‏نمایش پست‌ها با برچسب بند ۳۵۰. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بند ۳۵۰. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه

مقاومت زندانیان سیاسی در برابر تلاش رئیس موقت بند ۳۵۰ برای برهم زدن فعالیت های آموزشی در این بند


با توجه به اینکه اکثر زندانیان سیاسی در این بند افراد دانشگاهی اعم از استاد، دانشجو و یا کارشناسان علمی و تخصصی هستند، کلاس های متنوعی در بند 350 زندان اوین دایر شده است و در هفته بیش از 60 ساعت کلاس با حدود 35 عنوان درسی دانشگاهی تشکیل می شود که اکثر قریب به اتفاق زندانیان سیاسی به فعالیت های علمی اشتغال دارند....


کلمه - مقاومت زندانیان سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در برابر تلاش رئیس موقت این بند، برای برهم زدن فعالیت های آموزشی در این بند نتیجه داد و شرایط این بند با دخالت مسئول حفاظت زندان به حالت عادی بازگشت.

به گزارش خبرنگار کلمه، پس از بازرسی و اتمام تفتیش بند ۳۵۰ توسط ماموران حفاظت و سربازان زندان، جواد مومنی رئیس موقت این بند که در دو ماهه اخیر محدودیت های زیادی برای زندانیان سیاسی در این بند ایجاد کرده، درصدد بر آمده است تا با فشار گارد حاضر در بند امکانات و وسایل موجود در محل برگزاری کلاس های آموزشی را که همگی به وسیله خود زندانیان تهیه شده از آن محل خارج و مانع تداوم کلاس های آموزشی در این بند شود.

این اقدام رئیس بند با مقاومت شدید زندانیان سیاسی مواجه شد و آنها با تجمع در راهروهای بند و محل برگزاری کلاس ها و سر دادن شعار مانع انتقال وسایل کلاس آموزش توسط گارد زندان و هرگونه اقلام دیگری شدند.

در پی این اقدامات شرایط پر تنش و متشنجی در بند ۳۵۰ به وجود آمده بود که پس از کش و قوس های فراوان نهایتا با حضور مسئول حفاظت زندان و ملاحظه حساسیت شرایط، وی مانع اقدامات تنش زای رئیس موقت بند شده و با خروج نیروهای یگان گارد حفاظت، شرایط به وضعیت عادی برگشت.

بر اساس این گزارش، با توجه به اینکه اکثر زندانیان سیاسی در این بند افراد دانشگاهی اعم از استاد، دانشجو و یا کارشناسان علمی و تخصصی هستند، کلاس های متنوعی در بند ۳۵۰ زندان اوین دایر شده است و در هفته بیش از ۶۰ ساعت کلاس با حدود ۳۵ عنوان درسی دانشگاهی تشکیل می شود که اکثر قریب به اتفاق زندانیان سیاسی به فعالیت های علمی اشتغال دارند.

جواد مومنی رئیس موقت بند ۳۵۰ اخیرا درصدد بر آمده بود مانع از فعالیت های آموزشی به ویژه برگزاری کلاس های آموزشی شود اما خبرهای رسیده به کلمه حاکی از آمادگی زندانیان سیاسی برای ادامه مقاومت در برابر نقض حقوق قانونی شان است.

پیش از این نیز در چند نوبت زندانیان سیاسی برای تشکیل کلاس های آموزشی خود دچار مشکلاتی شده بودند. در شرایطی مسئولان از تحرکات علمی و آموزشی و درسی و دانشگاهی در درون زندان ها در این سه سال وحشت دارند و ممانعت های جدی به عمل می آورند که حتی در زندان های دوره ی ستمشاهی نیز به  ندرت ساواک در فعالیت های عادی زندانیان سیاسی در زندان دخالت می کرد، آن هم در شرایطی که زندانیان، آن زمان اکثرا چریک و متهم به اقدامات مسلحانه بوده اند و فعالیت های داخل زندان شان نیز اکثرا تشکیلاتی و چریکی بوده و در حال حاضر زندانیان ناچارند برای فعالیت های علمی خود نیز دست به مقاومت هایی از این دست بزنند.

لازم به ذکر است که حکم رئیس بند ۳۵۰ در روزهای اخیر به نام موسیوند که در حال حاضر رئیس بند ۴ زندان اوین است صادر شده اما به دلایل نامعلومی وی تاکنون در محل کار خود حاضر نشده است.
Balatarin

دوشنبه

مجید اسدی زندانی سیاسی بند ۳۵۰ دست به اعتصاب غذا زد


هرانا - در اعتراض به برخوردهای اخیر شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی با زندانیان سیاسی، مجید اسدی دست به اعتصاب غذا زد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در اعتراض به برخوردهای رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب با دو تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ بنامهای علی معزی و وحید اصغری که منجر به انتقال ایشان به سلول انفرادی و ممنوعیتشان از ملاقات شده بود، مجید اسدی به مدت یک هفته دست به اعتصاب غذا زد.

مجید اسدی در اعتراض به اینکه همبندیانش با وجود مراجعه خانواده به سالن ملاقات زندان اجازه ملاقات پیدا نکردند، به مدت یک هفته دست به اعتصاب غذا زد و خواهان محکومیت جهانی علیه جنایات حکومت در حق زندانیان گردید.

مجید اسدی، فارغ التحصیل رشته اقتصاد دانشگاه علامه در تاریخ ۱۳ تیر ۸۷ دستگیر و ۸۷ روز را در انفرادی ۲۰۹ اوین سپری کرد.

حکم دادگاه بدوی وی در اردیبهشت ماه ۸۹ به وی ابلاغ گردید، که در آن به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

علی رغم درخواست تجدید نظر، بدون اینکه حکم نهایی به او ابلاغ شود، برای اجرای حکم به زندان فرا خوانده شد و از تاریخ ۱۳ مهر ماه ۹۰ در بند ۳۵۰ اوین بسر می‌برد.

همچنین غلامرضا خسروی سوادجانی زندانی محکوم به مرگ بند ۳۵۰ اوین نیز برای دومین هفته متوالی در اعتراض به ممنوعیت ملاقات علی معزی و وحید اصغری از انجام ملاقات با خانواده خود باوجود حضور ایشان در سالن ملاقات امتناع کرد.

گفتنی است، علی معزی بدلیل اینکه دادگاه خود را عادلانه، قانوی و مشروع نمی‌‎دانست، سه بار از رفتن به دادگاه قاضی صلواتی امتناع کرد و سپس به سلول انفرادی منتقل و پس از بازگشت به بند عمومی ممنوع الملاقات گردید.

وحید اصغری نیز عدم صلاحیت دادگاه و سوء استفاده صلواتی از حضور فیزیکی متهم برای حکمهای از پیش تعیین شده و نیز اجبار به پوشیدن لباس زندان و دستبند را علت امتناع خود از حضور در جلسه دادگاه عنوان نمود و به همین جرم به مدت یک هفته به سلول انفرادی منتقل و پس از بازگشت ممنوع الملاقات گردید.
Balatarin

شنبه

شهادتنامه ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰: ستار بهشتی شکنجه شده بود


 کلمه -۴۱ زندانی سیاسی سبز محبوس در بند ۳۵۰ اوین شهادت دادند که در ساعاتی که ستار بهشتی در این بند بوده آثار شکنجه ها و ضرب و شتم را بر بدن وی دیده اند.

به گزارش خبرنگار کلمه، این زندانیان سیاسی در شهادت نامه ی خود آورده اند: وی در حضور افرادی در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند. زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.

یازدهم آبان ماه سال جاری کلمه از بازداشت و ضرب و ستم ستار بهشتی توسط پلیس امنیت خبر داده بود و کمتر از یک هفته پس از آن خواهر این سبز گمنام اعلام کرد که از پلیس امنیت به وی اعلام کرده اند که که این جوان ۳۵ ساله جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند.

آن زمان کلمه تاکید کرده بود که با توجه به اینکه هنوز جنازه ای به این خانواده تحویل نشده، نمی توان درباره ابعاد دقیق این خبر به طور قطعی قضاوت کرد که آیا این یک سناریوی امنیتی برای آزار خانواده اوست یا فاجعه ای است که ماموران به دنبال سرپوش گذاشتن بر روی آن اند.

کلمه پس از دو روز با انتشار سندی با دستخط ستار بهشتی که در بند ۳۵۰ شکایت خود را از کسانی که وی را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند این رفتار غیر انسانی و غیر قانونی را محکوم و از سکوت مسئولان امر و رسانه های وابسته به قدرت در کشور انتقاد کرده بود.

اینک ۴۱ زندانی سیاسی در شهادت نامه ی خود با اشاره به این سند منتشر شده توضیح داده اند: ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شده بود.

متن کامل این شهادت نامه که ۴۱ زندانی سبز در بند ۳۵۰ زندان اوین آن را امضا کرده اند و به همراه اسامی آنان در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

در رسانه ها خبری انتشار یافته مبنی بر اینکه آقای ستار بهشتی در تاریخ ۹۱/۸/۹ بوسیله پلیس فتا (فضای تبادل اطلاعات) که زیر مجموعه پلیس امنیت نیروی انتظامی می باشد بازداشت شده است و در تاریخ ۹۱/۸/۱۶ به خانواده وی اطلاع داده شده که ستار فوت کرده است و باید جنازه اش را از سردخانه کهریزک تحویل بگیرند. در عین حال آنها را تهدید کرده اند که حق صحبت با رسانه ها را نیز ندارند.

از آنجا که آقای ستار بهشتی از ۹۱/۸/۱۰ تا ۹۱/۸/۱۱ دربند ۳۵۰ بوده و افراد این بند وضعیت دردناک جسمی و روحی وی را از نزدیک مشاهده کرده اند، وظیفه ملی و دینی خود میدانیم مسایل وی را به اطلاع ملت شریف ایران برسانیم.

اتهام آقای ستار بهشتی نوشتن مطالبی انتقادی نسبت به مسوولان نظام در وبلاگ شخصی و “انتقادی اش” بوده است. وی در حضور افراد در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند.

زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.

ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شد.

با توجه به غیر عادی بودن شرایط جسمی وی دوبار به بهداری زندان اوین اعزام شد و پزشک بهداری نیز وضعیت وی را مشاهده کرد.

روز ۹۱/۸/۱۱ ستار را که از فعالان جوان و ثابت قدم جنبش سبز بود مجددا از بند ۳۵۰ به پلیس امنیت منتقل کردند. او هنگام رفتن بسیار نگران بود و به افراد بند گفت اینها قصد کشتن مرا دارند. ۴ روز پس از انتقال وی نیز خبر مرگش به خانواده اش داده شد.

کسانی که داعیه پیروی از امیرمؤمنان علیه السلام را دارند، یعنی همان که وقتی شنید در حکومت او خلخال از پای یک زن یهودی در آورده اند فرمود: “اگر کسی از این ستم بمیرد جای سرزنشی بر او نیست”

این ظلم ها و فجایع و قتل ها وشکنجه ها که به دفعات اتفاق افتاده را می بینند و خم به ابرو نمی آورند و حتی خواب یک شب آنها نیز آشفته نمی شود.

در سال های اخیر و پس از انتخابات ۸۸ بارها وبارها این نوع شکنجه ها در مورد دستگیر شدگان در بازداشتگاه پلیس امنیت و پلیس فتا تکرار شده است و افرادی دربند ۳۵۰ بوده و هستند که خود شخصا این نوع شکنجه ها را تجربه کرده اند و ما گواهی می دهیم در موارد متعدد شاهد حضور بازداشت شدگان شکنجه شده توسط پلیس امنیت در بند ۳۵۰ بوده ایم.

ما بر این باوریم اگر با جنایتکاران کهریزک ۱ و شکنجه گران اوین که گزارش جزئیات شکنجه های آنان بارها و بارها اعلام شده است و همه ی مسوولان حکومتی از آنها مطلعند، برخورد می شد و به جای تشویق و ارتقاء مقام، مجازات می شدند، دیگر اینگونه شکنجه های وحشتناک و قتل ها که نشان دهنده کهریزک های دیگر است اتفاق نمی افتاد.

اکنون بر همه ثابت شده است که با زمامداران فعلی “آنچه البته به جایی نرسد فریاد است”، ما ضمن تسلیت و دل آرامی به خانواده مرحوم ستار بهشتی و ملت مظلوم ایران، یادآور می شویم که حاکمان کنونی چه بخواهند و چه نخواهند، در این ظلم ها و شکنجه ها و خون های به ناحق ریخته شده شریک و مسوول هستند.

امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:

محمد ابراهیمی

حسن اسدی زید آبادی

امیر اسلامی

رضا انصاری راد

ابراهیم(نادر) بابایی زیدی

عماد بهاور

سیدعلیرضا بهشتی شیرازی

امید بهروزی

امین چالاکی

سیاووش حاتم

امید خوارزمیان

مهدی خدایی

محمد داوری

امیرخسرو دلیرثانی

سیدمحمدعلی دادخواه

علیرضا رجایی

محمد رضایی

فرزاد روحی

حسین زرینی

عبدالفتاح سلطانی

ادریس سیدین

پوریا شاهپری

محسن(بهمن) صادقی نور

محمدفرید طاهری قزوینی

بهادر علیزاده

افشین کرم پور

حمیدرضا کرواسی

امیر گرشاسبی

جعفر گنجی

سیامک قادری

ابوالفضل قدیانی

علی اکبر قطبی

فرشید لاهوتی

عبدالله مومنی

محسن میردامادی

مصطفی نیلی

محمد علی ولایتی

فرشید یدالهی

محمدحسن یوسف پورسیفی

محمدامین هادوی

سیداحمد هاشمی

Balatarin

چهارشنبه

خاطره تکان دهنده ، غیر انسانی و هولناک یک زندانی سیاسی بند ۳۵۰ - اعدام مصنوعی


برگرفته از صدای زندانی- دوستی در بند ۳۵۰ تعریف می کرد که دو بار اعدام مصنوعی روی او انجام شده است .

روالش اینگونه است که قبل از طلوع آفتاب به سلول انفرادی زندانی مراجعه می کنند و با ابراز تاسف از اینکه حکم اعدامش صادر شده او را با چشم بند و پابند به حیاط بند دو.الف می برند . چهار پایه زیر پایش می گذارند ، طناب به گردنش می اندازند و از او می خواهند آخرین حرفش را و یا اگر وصیتی دارد را بگوید .

این دوست تعریف می کرد که بار اول مدت سی دقیقه طناب دار به گردن با چشم بند روی چهارپایه ایستاده بود ، بازجویش می گفت منتظریم که رییس زندان و ناظر دادگاه و پزشک پزشکی قانونی هم بیاید که حکم را اجرا کنیم . بعد از نیم ساعت به او اعلام می کنند که چون رییس زندان نتوانست خودش را برساند و حکم باید حتما قبل از طلوع آفتاب انجام شود اجرای حکمت به چند روز بعد موکول می شود .

قطعا هیچ کس نمی تواند حال و روز روحی و روانی این زندانی سیاسی را در آن سی دقیقه که طناب دار به گردن با چشم بند روی چهارپایه ایستاده بود را درک کند و همچنین چهار روز بعدی تا اجرای دوباره این نمایش را .

چهار روز بعد دوباره او را صبح از خواب بیدار می کنند ، به محوطه بند دو.الف می برند ، طناب به گردنش می اندازند و می ایستد روی چهار پایه مرگ . حکم اعدامش قرائت می شود ، آخرین حرف و وصیتش را می گوید ، چهارپایه از زیر پایش می کشند اما طناب دار آنقدر بلند است که به زمین می خورد و بازجویانش هر هر کنان از ته دل قهقه می زنند بالای سرش و می گویند شانس آوردی طناب پاره شد . باید برگردی سلولت تا ببینیم چه روزی باید اعدام شوی .



بخشی از یادداشت تکان دهنده سعید پورحیدر
Balatarin

بیانیه فعالین حقوق بشر و حقوقدانان زندانی در بند ۳۵۰ به مناسبت روز جهانی نفی اعدام

no to executionبامدادخبر – جمعی از فعالین حقوق بشر و حقوقدانان محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، در نامه‌ای به مناسبت روز جهانی مبارزه با اعدام، طی بیانیه‌ای خواستار حذف اعدام از قوانین جمهوری اسلامی شده‌اند.
در این بیانیه با اشاره به تعداد بسیار زیاد اعدام در ایران خواستار رویه‌ای شده‌اند که بتوان اعدام را با احکامی دیگر جایگزین کرد.
بیانیه‌ای که به دست بامدادخبر رسیده به شرح زیر است:
خلق یکسره نهال خدایند، هیچ از این نهال نه بشکن و نه برکن
آنچه از تجربه انسان در رهگذر تاریخ به ما رسیده حکمت اندیشمندانی است که ما را به این مهم رهنمون می‌کنند که جان انسان، عطیه خداوند است و هیچ قدرتی نباید قصد ستاندن جان انسانی را نماید که حیات انسان دیگری را نگرفته است.
دنیای امروز بشریت به لطف این مهم، مراجع تصمیم گیری و بین الملی را وا داشته است تا در پی رفع و حذف اعدام باشند و از این رو دهم اکتبر را به عنوان روز نفی اعدام در تقویم بین الملل برگزیده‌اند، با این امید که این حکم از صحنه گیتی محو گردد.
متاسفانه کشورمان ایران با پیشینه تاریخی حکمت، ادب و عرفان در زمره کشورهایی ست که در صدر مجریان حکم اعدام می‌باشد و خواست ما این است که با لغو حکم اعدام از صحنه‌ی قضایی ایران، مهر به جای کین، منطق به جای زور و اصلاح بزهکاران و خشکاندن ریشه معضلات اجتماعی به جای اعدام نشیند؛ باشد که بر عرصه‌ی گیتی به مهر، عدالت و عقلانیت شناخته شویم.
سید محمد سیف‌زاده
عبدالفتاح سلطانی
محمدعلی دادخواه
سید مهدی خدایی
محمدیوسف‌پور سیفی
حمیدرضا مرادی
فرشید یدالهی
رضا انتصاری
امید بهروزی
امیر اسلامی
افشین کرم‌پور
مصطفی دانشجو
مصطفی نیلی
Balatarin

دوشنبه

انتقال اکبر امینی به بند ۳۵۰ زندان اوین


کلمه نوشت : اکبر امینی پس از سه روز بازداشت در پلیس امنیت به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، اکبر امینی از بازداشت شدگان روز ۲۵ بهمن سال ۸۹ پس از سه روز بازداشت در پلیس امنیت، ظهر امروز به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.

بر اساس این گزارش اکبر امینی به اتهام تشکیک در اختلال امنیت عمومی و داخلی کشور در آستانه اجلاس عدم تعهدها (مانند ۲۵ بهمن سال ۸۹) و برگزاری افطاری و دعوت از زندانیان آزاد شده از بند ۳۵۰ اوین بازداشت شده است.

اکبر امینی زندانی سیاسی که سال گذشته پس از تحمل یک سال حکم خود از زندان آزاد شده بود در حالی که عازم پلیس امنیت بود بازداشت شده است.

اکبر امینی در ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۸۹ با در دست داشتن پرچمی سبز و عکس‌های شهدای سبز و میرحسین موسوی از جرثقیلی واقع در چهارراه قصر تهران بالا رفته بود که پس از چند ساعت بازداشت و به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
Balatarin