۳ نفر آنان اعدام شدند، و بقیه اکثراً به زندان‌های بیش از ۷ سال محکوم شدند. اعدام‌های بندرعباس که بسیاری از آنها در ملأعام و در میادین شهر انجام شد، بسیار هولناک بودند. گزارشی شنیدم درباره ضجه‌ها و فریاد‌های پدری که جوانش را برای دار زدن آماده می‌کردند. التماس‌ها و استغاثه‌های این پدر که فرزندش را نکشند عده‌ای از مردم را به گریه وا داشته بود، اما جوان او را در برابر چشم پدر دار زدند.

افراد گروه ویژه بعد از بندرعباس برای انجام مأموریت‌های مشابه به شهر‌های جهرم، اصطهبانات و نی‌ریز رفتند و عده‌ای را محاکمه و اعدام کردند. از افراد این گروه داود امیری بعد از مدتی رئیس دادگستری شیراز شد. (داود تلاش می‌کرد خود را لوطی و خاکی نشان دهد، به یاد دارم روزی برای کاری به دفترش رفته بودم، پشت میز ریاست دادگستری روی زانوی راستش نشسته بود و زانوی چپش را هم بغل کرده بود، خشتک شلوارش پاره بود که به محض ورود به دفترش توی چشم می‌زد. به شوخی به او گفتم: «حاج آقا به استحکام صندلی اعتمادی هست؟»، خندید و خودش را جمع و جور کرد.)

از آن جمع، میرعماد، رمضانی و قاسمی به دادسرای شیراز منتقل شدند. میرعماد مدتی در دادگاه انقلاب حکم صادر کرد و سپس رئیس دادگستری استان فارس شد. میرعماد در شیراز به جای فردی به نام ماهرخ زاد، که تحصیل‌کرده ایالت تگزاس امریکا بود به مقام دادستانی شیراز نیز رسید. ماهرخ زاد جوانی خوش‌سیما و ورزشکار، و از طرفداران ابراهیم یزدی و از فعالین مذهبی در خارج از کشور بود. او قبل از رسیدن به مقام دادستانی شیراز، دادستان کازرون شد. سواد قضائی و حقوقی این فرد زیر صفر بود، او ابتدا در اوین بازجوئی می‌کرد و بعد از مدتی دادیار شد و سرانجام در شیراز به مقام دادستانی و ریاست رسید. در یک مورد ماهرخ زاد را به نورآباد فرستاده بودند تا غائله‌ای را خاتمه دهد، در درگیری‌ای در نورآباد معلمی کشته شده بود، مردم می‌گفتند این معلم را افراد سپاه کشتند و سپاه ادعا می‌کرد تعدادی از اهالی محل معلم مذکور را به قتل رسانده‌اند، و سپاه عده‌ای را هم به جرم شرکت در قتل دستگیر کرده بود، به من مأموریت دادند تا همراه او به نورآباد بروم، و به ماهرخ زاد طرز صحیح بررسی پرونده‌ها را نشان بدهم....


زیرنویس:

* سلسله مطالبی که سی‌امین بخش آن را خواندید، اظهارات یکی از کارکنان سابق قوه قضائیه حکومت اسلامی در شکنجه‌گاه‌ها و زندان‌های این حکومت، و در جبهه جنگ است. او به عنوان شاهد تجاوز به دختران و زنان زندانی، شاهد شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی، از گوشه‌هایی از جنایت‌های پنهان‌مانده جنایتی به نام حکومت اسلامی پرده برمی‌دارد. (با توجه به اینکه در زندان‌های حکومت اسلامی، شاغلین در زندان‌ها از نام‌های متعدد و مستعار استفاده می‌کردند و می‌کنند، نام‌ها و فامیلی‌ها می‌توانند واقعی و حقیقی نباشند).
برای پیشبرد گفت و گوها قرارمان این شد که در صورت امکان، یک هفته مسائل مربوط به سال‌های گذشته مطرح شود و یک هفته مسائل روز. راوی این سلسله مطالب سال ۱۳۸۵ ایران را ترک کرده است و در یکی از کشورهای شرق آسیا پناهنده است، او اما به دلیل شغل‌های حساس و ارتباط‌های گسترده‌اش به هنگام خدمت، هنوز با تعدادی از فرماندهان سپاه و نیروهای انتظامی، کارکنان قوه قضائیه و روحانیون ارتباط دارد. اطلاعاتی که پیرامون مسائل جاری داده می‌شود از طریق همین ارتباط‌هاست.

Balatarin

دوشنبه

اعتراض به ماکت دختربچه‌ی باحجاب ایرانی در فرودگاه تورنتو

این تصویر ماکت‌هایی ست که در فرودگاه پیرسون تورنتو قرارداده شده است. همان‌طور که می‌بینید دختر نوجوانی با حجاب اسلام و شلوارکی تا زانو ایستاده است و تابلویی در دست دارد که به جای «خوش آمدید» به نادرستی روی آن نوشته شده است «خوش آمد»! اگر قصد کسانی که تصمیم گرفته‌اند چنین ماکتی در فرودگاه تورنتو بگذارند این بود است دختران نوجوانی که در ایران زنده‌گی می‌کنند را نشان بدهند کسی که با چنین پوششی در ایران به خیابان بیاید توسط گشت ارشاد دستگیر می‌شود زیرا شلوار او کوتاه است! اگر قصدشان ایرانی‌هایی بوده است که در خارج از ایران به سر می‌برند یا برای مسافرت به خارج از ایران می‌روند که اکثرشان در همان هواپیما حجاب اسلامی را به کناری می‌گذارند. جامعه ایرانی در خارج از ایران اساسا با «حجاب اسلامی» تعریف نمی‌شود. اکثر زنان ایرانی، حتا مسلمانان، در خارج از ایران «حجاب» بر سر نمی‌کنند و اگر در نسل مادربزرگ‌ها و مادرها تعدادی در خارج از ایران هم «حجاب» داشته باشند این نسبت در میان نسل دخترها و نوه‌ها بسیار اندک است و حالا معلوم نیست کسانی که تصمیم گرفته‌اند چنین ماکتی را به عنوان نماینده مردم ایران معرفی کنند چه در سر می‌پرورانند و البته به‌نظر می‌رسد بیش از آن که قصد سیاسی خاصی پشت آن باشد ناآگهی و عدم شناخت جامعه‌ی ایرانی و زبان فارسی موجب ان شده است زیرا تابلویی هم که دست دختر نوجوان داده‌اند نادرست است.
بحث «حجاب» بحث مفصلی است و قصد ورود به آن را ندارم اما چیزی که مسلم است این است که زنان ایرانی هرگز با «حجاب» تداعی نمی‌شوند درست برعکس با مبارزه‌ی هر روزه علیه‌ی حجاب اجباری تداعی می‌شوند مبارزه‌یی که در تمام سال‌های پس از انقلاب تداوم داشته است و در این سال‌ها به اوج خودش رسیده است و این ربطی به مسلمان بودن یا نبودن آنان ندارد. حتا بسیاری از زنان مسلمان ایرانی که خود حجاب اسلامی را قبول دارند و در خارج از ایران هم از آن استفاده می‌کنند با حجاب اجباری در داخل ایران مخالف هستند و چندی پیش در تهران یکی از این خانم‌های محجبه حرف جالبی به من زد او می‌گفت: «این حجاب اجباری باعث شده معلوم نشه کی حجاب را قبول دارد و کی قبول نداره. من دوست دارم معلوم باشه که حجاب انتخاب خود منه نه تن دادن به اجبار حکومت». چطور می‌شود مبارزه‌ی هر روزه و درگیری‌های هرروزه‌ی زنان ایرانی با ماموران حکومتی را ندید و این تصویر را از زنان ایرانی به نمایش گذاشت که گویا «حجاب» انتخاب خودشان است و براساس اعتقادت دینی‌شان محجبه هستند؟
«حجاب» تحمیل جامعه مرد سالار به زنان است و این تحمیل در «جمهوری اسلامی» به بدترین شکلش اعمال می‌شود. اعمال «حجاب» بر افراد زیر ۱۸ سال قبح مضاعف دارد زیرا هم اجباری کلی است و هم کودک‌آزاری محسوب می‌شود و معلوم نیست چرا دولت کانادا این کودک‌آزاری را به رسمیت می‌شناسد.
به هر حال جمعی از ایرانیان توماری علیه این ماکت که نه معرف نوجوانان دختر ایرانی است و نه زبان فارسی را به درستی به کار برده است درست کرده‌اند با امضای این تومار کمک کنید تا این جعل اصلاح شود. برای امضای توما لطفا اینجا را کلیک کنید.





غوزک پلاتینی



Balatarin