‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه

بیانیه سازمان ادوار تحکیم وحدت در پی کشته شدن ستار بهشتی در زندان


سحام نیوز: سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) در پی انتشار خبر کشته شدن ستار بهشتی، وبلاگ نویس در زندان اوین با صدور بیانیه ای خواستار پاسخگویی مقامات جمهوری اسلامی نسبت به سرنوشت این شهروند معترض و شفاف سازی و تحقیق قابل باور درباره همه حقایق مرگ زندانیان سیاسی در زندان شد.

به گزارش تارنمای “ادوار نیوز” ارگان رسمی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) در این بیانیه آمده است: «آن چه مشخص است روند غیر قانونی طی شده در پرونده این وبلاگ نویس جوان، از تهدیدهای مداوم ماموران امنیتی، تا بازداشت‌های مکرر و ربودن وی بدون ارائه حکم قضایی به مکانی نامعلوم، اعمال شدید‌ترین شکنجه‌ها و فشارهای غیر اخلاقی وارده بر خانواده این فرد از زمان دستگیری تا امروز، قابل کتمان نیست و این تنها گوشه‌ای از نقض کامل حقوق شهروندی و انسانی یک فرد و خانواده او در ایران امروز است و متاسفانه اینها همه حاکی از استیلای روحیه قانون گریزی، خشونت و سرکوب، قتل و فرار از مسئولیت بر نهاد‌های امنیتی و صد البته سیستم قضایی کشور دارد.»

متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:

یک بار دیگر خبر مرگ یک زندانی سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی ایران بر اثر شکنجه ماموران امنیتی در رسانه ها منتشر شده است و صدای ناله ها و ضجه های خانواده وی بار دیگر قلب هایمان را به درد آورده است.

اما با وجود آن که چند روز از انتشار خبر کشته شدن جوان وبلاگ نویس به نام ستار بهشتی که از سوی پلیس فتا (پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران) بازداشت شده بود در رسانه های داخلی و خارجی سپری شده است، تاکنون تمامی نهادهای مسئول از به اصطلاح نمایندگان مردم در مجلس گرفته تا دولت مدعی مهروزی و مقامات مسئول در قوه سابقا قضا! در قبال این فاجعه در سکوتی محض فرو رفته اند و کسی پاسخگوی افکار عمومی نیست.

خبر قتل این وبلاگ نویس جوان ایرانی در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران، گر چه حکایت تازه‌ای از برخوردهای رایج سیستم امنیتی ایران با معترضان نیست، اما آن چه که این فاجعه را تحت الشعاع خود قرار داده است بی مسئولیتی، بی کفایتی، بی تفاوتی و عدم پیگیری و پاسخگویی مناسب نسبت به سرنوشت یک شهروند ایرانی از سوی مقامات مسئول است. به نظر می رسد ﻣﺘﻮﻟﻴﺎﻥ ﻣﺴﺘﺒﺪ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎی ﺍمنیتی ﻭ قضایی با بی‌اعتنایی به حقوق اساسی شهروندان ﻭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺟﺎﺭﻯ، هر روز فاجعه‌ای جدید می‌آفرینند، بی آن که پاسخی به افکار عمومی ارائه نمایند.

در آن سو، شماری از به اصطلاح نمایندگان مجلس که سالهاست فرصت طلبانه و رندانه خود را در مقام نمایندگی مردم ایران قرار داده اند همچون همیشه به جای پیگیری این ماجرا سرگرم جدال قدرت با دولت مردان و از میدان به در کردن رقیب سیاسی خود هستند. به راستی کدام نهاد در جمهوری اسلامی می بایست پاسخگوی افکار عمومی در خصوص این پرونده باشد؟

چه کسی باید از دلایل بازداشت، نحوه بازداشت و نگهداری این شهروند معترض در بازداشتگاه و نحوه انجام تحقیقات اطلاع رسانی کند؟

این که چه شخص یا مقامی تحقیق از وی را بر عهده داشته است؟ بازپرس پرونده او چه کسی بوده است؟ زمان مرگ و علت مرگ چه بوده است؟ و بی شمار سولاتی که هر مرجع قضایی سالم و با ساختاری مستقل از قدرت و متکی به قانون، باید به آنها پاسخ دهد. اگر نمایندگان واقعی ملت امروز در مجلس حضور داشتند بی شک می بایست علیه کلیه کسانی که در دستگیری، بازداشت، تحقیقات، دادستانی، بازپرسی و همه مأموران مشغول به خدمت در بازداشتگاهی که ستار بهشتی در آن نگهداری می شد، اعلام شکایت می کردند.

آن چه مشخص است روند غیر قانونی طی شده در پرونده این وبلاگ نویس جوان، از تهدیدهای مداوم ماموران امنیتی، تا بازداشت‌های مکرر و ربودن وی بدون ارائه حکم قضایی به مکانی نامعلوم، اعمال شدید‌ترین شکنجه‌ها و فشارهای غیر اخلاقی وارده بر خانواده این فرد از زمان دستگیری تا امروز، قابل کتمان نیست و این تنها گوشه‌ای از نقض کامل حقوق شهروندی و انسانی یک فرد و خانواده او در ایران امروز است و متاسفانه اینها همه حاکی از استیلای روحیه قانون گریزی، خشونت و سرکوب، قتل و فرار از مسئولیت بر نهاد‌های امنیتی و صد البته سیستم قضایی کشور دارد.

پر واضح است که اگر مسئولین و جریان‌های سیاسی از سالها پیش در مقابل پرونده های افرادی همچون زهرا کاظمی، اکبر محمدی، زهرا بنی یعقوب، محسن روح الامینی، محمد کامرانی، رامین قهرمانی، امیرجوادی‌فر، احمد نجاتی کارگر و دیگران سکوت نمی کردند و به جای ارتقاء درجه عاملان و آمران این قتل ها، بازخواست و محاکمه قانونی آنها را در دستور کار قرار می دادند و ملت را از نتیجه این رفتار غیر قانونی آگاه می کردند، امروز شاهد آن نبودیم که جوانی معترض به صرف نگارش نظرات و عقایدش، به بی رحمانه ترین وجه ممکن شکنجه شود و مادر پیر و خواهر جوانش این گونه در غم فراق او بسوزند و تازه از سوی ماموران تحت فشار و تهدید نیز قرار گیرند بی آنکه یار و یاوری داشته باشند.

اما غمگنانه تر آن که در میان این سکوت قبرستانی حاکم بر مسئولان و متولیان امر، در این سوی بسیاری از نهادها و جریان های سیاسی در داخل وخارج ایران و مراجع تقلید و رسانه های مدعی استقلال نیز در اقدامی تعجب برانگیز به کنجی خزیده اند و تنها ناظر و شاهد ضجه های خانواده این زندانی سیاسی هستند و هیچ گونه تلاشی جهت روشن شدن ابعاد این جنایت هولناک نمی کنند.

از این رو سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) به نوبه خود از تمامی مقامات مسئول، مراجع تقلید، رسانه های مستقل می خواهد تا موضوع قتل این شهروند معترض را پیگیری نمایند و به سکوت خود در این باره پایان دهند.

این سازمان همچنین خواستار روشن شدن همه‌حقایق در باره قتل‌های پی در پی زندانیان سیاسی و به ویژه پرونده اخیر است.

بی شک مسئولان زندان، نهادهای امنیتی دخیل در پرونده این زندانی سیاسی و فراتر از آن حاکمیت جمهوری اسلامی باید نسبت به وقوع اینگونه رخدادهای ننگین و ضد بشری در محضر ملت پاسخگو باشند.

زندانبانان نیز بدانند که حتی یک ساعت زندانی نمودن بی‌گناهان ظلمی آشکار است و آمرین و عاملین آن در دنیا و آخرت باید پاسخگو باشند.

اگر امثال ستار بهشتی ها روانه زندان نمی شدند بی شک چنین سرنوشتی برای آنان رقم نمی‌خورد و اگر مسبّبان درگذشت امید میرصیافی، هدی صابر، اکبرمحمدی و دیگر زندانیان جان باخته‌ در زندان مجازات می‌شدند، زمینه بروز چنین اتفاقاتی به وجود نمی‌آمد.

این سازمان از نهادهای بین المللی حقوق بشری و سازمان ملل متحد نیز می خواهد که ضمن نظارت دقیق بر وضعیت زندانیان سیاسی، جمهوری اسلامی را وادار به رعایت حقوق زندانیان سیاسی و پذیرش مطالبات به حق آنان کند.

بدیهی است این برخورد ها با هر نیت و مقصودی، نتیجه ای جز، بی آبرویی مطلق برای نیرو های امنیتی و قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران نداشته و تنها دست آورد آن برانگیختن خشم ملتی است که سالهاست متمدنانه اعتراض می کنند و بی رحمانه سرکوب می شوند.

سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)
بیست آبان ماه هزار و سیصدو نود و یک
Balatarin

چهارشنبه

بیانیه فعالین حقوق بشر و حقوقدانان زندانی در بند ۳۵۰ به مناسبت روز جهانی نفی اعدام

no to executionبامدادخبر – جمعی از فعالین حقوق بشر و حقوقدانان محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، در نامه‌ای به مناسبت روز جهانی مبارزه با اعدام، طی بیانیه‌ای خواستار حذف اعدام از قوانین جمهوری اسلامی شده‌اند.
در این بیانیه با اشاره به تعداد بسیار زیاد اعدام در ایران خواستار رویه‌ای شده‌اند که بتوان اعدام را با احکامی دیگر جایگزین کرد.
بیانیه‌ای که به دست بامدادخبر رسیده به شرح زیر است:
خلق یکسره نهال خدایند، هیچ از این نهال نه بشکن و نه برکن
آنچه از تجربه انسان در رهگذر تاریخ به ما رسیده حکمت اندیشمندانی است که ما را به این مهم رهنمون می‌کنند که جان انسان، عطیه خداوند است و هیچ قدرتی نباید قصد ستاندن جان انسانی را نماید که حیات انسان دیگری را نگرفته است.
دنیای امروز بشریت به لطف این مهم، مراجع تصمیم گیری و بین الملی را وا داشته است تا در پی رفع و حذف اعدام باشند و از این رو دهم اکتبر را به عنوان روز نفی اعدام در تقویم بین الملل برگزیده‌اند، با این امید که این حکم از صحنه گیتی محو گردد.
متاسفانه کشورمان ایران با پیشینه تاریخی حکمت، ادب و عرفان در زمره کشورهایی ست که در صدر مجریان حکم اعدام می‌باشد و خواست ما این است که با لغو حکم اعدام از صحنه‌ی قضایی ایران، مهر به جای کین، منطق به جای زور و اصلاح بزهکاران و خشکاندن ریشه معضلات اجتماعی به جای اعدام نشیند؛ باشد که بر عرصه‌ی گیتی به مهر، عدالت و عقلانیت شناخته شویم.
سید محمد سیف‌زاده
عبدالفتاح سلطانی
محمدعلی دادخواه
سید مهدی خدایی
محمدیوسف‌پور سیفی
حمیدرضا مرادی
فرشید یدالهی
رضا انتصاری
امید بهروزی
امیر اسلامی
افشین کرم‌پور
مصطفی دانشجو
مصطفی نیلی
Balatarin

یکشنبه

بیانیه مادران پارک لاله به مناسبت سالگرد اعدام های ۶۷



• مادران پارک لاله به مناسبت بیست و چهارمین سالگرد از کشتار بی رحمانه زندانیان سیاسی در سال ۶۷ توسط مسوولان جمهوری اسلامی بیانیه ای داده و این قتل عام دسته جمعی را مصداق بارز "جنایت علیه بشریت" خوانده اند ...



اخبار روز: مسیر دادخواهی را چگونه باید هموار کرد؟ما مادران پارک لاله و حامیان، کشتارهای دهه شصت و به ویژه کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را محکوم می کنیم و همراه با مادران داغدار دادخواهیم!
بیست و چهار سال از کشتار بی رحمانه زندانیان سیاسی در سال ۶۷ توسط مسوولان جمهوری اسلامی می گذرد. جنایتی که مصداق بارز "جنایت علیه بشریت" است و لایه های پنهان آن هر روز آشکار و آشکارتر می شود. در این سال های سیاه با وجود سرکوب شدید ارگان های مختلف امنیتی، مادران خاوران و خانواده های جان باختگان، زندانیان سیاسی جان به در برده، فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر و در سال های اخیر مادران پارک لاله در ایران و حامیان در خارج از کشور، به اشکال مختلف به صورت فردی و جمعی تلاش های مستمری انجام داده اند تا بتوانند مسیر دادخواهی را هموار کنند.
شاید بتوان گفت فعالیت های مادران خاوران و خانواده های جان باختگان و جان به در بردگان در ایران با وجود تمام فشارهای وارده و تهدیدهای مداوم و در خارج از کشور با تمام کمبودها از اثرگذارترین این تلاش ها در جلوگیری از فراموشی و برای دادخواهی بوده است. تلاش هایی چون حضور دایمی در خاوران و دیگر گورستان های تهران و شهرستان ها، برگزاری مراسم یادبود، برگزاری سمینارها، ارتباط خانواده ها با یکدیگر، نوشتن مطالب و گزارش های افشاگرانه، انجام مصاحبه های اعتراضی، گفت و شنود با مردم کوچه و خیابان برای شناساندن ابعاد و عمق فاجعه و غیره.
کارزار ایران تریبونال نیز با الگو برداری از دادگاه راسل و با کمک حقوق دان های برجسته حقوق بشری، توانسته است با تلاش های چندین ساله خود و جمع آوری اظهارات برخی از بازماندگان و شاهدان بخشی هرچند بسیار ناچیز از این جنایات بی شمار را به شکل سیستماتیک به معرض دید همگان بگذارد و مورد بررسی قرار دهد.
به یقین می دانیم تا تحقق دادخواهی راه درازی در پیش است و تنها با افشاگری هم نمی توان در این راه موفق شد و باید برای گسترش فرهنگ دادخواهی تلاشی دو چندان کرد. دیر یا زود تمامی شرکای جنایت های جمهوری اسلامی در برابر دادگاهی مردمی و عادلانه در برابر دادخواهان قرار خواهند گرفت تا پاسخ گوی جنایت های بی شمار خود باشند و باید هوشیار بود تا مسیر دادخواهی منحرف نشود.
ما باید از تجربه پیروزی و شکست دادخواهان در دیگر کشورها درس بگیریم تا بتوانیم برای برقراری عدالت مسیر درستی را انتخاب کنیم تا دوباره این دور بی عدالتی تکرار نگردد.
ما می دانیم در حکومت های دیکتاتوری که نقض حقوق بشر و ارتکاب به جنایت از اصول ماندگاری حکومت شان است، هیچ گاه نمی تواند عدالتی برقرار گردد، اما می توان با روشی روشنگرانه و اعتراض های ملی و بین المللی از تکرار آن جلوگیری کرد و فضای عمومی را برای طرح دادخواهی فراهم ساخت. واقعیت این است که تجربه بسیاری از کشورهای جهان نشان داده است که پروسه عدالت انتقالی پس از جنگ یا پس از پایان دیکتاتوری، از طریق تشکیل کمیسیون حقیقت یاب و با کمک سه نیروی اصلی (خانواده ها، قربانیان و شاهدان جنایت ها؛ گروه ها و نهادهای حقوق بشری مانند عفو بین الملل یا نهادهایی اجرایی تر مانند دادگاه جنایی بین المللی و دولت های انتقالی و نیروهای وابسته به آن) متحقق شده است. شایان توجه است برای کشف حقیقت یک الگوی واحدی وجود ندارد و هر کشوری باید متناسب با نیازهای محلی خود، رویکرد مناسبی را برای برخورد با جنایت کاران و برای جلوگیری از تکرار جنایت و برقراری عدالت اختیار کند.

حال ما اعتقاد داریم برای کمک به روند کشف حقیقت در مورد جنایت های صورت گرفته در جمهوری اسلامی ایران می توان با کمک شبکه های واقعی و مجازی مشمل بر گروه ها و افراد دادخواه از هم اکنون آغاز به کار کرد. از یک طرف به جمع آوری و مستند کردن اظهارات بازماندگان و شاهدان عینی پرداخت و از طرف دیگر مسوولان حکومتی دیروز و امروز را وادار به پاسخ گویی در برابر جنایت های صورت گرفته در این سی و سه سال کرد و در کنار این فعالیت ها با ادبیات دادخواهی بیشتر آشنا شد تا بتوان مسیر رسیدن به آن را هموار کرد.

ما مادران پارک لاله با تاکید بر سه خواسته همیشگی خود؛ لغو مجازات اعدام، آزادی زندانیان سیاسی- عقیدتی، محاکمه و مجازات تمامی آمران و عاملان شریک در جنایت های جمهوری اسلامی؛ کشتارهای دهه ۶۰ و بخصوص کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را به شدت محکوم می کنیم و تا زمان دادخواهی و برقراری عدالت هم چنان ایستاده ایم.
ما برای گسترش فرهنگ دادخواهی و شفاف شدن مفاهیم وابسته به آن، سلسله گفت گوهایی را با برخی از دادخواهان و هم چنین با افراد متخصص در زمینه حقوق بشر و فعالان سیاسی و مدنی با گرایش های مختلف ترتیب داده ایم تا بتوانیم در این زمینه قدمی هر چند کوچک برداریم که به زودی این گفت و گوها منتشر خواهد شد.

مادران پارک لاله ایران
همبستگی جهانی حامیان با مادران پارک لاله ایران
۲٨ مرداد ۱٣۹۱ 
Balatarin