‏نمایش پست‌ها با برچسب شکنجه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شکنجه. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه

چهارگزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل خوستار تحقیق مستقل و بی طرفانه درخصوص مرگ ستار بهشتی و احتمال شکنجه وی شدند


کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران - گروهی از کارشناسان و گزارشگران ویژه حقوق بشر سازمان ملل خواستار تحقیق دولت ایران در خصوص مرگ ستار بهشتی در دوران بازداشت خود شدند. این گروه از دولت ایران خواستند که تحقیقات عمیق، مستقل و بی طرفانه ای را در خصوص مرگ این وبلاگ نویس به عمل آورد و به خصوص درباره اظهاراتی که درخصوص شکنجه وی در دوران بازداشت شده است تحقیق و نتیجه تحقیقات یاد شده را در معرض افکار عمومی قرار دهند.

در بیانیه مشترکی که گزارشگران یاد شده سازمان ملل منتشر کرده اند آمده است: « با اینکه گزارشگر ویژه حقوق بشر در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران، گزارشگرویژه اعدام، گزارشگر ویژه شکنجه و گزارشگر ویژه آزادی بیان از اقدامات قوه قضاییه برای تحقیق در خصوص مرگ در بازداشت آقای بهشتی استقبال می کنند، آنها خاطر نشان کردند که موارد دیگری از زندانیانی که در زندان جان خود را از دست داده اند به خاطر بدرفتاری یا شکنجه یا فقدان توجه پزشکی گزارش شده است.»

این بیانیه که نشانگر اهمیت موضوع مرگ ستار بهشتی در زندان و در زمانی که وی در بازداشت بوده است توسط گزارشگران ویژه سازمان ملل است، با توجه به محدودیت هایی که کمیساریای عالی حقوق بشر در خصوص طرح موضوعاتی از این دست به صورت عمومی و برای رسانه ها قائل است، از اهمیت این پرونده در نزد گزارشگران ویژه حقوق بشر سازمان ملل خبر می دهد. ستار بهشتی ۳۵ ساله وب لاگ نویسی که ۹ آبان دستگیر شد وبراساس گزارش ها در تاریخ ۱۶ آبان به خانواده اش اطلاع داده شده که جان خود را از دست داده است، در این بیانیه اشاره شده که شرایطی که به مرگ او منجر شد همچنان غیرشفاف است. به نوشته بیانیه گزارشگران سازمان ملل اظهارات مطرح شده در این زمینه این موضوع را مطرح می کند که ممکن است او تا حد مرگ در اثنای بازجویی شکنجه شده باشد.

احمدشهید  گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل درخصوص وضعیت حقوق بشر در ایران در این بیانیه گفته است: « باید هیچ مدارایی در خصوص شکنجه وجود نداشته باشد. این خیلی الزام آور است که کسانی که به صورت بالقوه در ارتکاب جنایات درگیر بوده اند مورد بازخواست قرار گیرند و در پیشگاه عدالت پاسخگو باشند و شکست در انجام چنین کاری ترویج فرهنگ مصونیت از مجازات خواهد بود.»

در این بیانیه با ابراز نگرانی عمیق نسبت به مرگ ستار بهشتی، احمدشهید تاکید کرده است که «مقامات ایرانی باید به اعضای خانواده های قربانیان این اطمینان را بدهند که راههای موثر برای پیگیری از جمله حق کامل جبران خسارت» را برایشان فراهم آورد.

کریستوف هینز، گزارشگر ویژۀ اعدامهای فراقضایی، شتابزده یا خودسرانه گفت: “وقتی شخصی درپی جراحاتی که در زمانی که در بازداشت حکومت به سر می برده بر او وارد شده میمیرد، فرضِ مسئولیت حکومت وجود دارد.”

گزارشگر ویژه در امور اعدام های فراقضایی و خودسرانه گفت: “جلوگیری از تکرار مرگ در زندان فقط میتواند از طریق تحقیق در خصوص ادعاهای شکنجه، منطبق بر موازین بین المللی حقوق بشر مانند اصول سازمان ملل متحد در مورد پیشگیری موثر و تحقیقات در خصوص اعدام های فرا قضایی، خودسرانه و شتابزده، و از طریق گامهای فوری برای مقابله با فرهنگ معافیت از مجازات که مشوق چنین جنایاتی است ، صورت بگیرد.”

خوان مندز، گزارشگر ویژه در امور شکنجه و سایر رفتارهای ظالمانه، غیر انسانی و تحقیرآمیز تاکید کرد که قوانین بین المللی حقوق بشر برای شکنجه ممنوعیت آشکار قائل شده است و از دولت ایران خواست تا “حصول اطمینان کند که پروندۀ تحقیق در خصوص هر یک از موارد ادعاشدۀ شکنجه و رفتار ظالمانه، غیر انسانی یا تحقیرآمیز در بازداشتگاهها تشکیل شود و متخلفان برای رفتار خویش مورد پاسخگویی قرار گیرند.”

این گروه از کارشناسان مستقل سازمان ملل متحد همچنین از دولت ایران خواسته است تا روزنامه نگاران و وبلاگ نویسانی را که برخلاف مواد ۹ و ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی زندانی شده اند آزاد کند و از طریق اقدامات موثر قضایی خسارات واردآمده به آنان را جبران نماید.

فرانک لارو،گزارشگر ویژۀ ترویج و حفاظت از حق آزادی عقیده و بیان، در حالیکه به مقامات ایرانی گوشزد میکرد که منطبق با تعهدات بین المللی مسئول احترام گذاشتن به آزادی بیان هستند یادآور شد: “حکم های زندان سختی که متعاقب محاکماتی که در آن حق متهم برای دسترسی به محاکمه ای عادلانه تضمین نمیشود برای روزنامه نگاران و وبلاگرها صادر شده اند نمونۀ بارز شرایط وسیع تر محدودیت برای آزادی بیان و عقیده می باشند.”

کارشناسان حقوق بشر ایران را دعوت به “حصول اطمینان از تضمین آزادی های بیان و عقیدۀ رسانه های مستقل و اینکه روزنامه نگاران و وبلاگرها بتوانند بدون آزار و اذیت به انجام حرفه های خود بپردازند” نمود.
Balatarin

شنبه

شهادتنامه ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰: ستار بهشتی شکنجه شده بود


 کلمه -۴۱ زندانی سیاسی سبز محبوس در بند ۳۵۰ اوین شهادت دادند که در ساعاتی که ستار بهشتی در این بند بوده آثار شکنجه ها و ضرب و شتم را بر بدن وی دیده اند.

به گزارش خبرنگار کلمه، این زندانیان سیاسی در شهادت نامه ی خود آورده اند: وی در حضور افرادی در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند. زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.

یازدهم آبان ماه سال جاری کلمه از بازداشت و ضرب و ستم ستار بهشتی توسط پلیس امنیت خبر داده بود و کمتر از یک هفته پس از آن خواهر این سبز گمنام اعلام کرد که از پلیس امنیت به وی اعلام کرده اند که که این جوان ۳۵ ساله جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند.

آن زمان کلمه تاکید کرده بود که با توجه به اینکه هنوز جنازه ای به این خانواده تحویل نشده، نمی توان درباره ابعاد دقیق این خبر به طور قطعی قضاوت کرد که آیا این یک سناریوی امنیتی برای آزار خانواده اوست یا فاجعه ای است که ماموران به دنبال سرپوش گذاشتن بر روی آن اند.

کلمه پس از دو روز با انتشار سندی با دستخط ستار بهشتی که در بند ۳۵۰ شکایت خود را از کسانی که وی را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند این رفتار غیر انسانی و غیر قانونی را محکوم و از سکوت مسئولان امر و رسانه های وابسته به قدرت در کشور انتقاد کرده بود.

اینک ۴۱ زندانی سیاسی در شهادت نامه ی خود با اشاره به این سند منتشر شده توضیح داده اند: ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شده بود.

متن کامل این شهادت نامه که ۴۱ زندانی سبز در بند ۳۵۰ زندان اوین آن را امضا کرده اند و به همراه اسامی آنان در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

در رسانه ها خبری انتشار یافته مبنی بر اینکه آقای ستار بهشتی در تاریخ ۹۱/۸/۹ بوسیله پلیس فتا (فضای تبادل اطلاعات) که زیر مجموعه پلیس امنیت نیروی انتظامی می باشد بازداشت شده است و در تاریخ ۹۱/۸/۱۶ به خانواده وی اطلاع داده شده که ستار فوت کرده است و باید جنازه اش را از سردخانه کهریزک تحویل بگیرند. در عین حال آنها را تهدید کرده اند که حق صحبت با رسانه ها را نیز ندارند.

از آنجا که آقای ستار بهشتی از ۹۱/۸/۱۰ تا ۹۱/۸/۱۱ دربند ۳۵۰ بوده و افراد این بند وضعیت دردناک جسمی و روحی وی را از نزدیک مشاهده کرده اند، وظیفه ملی و دینی خود میدانیم مسایل وی را به اطلاع ملت شریف ایران برسانیم.

اتهام آقای ستار بهشتی نوشتن مطالبی انتقادی نسبت به مسوولان نظام در وبلاگ شخصی و “انتقادی اش” بوده است. وی در حضور افراد در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند.

زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.

ستار در حالی که به دلیل ناراحتی دست به سختی قادر به نوشتن بود طی شکایتی به مسوول بند ۳۵۰ در چند سطر وضعیت خود و برخوردهای پلیس امنیت با خود را نوشت و خواهان پیگیری آن شد.

با توجه به غیر عادی بودن شرایط جسمی وی دوبار به بهداری زندان اوین اعزام شد و پزشک بهداری نیز وضعیت وی را مشاهده کرد.

روز ۹۱/۸/۱۱ ستار را که از فعالان جوان و ثابت قدم جنبش سبز بود مجددا از بند ۳۵۰ به پلیس امنیت منتقل کردند. او هنگام رفتن بسیار نگران بود و به افراد بند گفت اینها قصد کشتن مرا دارند. ۴ روز پس از انتقال وی نیز خبر مرگش به خانواده اش داده شد.

کسانی که داعیه پیروی از امیرمؤمنان علیه السلام را دارند، یعنی همان که وقتی شنید در حکومت او خلخال از پای یک زن یهودی در آورده اند فرمود: “اگر کسی از این ستم بمیرد جای سرزنشی بر او نیست”

این ظلم ها و فجایع و قتل ها وشکنجه ها که به دفعات اتفاق افتاده را می بینند و خم به ابرو نمی آورند و حتی خواب یک شب آنها نیز آشفته نمی شود.

در سال های اخیر و پس از انتخابات ۸۸ بارها وبارها این نوع شکنجه ها در مورد دستگیر شدگان در بازداشتگاه پلیس امنیت و پلیس فتا تکرار شده است و افرادی دربند ۳۵۰ بوده و هستند که خود شخصا این نوع شکنجه ها را تجربه کرده اند و ما گواهی می دهیم در موارد متعدد شاهد حضور بازداشت شدگان شکنجه شده توسط پلیس امنیت در بند ۳۵۰ بوده ایم.

ما بر این باوریم اگر با جنایتکاران کهریزک ۱ و شکنجه گران اوین که گزارش جزئیات شکنجه های آنان بارها و بارها اعلام شده است و همه ی مسوولان حکومتی از آنها مطلعند، برخورد می شد و به جای تشویق و ارتقاء مقام، مجازات می شدند، دیگر اینگونه شکنجه های وحشتناک و قتل ها که نشان دهنده کهریزک های دیگر است اتفاق نمی افتاد.

اکنون بر همه ثابت شده است که با زمامداران فعلی “آنچه البته به جایی نرسد فریاد است”، ما ضمن تسلیت و دل آرامی به خانواده مرحوم ستار بهشتی و ملت مظلوم ایران، یادآور می شویم که حاکمان کنونی چه بخواهند و چه نخواهند، در این ظلم ها و شکنجه ها و خون های به ناحق ریخته شده شریک و مسوول هستند.

امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:

محمد ابراهیمی

حسن اسدی زید آبادی

امیر اسلامی

رضا انصاری راد

ابراهیم(نادر) بابایی زیدی

عماد بهاور

سیدعلیرضا بهشتی شیرازی

امید بهروزی

امین چالاکی

سیاووش حاتم

امید خوارزمیان

مهدی خدایی

محمد داوری

امیرخسرو دلیرثانی

سیدمحمدعلی دادخواه

علیرضا رجایی

محمد رضایی

فرزاد روحی

حسین زرینی

عبدالفتاح سلطانی

ادریس سیدین

پوریا شاهپری

محسن(بهمن) صادقی نور

محمدفرید طاهری قزوینی

بهادر علیزاده

افشین کرم پور

حمیدرضا کرواسی

امیر گرشاسبی

جعفر گنجی

سیامک قادری

ابوالفضل قدیانی

علی اکبر قطبی

فرشید لاهوتی

عبدالله مومنی

محسن میردامادی

مصطفی نیلی

محمد علی ولایتی

فرشید یدالهی

محمدحسن یوسف پورسیفی

محمدامین هادوی

سیداحمد هاشمی

Balatarin

چهارشنبه

تایید وجود جنازه شکنجه شده یک جوان در پزشکی قانونی کهریزک /غسل پیکر ستار بهشتی بدون حضور خانواده


جـــرس: خانواده ستار بهشتی می گویند ماموران امنیتی تهدیدشان کرده اند که حق ندارند در زمان تغسیل جنازه او حضور داشته باشند. ماموران گفته اند که خودشان کار شست و شوی جنازه را انجام خواهند داد.

به گزارش کلمه، در حالی که خانواده ستار بهشتی روز گذشته گفته بودند ماموران پلیس امنیت اطلاع داده اند که این زندانی جوان، جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند، اظهارات اعضای این خانواده حاکی از آن است که شوهر خواهر وی صبح امروز به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کرده است، اما هنوز خبری درباره رویت جنازه و برنامه های تشییع و تدفین احتمالی او در دست نیست.

با این حال یک منبع موثق در پزشکی قانونی کهریزک به کلمه اطلاع داده که جنازه جوانی که بر اثر شکنجه کشته شده بود، دیشب در این محل بوده است.

نام پزشکی قانونی کهریزک، با نام دهها تن از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات گره خورده است که جنازه های آنها در این محل به خانواده هایشان تحویل داده می شد.

یک منبع مطلع دیگر هم از مسئولان پلیس فتا نقل کرده که ستار بهشتی طاقت بازجویی ها را نداشته! و به این خاطر درگذشته است. به گفته این منبع، گفته شده که وی همکاری نمی کرده و به این خاطر تحت فشار بوده است.

تلاش ها برای تماس با پلیس فتا در تایید یا تکذیب این خبر تاکنون ناکام مانده است.

خانواده ستار بهشتی هیچ اطلاعی از محل نگهداری وی در دوره بازداشت و بازجویان و اتهامش ندارند و تنها افرادی که خود را مامور پلیس امنیت معرفی کرده اند، با آنها تماس گرفته و درگذشت ستار را به آنها اطلاع داده اند.

خواهر ستار بهشتی صبح امروز گفت که ماموران در تماس با همسرش از وی خواسته اند با مدارک شناسایی ستار بهشتی و مادرش به سردخانه کهریزک مراجعه کنند. به گفته وی، ماموران همچنین تاکید کرده اند که مراسم شست و شوی ستار بهشتی توسط آنان انجام خواهد شد و هیچیک از اعضای خانواده حق حضور ندارند.

وی که منتظر تماس تلفنی همسرش از بهشت زهرا بود، می گفت که مطمئن است ستار را کشته اند. خانم بهشتی در مقابل این سوال که با چه اطمینانی می گویید که از پلیس فتا با شما تماس گرفته اند، می گوید که این شماره ای بوده که بارها از طرف پلیس فتا با آنها تماس گرفته شده است؛ اما اشاره ای به زمان و علت این تماس ها نمی کند.

همانگونه که پیش از این در گفت و گوی خانواده ستار بهشتی عنوان شده بود، پلیس فتا در رفتاری عجیب، خانواده را درباره این احتمال که وی از قبل مشکل جسمی داشته است یا نه، مورد سوال قرار داده اند. خانواده این قربانی بر سلامت جسمی کامل ستار بهشتی تا قبل از بازداشت تصریح دارند.

بر اساس گزارش هفته پیش کلمه، ستار بهشتی که در بازجویی ها تحت فشار برای اعتراف و پذیرفتن خواست بازجویان فتا بوده است، پس از مقاومت به صندلی بسته می شده و مورد ضرب و شتم قرار می گرفته است.

‌بازتاب اولین سایت جریان اصولگرا است که به خبر درگذشت ستار بهشتی اشاره کرده و او را وبلاگنویسی معرفی کرده که “توسط پلیس فتا دستگیر شده بود، حین بازجویی درگذشته است.”

بازتاب در این باره نوشته است: درگذشت تاسفبار این جوان که احتمالا به دلیل قصور یا تقصیر عوامل دخیل در پرونده وی صورت گرفته است، یادآور خاطرات تلخی نظیر مرگ زهرا کاظمی در زندان اوین، مرگ زهرا بنی یعقوب، پزشکی در همدان، مرگ هاله سحابی و پرونده کهریزک است که تا کنون، هیچ یک به نتیجه قطعی نرسیده است. البته موضوع دفاع از مواضع این وبلاگنویس یا دیگر افراد نیست؛ سخن این است که به پرونده هر متهمی با هر مواضعی باید مطابق قانون و با رعایت کلیه حقوقش رسیدگی شود تا چنین وقایع ناگواری رخ ندهد.

نویسنده این سایت خاطرنشان کرده است: رسیدگی دقیق و علنی به پرونده ستار بهشتی و محاکمه قاصران و مقصران این پرونده، انتظاری است که افکار عمومی از مقامات قضایی، به ویژه دادستان تهران دارند تا بدون اثرپذیری از فشارها، اعتماد مخدوش شده به اقتدار دستگاه قضایی در پرونده های مذکور را ترمیم کند.
Balatarin

صدای خواهر و مادر ستار بهشتی وبلاگ نویس کشته شده بر اثر شکنجه در پلیس فتا ایران

صدای خواهر ستار بهشتی وبلاگ نویس کشته شده بر اثر شکنجه در پلیس فتا ایران - اینجا 


بر اساس گزارش های تکمیلی  ماموران امنیتی در تماس تلفنی دوباره با خانواده ستار بهشتی، از آنها خواسته اند فردا جنازه این زندانی ِ کشته شده را در کهریزک تحویل بگیرند.

به گزارش خبرنگار کلمه، این تماس تلفنی از سوی ماموران پلیس فضای تبادل اطلاعات با عموی ستار بهشتی انجام گرفته و از وی خواسته اند فردا به همراه خانواده برای تحویل گرفتن جنازه برادرزاده اش به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند.

بدین ترتیب احتمال ناامیدانه ای که در خبر قبلی کلمه مطرح شده بود مبنی بر اینکه شاید ماموران با این ادعا قصد آزار خانواده ستار بهشتی را داشته اند، نیز منتفی به نظر می رسد.

کشته شدن یک زندانی دیگر در اوین، آن هم حدود ده روز پس از بازداشت و در پی شکنجه های تکان دهنده ای که برای افشای ابعاد آن هنوز باید منتظر بود، فاجعه ای است که مشخص نیست مسئولان قضایی و امنیتی چگونه می خواهند پاسخگوی آن باشند و چه توضیحی در این باره برای مردم و خانواده ی این زندانی دارند که فرزندشان پشت دیوارهای زندان نظارت ناپذیر اوین، زیر شکنجه کشته شده است.
Balatarin

دوشنبه

شکنجه های نسرین ستوده به حدی شدید است که فریادهای او در نیمه های شب در تمامی بند شنیده می شود


بازخوانی نمونه ای از شکنجه های نسرین ستوده در سال ۸۹ 

 بنابه گزارشات رسیده به"فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"وکیل زندانی خانم نسرین ستوده در اعتصاب غذا و تحت شکنجه های بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد
گزارشاتی از بند مخوف ۲۰۹ شکنجه گاه بازجویان وزارت اطلاعات حاکی از آن است که وکیل زندانی خانم نسرین ستوده در حالی که در اعتصاب غذا بسر می برد تحت شکنجه های بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد
شکنجه ها به حدی شدید است که فریادهای او در نیمه های شب در تمامی بند شنیده می شود. شنیدن فریادهای او که در اثر شکنجه های بازجویان وزارت اطلاعات می باشد باعث رنج و ناراحتی شدید سایر زنان زندانیان سیاسی شده است
فریادهای خانم ستوده تقریبا هر شب در بند شنیده می شود
لازم به یاد آوری است که خانم نسرین ستوده به دلیل دفاع حقوقی و قانونی از موکلینش در کادر قوانین موجود و اعتراض به اعمال غیر قانونی بازجویان و وزارت اطلاعات و افرادی که تحت عنوان قاضی منویات بازجویان را برآورده می کنند، در روز ۱۳شهریور با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید
خانم ستوده در اعتراض به دستگیری غیر قانونی و فشارهای طاقت فرسا در ۳ مهر ماه ناچار به اعتصاب غذا شد و گفته می شود از آن تاریخ تاکنون در اعتصاب غذا بسر می برد
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به خطری که جان این وکیل شریف و انسان دوست که در اعتصاب غذا و تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار دارد هشدار می دهد و خواستار تشدید اعتراضات داخلی و بین المللی برای آزادی فوری و بی قید و شرط او است و همچنین از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات فوری برای آزادی بی قید و شرط و فوری این وکیل انسان دوست است
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۲۳ مهر ۱۳۸۹ برابر با ۱۵ اکتبر ۲۰۱۰ 
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
Balatarin

پنجشنبه

اعتراض خانواده های زندانیان سیاسی به اظهارات اخیر مقامات قضایی مبنی بر تکذیب هرگونه شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی


کلمه - جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با ارسال نامه ای به رییس قوه قضاییه نسبت به اظهارات اخیر وی و رییس سازمان زندانها مبنی بر تکذیب هرگونه شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی واکنش نشان دادند.

به گزارش سایت نوروز، این خانواده ها برخی برخوردهایی که هر روزه با زندانیان سیاسی صورت میگیرد را مصداق بارز شکنجه دانسته و در این نامه آورده اند:” گیریم اینک پس از گذشت سه سال و قریب چهار ماه از کودتا، به دلیل حضور و هوشیاری مردم، شکنجه گران درازدست دیگر جرأت شکنجه فیزیکی و جسمی خصوصا در مورد زندانیان شناخته شده را نداشته باشند، اما در مورد شکنجه های روانی نه تنها بر زندانیان سیاسی بلکه بر خانواده های آنان حتی فرزندان خردسالشان چه می گویید؟”

متن کامل این نامه در پی می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای لاریجانی

رئیس محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

ما خانواده های زندانیان سیاسی شاید بیش از هر کس دیگر به گفتارها و اظهارنظرهای مسئولین قضائی توجه نشان می دهیم و دلیل آن هم دغدغه های همیشگی مان نسبت به وضعیت ناگوار عزیزان دربندمان است که محرومیت هایشان به مراتب از زندانیان عادی که بعضا مرتکب جرائم سنگینی شده اند، بیشتر است. اخیرا شما بار دیگر در مورد استقلال قوه قضائیه سخن گفته اید و این در حالی است که شاهدان زنده و حاضری وجود دارند که می توانند به عدم استقلال و وابستگی این قوه شهادت دهند. شاهدانی از زندان و بیرون زندان. آنان که محکومیت های ظالمانه را می گذرانند و آنان که محکومیت های ظالمانه شان تمام شده و یا به هر دلیل دیگری در بیرون زندان هستند و ما خانواده ها که از نزدیک شاهد دخالت های جدی مقامات و مأموران نهادهای امنیتی اطلاعات و سپاه و حتی نهادهای غیرنظامی و غیرامنیتی مانند ائمه جمعه و دیگران بوده و هستیم.

به راستی اگر این قوه براساس قانون اساسی مستقل است چرا در حال حاضر در عین بی عدالتی بعضی اشخاص و نهادها از مصونیت آهنین برخوردارند و به شکایت ها از آن ها رسیدگی نمی شود و در عوض هر منتقد قانونی به بهانه جرائم امنیتی به محکومیت های سنگین و شرایط سخت زندان و تبعید و تعزیر گرفتار آمده است و از حداقل حقوق خود محروم مانده است.

از سوی دیگر رئیس سازمان زندان های شما وجود شکنجه در زندان ها را دروغ شاخ دار خوانده است در حالی که بسیاری از عزیزان ما طی نامه ای با امضا، ضمن شرح شکنجه هایی که دیده اند شکایت خود را به مقامات قضائی اعلام داشته اند که البته به جای رسیدگی به آن پرونده جدیدی برای امضا کنندگان تشکیل شده است. و عجیب آن که هم زمان ایشان اعلام داشته اند که نامه های زندانیان سیاسی توسط افرادی بیرون از زندان نگارش شده و می شود!

سوال ما از شما و نیروهای تحت امرتان این است که شکنجه از نظر شما چه تعریفی دارد و آیا شما به شکنجه سپید قائل هستید یا خیر. گیریم اینک پس از گذشت سه سال و قریب چهار ماه از کودتا، به دلیل حضور و هوشیاری مردم، شکنجه گران درازدست دیگر جرأت شکنجه فیزیکی و جسمی خصوصا در مورد زندانیان شناخته شده را نداشته باشند، اما در مورد شکنجه های روانی نه تنها بر زندانیان سیاسی بلکه بر خانواده های آنان حتی فرزندان خردسالشان چه می گویید؟

رئیس سازمان زندان های شما بگوید که سلول انفرادی که از نظر رهبری بدترین نوع شکنجه است در ایران منسوخ شده یا هنوز عزیزانی از فرزندان این مرزو بوم در دوران بازجویی و پس از آن حتی در زمان اجرای احکامشان در زندان های سراسر کشور در انفرادی به سر می برند؟!

ایشان به ما بگویند که قرنطینه بیش از دو سال برای زندانی که حکم خود را می گذراند چه معنایی دارد؟!

هم چنین بفرمایند که تدابیر شدید امنیتی در سلول ها، بندها، هواخوری، سالن ملاقات و حتی کابین های ملاقات که محل دیدار ۲۰ دقیقه ای زندانیان سیاسی با نزدیکترین عزیزان، پدران و مادران پیر و بیمار و فرزندان بعضا خردسالشان است، چه معنایی دارد؟!

بفرمایند قطع تماس های تلفنی زندانیان سیاسی و بی خبر ماندن آنان از خانواده و بی خبری خانواده از آنان تا روز ملاقات اگر شکنجه نیست چه منطق ومعنا و مفهومی دارد؟

بفرمایند محرومیت زندانیان سیاسی از حداقل امکانات درمانی و به ویژه درمان تخصصی و یا تأخیر و تعلل در آن مصداق چیست؟ بفرمایند چرا زندانی باید مجبور به اعتصاب غذا شود تا برای درمانش اقدام کنند آن هم زمانی که کار از کار گذشته است؟!

بفرمایند چرا باید خانواده ها از در کنار داشتن عزیزانشان تحت عنوان مرخصی های ماهانه محروم بمانند تا میل و سلیقه و اراده بازجو، معاون دادستان، شخص دادستان یا مقامات بالاتر تعلق بگیرد. چرا باید برای هر حق طبیعی زندانی و خانواده اش مکاتبه ها شود و تمناها شود و پی گیری ها شود و تحقیرها و توهین ها و لگد مال شدن شخصیت و پایمال شدن کرامت انسانی ملازم آن گردد.

به ما بگویند این که بعضی جوانان دانشجو و اهالی مطبوعات محکوم به حبس در تبعید شده اند مصداق شکنجه برای خودشان و خانواده هایشان نیست و بدتر از آن این که تعدادی از عزیزانمان بدون داشتن حکم حبس در تبعید به زندان رجایی شهر در استان البرز منتقل شده اند و خانواده هایشان دچار عسر و حرج در طی ملاقات های زنانه و مردانه می شوند مصداق شکنجه نیست؟!

این که زوجین زندانی سیاسی که یکی در اوین و دیگری در رجایی شهر حبس ظالمانه را تحمل می کند و با نداشتن ملاقات همسرانشان ظلم مضاعف می بینند مصداق شکنجه نیست؟!

بفرمایند فشارهای مضاعف بر زندانیان اقلیت مذهبی و قومی و خانواده هایشان اگر مصداق شکنجه نیست چه نام و عنوانی باید بر آن گذاشت؟

رئیس محترم قوه قضائیه

ما خانواده های زندانیان سیاسی مانند عزیزان دربندمان خواستار استقلال قوا وعمل سه قوه در چارچوب قانون هستیم و هرگونه اقدام غیرقانونی را که متاسفانه طی سال های اخیر عادی و معمول شده محکوم می کنیم. اما پیش و بیش از آن، ارتکاب گناهان کبیره از جمله دروغ و تهمت و افترا از جانب مسئولین را محکوم می کنیم که موجب عادی سازی گناه و جرم و جنایت در کشور عزیزمان شده است وما معنای الناس علی دین ملوکهم را بیش از همیشه در جای جای کشورمان مشاهده می کنیم.

خداوند عاقبت ما را به خیر گرداند.

والسلام علی من اتبع الهدی

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی

۱۸/۷/۱۳۹۱
Balatarin

شنبه

شکنجه زندانی سیاسی معلول دهه ۶۰ برای گرفتن توبه نامه


فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران- بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران»، بازجویی چند ساعته و شکنجه جسمی زندانی سیاسی دهه ۶۰ به منظور وادار کردن او به اعترافات تلویزیونی علیه اعتقاداتش توسط بازجویان ولی فقیه در اداره اطلاعات رشت.

زندانی سیاسی هادی عابدی باخدا از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ که نزدیگ به یک سال است از محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی اش می گذرد، اما بازجویان وزارت اطلاعات آزادی وی را منوط به نوشتن توبه نامه و اعترافات تلویزیونی نموده اند.
مدتی پیش بازجویان وزارت اطلاعات او را از زندان لاکان  به اداره اطلاعات رشت منتقل کردند و توسط بازجویان وزارت اطلاعات چندین ساعت مورد بازجویی توام با وعده و شکنجه های جسمی قرار دادند.
 شکنجه گران ولی فقیه او را تحت فشارهای شدید غیر انسانی قرار دادند که یا باید توبه نامه  و اعترافات تلویزیونی نماید و یا اینکه پرونده جدیدی علیه او خواهند گشود و محکومیت سنگینی علیه وی بکار خواهند برد.
علیرغم معلولیت شدید و قرار داشتن بر روی صندلی چرخدار  و بیماریهای متعدد که به دلیل بودن در زندان و عدم درمان متحمل می شود و همچنین شکنجه های جسمی ناجوان مردانه بازجویان ولی فقیه ،
اما زندانی سیاسی هادی عابدی باخدا به خواست غیر انسانی و نامشروع شکنجه گران ولی فقیه دست رد زد و مرعوب شکنجه و فریب وعده های آنها نگردید.
بازجویان ولی فقیه این زندانی سیاسی را که با جسمی معلول و بر صندلی چرخدار قرار داشت و کبودیهای حاصل از شکنجه های جسمی به سلولش بازگرداندند.

زندانی سیاسی هادی عابدی با خدا 15 آبان سال 1388 با پرونده سازی  بازجویان وزارت  اطلاعات و ارسال پرونده وی به شعبۀ 1 دادگاه انقلاب توسط بابایی رئیس این  شعبه مورد محاکمه و به 2 سال زندان محکوم شد 
و حکم غیر انسانی و غیر قانونی وی به اجرا گذاشته شد.
زندانی سیاسی هادی عابدی باخدا از زندانیان سیاسی دهۀ 60 می باشد که هنگام دستگیری مورد اصابت گلوله سپاه پاسداران قرار گرفت و دچار قطع نخاع گردید.او از آن زمان تا به حال قادر به حرکت نیست 
و فقط با کمک صندلی چرخ دار حرکت می کند. اصابت گلوله باعث آسیب رساندن به سایر اندام های وی گردید که از جملۀ آن کلیه و از کار افتادن کامل مثانه می باشد. 
محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی این زندانی سیاسی آبان ماه ۹۰ پایان یافته بود اما شکنجه گران ولی فقیه آزادی او را منوط به نوشتن توبه نامه و اعترافات تلویزیونی نموده اند 
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،شکنجه های وحشیانه  زندانی سیاسی که معلول و بر روی صندلی چرخدار قرار دارد به منظور گرفتن توبه نامه و اعترافات تلویزیونی و همچنین نگه داشتن 
وی به مدت ۱ سال غلیرغم پایان یافتن محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی محکوم می کند  و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار
 دخالت برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در زندانهای ولی فقیه آخوند علی خامنه ای و ارجاع دادن پرونده این رژیم به مراجع قضایی بین المللی جهت رسیدگی به جنایت علیه بشریت 
این رژیم می باشد برای  برای بازدید از زندانها ،ملاقات با زندانیان سیاسی و خانواده های آنها جهت 
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
۰۱ مهر ۱۳۹۱ برابر با ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۲
گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

Balatarin

جمعه

اطلاعیه سازمان حقوق بشر اهواز در خصوص شکنجه بازداشت شدگان شهر خلف آباد


اخبار روز - گزارشهای منابع سازمان حقوق بشر اهواز حاکی است که تعدادی از فعالان فرهنگی سیاسی عرب اهوازی اهل شهر خلف آباد که اخیرا توسط شعبه دو دادگاه انقلاب اهواز به اعدام و یا زندانهای طولانی مدت محکوم شده اند, پس از رد اتهامهای وارده در دادگاه وتاکید بر اینکه نیروهای امنیتی تحت شکنجه وبا تهدید به زور از آنها اعترافگیری کرده, در هفته ها و روزهای اخیر توسط نیروهای اداره اطلاعات اهواز از بند عمومی زندان کارون اهواز به شکنجه گاههای وزارت اطلاعات منتقل شدند و در معرض شدیدترین انواع شکنجه های جسدی و روحی قرار گرفتند که در اثر آن هم اکنون در اوضاع جسمانی و روحی بسیار بد و ناگواری به سر می برند. 
بنا به این گزارشها هاشم شعبانی نژاد دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه اهواز و دبیر ادبیات عرب و شاعر به دو زبان عربی و فارسی و وبلاگ نویس که در بی دادگاههای رژیم به اتهام محاربه و تبلیغ علیه نظام به اعدام محکوم شده است در اثر شکنجه های وحشیانه اخیر به کما رفته و در حال مرگ تدریجی است اما وزارت اطلاعات از انتقال وی به بیمارستان ممانعت به عمل می آورد. 
همچنین گزارشها حاکی است دیگر زندانی سیاسی محکوم به اعدام مرتبط با این پرونده به نام هادی راشدی، دبیر شیمی دبیرستانهای شهرهای خلف آباد و سربندر نیز در اثر شکنجه های مستمر دچار شکستگی در چندین ناحیه از بدن از جمله ناحیه لگن شده که در اثر آن از حرکت ناتوان شده و نیز به علت ناراحتیهای گوارشی بسیار شدید دچار خونریزی شده و از انتقال وی به بیمارستان ممانعت می شود و بیم آن می رود که این زندانی نیز در صورت عدم انتقال به بیمارستان جان خود را و به دلیل وضعیت جسمانی و روحی بسیار بد ناشی از شکنجه های پی در پی از دست بدهد. 
در این گزارشها همچنین آمده است که رحمان عساکره دانشجوی فوق لیسانس رشته علوم اجتماعی دانشگاه اهواز و دبیر شیمی دبیرستانهای شهر خلف آباد که در ارتباط با همین پرونده به تحمل ۲۰ سال زندان در تبعید محکوم شده است به علت شکنجه های روحی و جسمی مستمر و نیز کشته شدن فرزند ۱۴ ساله وی، "حامد عساکره" که در تاریخ ۱٣/۰۹/۲۰۱۱ توسط خودرو پلیس در شهر خلف آباد به زیر گرفته و کشته شده است, هم اکنون دچار بحران روحی و روانی شده تا جایی که او خواستار تغییر حکم صادره برای خود از زندان به اعدام شده زیرا که به گفته وی میخواهد همراه با دوستان خود اعدام شود واینکه دیگر قادر به تحمل فراق فرزند از دست رفته خود نخواهد بود. 
شعبه دوم دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی سید محمدباقر موسوی در تاریخ ۷/۷/۲۰۱۲ چندین فعال سیاسی عرب اهوازی از شهر خلف آباد به نامهای هاشم شعبانی نژاد، هادی راشدی، محمد علی عموری و برادران سید جابر و سید مختار آلبوشوکه را به اتهام محاربه و تبلیغ علیه نظام به اعدام, و همچنین به ترتیب رحمان عساکره، علی بدری (کارمند اداره اوقاف اهواز و وبلاگ نویس)، اسماعیل عبیات (مهندس شیلات)، شهید شعبانی نژاد (فعال فرهنگی و شاعر) را به تحمل احکام ۲۰ سال در تبعید، ۶ سال، ۵ سال و یک سال زندان محکوم کرده است. 

سازمان حقوق بشر اهواز 
۲۷ اگوست ۲۰۱۲ 
Balatarin

یکشنبه

پیکر امیر جوادی فر و آثار شکنجه بر آن در بازداشتگاه کهریزک


‏Bilde: لبخند بدیعی ........
میدونی ...3 سال پیش این موقع کجا بودم...از انتظار دم در اوین بر گشته بودم...داشتم تو دفترم برات می نوشتم که وقتی آزاد که شدی بدونی تو این 3 روز چقدر دلتنگت بودم....می دونی اون دفتر و هیچ وقت ..نخوندی...می دونی 3سال که ندیدمت....میدونی...این روزا گمت کرد ه بودم...نوشتم برات 3 سال پیش که اگه پیدات کنم...چی کارا میکنم...پیدات کردم...زخمی...بی نفس...گذاشتن تو خاک...الان 3سال گمت کردم....نمی دونم کی پیدات میکنم...با گم شدنت...خودمم گم کردم...می دونی می خوام چی بگم..می خوام بگم منو ببخش...ببخش که تنهات ..گذاشتم.....‏

امیر جوادیفر چشم سمت چپش رو از داست داده بود بخاطر ضربه لباس شخصی ها و چشمش دیگه نمیدید بارها در کهریزک مادرش رو صدا میکرد که چشم هایم رو به من برگردان امیر از این که چشمش کور شده بود خیلی ناراحت بود و همش مادرش رو صدا میکرد و همش ناله میکرد ...
در گفت‌وگویی با یکی از نزدیکان امیر جوادی فر، نخست از نحوه بازداشت این دانشجوی ۲۴ ساله می پرسیم.

به گفته این شاهد عینی، بر جسد امیر جوادی فر، آثار شکنجه‌های جسمی، از جمله کشیده شدن ناخن‌های پا، شکستگی دندان، و ضرب دیدگی‌های شدید، دیده شده است.

شاهد عینی: حوالی غروب ۱۸ تيرماه، امير همراه با همسر يکی از دوستانش برای تماشای اتفاقات بيرون رفتند و به من هم تلفن زد که بيا برويم تماشا کنيم، اما من گفتم امروز کار دارم و نمی‌توانم بيايم.

او در يکی از کوچه های محدوده اميرآباد توسط بسيجی ها به شدت کتک خورده بود و حدود ۱۲ نفر بسيجی کتکش زده بودند، چشمش آسيب ديده بود و دستش و سرش شکسته بود.

وقتی اينها را به نيروی انتظامی تحويل می‌دهند، مأمور نيروی انتظامی می‌گويد دستور رسيده امروز دخترها را دستگير نکنيم، بنابراين همسر دوستش را آزاد می‌کنند و امير را با خود می‌برند.

با توجه به اين که امير را از نزديک می‌شناختيد، در مورد خصوصيات اخلاقی او توضيح دهيد و اين که او فعاليت سياسی داشت؟

دراين شرايط سؤال سختی از من می‌پرسيد، چون امير را دقيقا يک ساعت و نيم پيش در بهشت زهرا به خاک سپرديم، درحالی که جنازه او تقريبا متلاشی شده بود، سرش را که شکسته بود از ته تراشيده بودند،‌ يک چشمش تقريبا له شده بود، تمام ناخن‌های پايش را کشيده بودند، تمام تنش کبود بود و دندان‌هايش و فکش شکسته بود. در کالبد شکافی هم کمر و سينه‌اش را شکافته بودند.

امير اصلا سياسی نبود. او ترانه سرا بود و درموسسه «کارنامه» دانشجوی بازيگری و در دانشگاه قزوين دانشجوی مديريت صنعتی بود. من يادم نمی‌آيد حتی يک ترانه سياسی هم گفته باشد، پر از شور زندگی بود، از سياست دور بود و می‌گفت سياست را دوست ندارم چون دروغ است. حتی در انتخابات اخير هم به اصرار ما رأی داد و هيچ تعلق خاطری به جناح يا حزبی نداشت.

امير در طول مدت بازداشت توانسته بود با خانواده تماس بگيرد و از حال خود خبری دهد؟

ما هم فکر می‌کرديم امير اين دو هفته در بازداشت بوده، ولی در حقيقت ۲۳ تيرماه يعنی پنج روز بعد از بازداشت جنازه او را به پزشکی قانونی تحويل داده بودند و تازه ۱۲ روز بعد از مرگش به ما خبر داده‌اند.

ما هر روز می‌رفتيم دم زندان اوين و عکسش را نشان می‌داديم و از کسانی که آزاد می‌شدند می‌پرسيديم آيا امير را ديده اند يا نه.

ظاهرا يک آقای «کارچاق کن» هم که پول کلانی گرفته بود تا برود از وضعيت او خبر بياورد، می‌گويد بله من او را ديده‌ام و حالش خوب است.

بايد بگويم روز ۱۸ تير امير و همسر دوستش وقتی می‌بينند درگيری‌ها خيلی شديد است و مردم به شدت کتک می‌خوردند به ته يک کوچه بن بست می‌روند و برای اين که جان همسر دوستش را حفظ کند پنهان می‌شوند تا بعد از خاتمه درگيری‌ها سريع به خانه برگردند.

او را در کوچه بن بست دستگير می‌کنند و کتک می‌زنند. در پرونده‌ای که بسيج برای امير درست کرده و به نيروهای انتظامی داده بود، نوشته‌اند امير برای ۳۰ نفر سخنرانی می‌کرده و آنها را برای اغتشاش تحريک می کرده است.

آنها حالا گفته‌اند اصلا از اين پرونده حرفی نزنيد و نگوييد دراين حوادث دستگير شده، بگوييد تصادف کرده است. خوب اگر تصادف کرده پس چرا اينقدر تاکيد می‌کنند مصاحبه نکنيم. شما که می‌گوييد ما عزيزمان را در تصادف از دست داده‌ايم، پس اجازه دهيد مصاحبه کنيم و از او حرف بزنيم.

هنگام تحويل دادن جنازه امير به خانواده روی اين مسئله تاکيد کرده‌اند؟

بله به شدت تاکيد کردند که مصاحبه نکنيم. هنرمندان زيادی در تشييع جنازه امير شرکت کرده بودند و رسم است که جنازه را با «لا اله الا الله» به طرف جايی که می‌خواهند دفن کنند می‌برند، اما امروز همه برای امير «الله اکبر» می‌گفتند.

قرار بود امير را در قطعه ای که دختر نازنين ايران «ندا آقاسلطان» دفن بود، به خاک بسپاريم اما درلحظه آخر قطعه را عوض کردند و او را در کنار کشته‌شده‌های سقوط هواپيمای پرواز ارمنستان دفن کرديم.
Balatarin