نمایش پستها با برچسب ستار بهشتی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب ستار بهشتی. نمایش همه پستها
یکشنبه
شنبه
مادر ستار بهشتی در دیدار با مادران عزادار پارک لاله: انگشتانش را شکسته بودند
ما تعدادی از مادران پارک لاله به دیدار مادر و خواهر ستار بهشتی رفتیم، پس از طی مسافتی طولانی به رباط کریم رسیدیم. ابتدا به خانه ستار رفتیم ولی مادرش در خانه نبود، می خواستیم به خانه دخترش برویم که همسایه ها گفتند مادر ستار در همین حوالی است و به او خبر دادند که برایت مهمان آمده است.
مادر ستار تا ما را دید برق در چشمان اش درخشیدن گرفت و ما نیز بسیار خوشحال که او را یافتیم. از کوچه ای باریک وارد خانه شدیم. مادر با جثه ظریف و لاغرش ولی محکم و استوار با روحیه ای عالی قدم بر می داشت و وارد خانه شد و ما به دنبالش، حیاطی بسیار کوچک، عرض حیاط دو درب کوچک بود که یکی توالت و دیگری حمامی ساده بود. سمت چپ تنها یک اتاق بزرگ و آشپزخانه ای کوچک با وسایلی بسیار ساده تمام این خانه بود. چند گلیم توی خانه پهن شده بود و دور تا دور دیوار خانه را با عکس های ستار پر کرده بودند. گوشه ای از اتاق تنها یک تلویزیون ساده بود که روی آن را با پارچه ای سیاه پوشانده بودند و در گوشه دیگری یک بخاری روشن بود و این فضای بسیار ساده دل ما را به درد آورد. همه با تعجب به یکدیگر نگاه می کردیم! چگونه می توانند با مردمی این چنین ساده زیست، آن چنان بی رحم باشند، حاکمانی که خود را حامی مستضعفان نام گذارده اند. نفرین بر این دروغ!
تک تک مادر را در آغوش گرفتیم و بوسیدیم و او هم ابراز خوشحالی می کرد. او به زمین نشست و ما نیز دورش حلقه زدیم، سپس بلافاصله شروع به صحبت کرد که چگونه به خانه اش آمدند و ستارش را بردند و از همان موقع او لباس سیاه پوشیده بود، چون احساس کرده بود که پسرش دیگر باز نمی گردد. می گفت ستار با من خیلی حرف می زد و می گفته طول زندگی خیلی مهم نیست و باید هر انسانی عمری مفید داشته باشد. او از زندگی مردم برایم می گفت که چرا برخی اینقدر دارند که نمی دانند چه گونه خرج کنند و برخی باید اینقدر سخت زندگی کنند.
مادر ستار در ادامه گفت: “یک آقایی دم در اومد و سراغ ستار را گرفت، من گفتم ستار خانه نیست و در را می خواستم ببندم که در را هل داد و دستم لای در ماند و با یکی دیگر که قدش هم بلند بود وارد خانه شدند و ستار شوکه شد. دستش را از پشت بستند. گفتم پسرم شما مجوز دارید و کت اش را عقب زد و اسلحه اش را نشان داد، باز دوباره پرسیدم شما مجوز دارید و باز اسلحه اش را نشان داد. می خواستند ستار را با همان لباس خانه ببرند، ستار گفت من با این شلوار و دمپایی حتی تا سر کوچه هم نمی روم و بالاخره گذاشتند شلوارش را عوض کند ولی هنوز کمربند شلوارش را نبسته بود که او را هل دادند تا زودتر راه بیفتد. خواست دستشویی برود ولی نگذاشتند. گفتم بچه من را کجا می برید؟ گفت بچه شما معتاد است، گفتم بچه من از سیگار هم بدش می آید.”
مادر ادامه داد: “اون روزی که ستار را بردند سه شنبه بود، من واقعا از سه شنبه ها بدم می آید. از همان روزی که او را بردند، من با خود گفتم دیگر ستارم را بر نمی گردانند. همه اش ستار با لباس سفید جلوی چشم ام می آمد. یک هفته بعد همان روز سه شنبه دامادم را خواستند و به او گفته بودند قرص خورده و مرده. به او گفتند برو مادر و خواهرش را آماده کن و قبر بخرید. وقتی این خبر را به من دادند، آنقدر کل کشیدم تا خدا بداند. گفتم اگر او را به من بدهند به تمام اعضای بدنش بوسه خواهم زد، ولی ندادند و خودش را ندیدم و فقط دامادم او را دید و تمام کفن اش پر خون بود، کسی که او را شسته بود گفته بود، بدنش خیلی آزرده بود. گناه بچه من چه بود؟ اگر قانونی وجود داشت و جرمی مرتکب شده بود، می توانستند او را زندانی کنند ولی چرا او را کشتند؟ می خواهم دستان آن مرده شور را ببوسم که بدن پسر مرا شست. گویا چند تا انگشت و پایش شکسته بود چون من خط اش را می شناسم چیزی که نوشته بود معلوم بود که نتوانسته درست بنویسد چون او همیشه بعضی حروف را شکسته می نویسد و معلوم بود که راحت نتوانسته این کار را بکند. وقتی خبرش را شنیدم همه لباس هایش را دادم بیرون چون ما رسم داریم چون می گوییم ممکن است، بدون لباس بماند و سردش شود. دیروز رفتم سر قبرش و ساعت ۴ به خانه بازگشتم. چطور می توانم بدون ستار زندگی کنم. من و ستار با هم زندگی می کردیم و حالا دیگر ستارم نیست.”
البته مادر ناله و گریه نمی کرد، ولی صحبت هایش طوری بود که اشک همه را در آورده بود ولی خودش را کنترل می کرد که اشک نریزد. گویی فکر می کرد اگر اشک بریزد، ستارش ناراحت می شود.
به دخترش زنگ زد و بلافاصله او خود را با بچه خردسال اش رساند. این دختر با صدایی رسا و محکم آنقدر انرژی با خودش همراه داشت که همه را ساکت کرده بود. یکایک ما را با صمیمیت بوسید و تشکر کرد. گویی سال ها بود که همدیگر را می شناختیم.
هر چه بیشتر جنایت می کنند مردم را به هم نزدیک تر می کنند. ما کجا و خانواده ستار کجا؟ اگر این اتفاق نمی افتد، ما از کجا چنین خانواده ای را در منطقه ای دور افتاده می شناختیم. خیلی از ما شاید در تمام طول زندگی مان یک بار هم به این منطقه نرفته بودیم.
مادر باز ادامه داد: “ما را تهدید کردند که اگر از شکایت خود صرف نظر نکنید، دخترت را بازداشت خواهیم کرد و من هم شکایت خود را به خدا بردم. می دانم بالاخره روزی اینها باید پاسخ گوی اعمال خود باشند و می دانم این شکایت ها نیز هیچ کدام به نتیجه ای نمی رسد. ولی نه من و نه دخترم و هیچ کدام از اعضای خانواده اینها را نمی بخشیم و جای ستار را گرفته ایم و حالا هر کدام از ما ستاری دیگر شده ایم.
ما هم گفتیم یک ستار را کشتند و هزاران ستار جایش را پر می کنند. مادر گفت: “ستار با هر نوع وسایل اضافی ای در خانه مخالف بود. او عاشق زندگی ساده بود و می گفت مادرجان معلوم نیست ما چقدر عمر می کنیم و نباید دور و بر خود را از وسایل اضافی پر کنیم”
خواهر ستار که آمد دیگر مادر ساکت شده بود و دخترش با چنان هیجانی صحبت می کرد که همه را به شکفتی واداشته بود. او می گفت من گریه نمی کنم چون می دانم ستار در راهی کشته شده است که خودش انتخاب کرده و من در مراسم اش نیز گفتم ستار نمرده است، امروز عروسی ستار است و از همه خواستم لباس سیاه نپوشند و عزاداری هم نکنند. مادر می گفت گاهی بدون اینکه ستار بداند می رفتم و در خانه مردم کار می کردم تا بتوانم کم و کسری خانواده را جبران کنم پسرم هم کارگری می کرد.
واقعا چگونه می توانند اینقدر راحت آدم بکشند، جوانی که نان آور خانواده بود و توقع زیادی هم از زندگی نداشت و فقط اعتراض اش را بیان کرده بود. ستار با اینکه تحصیلات بالایی نداشت، ولی آگاه بود و از همین آگاه بودنش ترسیدند. ستار و ستارها را کشتند، ولی در هر گوشه از این شهر و شهرها و روستای های دیگر ایران هزاران ستار هستند که بالاخره روزی صدای شان در می آید. چقدر می توانند بکشند؟ یکی، دو تا، هزار تا؛ ولی همه مردم را که نمی توانند بکشند.
یکشنبه
چهارگزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل خوستار تحقیق مستقل و بی طرفانه درخصوص مرگ ستار بهشتی و احتمال شکنجه وی شدند
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران - گروهی از کارشناسان و گزارشگران ویژه حقوق بشر سازمان ملل خواستار تحقیق دولت ایران در خصوص مرگ ستار بهشتی در دوران بازداشت خود شدند. این گروه از دولت ایران خواستند که تحقیقات عمیق، مستقل و بی طرفانه ای را در خصوص مرگ این وبلاگ نویس به عمل آورد و به خصوص درباره اظهاراتی که درخصوص شکنجه وی در دوران بازداشت شده است تحقیق و نتیجه تحقیقات یاد شده را در معرض افکار عمومی قرار دهند.
در بیانیه مشترکی که گزارشگران یاد شده سازمان ملل منتشر کرده اند آمده است: « با اینکه گزارشگر ویژه حقوق بشر در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران، گزارشگرویژه اعدام، گزارشگر ویژه شکنجه و گزارشگر ویژه آزادی بیان از اقدامات قوه قضاییه برای تحقیق در خصوص مرگ در بازداشت آقای بهشتی استقبال می کنند، آنها خاطر نشان کردند که موارد دیگری از زندانیانی که در زندان جان خود را از دست داده اند به خاطر بدرفتاری یا شکنجه یا فقدان توجه پزشکی گزارش شده است.»
این بیانیه که نشانگر اهمیت موضوع مرگ ستار بهشتی در زندان و در زمانی که وی در بازداشت بوده است توسط گزارشگران ویژه سازمان ملل است، با توجه به محدودیت هایی که کمیساریای عالی حقوق بشر در خصوص طرح موضوعاتی از این دست به صورت عمومی و برای رسانه ها قائل است، از اهمیت این پرونده در نزد گزارشگران ویژه حقوق بشر سازمان ملل خبر می دهد. ستار بهشتی ۳۵ ساله وب لاگ نویسی که ۹ آبان دستگیر شد وبراساس گزارش ها در تاریخ ۱۶ آبان به خانواده اش اطلاع داده شده که جان خود را از دست داده است، در این بیانیه اشاره شده که شرایطی که به مرگ او منجر شد همچنان غیرشفاف است. به نوشته بیانیه گزارشگران سازمان ملل اظهارات مطرح شده در این زمینه این موضوع را مطرح می کند که ممکن است او تا حد مرگ در اثنای بازجویی شکنجه شده باشد.
احمدشهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل درخصوص وضعیت حقوق بشر در ایران در این بیانیه گفته است: « باید هیچ مدارایی در خصوص شکنجه وجود نداشته باشد. این خیلی الزام آور است که کسانی که به صورت بالقوه در ارتکاب جنایات درگیر بوده اند مورد بازخواست قرار گیرند و در پیشگاه عدالت پاسخگو باشند و شکست در انجام چنین کاری ترویج فرهنگ مصونیت از مجازات خواهد بود.»
در این بیانیه با ابراز نگرانی عمیق نسبت به مرگ ستار بهشتی، احمدشهید تاکید کرده است که «مقامات ایرانی باید به اعضای خانواده های قربانیان این اطمینان را بدهند که راههای موثر برای پیگیری از جمله حق کامل جبران خسارت» را برایشان فراهم آورد.
کریستوف هینز، گزارشگر ویژۀ اعدامهای فراقضایی، شتابزده یا خودسرانه گفت: “وقتی شخصی درپی جراحاتی که در زمانی که در بازداشت حکومت به سر می برده بر او وارد شده میمیرد، فرضِ مسئولیت حکومت وجود دارد.”
گزارشگر ویژه در امور اعدام های فراقضایی و خودسرانه گفت: “جلوگیری از تکرار مرگ در زندان فقط میتواند از طریق تحقیق در خصوص ادعاهای شکنجه، منطبق بر موازین بین المللی حقوق بشر مانند اصول سازمان ملل متحد در مورد پیشگیری موثر و تحقیقات در خصوص اعدام های فرا قضایی، خودسرانه و شتابزده، و از طریق گامهای فوری برای مقابله با فرهنگ معافیت از مجازات که مشوق چنین جنایاتی است ، صورت بگیرد.”
خوان مندز، گزارشگر ویژه در امور شکنجه و سایر رفتارهای ظالمانه، غیر انسانی و تحقیرآمیز تاکید کرد که قوانین بین المللی حقوق بشر برای شکنجه ممنوعیت آشکار قائل شده است و از دولت ایران خواست تا “حصول اطمینان کند که پروندۀ تحقیق در خصوص هر یک از موارد ادعاشدۀ شکنجه و رفتار ظالمانه، غیر انسانی یا تحقیرآمیز در بازداشتگاهها تشکیل شود و متخلفان برای رفتار خویش مورد پاسخگویی قرار گیرند.”
این گروه از کارشناسان مستقل سازمان ملل متحد همچنین از دولت ایران خواسته است تا روزنامه نگاران و وبلاگ نویسانی را که برخلاف مواد ۹ و ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی زندانی شده اند آزاد کند و از طریق اقدامات موثر قضایی خسارات واردآمده به آنان را جبران نماید.
فرانک لارو،گزارشگر ویژۀ ترویج و حفاظت از حق آزادی عقیده و بیان، در حالیکه به مقامات ایرانی گوشزد میکرد که منطبق با تعهدات بین المللی مسئول احترام گذاشتن به آزادی بیان هستند یادآور شد: “حکم های زندان سختی که متعاقب محاکماتی که در آن حق متهم برای دسترسی به محاکمه ای عادلانه تضمین نمیشود برای روزنامه نگاران و وبلاگرها صادر شده اند نمونۀ بارز شرایط وسیع تر محدودیت برای آزادی بیان و عقیده می باشند.”
کارشناسان حقوق بشر ایران را دعوت به “حصول اطمینان از تضمین آزادی های بیان و عقیدۀ رسانه های مستقل و اینکه روزنامه نگاران و وبلاگرها بتوانند بدون آزار و اذیت به انجام حرفه های خود بپردازند” نمود.
جمعه
بازرسان سازمان ملل: مقامات در مورد مرگ ستار بهشتی توضیح بدهند
مرگ ستار بهشتی ۳۵ ساله، ساکن تهران، که روز ۹ آبان به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی از طريق فعاليت در شبکه اجتماعی» بازداشت شد و روز ۱۳ آبان در بازداشتگاه پلیس درگذشت تاکنون باعث واکنشهای بسیار در داخل و خارج از کشور شده است.
به گزارش خبرگزاری رویترز از شهر ژنو در سوئیس، در ادامه این واکنشهای بینالمللی بازرسان ویژه سازمان ملل بر لزوم تحقیق درباره این «جنایات مخوف» و اجرای عدالت در ایران تاکید کردهاند.
احمد شهید، گزارشگر ویژه ایران، در بیانیهای رسمی در این باره گفت: «لازم است افرادی که بالقوه در جنایاتی چنین مخوف دست داشتهاند بازجویی شده و به دست عدالت سپرده شوند، چرا که عدم انجام این اقدامات مهر تاییدی است بر فرهنگ معافیت از مجازات.»
این گفته بازرس حقوق بشر ایران در سازمان ملل در حالی است که ستار بهشتی نخستین قربانی زندان در ایران نیست و هنوز در پروندههایی چون زهرا کاظمی و بازداشتگاه کهریزک کسی مجازات نشده است.
احمد شهید و دیگر بازرسان حقوق بشر سازمان ملل در ادامه واکنش خود از «تصمیم جمهوری اسلامی برای تحقیق در مورد مرگ» ستار بهشتی استقبال کرده و با اشاره به احتمال مرگ او «زیر شکنجه» خواستهاند که یافتههای این پرونده به انتشار عمومی درآیند.
گفته میشود مرگ ستار بهشتی در زندان بر اثر شکنجه بوده است. وبسايت خبری «کلمه»، نزدیک به مخالفان حکومت، در همين زمینه تصوير شکايتنامهای منسوب به این مقتول را منتشر کرده که در مدت بازداشت نگاشته شده است. او در اين «شکايتنامه» از ضرب و شتم خود توسط نيروهای پليس فتا خبر میدهد.
کميسيون امنيت ملی مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه، ۲۴ آبان، گزارش مقدماتی خود درباره مرگ این وبلاگنويس منتقد حکومت ايران را ارائه کرد.
در اين گزارش کوتاه که به بازداشت بهشتی توسط پليس سايبری ايران (فتا) و مرگ او در بازداشتگاه اشاره شده از قوه قضاييه ايران خواسته شده است «در صورت احراز تخلف با عناصر متخلف برخورد قانونی» کند.
در همین زمینه وبسايت خبری «شبکه ايران» از بازداشت سه متهم در رابطه با مرگ ستار بهشتی خبر داده و گفته است که متهمان مسئولان بازجويی از او بودهاند که «بازداشت و تحويل دادسرای نيروهای مسلح» شدهاند.
پنجشنبه
واکنش وقیحانه رییس دستگاه قضایی به انتقادات رسانه ای در باره شهادت مظلومانه ستار بهشتی
واکنش وقیحانه رییس دستگاه قضایی به انتقادات رسانه ای در باره شهادت مظلومانه ستار بهشتی
«برخی رسانهها در خارج از کشور و حتی درون کشور طوری حرف ميزنند که انگار مقصر دستگاه قضايی بوده است.» لاریجانی افزود: «مثلاً ميگويند کهريزک دو ايجاد شده است ولی قاطعانه می گويم اگر تخلف در نيروی انتظامی رخ داده شده باشد برخورد قاطع خواهيم کرد ولی اينکه ماموری تخلف کرده و نيروی انتظامی را بکوبيم صحيح نيست. آنقدر اين تبليغات شور بود که سايتهای وابسته به دولت گفتهاند حالا معلوم ميشود دليل رئيس جمهور برای بازديد از زندان اوين چه بوده که بايد بگويم اين تلاشها وقيحانه است و اين موضوع ربطی به بازديد از اوين ندارد.»
واکنش وقیحانه لاریجانی به مرگ کارگر وبلاگ نویس زیر شکنجه سند تازه ای است که نشان می دهد برخلاف ادعای وی هیچ اراده جدی برای مجازات عاملان اصلی این جنایت در قوه قضاییه وجود ندارد. زیرا قوه قضاییه خود را در این زمینه اساسا مسئول نمی داند. واکنش لاریجانی همچنین نشان می دهد که هدف دستگاه قضایی در شرایطی که پنهان کردن دست های خون آلود شکنجه گران نظام به مدد افشاگری های رسانه ای دیگر امکان ندارد عقب نماندن در سواستفاده جنایتکارانه از این جنایت در جهت مقاصد و نیات جناحی و بیرون کشیدن دستگاه قضایی از زیر فشار انتقادات روزافزون است. به همین دلیل در حالی که اسامی و اتهامات بسیاری از قربانیان دستگاه های کشتار و شکنجه در پی بازداشت بسرعت اعلام می شود، هویت و اسامی هیچ یک از 7 نفری که به ادعای محمدحسن آصفری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در دادسرای نظامی بازداشت شده اند هنوز اعلام نشده است. این نماینده مجلس به ایرنا گفت: »هفت نفر از متهمان پرونده مرگ ˈستار بهشتیˈ در دادسرای نظامی بازداشت هستند که برای برخی از آنها وثیقه 50 میلیون تومانی در نظر گرفته شده است.» وی افزود: «هنوز سندی مبنی بر قتل عمدی و یا ضرب و شتم این وبلاگ نویس به دست نیامده » و «در هیچ کدام از گزارش های پزشکی قانونی، دادستانی تهران، نیروی انتظامی و پلیس فناوری و تبادل اطلاعات (فتا) نیز مستندی درباره ضرب و شتم وی وجود نداشته است».
آملی لاريجانی: تلاش رسانههای دولت عليه قوه قضائيه در پرونده مرگ وبلاگ نويس وقيحانه است
به گزارش خبرنگار مهر، آيتالله صادق آملی لاريجانی صبح پنجشنبه در جمع روسای دادگستری سراسر کشور با اشاره به اصل 156 قانون اساسی در مورد استقلال دستگاه قضا گفت: از تمام روسای دادگستريهای کشور ميخواهيم به دور از جوسازيهای سياسی فضای حاکم بر کشور و فضای رسانهای در احکام خود استقلال داشته باشند.
وی با اشاره به نامه نگاريهای اخير ميان قوا گفت: اين نامه نگاريها نشان از مشی استقلال دستگاه قضا بود و قوه قضائيه پای استقلال خود ايستاده است. قوه قضائيه با کسی سر جنگ ندارد و بدون استقلال صحبت از عدالت کردن بی پايه و اساس است.
آيتالله آملی لاريجانی با بيان اينکه برخی از آرای قضات کمی ضعيف است گفت: روسای دادگستريها بايد بر آرای قضات به صورت رندوم نظارت کنند و حتی جلسات نقد آرا بگذارند.
وی با انتقاد از برخی رسانهها گفت: يکی از اشکالات موجود در رسانهها پرداختن به آرا است. به عنوان مثال در موضوع مرگ وبلاگ نويس ايرانی جوسازيهای عظيمی هم از سوی رسانههای خارجی و برخی رسانهها بر عليه قوه قضائيه انجام شد. اين حادثه ناگوار بود و من در همان لحظه اول به دادستان تهران گفتم بدون در نظر گرفتن جوسازيها با قدرت و اقتدار پرونده را رسيدگی کنند ولی متاسفانه برخی رسانهها در خارج از کشور و حتی درون کشور طوری حرف ميزنند که انگار مقصر دستگاه قضايی بوده است.
رئيس دستگاه قضا افزود: مثلاً ميگويند کهريزک دو ايجاد شده است ولی قاطعانه می گويم اگر تخلف در نيروی انتظامی رخ داده شده باشد برخورد قاطع خواهيم کرد ولی اينکه ماموری تخلف کرده و نيروی انتظامی را بکوبيم صحيح نيست. آنقدر اين تبليغات شور بود که سايتهای وابسته به دولت گفتهاند حالا معلوم ميشود دليل رئيس جمهور برای بازديد از زندان اوين چه بوده که بايد بگويم اين تلاشها وقيحانه است و اين موضوع ربطی به بازديد از اوين ندارد.
آملی لاريجانی با بيان اينکه اصل حادثه برای دستگاه قضا مشخص نيست، گفت: اينکه دستگاه قضا را متهم ميکنند صحيح نيست و به اين رعايت امنيت ملی کشور نميگويند. نبايد حرفهای نادرست و ناپخته را در ميدان دشمن بريزيم. اگر ما راه درست برويم خدا آبروی ما را درست ميکند. به به گفتن چند رسانه برای ما ثروت نيست زيرا خير ذات تقوا است. از همين جا از دادستان کل و دادستان تهران ميخواهم از راه شرعی و قانونی پرونده را دنبال کند.
هفت متهم پرونده مرگ ˈستار بهشتیˈ در دادسرای نظامی بازداشت شده اند
ایرنا : عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی گفت:هفت نفر از متهمان پرونده مرگ ˈستار بهشتیˈ در دادسرای نظامی بازداشت هستند که برای برخی از آنها وثیقه 50 میلیون تومانی در نظر گرفته شده است.
محمدحسن آصفریˈ روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار سیاسی ایرنا افزود: هنوز سندی مبنی بر قتل عمدی و یا ضرب و شتم این وبلاگ نویس به دست نیامده است.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس اضافه کرد: در هیچ کدام از گزارش های پزشکی قانونی، دادستانی تهران، نیروی انتظامی و پلیس فناوری و تبادل اطلاعات (فتا) نیز مستندی درباره ضرب و شتم وی وجود نداشته است.
آصفری خاطر نشان کرد: یک نفر از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس که سابقه قضاوت پرونده های جنایی را داشته از طرف کمیسیون، مسوول پیگیری این پرونده شده است.
وی تصریح کرد: اگر در پرونده مرگ این وبلاگ نویس، کوچکترین تخلفی شده یا اینکه وی مورد ضرب و شتم قرار گرفته باشد، نظام هیچ گاه کوتاه نخواهد آمد.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان این که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شکنجه ممنوع شده است، گفت: کمیسیون امنیت ملی مجلس تا روشن شدن ابعاد این پرونده، پیگری های لازم را انجام خواهد داد
چهارشنبه
اگر به خاطیان جنایات کهریزک ارتقاء داده نمی شد، حادثه ستار بهشتی پیش نمی آمد
سرمقاله نویس این روزنامه از قوه قضاییه و مقامات مسئول خواسته است به پرسش های زیر پاسخ دهند:
اول آنکه باید روشن شود این شخص به چه جرمی بازداشت شد، آیا برخوردهای اولیه با او مطابق اصول یاد شده قانون اساسی به ویژه اصول ۳۸ و ۳۹ بوده و حقوق شهروندی او در مراحل اولیه بازداشت رعایت شده یا نه؟دوم آنکه در مدت چند روزی که در بازداشت بوده چه اتفاقی افتاده که منجر به فوت او شده؟و سوم آنکه اطلاعات مربوط به ماجرای بازداشت و حوادث پیش آمده برای این شخص و فوت او چرا توسط مسئولان مربوطه به صورت شفاف و روشن در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته و بعد از آنکه رسانههای بیگانه آن را مطرح کردند و در مجلس شورای اسلامی به این واقعه اعتراض شد، مسئولان مربوطه درصدد رسیدگی به این ماجرا برآمدند؟
این روزنامه افزوده است:در گذشته نیز بارها چنین مواردی پیش آمد ولی مسئولان به جای آنکه با اقدام درست و به موقع، مجال تبلیغات خصمانه دشمنان علیه نظام جمهوری اسلامی را از آنها بگیرند، منفعلانه با آن موارد برخورد کردند و راه را برای تاخت و تاز دشمنان باز گذاشتند. ماجرای کهریزک نیز تا مدتی به همین سرنوشت مبتلا شده بود و متأسفانه حتی بعد از آنکه اقداماتی برای رسیدگی به آن صورت گرفت باز هم با قاطعیت و سرعت لازم پی گیری نشد و تا امروز هنوز به نتیجه نرسیده است. با توجه به تجربه تلخ کهریزک است که مسئولان قضائی کشور باید به هنگام وقوع چنین ماجراهائی به موقع دست بکار شوند و وظایف خود را با سرعت و قاطعیت انجام دهند تا از طرفی چهره نظام جمهوری اسلامی ملکوک نشود و از طرف دیگر جلوی تکرار چنین وقایع زشتی گرفته شود.
در ادامه این مطلب آمده است:آنچه در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار است اینست که وعده رسیدگی به چنین ماجراهائی با قاطعیت و سرعت عمل لازم دنبال شود و با مرور زمان به فراموشی سپرده نشود. این، تجربه تلخی است که از ماجرای کهریزک برجای مانده و همچون دملی چرکین، خود را بر پیکر نظام جمهوری اسلامی تحمیل کرده است. اگر با خاطیان بازداشتگاه پرماجرای کهریزک با سرعت و قاطعیت برخورد شده بود و به آنان پست و مقام و موقعیت داده نشده بود، امروز شاهد ماجرای ستار بهشتی و ماجراهای مشابه نبودیم. حراست از نظام جمهوری اسلامی ایجاب میکند بدون اغماض با خاطیان و زیر پا گذارندگان قانون در هر مقام و منصب و در هر دستگاهی که باشند برخورد شود و جلوی تکرار چنین اقدامات ضربه زنندهای گرفته شود. این نظام بر دلها حکومت میکند و با خشونت و قانون شکنی در تضاد است.
سهشنبه
کنفرانس بین المللی حقوق بشر در تهران ! یک هفته بعد از مرگ ستار بهشتی!
صفحه فیسبوک نسرین ستوده - دومین کنفرانس بین المللی حقوق بشر و فرهنگ ها؛ فرهنگ های حقوقی در حمایت از "عدالت قضایی انسان دوستانه" صبح امروز با حضور وزیر امور خارجه ایران آغاز شد!!!
آقای علی اکبر صالحی آیا میدانید جان نسرین ستوده در خطر است؟ نسرین ستوده وکیل دادگستری، برای دفاع از حقوق کودکان، روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالین حقوق بشر در زندان است و از روز بیست و ششم مهر ماه در اعتراض به شرایط ملاقات ها و تداوم فشارهای امنیتی بر خانواده اش دست به اعتصاب غذا زده است.
آیا میدانید حکم تنبیهی به او داده اند و بطور"غیرقانونی" به سلول سرد انفرادی بند ۲۰۹ منتقل شده است؟
آیا میدانید ستار بهشتی زیر شکنجه ماموران درگذشت و ماموران گفتند خفه شوید و به شما ربطی ندارد؟
آیا میتوان "کنفرانس بین المللی حقوق بشر" بدون مطرح نمودن این موضوعات برگزار نمود؟
دوشنبه
دادستان کل کشور آثار کبودی بر بدن ستار بهشتی را تایید کرد
سایت خبرآنلاین به نقل از غلامحسین محسنی اژهای، دادستان کل کشور نوشته که بنا به نظر پزشکی قانونی ۵ جای بدن ستار بهشتی از جمله ساق پا، دست، پشت کتف و یکی از رانهایش دارای علامت کبودی بوده ولی شکستگی یا آثار خاص دیگری ندارد و در سر و صورت او هیچ گونه خون مردگی مشاهده نشده است.
این در حالی است که صبح روز دوشنبه ۲۲ آبان پایگاه اطلاعرسانی مجلس شورای اسلامی به نقل از علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس خبر داد که طبق اطلاعات اولیه آثار ضرب و شتم در بدن این فرد دیده نشده است.
محسنی اژهای اظهار داشته که اعلام نظر قطعی پزشکی قانونی درباره علت تامه مرگ و همچنین آزمایشهای سمشناسی کبد و برخی از اعضای این فرد زمانبر است و ممکن است تا ۴۵ روز طول بکشد.
ستار بهشتی، وبلاگنویس ۳۵ ساله، یک هفته پس از بازداشت کشته شد
سخنگوی قوه قضائیه البته خاطر نشان کرده که امروز به صورت تلفنی به او اطلاع دادهاند که در آزمایش سم شناسی مورد خاصی مشاهده نشده است.
محسنی اژهای گفته ستار بهشتی روز دهم آبان در زندان اوین پذیرش و به بند ۳۵۰ منتقل شده اما یازدهم آبان ماه پلیس او را از زندان تحویل می گیرد.
وی همچنین اظهار داشته در مدتی که ستار بهشتی در اختیار پلیس فتا بوده اظهار خستگی، کوفتگی و نیز سنگینی در ناحیه قلب داشته و به همین دلیل مورد معاینه پزشک قرار میگیرد اما در معاینه چیز خاصی مشاهده نمیشود و پزشک تایید میکند که قلب او سالم است.
دادستان کشور تاریخ مرگ ستار بهشتی را ۱۳ آبان اعلام کرده و از قول پلیس گفته: «صبح به او صبحانه دادیم اما ظهر هنگامی که قصد دادن ناهار این متهم را داشتیم متوجه فوتش شدیم. بلافاصله موضوع به سیستم قضایی اعلام و پرونده جدیدی برای فوتش در دادسرای امور جنایی تشکیل شد».
ماجرای نامه ستار بهشتی از زبان محسنی اژهای
DW.DE
بروجردی: آثار ضرب و شتم بر بدن ستار بهشتی نبوده است
در حالی که شاهدان عینیگفتهاند بدن ستار بهشتی کبود و خونین بوده، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس میگوید آثار ضرب و شتم بر بدن این فرد دیده نشده است.
وعده قوه قضاییه برای برخورد با عاملان قتل وبلاگنویس زندانی
تشکیل کمیته ویژه پیگیری مرگ ستار بهشتی در مجلس ایران
هفته گذشته سایت "کلمه" نامهای از ستار بهشتی را منتشر کرد که وی در آن تصریح کرده بود که در زمان بازداشت مورد شکنجه قرار گرفته است.
این نامه که دستخط ستار بهشتی بود، به نوشتهی سایت کلمه از داخل زندان در اختیار این سایت قرار گرفته بود.
در این نامه آمده: «اینجانب ستار بهشتی درتاریخ نهم آبان ماه از طرف پلیس فتا در منزل بدون حکم بازداشت شدم و در مدت دو روز بازجویی مورد انواع تهدید و ضرب و شتم قرار گرفتم، از فحش های ناموسی که به مادر بنده می گفتند و به خودم مانند [...]، مادرت سالم نیست و بسیار توهینهای دیگر و انواع ضرب و شتم با مشت و لگد و بستن به میز و لگد زدن به سر بنده و اکنون در تاریخ ۱۱ آبان بنده را باز پلیس فتا احضار کرده و با خود میبرد و بنده عواقب هر اتفاقی که برایم پیش آید مقصر را پلیس فتا میدانم».
محسنی اژهای درباره این نامه گفته معمولا نامههای زندان در اختیار مسئول بند قرار میگیرد ولی مسئول بند ۳۵۰ اصلا از موضوع نامه خبر نداشته است.
وی گفته: «وقتی نامه در سایتها منتشر شد، پس از پرس و جو دو نسخه از این نامه که به صورت کاربنی بود در اتاق ستار بهشتی پیدا شد در حالی که نسخه اصلی وجود ندارد».
دادستان کشور سپس سوالاتی درباره محتوای نامه مطرح کرده از جمله اینکه ستار بهشتی در این نامه گفته اکنون که ۱۱ آبان است پلیس فتا مرا احضار کرده و پرسیده چگونه زندانی که داخل بند است میداند چه کسی او را احضار کرده است.
اژهای در ادامه این پرسش را مطرح کرده که نسخه اصلی این نامه دست چه کسی است و نیز گفته دو نکته ابهامآمیز دیگر وجود دارد که نمیتواند فعلا درباره آنها سخن بگوید.
سخنگوی قوه قضائیه در پایان سخنان خود تصریح کرده که جان هر مسلمان و شهروندی مهم است و اگر این مرگ غیر طبیعی باشد قوه قضائیه به آن رسیدگی خواهد کرد.
ستار بهشتی وبلاگنویس روز نهم آبان در منزل مسکونیاش واقع در رباط کریم توسط پلیس فتا بازداشت و روز ۱۶ آبان جنازه او تحویل خانوادهاش داده شد.
کمیسیون امنیت ملی مجلس امروز(دوشنبه ۲۲ آبان) جلسهای با حضور نمایندگان نیروی انتظامی برای بررسی مرگ این وبلاگنویس ۳۵ ساله تشکیل داد اما هنوز خبری از نتایج این جلسه منتشر نشده است.
در عین حال شبکه ایران خبر داده که سه نفر از کسانی که مسئول بازجویی از ستار بهشتی بودهاند، بازداشت و تحویل دادسرای نیروهای مسلح شدهاند. این شبکه که از زیرمجموعههای خبرگزاری جمهوری اسلامی است، این خبر را با عنوان اختصاصی و بدون ذکر جزئیات دیگر منتشر کرده است.
به غیر از شبکه ایران، هیچ منبع دیگری خبر یاد شده را منتشر یا تایید نکرده است. رسانههای دیگر نیز این خبر را به نقل از شبکه ایران بازنشر کردهاند.
یکشنبه
بیانیه سازمان ادوار تحکیم وحدت در پی کشته شدن ستار بهشتی در زندان
سحام نیوز: سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) در پی انتشار خبر کشته شدن ستار بهشتی، وبلاگ نویس در زندان اوین با صدور بیانیه ای خواستار پاسخگویی مقامات جمهوری اسلامی نسبت به سرنوشت این شهروند معترض و شفاف سازی و تحقیق قابل باور درباره همه حقایق مرگ زندانیان سیاسی در زندان شد.
به گزارش تارنمای “ادوار نیوز” ارگان رسمی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) در این بیانیه آمده است: «آن چه مشخص است روند غیر قانونی طی شده در پرونده این وبلاگ نویس جوان، از تهدیدهای مداوم ماموران امنیتی، تا بازداشتهای مکرر و ربودن وی بدون ارائه حکم قضایی به مکانی نامعلوم، اعمال شدیدترین شکنجهها و فشارهای غیر اخلاقی وارده بر خانواده این فرد از زمان دستگیری تا امروز، قابل کتمان نیست و این تنها گوشهای از نقض کامل حقوق شهروندی و انسانی یک فرد و خانواده او در ایران امروز است و متاسفانه اینها همه حاکی از استیلای روحیه قانون گریزی، خشونت و سرکوب، قتل و فرار از مسئولیت بر نهادهای امنیتی و صد البته سیستم قضایی کشور دارد.»
متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:
یک بار دیگر خبر مرگ یک زندانی سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی ایران بر اثر شکنجه ماموران امنیتی در رسانه ها منتشر شده است و صدای ناله ها و ضجه های خانواده وی بار دیگر قلب هایمان را به درد آورده است.
اما با وجود آن که چند روز از انتشار خبر کشته شدن جوان وبلاگ نویس به نام ستار بهشتی که از سوی پلیس فتا (پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران) بازداشت شده بود در رسانه های داخلی و خارجی سپری شده است، تاکنون تمامی نهادهای مسئول از به اصطلاح نمایندگان مردم در مجلس گرفته تا دولت مدعی مهروزی و مقامات مسئول در قوه سابقا قضا! در قبال این فاجعه در سکوتی محض فرو رفته اند و کسی پاسخگوی افکار عمومی نیست.
خبر قتل این وبلاگ نویس جوان ایرانی در زندانهای جمهوری اسلامی ایران، گر چه حکایت تازهای از برخوردهای رایج سیستم امنیتی ایران با معترضان نیست، اما آن چه که این فاجعه را تحت الشعاع خود قرار داده است بی مسئولیتی، بی کفایتی، بی تفاوتی و عدم پیگیری و پاسخگویی مناسب نسبت به سرنوشت یک شهروند ایرانی از سوی مقامات مسئول است. به نظر می رسد ﻣﺘﻮﻟﻴﺎﻥ ﻣﺴﺘﺒﺪ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎی ﺍمنیتی ﻭ قضایی با بیاعتنایی به حقوق اساسی شهروندان ﻭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺟﺎﺭﻯ، هر روز فاجعهای جدید میآفرینند، بی آن که پاسخی به افکار عمومی ارائه نمایند.
در آن سو، شماری از به اصطلاح نمایندگان مجلس که سالهاست فرصت طلبانه و رندانه خود را در مقام نمایندگی مردم ایران قرار داده اند همچون همیشه به جای پیگیری این ماجرا سرگرم جدال قدرت با دولت مردان و از میدان به در کردن رقیب سیاسی خود هستند. به راستی کدام نهاد در جمهوری اسلامی می بایست پاسخگوی افکار عمومی در خصوص این پرونده باشد؟
چه کسی باید از دلایل بازداشت، نحوه بازداشت و نگهداری این شهروند معترض در بازداشتگاه و نحوه انجام تحقیقات اطلاع رسانی کند؟
این که چه شخص یا مقامی تحقیق از وی را بر عهده داشته است؟ بازپرس پرونده او چه کسی بوده است؟ زمان مرگ و علت مرگ چه بوده است؟ و بی شمار سولاتی که هر مرجع قضایی سالم و با ساختاری مستقل از قدرت و متکی به قانون، باید به آنها پاسخ دهد. اگر نمایندگان واقعی ملت امروز در مجلس حضور داشتند بی شک می بایست علیه کلیه کسانی که در دستگیری، بازداشت، تحقیقات، دادستانی، بازپرسی و همه مأموران مشغول به خدمت در بازداشتگاهی که ستار بهشتی در آن نگهداری می شد، اعلام شکایت می کردند.
آن چه مشخص است روند غیر قانونی طی شده در پرونده این وبلاگ نویس جوان، از تهدیدهای مداوم ماموران امنیتی، تا بازداشتهای مکرر و ربودن وی بدون ارائه حکم قضایی به مکانی نامعلوم، اعمال شدیدترین شکنجهها و فشارهای غیر اخلاقی وارده بر خانواده این فرد از زمان دستگیری تا امروز، قابل کتمان نیست و این تنها گوشهای از نقض کامل حقوق شهروندی و انسانی یک فرد و خانواده او در ایران امروز است و متاسفانه اینها همه حاکی از استیلای روحیه قانون گریزی، خشونت و سرکوب، قتل و فرار از مسئولیت بر نهادهای امنیتی و صد البته سیستم قضایی کشور دارد.
پر واضح است که اگر مسئولین و جریانهای سیاسی از سالها پیش در مقابل پرونده های افرادی همچون زهرا کاظمی، اکبر محمدی، زهرا بنی یعقوب، محسن روح الامینی، محمد کامرانی، رامین قهرمانی، امیرجوادیفر، احمد نجاتی کارگر و دیگران سکوت نمی کردند و به جای ارتقاء درجه عاملان و آمران این قتل ها، بازخواست و محاکمه قانونی آنها را در دستور کار قرار می دادند و ملت را از نتیجه این رفتار غیر قانونی آگاه می کردند، امروز شاهد آن نبودیم که جوانی معترض به صرف نگارش نظرات و عقایدش، به بی رحمانه ترین وجه ممکن شکنجه شود و مادر پیر و خواهر جوانش این گونه در غم فراق او بسوزند و تازه از سوی ماموران تحت فشار و تهدید نیز قرار گیرند بی آنکه یار و یاوری داشته باشند.
اما غمگنانه تر آن که در میان این سکوت قبرستانی حاکم بر مسئولان و متولیان امر، در این سوی بسیاری از نهادها و جریان های سیاسی در داخل وخارج ایران و مراجع تقلید و رسانه های مدعی استقلال نیز در اقدامی تعجب برانگیز به کنجی خزیده اند و تنها ناظر و شاهد ضجه های خانواده این زندانی سیاسی هستند و هیچ گونه تلاشی جهت روشن شدن ابعاد این جنایت هولناک نمی کنند.
از این رو سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) به نوبه خود از تمامی مقامات مسئول، مراجع تقلید، رسانه های مستقل می خواهد تا موضوع قتل این شهروند معترض را پیگیری نمایند و به سکوت خود در این باره پایان دهند.
این سازمان همچنین خواستار روشن شدن همهحقایق در باره قتلهای پی در پی زندانیان سیاسی و به ویژه پرونده اخیر است.
بی شک مسئولان زندان، نهادهای امنیتی دخیل در پرونده این زندانی سیاسی و فراتر از آن حاکمیت جمهوری اسلامی باید نسبت به وقوع اینگونه رخدادهای ننگین و ضد بشری در محضر ملت پاسخگو باشند.
زندانبانان نیز بدانند که حتی یک ساعت زندانی نمودن بیگناهان ظلمی آشکار است و آمرین و عاملین آن در دنیا و آخرت باید پاسخگو باشند.
اگر امثال ستار بهشتی ها روانه زندان نمی شدند بی شک چنین سرنوشتی برای آنان رقم نمیخورد و اگر مسبّبان درگذشت امید میرصیافی، هدی صابر، اکبرمحمدی و دیگر زندانیان جان باخته در زندان مجازات میشدند، زمینه بروز چنین اتفاقاتی به وجود نمیآمد.
این سازمان از نهادهای بین المللی حقوق بشری و سازمان ملل متحد نیز می خواهد که ضمن نظارت دقیق بر وضعیت زندانیان سیاسی، جمهوری اسلامی را وادار به رعایت حقوق زندانیان سیاسی و پذیرش مطالبات به حق آنان کند.
بدیهی است این برخورد ها با هر نیت و مقصودی، نتیجه ای جز، بی آبرویی مطلق برای نیرو های امنیتی و قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران نداشته و تنها دست آورد آن برانگیختن خشم ملتی است که سالهاست متمدنانه اعتراض می کنند و بی رحمانه سرکوب می شوند.
سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)
بیست آبان ماه هزار و سیصدو نود و یک
شنبه
شهادتنامه ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰: ستار بهشتی شکنجه شده بود
به گزارش خبرنگار کلمه، این زندانیان سیاسی در شهادت نامه ی خود آورده اند: وی در حضور افرادی در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند. زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.
یازدهم آبان ماه سال جاری کلمه از بازداشت و ضرب و ستم ستار بهشتی توسط پلیس امنیت خبر داده بود و کمتر از یک هفته پس از آن خواهر این سبز گمنام اعلام کرد که از پلیس امنیت به وی اعلام کرده اند که که این جوان ۳۵ ساله جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند.
آن زمان کلمه تاکید کرده بود که با توجه به اینکه هنوز جنازه ای به این خانواده تحویل نشده، نمی توان درباره ابعاد دقیق این خبر به طور قطعی قضاوت کرد که آیا این یک سناریوی امنیتی برای آزار خانواده اوست یا فاجعه ای است که ماموران به دنبال سرپوش گذاشتن بر روی آن اند.
کلمه پس از دو روز با انتشار سندی با دستخط ستار بهشتی که در بند ۳۵۰ شکایت خود را از کسانی که وی را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند این رفتار غیر انسانی و غیر قانونی را محکوم و از سکوت مسئولان امر و رسانه های وابسته به قدرت در کشور انتقاد کرده بود.
اینک ۴۱ زندانی سیاسی در شهادت نامه ی خود با اشاره به این سند منتشر شده توضیح داده اند: ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شده بود.
متن کامل این شهادت نامه که ۴۱ زندانی سبز در بند ۳۵۰ زندان اوین آن را امضا کرده اند و به همراه اسامی آنان در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:
در رسانه ها خبری انتشار یافته مبنی بر اینکه آقای ستار بهشتی در تاریخ ۹۱/۸/۹ بوسیله پلیس فتا (فضای تبادل اطلاعات) که زیر مجموعه پلیس امنیت نیروی انتظامی می باشد بازداشت شده است و در تاریخ ۹۱/۸/۱۶ به خانواده وی اطلاع داده شده که ستار فوت کرده است و باید جنازه اش را از سردخانه کهریزک تحویل بگیرند. در عین حال آنها را تهدید کرده اند که حق صحبت با رسانه ها را نیز ندارند.
از آنجا که آقای ستار بهشتی از ۹۱/۸/۱۰ تا ۹۱/۸/۱۱ دربند ۳۵۰ بوده و افراد این بند وضعیت دردناک جسمی و روحی وی را از نزدیک مشاهده کرده اند، وظیفه ملی و دینی خود میدانیم مسایل وی را به اطلاع ملت شریف ایران برسانیم.
اتهام آقای ستار بهشتی نوشتن مطالبی انتقادی نسبت به مسوولان نظام در وبلاگ شخصی و “انتقادی اش” بوده است. وی در حضور افراد در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند.
زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.
ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شد.
با توجه به غیر عادی بودن شرایط جسمی وی دوبار به بهداری زندان اوین اعزام شد و پزشک بهداری نیز وضعیت وی را مشاهده کرد.
روز ۹۱/۸/۱۱ ستار را که از فعالان جوان و ثابت قدم جنبش سبز بود مجددا از بند ۳۵۰ به پلیس امنیت منتقل کردند. او هنگام رفتن بسیار نگران بود و به افراد بند گفت اینها قصد کشتن مرا دارند. ۴ روز پس از انتقال وی نیز خبر مرگش به خانواده اش داده شد.
کسانی که داعیه پیروی از امیرمؤمنان علیه السلام را دارند، یعنی همان که وقتی شنید در حکومت او خلخال از پای یک زن یهودی در آورده اند فرمود: “اگر کسی از این ستم بمیرد جای سرزنشی بر او نیست”
این ظلم ها و فجایع و قتل ها وشکنجه ها که به دفعات اتفاق افتاده را می بینند و خم به ابرو نمی آورند و حتی خواب یک شب آنها نیز آشفته نمی شود.
در سال های اخیر و پس از انتخابات ۸۸ بارها وبارها این نوع شکنجه ها در مورد دستگیر شدگان در بازداشتگاه پلیس امنیت و پلیس فتا تکرار شده است و افرادی دربند ۳۵۰ بوده و هستند که خود شخصا این نوع شکنجه ها را تجربه کرده اند و ما گواهی می دهیم در موارد متعدد شاهد حضور بازداشت شدگان شکنجه شده توسط پلیس امنیت در بند ۳۵۰ بوده ایم.
ما بر این باوریم اگر با جنایتکاران کهریزک ۱ و شکنجه گران اوین که گزارش جزئیات شکنجه های آنان بارها و بارها اعلام شده است و همه ی مسوولان حکومتی از آنها مطلعند، برخورد می شد و به جای تشویق و ارتقاء مقام، مجازات می شدند، دیگر اینگونه شکنجه های وحشتناک و قتل ها که نشان دهنده کهریزک های دیگر است اتفاق نمی افتاد.
اکنون بر همه ثابت شده است که با زمامداران فعلی “آنچه البته به جایی نرسد فریاد است”، ما ضمن تسلیت و دل آرامی به خانواده مرحوم ستار بهشتی و ملت مظلوم ایران، یادآور می شویم که حاکمان کنونی چه بخواهند و چه نخواهند، در این ظلم ها و شکنجه ها و خون های به ناحق ریخته شده شریک و مسوول هستند.
امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:
محمد ابراهیمی
حسن اسدی زید آبادی
امیر اسلامی
رضا انصاری راد
ابراهیم(نادر) بابایی زیدی
عماد بهاور
سیدعلیرضا بهشتی شیرازی
امید بهروزی
امین چالاکی
سیاووش حاتم
امید خوارزمیان
مهدی خدایی
محمد داوری
امیرخسرو دلیرثانی
سیدمحمدعلی دادخواه
علیرضا رجایی
محمد رضایی
فرزاد روحی
حسین زرینی
عبدالفتاح سلطانی
ادریس سیدین
پوریا شاهپری
محسن(بهمن) صادقی نور
محمدفرید طاهری قزوینی
بهادر علیزاده
افشین کرم پور
حمیدرضا کرواسی
امیر گرشاسبی
جعفر گنجی
سیامک قادری
ابوالفضل قدیانی
علی اکبر قطبی
فرشید لاهوتی
عبدالله مومنی
محسن میردامادی
مصطفی نیلی
محمد علی ولایتی
فرشید یدالهی
محمدحسن یوسف پورسیفی
محمدامین هادوی
سیداحمد هاشمی
چهارشنبه
تایید وجود جنازه شکنجه شده یک جوان در پزشکی قانونی کهریزک /غسل پیکر ستار بهشتی بدون حضور خانواده
جـــرس: خانواده ستار بهشتی می گویند ماموران امنیتی تهدیدشان کرده اند که حق ندارند در زمان تغسیل جنازه او حضور داشته باشند. ماموران گفته اند که خودشان کار شست و شوی جنازه را انجام خواهند داد.
به گزارش کلمه، در حالی که خانواده ستار بهشتی روز گذشته گفته بودند ماموران پلیس امنیت اطلاع داده اند که این زندانی جوان، جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند، اظهارات اعضای این خانواده حاکی از آن است که شوهر خواهر وی صبح امروز به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کرده است، اما هنوز خبری درباره رویت جنازه و برنامه های تشییع و تدفین احتمالی او در دست نیست.
با این حال یک منبع موثق در پزشکی قانونی کهریزک به کلمه اطلاع داده که جنازه جوانی که بر اثر شکنجه کشته شده بود، دیشب در این محل بوده است.
نام پزشکی قانونی کهریزک، با نام دهها تن از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات گره خورده است که جنازه های آنها در این محل به خانواده هایشان تحویل داده می شد.
یک منبع مطلع دیگر هم از مسئولان پلیس فتا نقل کرده که ستار بهشتی طاقت بازجویی ها را نداشته! و به این خاطر درگذشته است. به گفته این منبع، گفته شده که وی همکاری نمی کرده و به این خاطر تحت فشار بوده است.
تلاش ها برای تماس با پلیس فتا در تایید یا تکذیب این خبر تاکنون ناکام مانده است.
خانواده ستار بهشتی هیچ اطلاعی از محل نگهداری وی در دوره بازداشت و بازجویان و اتهامش ندارند و تنها افرادی که خود را مامور پلیس امنیت معرفی کرده اند، با آنها تماس گرفته و درگذشت ستار را به آنها اطلاع داده اند.
خواهر ستار بهشتی صبح امروز گفت که ماموران در تماس با همسرش از وی خواسته اند با مدارک شناسایی ستار بهشتی و مادرش به سردخانه کهریزک مراجعه کنند. به گفته وی، ماموران همچنین تاکید کرده اند که مراسم شست و شوی ستار بهشتی توسط آنان انجام خواهد شد و هیچیک از اعضای خانواده حق حضور ندارند.
وی که منتظر تماس تلفنی همسرش از بهشت زهرا بود، می گفت که مطمئن است ستار را کشته اند. خانم بهشتی در مقابل این سوال که با چه اطمینانی می گویید که از پلیس فتا با شما تماس گرفته اند، می گوید که این شماره ای بوده که بارها از طرف پلیس فتا با آنها تماس گرفته شده است؛ اما اشاره ای به زمان و علت این تماس ها نمی کند.
همانگونه که پیش از این در گفت و گوی خانواده ستار بهشتی عنوان شده بود، پلیس فتا در رفتاری عجیب، خانواده را درباره این احتمال که وی از قبل مشکل جسمی داشته است یا نه، مورد سوال قرار داده اند. خانواده این قربانی بر سلامت جسمی کامل ستار بهشتی تا قبل از بازداشت تصریح دارند.
بر اساس گزارش هفته پیش کلمه، ستار بهشتی که در بازجویی ها تحت فشار برای اعتراف و پذیرفتن خواست بازجویان فتا بوده است، پس از مقاومت به صندلی بسته می شده و مورد ضرب و شتم قرار می گرفته است.
بازتاب اولین سایت جریان اصولگرا است که به خبر درگذشت ستار بهشتی اشاره کرده و او را وبلاگنویسی معرفی کرده که “توسط پلیس فتا دستگیر شده بود، حین بازجویی درگذشته است.”
بازتاب در این باره نوشته است: درگذشت تاسفبار این جوان که احتمالا به دلیل قصور یا تقصیر عوامل دخیل در پرونده وی صورت گرفته است، یادآور خاطرات تلخی نظیر مرگ زهرا کاظمی در زندان اوین، مرگ زهرا بنی یعقوب، پزشکی در همدان، مرگ هاله سحابی و پرونده کهریزک است که تا کنون، هیچ یک به نتیجه قطعی نرسیده است. البته موضوع دفاع از مواضع این وبلاگنویس یا دیگر افراد نیست؛ سخن این است که به پرونده هر متهمی با هر مواضعی باید مطابق قانون و با رعایت کلیه حقوقش رسیدگی شود تا چنین وقایع ناگواری رخ ندهد.
نویسنده این سایت خاطرنشان کرده است: رسیدگی دقیق و علنی به پرونده ستار بهشتی و محاکمه قاصران و مقصران این پرونده، انتظاری است که افکار عمومی از مقامات قضایی، به ویژه دادستان تهران دارند تا بدون اثرپذیری از فشارها، اعتماد مخدوش شده به اقتدار دستگاه قضایی در پرونده های مذکور را ترمیم کند.
آخرین مطلب نوشته شده در وبلاگ ستار بهشتی به قلم خودش :تهدید می کنند اطلاع رسانی نکنید وگرنه دهانتان را می بندیم
نظام جمهوری اسلامی، فریاد،وا مصیبتابرای فلسطین، بحرین وبسیاری از کشورها سر میدهدو از نبود آزادی بیان و اطلاع رسانی نشدن از آن کشورها ابراز نگرانی می کند. اما نمی گوید این همه فیلم وعکس که به صورت حرفه ایی گرفته می شوداز کجا می آید؟ نمی گوید چگونه اطلاع رسانی نمی شود، که گزارشگران، شبکه های تلوزیونی نظام به طور مستقیم از آن کشورها، گزارش زنده تهیه می کنند وبه خوردمردم میدهند. آن هم گزارشاتی یک طرفه و آنقدر این مطالب رابه زور به خورد مردم می دهند، که حالت تهوع وتنفراز دیدن شبکه های جمهوری اسلامی به انسان دست می دهد. اما درمورد وضعیت اسفبارنقض مداوم حقوق بشر در ایران سکوت می کند! ازهر روزبازداشت، شکنجه، زندان واعدام های دسته جمعی سخنی به میان نمی آورد، زندانیان سیاسی رادر بدترین شرایط و بدترین وضعیت قرار می دهدبرای شکسته شدن آنها اما خبری از وضعیت آن عزیزان نه تنهابه وکلا آنها نمی دهند وحتی اجازه داشتن وکیل را به آنها نمی دهند! بلکه حتی از اطلاع رسانی ازحال آن عزیزان به خانواده هایشان جلوگیری می کند!؟ خانواده های این عزیزان راتهدید می کند، که نه اجازه مصاحبه ونه اطلاع رسانی به هرگونه درباره عزیز خود ندارید؟! تهدید خود را به این مرحله ختم نمی کنند، و اظهار می دارند، اگراطلاع رسانی کنید خود وجان خانواده خود را به خطرمی اندازید؟! می گویند دختران واعضای خانواده رابازداشت می کنیم. شعار آنها این است. ما بازداشت می کنیم، شکنجه می دهیم. شما سکوت کنید! شما اطلاع رسانی نکنید!
"آقایان" این چه قانونی است؟ در کجا این قانون اجرای شده؟ واکنون شما این قانون را برای مردم ایران به ارمغان آوردید. این قانون جز درکشورهای دیکتاتوری جای دیگری اجرای شده؟ باور کنید در بدترین کشورهای دیکتاتوری دنیا هم این طور قانون من درآوردی اجرایی نشده! وحتی اگر اجرای هم شده باشد به اسم حکومت تمام شده، نه به اسم دین، خدا وبدنام کردن دین وخدای آن دین! چرا باید شما بازداشت کنید، شکنجه دهید، اعدام کنید....و خانواده سکوت کنند. چرا شما از حکومت به پایین نمی آیید ودر حکومت دیگری نمی روید که چنین بلایی برسر شما بیاورند، ومعنی ومزه آن را درک کنید؟ درجنگل هم این قانون نیست که درنظام شما هست! اگر از کار و هنر خودکه انجام می دهید مطمئن هستید، قابل قبول است، پس چرا از بازگو شدن آن هراس دارید؟ بگذارید اطلاع رسانی شود تا بقیه حکومت های دنیا یادبگیرند و بدانند، چه نظام مردم سالاری اداره می کنید! اگر خود می دانید کارشما چنان حقیر وزبون است که مورد خنده دردنیا میشویدچرا انجام میدهید؟ چگونه است که خبرنگاران شبکه های تلوزیونی شما، در سراتاسر دنیا هستندو از آنجا از هرچه بخواهند گزارش می دهند؟ اما شبکه های دیگر دنیا درایران یا نیستند ویا مطالبی که شما بخواهید باید انتشار بدهند؟ برای چند روز حکومت کردن بیشتر آیا ارزش این همه ظلم کردن را دارد؟ آیا قانون من درآوردی شما پیش وجدان خود اعتباردارد؟.
حال من نظر دیگری میدهم. شما اگر از اطلاع رسانی هراس دارید؟ یا ازحکومت کناره گیری کنید! و یا ظلم نکنید. شما بازداشت نکنید، شکنجه ندهید، سلاخی نکنید تا اطلاع رسانی هم نشود. در غیر این صورت نه تنها اطلاع رسانی می شودبلکه به زودی بساط ظلم شما برسرتان فرو خواهد ریخت. اطلاع رسانی از وضعیت هر انسان در حال ظلم وستم کشیدن وظیفه تک تک افراد یک جامعه است، وهرکس در این کار کوتاهی کند به خود وبه وجدان خود خیانت کرده است! هرکس در اطلاع رسانی دریغ کند چاهی برای خود کنده است! چون شما نوبت به نوبت هرکسی که صدای مخالفت بلند کند، قصد ساکت کردن آن را دارید، حتی اگر این ابراز مخالفت در گوشه ای خلوت خانواده گی افراد باشد. پس ما را از تهدیدات خود نه ترسانیدچون ترسی در دل ما نیست، دیگر جای ترسی نمانده، شلاق وشکنجه شدن، ما را از اطلاع رسانی کردن باز نمی دارد. اگر شعار شما این است که
ما بازداشت می کنیم، شکنجه می دهیم. شما سکوت کنید! شما اطلاع رسانی نکنید!
شعار ما هم این است. پابه میدان گذاشتیم در این مبارزه یا از قفس تن رهایی می یابیم یا قفس ظلم شما رادرهم می شکنیم.
زنده وپاینده ایرانی وایران جانم فدای ایران.
نویسنده ستار
صدای خواهر و مادر ستار بهشتی وبلاگ نویس کشته شده بر اثر شکنجه در پلیس فتا ایران
بر اساس گزارش های تکمیلی ماموران امنیتی در تماس تلفنی دوباره با خانواده ستار بهشتی، از آنها خواسته اند فردا جنازه این زندانی ِ کشته شده را در کهریزک تحویل بگیرند.
به گزارش خبرنگار کلمه، این تماس تلفنی از سوی ماموران پلیس فضای تبادل اطلاعات با عموی ستار بهشتی انجام گرفته و از وی خواسته اند فردا به همراه خانواده برای تحویل گرفتن جنازه برادرزاده اش به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند.
بدین ترتیب احتمال ناامیدانه ای که در خبر قبلی کلمه مطرح شده بود مبنی بر اینکه شاید ماموران با این ادعا قصد آزار خانواده ستار بهشتی را داشته اند، نیز منتفی به نظر می رسد.
کشته شدن یک زندانی دیگر در اوین، آن هم حدود ده روز پس از بازداشت و در پی شکنجه های تکان دهنده ای که برای افشای ابعاد آن هنوز باید منتظر بود، فاجعه ای است که مشخص نیست مسئولان قضایی و امنیتی چگونه می خواهند پاسخگوی آن باشند و چه توضیحی در این باره برای مردم و خانواده ی این زندانی دارند که فرزندشان پشت دیوارهای زندان نظارت ناپذیر اوین، زیر شکنجه کشته شده است.
سهشنبه
اعلام فوت ستار بهشتی، وبلاگ نویس در بازداشتگاه پلیس فتا در اثر شکنجه
یکی از اقوام نزدیک به خانواده ستار بهشتی در گفتگو با گزارشگر هرانا اعلام داشت در پیگیری های که امروز شوهر خواهر (داماد) ستار بهشتی انجام داده است ماموران نیروی انتظامی به وی اعلام داشتند که فردا برای تحویل پیکر این وبلاگ نویس به سردخانه کهریزک مراجعه نمایند.
ستار بهشتی وبلاگ نویس و فعال در فضای مجازی ظهر سه شنبه نهم آبان ماه در پی مراجعه مامورین پلیس فتا به منزل پدری اش در رباط کریم بازداشت و با توقیف کامیپوتر به مکان نامعلومی منتقل شده بود.
عمده فعالیتهای ستار بهشتی در شبکههای اجتماعی همچون فیسبوک و وبلاگ نویسی بوده است.
این منبع مطلع در گفتگو با هرانا اعلام داشت: «پس از اعلام این موضوع به داماد خانواده مجددا با خانواده ایشان تماس گرفته شده است و ایشان را به پلیس امنیت تهران واقع در خیابان شریعتی احضار کردند و در پاسخ به سوال ما که چه اتفاقی افتاده است گفتند شما حق سوال کردن ندارید و خفه شوید.»
وی در پایان خاطر نشان کرد: «ستار بهشتی پیش از بازداشت هیچگونه بیماری نداشته و در زمان بازداشت نیز سالم بوده است.»
همچنین سحام نیوزنوشت : ستار بهشتی، از فعالان و خبرنگاران گمنام سبز؛ زیر شکنجه ماموران امنیتی درگذشته است.
مامواران پلیس امنیت، صبح امروز در تماس با خانواده این زندانی سیاسی، به آنان اطلاع داده اند که برای تحویل جنازه برادرش مراجعه کنند.
مادر ستار بهشتی دقایقی پیش در مصاحبه با خبرنگار سحام در حالی که به شدت گریه می کرد و نام ستار را فریاد میزد می گفت: “امروز به ما تماس گرفتند که فردا بیایید جنازه را تحویل بگیرید؛ اعتراف نکرده.”
مادر این شهید جنبش سبز که قادر به ادامه صحبت نبود از ما خواست تا با عموی ستار صحبت در این خصوص صحبت کنیم.
عموی ستار بهشتی به سحام گفت: “از ما خواسته اند فردا صبح پس از هماهنگی با ماموران به کهریزک مراجعه کنیم و جنازه را تحویل بگیریم.”
عموی ستار در ادامه می گوید: ” تا امروز هیچ خبری از وی نداشتیم. تا اینکه امروز دامادمان را احضار کرده اند و به وی میگویند که ستار فوت کرده و به مادر و خواهر وی اطلاع دهید.”
عموی این شهید جنبش افزود: “هنگامی که علت فوت را جویا شدیم به ما گفتند خفه شوید و به شما ربطی ندارد”.
خانواده ستار بهشتی همچنان امیدوارند که این خبر دروغ باشد.
بنا به گفته عموی این زندانی سیاسی، وضعیت روحی مادر وی به شدت وخیم است و ستار تنها نان آور و پرستار وی بوده است.
ستار بهشتی یکی از بازداشت شدگان وقایع سال ۷۸ کوی دانشگاه و نیز از فعالین مدنی در فضای مجازی و وبلاگ نویس و منتقد به سیاست های دولت بود که در سال های گذشته نیز سابقه دستگیری و محکومیت داشته است. این زندانی سیاسی ۳۵ ساله و یک کارگر ساده می باشد که در هنگام بازداشت نان آور خانواده اش بوده است.
همچنین سایت کلمه از قول شاهدان عینی از زندان اوین گزارش داده بود که وی در بازجویی ها به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته و آثار کبودی و شکنجه بر تن و صورت و سر این زندانی سیاسی مشهود بوده است.
روز گذشته نیز مادر ستار بهشتی با تشریح نحوه دستگیری فرزندش به سحام گفته بود: نزدیک ظهر بود و من در خانه نشسته بودم وقتی صدای در آمد رفتم جلوی منزل، شخصی به من گفت آقا ستار هست؟ و هنگامی که من قصد داشتم درب منزل را ببندم فرد دیگری هم آمد و درب منزل را فشار دادند و وارد خانه شدند.
مادر این زندانی سیاسی در در ادامه گفته بود: من به مامورین گفتم شاید دخترم در منزل با لباس نامناسبی باشد که مامورین بدون توجه به حرفهای من وارد شدند و تمام وسایل از جمله کامپیوتر فرزندم و تمامی دست نوشته ها و مطالب وی را با خود بردند.
وی خاطرنشان کرده بود: حتی برای بردن فرزندم اجازه نمی دادند تا لباسهایش را عوض کند. از یکی از مامورین خواهش کردم تا دستان فرزندم را باز کند و اجازه دهد تا فرزندم لباس خود را تغییر دهد که بهر حال یکی از دستان وی را باز کردند و از آن تاریخ تا کنون هیچگونه خبری به من نمی دهند که فرزندم را به کدام محل انتقال داده اند.
این مادر رنجدیده در مصاحبه دیروز عنوان کرده بود: من از طریق بستگان اطلاع پیدا کردم که در سایت ها، خبر فرزندم انتشار پیدا کرده که از ناحیه بدن بطور کلی (دست، پا، صورت) آسیب دیده و بازجوها از درمان وی خودداری می کنند.
اشتراک در:
پستها (Atom)


