lørdag 21. juni 2014

فرمی عجیب برای بدحجابی، جرمی غریب به اسم فراخوان استادیوم ! بازداشتگاه به جای ورزشگاه / با سیلی‌های پیاپی روی زمین کشاندم و بردند

لینکده - سیلی اول، سیلی دوم، سیلی سوم را در کمال ناباوری خوردم و کشان کشان میان ضربات 10 مامور و لباس شخص زن و مرد تا ون بدرقه شدم. چشم هایم رابستم و برای لحظه ای به خودم گفتم کاش خواب باشد، یک کابوس اما واقعیت تلخی بود که امروز مقابل درغربی ورزشگاه آزادی قبل از مسابقه والیبال ایران ایتالیا در جریان بود. 

بازداشتگاه به جای ورزشگاه

امروز مقابل در غربی آزادی چه گذشت ! گزارش از تجمع مسالمت آمیز زنان که به خشونت کشیده شد  ... 

فاطمه جمال‌پور، خبرنگار اجتماعی روزنامه شرق:

ساعت16. از تاکسی پیاده شدم برای تهیه گزارش از تجمع مسالمت آمیز زنان چند روز بعد از دستور روحانی به ملاوردی معاونت امور زنان و وزیر ورزش و جونان برای فراهم کردن زمینه های حضور زنان برای تماشای والیبال. اما ماموران می گویند این بار با دفعه های پیشین فرق می کند. هر 5 ذقیقه یکبار جمعیت 4، 5 نفریمان به عقب تر رانده می شود. تا برسیم به لبه جدول خیابان. هر لحظه به تعداد ون ها اضافه می شود. می آیند برای پرس و جو کارت خبرنگاری را نشان می دهم می گویم برای تهیه خبر امده ام نمی توانم عقب تر بروم مردی که می گوید از پلیس امنیت ملی است می گوید همین الان باید بروید حق ندارید اینجا باشید. می آیند برای بازداشت، فضا ملتهب می شود روسری سفیدها سوار ماشین می شوند و می روند.

به اولین تاکسی می گویم دربست و سوار می شوم. مامور لباس شخصی می پرد جلو و ماشین را نگه می دارد. می گوید پیاده شو باید احراز هویت شوی. پیاده می شوم کارتم را دوباره می دهم کارت را میگیرد می گوید ون بیاد جلو این خانم میره بازداشتگاه می گویم به چه جرمی؟ چرا؟ داد میزند بگیریدش مقاومت نکن و کمتر از چند لحظه بعد نقش بر زمینم با سیلی هایی که روانه ی صورتم می شود مانتو و کیف پاره و 4 مامور زن و چندتایی لباس شخص و ماور مرد. به کف سخت ون پرتاب می شوم و بعد هم 6 ساعتی بازداشت.


این روایت من است. روایت 16 دختر دیگری که دیروز از جلوی آزادی بازداشت شدند روایت های مشابه ای است از کتک خودن و بازداشت برای حقی که از زنان سلب شده، جرم آن تنها و تنها تقاضای مدنی و مسالمت آمیز برای ورود به ورزشگاه بود و جرم من تهیه گزارش. کلا آقایان مسئولان و مدیران حراف هم کلاهشان را بگذارند بالاتر.
Balatarin

søndag 15. juni 2014

تصویب طرح جرم سیاسی در کمیسیون قضایی مجلس

دانشجو - میرهادی قره‌سید رومیانی، سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس ایران از تصویب طرح جرم سیاسی در این کمیسیون خبر داد.

به گزارش خبرگزاری خانه ملت، رومیانی ضمن تایید خبر تصویب این طرح، گفت: «با تصویب این طرح قدم اساسی در جهت اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی برداشته شده است.»

اصل ۱۶۸قانون اساسی ایران می‌گوید: «رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیأت منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد.»

در حال حاضر اغلب دادگاه‌هایی که به اتهامات سیاسی رسیدگی می‌کنند، غیرعلنی است. این دادگاه‌ها همچنین هیأت منصفه نیز ندارند.

به گفته این نماینده مجلس، با تصویب طرح جرم سیاسی در کمیسیون قضایی و حقوقی این طرح برای بررسی و تصویب نهایی در صحن علنی مجلس، به هیأت رئیسه فرستاده شد.

رومیانی گفت:‌«طرح جرم سیاسی شامل شش ماده است که جرم سیاسی را تعریف می‌کند.»

در ماده یک تعریف جرم سیاسی آمده است: «هر یک از جرایم مصرح در ماده دو این قانون چنانچه با انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی و یا سیاست‌های داخلی یا خارجی کشور ارتکاب یابد، بدون آنکه مرتکب قصد ضربه زدن به اصل نظام را داشته باشد جرم سیاسی محسوب می‌شود.»

Balatarin

انتقال چهار زندانی اهل‌سنت به سلول انفرادی جهت اعدام

هرانا – صبح روز جاری حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی و جهانگیر دهقانی جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی زندان رجایی شهر کرج منتقل شدند و خانواده‌های ایشان که شب گذشته از سنندج به کرج رفته بودند برای آخرین بار موفق به ملاقات ایشان شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شب گذشته به حامد احمدی، کمال مولایی، جمشید دهقانی و جهانگیر دهقانی ابلاغ شد که ساعت ۶ صبح روز جاری جهت اعزام به نگهبانی مراجعه کنند.
در این ابلاغیه ذکر نشده بود که اعزام به کجا صورت خواهد گرفت از همین رو نگرانی از بابت اجرای حکم اعدام ایشان افزایش یافت.
طی روز جاری که این چهار زندانی محکوم به اعدام اهل‌سنت به سلول انفرادی زندان رجایی شهر کرج منتقل شدند و پس از پیگیری خانواده‌ها که شب گذشته از سنندج به کرج آمده بودند به ایشان برای آخرین بار ملاقات داده شد.
مسئولین پس از پایان ملاقات به بستگان این چهار زندانی اهل۲سنت ابلاغ کردند که سحرگاه روز آینده حکم اعدام هر چهار نفر به مورد اجرا درخواهد آمد و از خانواده‌ها خواستند تا صورتجلسه ملاقات آخر را امضاء کنند. خانواده‌ها از امضاء صورت‌جلسه امتناع کردند.
این چهار زندانی اهل‌سنت به اتهام «محاربه از طریق هواداری از گروههای سلفی» در طی دادگاهی مغشوش و بدون حق داشتن وکیل تعینی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه‌ای به اعدام محکوم شده‌اند.
گفتنی است، این افراد اتهام انتصابی را در تمام طول دادرسی تکذیب کرده‌اند.
یک منبع مطلع در خصوص نحوه انتقال این چهار زندانی محکوم به اعدام به سلول انفرادی به هرانا گفت: “امروز ساعت ۶ بعد از انکه حامد و جمشید و جهانگیر و کمال از رفتن امتناع کردن ساعت ۹ مدیر زندان (مردانی)،معاون اجرایی(امیریان)،معاون زندان(خادم)،ریس اندرزگاه ۴(طریقی)،رییس حفاظت اطلاعات (بحرینی)،مسئول پرونده اهل سنت در تهران (داوری) و چند نفر لباس شخصی اطلاعاتی و گارد ضد شورش استان تهران ،رییس گارد (ذو القعدی زاده)،مسئول تربیت بدنی(عزیزی) امدن و زندانیان را تهدید به ضرب و شتم توسط گارد زندان کردن و ساعت ۱۱:۳۰ همه زندانیان را دوباره تهدید به ضرب و شتم کردن و تلفن و گاز آشپزخانه را قطع کردن و ساعت ۱ چهار زندانی را به زور از میان هم بندیان خود برده و انان را پاپند و دستبند زده به مکانی نامعلوم منتقل کردن که می توان بدون شک گفت که برای اجرای حکم است
Balatarin

onsdag 11. juni 2014

" افشای بدهی ۷۰ هزار میلیارد تومانی "حلقه احمدی‌نژاد

رادیو زمانهاحمدی‎نژاد طی ۸ سال مسئولیت خود بارها تهدید کرد که فهرست بدهکاران بانکی و مافیای اقتصادی را منتشر می‌کند. حال روشن شده که مدیران دولت او در این فسادها مشارکت داشته‌اند.

Ahmadi Mashai

چند روز پس از آن‎که یکی از نمایندگان مجلس گفت «نگران است که افشای فهرست مفاسد اقتصادی جامعه را با شوک اجتماعی روبرو کند»، فهرست بدهی‎ها و تخلفات اقتصادی گروهی از مدیران دولت احمدی‎نژاد منتشر شد.

اردیبهشت ماه امسال سخنگوی دولت از ارسال فهرست بدهکاران بانکی به قوه قضائیه خبر داد. سخنگوی قوه قضائیه نیز آمادگی این نهاد برای پیگیری مطالبات بانک‎ها را اعلام کرد.

مقام‎های دولتی و قوه قضائیه در واکنش به درخواست خبرنگاران برای افشای فهرست بدهکاران، آن را محرمانه خواندند.

اسحاق جهانگیری در جمع دانشجویان دانشگاه شاهد گفت: «دولت بدون شعار و هیاهو به دنبال مبارزه با مفاسد اقتصادی است.»

اردیبهشت‎ماه امسال، خبرگزاری فارس جزئیات بیشتری از فهرست بدهکاران بانکی منتشر کرد و به نقل از یک منبع آگاه نوشت که مطالبات معوق بانک‎ها بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان است.

بر اساس گزارش فارس، ۱۸ نفر از بدهکاران بانکی، مبلغی بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان بدهی معوق دارند. چند روز پس از این گزارش، هفته‎نامه صدا که به دولت نزدیک است، به صورت اختصاری یکی از بدهکاران بانکی بزرگ را با ۲۰۰۰ میلیارد تومان بدهی بانکی معرفی کرد و از اراده دولت برای پیگیری این پرونده خبر داد.

پاکدست‎ها در صدر بدهکاران

احمدی‎نژاد در هشت سالی که در راس قوه مجریه ایران قرار داشت، بارها تهدید کرد که فهرست بدهکاران بانکی و مافیای اقتصاد ایران را منتشر خواهد کرد. اما آن‎چه که از دولت او به جای مانده است، پرونده‎های فساد اقتصادی متعددی است که با مشارکت مدیران دولتی صورت گرفته است.




در فهرست بدهکاران بانکی منتشر شده در رسانه‎ها، نام ۹ مدیر دولت احمدی‎نژاد به چشم می‎خورد که بیش از ۱۰۰۰ میلیارد تومان بدهی بانکی دارند. صدرنشین فهرست بدهکاران بانکی، اسفندیار رحیم مشایی با ۸۹۰۰ میلیارد تومان بدهی است.



Zanjani

بدهی بانکی بابک زنجانی ۷۰۰۰ میلیارد تومان اعلام شده است.

پس از او بابک زنجانی با ۷۰۰۰ میلیارد تومان بدهی قرار دارد. سخنگوی قوه قضائیه روز دوشنبه ۱۹ خرداد از مرحله نخست واگذاری اموال بابک زنجانی به ارزش ۱۵۰۰ میلیارد تومان خبر داد.

در این فهرست نام دانشگاه تازه تاسیس محمود‎ احمدی‎نژاد نیز به چشم می‎خورد. در نخستین روزهای آغاز به کار دولت حسن روحانی، اکبر ترکان از مشاوران ویژه رئیس‎جمهوری از واریز مبلغ ۲۴۰۰ میلیارد تومان از خزانه به حساب دانشگاه ایرانیان خبر داد.

در این فهرست بدهی این دانشگاه ۱۲۰۰ میلیارد تومان عنوان شده است.

معمای اعدام مه‎آفرید

در نخستین روزهای خردادماه، چند روز پس از حضور دادستان کشور در مجلس، مه‎آفرید خسروی بدون اطلاع قبلی به خانواده‌اش اعدام شد.

وکیل او چند روز پیش از اعدام موکلش به خبرگزاری مهر گفته بود که مه‎آفرید خسروی نامه‎ای خصوصی به رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشته است.

اگر چه جزئیات این نامه تا به حال افشاء نشده است، اما انتشار فهرست بدهکاران بانکی و حضور پررنگ مدیران دولت پیشین در این فهرست، می‎تواند دلیل اعدام زودرس خسروی را روشن‎تر کند.

در دادگاه رسیدگی کننده به پرونده گروه آریا بارها نام برخی از مدیران دولتی که در این فهرست قرار دارند به میان آمد، اما در نهایت تنها دو مدیر بانکی و دو مدیر وزارت‎خانه‎های راه و شهرسازی و صنعت، معدن و تجارت محکوم شدند.

در این فهرست نام مجموعه شرکت‎های گروه امیرمنصور آریا با سه هزار میلیارد تومان بدهی به چشم می‎آید.

این در حالی است که سخنگوی قوه قضائیه و وکیل مه‌‏آفرید خسروی از تسویه بدهی‎های این مجموعه خبر داده‎اند.


Balatarin

tirsdag 10. juni 2014

اعدام مخفیانه و تقاضای پول برای تحویل جسد

 هرانا – ۲۶ اردیبهشت سال جاری دو برادر بنام‌های عبدل جمال‌زهی و حمید جمال‌زهی در زندان چابهار اعدام شدند و مسئولین برای تحویل اجساد ایشان تقاضای ۱۱ میلیون تومان پول طناب کردند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عبدل جمال‌زهی ۲۶ ساله و حمید جمال‌زهی ۲۲ ساله هردو فرزند جهانگیر در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ماه سال جاری به اتهام قاچاق مواد مخدر در محوطه زندان مرکزی چابهار از طریق چوبه دار اعدام شدند.

مسئولین ضمن امتناع از تحویل جسد این دو اعدامی شرط تحویل جسد به مادرشان را پرداخت ۱۱ میلیون تومان تحت عنوان “پول طناب” عنوان کردند.

یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود در این خصوص به گزارشگر هرانا گفت: “در نهایت این مادر داغدار با جمع آوری ۵ میلیون تومان از آشنایان و رفتن به زیر قرض و خواهش و التماس موفق شد جسد فرزندانش را تحویل بگیرد.”

گفتنی است، این اعدام در سکوت کامل خبری برگزار شد و در هیچ یک از رسانه های رسمی ایران منتشر نشده است.
Balatarin

mandag 9. juni 2014

وخامت وضعیت جسمی معصومه قلی‌زاده در نوزدهمین روز بازداشت

هرانا – معصومه قلی‌زاده فعال سابق دانش‌جویی و فعال چپ هم‌چنان در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می‌برد و وضعیت جسمی خوبی ندارد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وی که روز ۳۱ اردیبهشت ماه در تهران بازداشت شده بود به تبریز منتقل شده و در زندان مرکزی تبریز تحت نظر وزارت اطلاعات به‌سر می‌برد.

این دانش‌جوی سابق دانش‌گاه علامه طباطبایی تهران، عصر دیروز طی تماس تلفنی کوتاهی با خانواده‌‌اش از وخامت وضعیت جسمی خود خبر داده است.
معصومه قلیزاده از بیماری قلبی و تیروئید مزمن رنج می‌برد.

خانم قلی‌زاده که برای ادامه‌ی تحصیل به کشور ترکیه رفته بود مدتی پس از بازگشت توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.
Balatarin

lørdag 7. juni 2014

رضا شهابی در پنجمین روز از اعتصاب غذا بسر میبرد

هرانا – رضا شهابی زکریا فعال کارگری زندانی از زمان انتقال به زندان رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رضا شهابی زکریا فعال کارگری و زندانی سیاسی روز یک‌شنبه ۱۱ خرداد ماه از بند ۳۵۰ زندان اوین به همراه شش زندانی سیاسی دیگر به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

این فعال کارگری زندانی که از ناراحتی‌های جسمی متعددی رنج میبرد هم‌اکنون وارد پنجمین روز از اعتصاب غذای خود شده است.

یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت: “وی خواستار بازگشت به زندان اوین است زیرا طی مسافت از تهران تا کرج برای خانواده وی بسیار دشوار است.”

رضا شهابی، رضا اکبری منفرد، جواد فولادوند، اصغر قطان، اسداله هادی، غلامحسین اسدی و علی سلانپور زندانیانی هستند که طی روز یک‌شنبه ۱۱ خرداد ماه به رجایی شهر تبعید شدند.

یادآور می‌شود که این فعال کارگری و عضو هیأت مدیرهٔ سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه بنا بر رای دادگاه تجدید نظر تهران، به تحمل چهار سال حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از فعالیت سندیکایی و هفتاد میلیون ریال جریمهٔ نقدی محکوم است.
Balatarin

دختر عبدالفتاح سلطانی: هنوز منتظر پاسخ مسولان برای واقعه بند ۳۵۰ هستیم

کمپین حقوق بشر ایران - دختر عبدالفتاح سلطانی، وکیل زندانی در بند ۳۵۰ به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که خانواده های زندانیان سیاسی پس از گذشت یکماه و نیم از حمله به این بند در زندان اوین هنوز منتظر پاسخ کمیته پیگیری دولت از این اتفاق هستند.

مائده سلطانی به کمپین گفت: «متاسفانه نه تنها کمیته ای که قرار بود از سوی دولت پاسخگو باشد تا به حال به ما جوابی نداده است بلکه حتی مسولان قضایی احمد رضا حائری، نماینده خانواده های زندانیان که پیگیر این اتفاق بود را نیز بازداشت کردند و حتی چند نفر از زندانیان بند را به عنوان تنبیه به زندان رجایی شهر تبعید کردند.»

دختر عبدالفتاح سلطانی گفت: «در آخرین اقدام خانواده های زندانیان سیاسی شکایت نامه ای به دادسرای کارکنان ویژه دولت نوشتند و در آن از اقدامات غیر قانونی که در زندان اتفاق افتاده شکایت کردند. در این نامه مشخصا از جواد مومنی، معاون رییس زندان اوین شکایت شده که با ماموران اطلاعات در روز حادثه همکاری کرده است. ماموران اطلاعات جلوی او زندانیان را کتک زدند، موهای شان را تراشیدند، آنها را به انفرادی فرستادند.»

همچنین پریناز باغبان حسنی، همسر محد صدیق کبودوند، زندانی بند ۳۵۰ نیز به کمپین گفت:« به جای اینکه مسولان به ما پاسخ بدهند و مرهمی برای نگرانی های ما باشند حتی نماینده خانواده های زندانیان را نیز بازداشت کردند. چطور می توان منتظر پاسخ بود. به نظرم مسولان هیچ پاسخی نخواهند داد و اینها همه بازی است.»

روز پنجشنبه ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۳، نیروهای وابسته به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و بیش از یکصد نفر از سربازان حفاظت سازمان زندان ها به بند ۳۵۰ زندان اوین یورش بردند و با باتوم زندانیان را مورد ضرب و جرح قرار دادند. سی و دو نفر از این زندانیان به ساول انفرادی منتقل شدند. همچنین برخی از زندانیان بر اثر شدت جراحات به بهداری زندان منتقل شدند. موهای تمام زندانیان بند پس از ضرب و شتم تراشیده شد.

خانواده های زندانیان بند ۳۵۰ پس از ملاقات با زندانیان و مشاهدۀ آثار ضرب و جرح بر روی بدن، اعضای شکسته و باند پیچی سر چند نفر از زندانیان در تاریخ دوم اردبیهشت ماه در مقابل دفتر ریاست جمهوری تجمع کرده و خواستار پیگیری دولت روحانی در مورد این حمله شدند. آنها در روزهای قبل تر نیز مقابل دفتر دادستانی و مجلس شورای اسلامی تجمع کرده بودند و خواستار رسیدگی به خواسته هایشان شدند.

نزدیک به یکماه پس از حمله به بند و درخواست های پیاپی خانواده ها و قول مسولان برای پیگیری این اتفاق، سخنگوی دولت روز ۲۴ اردبیهشت ماه گفت که وزارت اطلاعات و دادگستری “قرار است گزارشی درباره وقایع زندان اوین تهیه کنند.” محمد باقر نوبخت افزود: “بعد از دریافت و جمع بندی، این گزارش را به اطلاع مردم خواهیم رساند.”

 سخنگوی دولت در حالی از تهیه گزارش از سوی وزارت اطلاعات و دادگستری از وقایع بند ۳۵۰ خبر داده که مصطفی پور محمدی، وزیر دادگستری، ۴ روز پیش از آن در تاریخ ۲۰ اردبیهشت ماه  با زیر سوال بردن تشکیل کمیته پیگیری ماجرای بازرسی بند ۳۵۰ زندان اوین گفت: “اصلا چنین کمیته ای به این معنا نبوده است.”  مصطفی پور محمدی مسولیت را به مقامات قضایی زندان اوین واگذار کرد و گفت: “باید مقامات قضایی زندان پاسخ روشن را بدهند.” وزیر دادگستری همچنین با اشاره به اینکه پیش‌تر صحبت هایی در خصوص وقایع بند ۳۵۰ شده است، گفت: “به هرحال توضیحاتی داده شده و اگر ادعایی خلاف آن هم باشد طبعا باید از رییس جدید سازمان زندان ها سئوال شود و اطلاعات تکمیلی را بفرستند.»

همچنین محمود علوی، وزیر اطلاعات روز ۲۷ اردبیهشت ماه  فقط به گفتن این جمله اکتفا کرد که برای تهیه گزارش بند ۳۵۰ “کارهایی در حال انجام است”. با این حال او از خبرنگاران خواست “وارد جزییات بیشتر این گزارش نشوند.”

محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت در تاریخ سوم اردبیهشت ماه، یک روز پس از تجمع خانواده های زندانیان در مقابل دفتر ریاست جمهوری اعلام کرده بود که تیمی برای بررسی وقایع اوین تشکیل شده است. با این حال تاکنون نه تنهاعوامل این حمله معرفی نشده اند بلکه گزارش ابتدایی از وقایع روز ۲۸ فررودین ماه که دولت قول آن را داده بود نیز منتشر نشده است. همچنین نمایندگان مجلس از جمله علی مطهری که قول رسیدگی به وقایع بند ۳۵۰ را به خانواده های زندانیان داده بود تاکنون واکنشی نشان نداده اند.

 صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه در روز سوم اردبیهشت و در همان روزی که سخنگوی دولت برای اولین بار خبر از تشکیل تیمی برای بررسی وقایع اوین خبر داد، گفت که بازرسی از زندان اوین در روز ۲۸ فروردین ماه عادی بوده و هیچ خلافی صورت نگرفته است.

همچنین غلامحسین اسماعیلی، رییس وقت سازمان زندان ها حمله به بند ۳۵۰ زندان اوین را دروغ گروه های معاند نظام دانست. غلامحسین محسنی اژه‌ای ، سخنگوی قوه قضاییه نیز روز هشتم اردبیهشت ماه مدعی شد که از بند ۳۵۰ زندان اوین در بازرسی روز ۲۸ فروردین ماه مشروبات الکلی و موبایل کشف شده است. محسنی اژه ای همچنین با اظهار اینکه “یک زندانی شروع به بد گفتن و تعرض کند و شیشه بشکند، درست نیست،” گفت: “برای کسانیکه اموال زندان اوین را تخریب کرده اند پرونده تشکیل شده است.” تنها چند روز پس از واقعۀ بند ۳۵۰ و پس از پخش یک مصاحبۀ تلویزیونی، رییس قوۀ قضاییه غلامحسین اسماعیلی را به ریاست کل دادگستری تهران منصوب کرد و مقامات قوۀ قضاییه اعلام کردند که آقای اسماعیلی ارتقاء مقام پیدا کرده است. در تاریخ ۴ اردیبهشت ماه پس از درج خبری با عنوان “برکناری رییس سازمان زندان ها” روزنامۀ ابتکار توسط قوۀ قضاییه توقیف شد.

بازداشت، اعدام و انتقال چند زندانی بند ۳۵۰ به زندان رجایی شهر  

در این فاصله زمانی  احمد رضا حائری، نماینده خانواده های زندانیان سیاسی در  تاریخ ۲۲ اردبیهشت ماه بدون علت مشخصی دستگیر شد. او ده روز پس از آن در تاریخ ۵ خرداد ماه آزاد شد. با این حال هنوز علت دستگیری او مشخص نشده است.

همچنین غلامرضا خسروی، زندانی متهم به محاربه که در روز یازدهم خرداد ماه اعدام شد، در آخرین ملاقات با خانواده اش گفته بود که مسولان زندان اوین قبل از انتقال او به زندان رجایی شهر برای اجرای حکم گفته اند، او یکی از مسولان اصلی شورش در بند ۳۵۰ در تاریخ ۲۸ فروردین بوده و چون حکمش نیز مشخص است باید حکم اجرا شود. بهزاد عرب گل، یکی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ نیز که در روز حمله به بند مورد ضرب و شتم شدید ماموران قرار گرفت در اقدام ناگهانی و بدون توضیح در تاریخ ۱۰ خرداد ماه از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل شد.

در تاریخ ۱۲ خرداد ماه نیز رضا شهابی، فعال کارگری به همراه اصغر قطان، رضا اکبری منفرد، اسدالله هادی، علی سلان پور، غلامحسین اسدی و ابوالقاسم فولادوند از زندان اوین به زندان رجایی شهر بدون علت مشخصی تبعید شدند.
Balatarin

mandag 2. juni 2014

:)

Balatarin

بی‌خبری از وضعیت صبا آذرپیک، روزنامه‌نگار بازداشتی , با گذشت پنج روز از بازداشت وی

رادیو زمانه - صبا آذرپیک، روزنامه‌نگار، هفته گذشته بازداشت شده، اما با گذشت پنج روز از بازداشت وی «هیچ خبری در مورد وضعیت این روزنامه‌نگار منتشر نشده است.»


صبا آذرپیک

به گزارش وب‌سایت خبری-تحلیلی «کلمه»، روز چهارشنبه هفتم خردادماه نیروهای امنیتی با حضور در دفتر هفته‌نامه «تجارت فردا»، صبا آذرپیک را بازداشت کردند.

خانواده و نزدیکان آذرپیک می‌گویند که حتی از محل بازداشت او خبری ندارند و هنوز نمی‌دانند او به چه اتهامی بازداشت شده است.

ظاهرا به مادر صبا آذرپیک گفته شده که دخترش یک ماه در سلول انفرادی و بدون تماس خواهد بود.
Balatarin

دادگاه لاهه ایران را به پرداخت ۱۸ میلیارد دلار محکوم کرد

رادیو زمانه محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران، از محکومیت ۱۸ میلیارد دلاری این کشور در پرونده کرسنت در دادگاه لاهه خبر داد.


به‌گزارش خبرگزاری مهر، محمدرضا نعمت‌زاده در مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، برای نخستین بار درباره پرونده کرسنت گفت: «علی‌رغم این‌که بارها از طریق برخی کانال‌ها، برگزاری دادگاه “کرسنت” را که به ضرر ایران تمام می‌شد، عقب انداختم اما بالاخره دادگاه ایران را به پرداخت ۱۸ میلیارد دلار جریمه محکوم کرد.»

به‌گفته وزیر صنعت، براین اساس، نه تنها ایران درآمدی از فروش گازش نداشت، بلکه محکوم به پرداخت ۱۸ میلیارد دلار جریمه هم شد.

کرسنت قراردادی بوده بین شرکت اماراتی «کرسنت پترولیوم» با شرکت ملی نفت ایران که در سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۱) منعقد شد. مذاکرات این قرارداد از سال ۱۹۹۷ آغاز و در سال ۲۰۰۱ با عقد قرارداد پایان یافت.

بر اساس این قرارداد، ایران متعهد می‌شد گاز فراوری‌نشده تولیدی میدان گازی سلمان را به مدت ۲۵ سال و از آغاز سال ۲۰۰۵ به امارات متحده عربی صادر کند.

حجم صادرات گاز فراوری‌نشده قرار بود از ۵۰۰ میلیون مترمکعب آغاز شود و به تدریج به ۸۰۰ میلیون مترمکعب در روز برسد.

در طول دوره ۲۵ ساله این قرارداد، درآمد ایران از فروش گاز به کرسنت بین ۱۶ تا ۲۰ درصد بهای گاز قرارداد ایران با ترکیه در دوره مشابه ۲۵ ساله می‌شد.

چند سال بعد محمدرضا رحیمی، رئیس وقت دیوان محاسبات کشور در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، این قرارداد را «خیانت» خواند و آن را لغو کرد.

پس از جنجالی شدن این پرونده در ایران، شرکت کرسنت پترولیوم امارات در این‌باره به دادگاه لاهه شکایت برد.

قرارداد کرسنت از سال‌ها پیش در درگیری‌های جناحی درون جمهوری اسلامی ایران نقش ایفا کرده و همچنان زوایایی از آن پنهان است.

بازرگانی ایرانی-بریتانیایی به نام عباس یزدان‌پناه نیز که نقشی کلیدی در شکل گیری این قرار داد داشته است و گفته می‌شود که به مقام‌های نفتی نظامی ایران نزدیک بوده، در ماه ژوئن ۲۰۱۳ ناپدید و بعد جسد وی در فجیره پیدا شد.


آذرماه سال گذشته نیز وزارت ارشاد در نامه محرمانه‌ای با امضای پدرام پاک‌آئین، مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت ارشاد به دفتر برخی از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های داخلی از آن‌ها خواسته بود تا از انتشار آزادانه خبر در مورد پرونده کرسنت خودداری کنند.

وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران در سخنان خود همچنین گفت آن روزها به هادی نژادحسینیان، معاون امور بین‌الملل وزیر نفت دستور داده شد که قرارداد کرسنت را اصلاح کند، اما این کار انجام نشد.

محمدرضا نعمت‌زاده افزود: «در حالی که بنده بارها و بارها درخواست کردم که کار اصلاح این قرارداد را به بنده بسپارند تا ایران از این قرارداد سود برد، اما این کار عملیاتی نشد، در حالی که بنده حاضر بودم به خاطر این قرارداد به زندان بروم اما کشور منفعت ببرد.»

پیش از این علیرضا زاکانی، رئیس کمیته پیگیری قراردادهای نفتی مجلس در آستانه پایان مهلت ارائه گزارش ایران به دادگاه لاهه درباره قرارداد کرسنت گفته بود: «در حال حاضر این پرونده در لاهه با موضوع فساد در حال رسیدگی است و ما امروز در حال دست برداشتن از اعتراض به حق ضایع شده خود درباره فساد در این قرارداد هستیم و در صورت محکوم شدن ایران در داوری کرسنت، دولت باید بین هشت تا ۳۵ میلیارد دلار خسارت و غرامت به طرف مقابل پرداخت کند.»

زاکانی تأکید کرده بود که «میدان گازی سلمان به اندازه ۲۵ سال گاز برای تحویل به امارات نداشته است؛ چنانکه ۱۴ اشکال فنی به قرارداد کرسنت وارد است که یکی از آن‌ها پیش‌فروش گازی است که اساساً در این میدان وجود ندارد و دیگری اشکالات سرزمینی‌ است که الان به آن نمی‌پردازم.»

در پی فاش شدن جریمه مالی ایران از سوی دادگاه لاهه، مسعود میرکاظمی، رئیس کمیسیون انرژی مجلس از سخنان محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر صنعت اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت: «به وزیر نفت نامه نوشتیم که آخرین لایحه‌ای که به دادگاه لاهه ارسال کردید را به مجلس ارائه دهید تا ببینیم محتوایش چه بوده و چقدر بر اساس مصالح ملی تنظیم شده اما وزیر نفت پاسخ نداد.»

میرکاظمی با بیان این‌که «اعلام کردند موضوع کرسنت پیگیری نشود»، گفت: «پس از آن ما پیگیری نکردیم، در حال حاضر هم خودشان باید پاسخگوی موضوع کرسنت باشد چرا که آن‌ها در جریان هستند.»

قرارداد کرسنت در زمانی که بیژن زنگنه وزیر نفت دولت اصلاح‌طلب محمد خاتمی بود بسته شد و حسن روحانی، رئیس‌جمهوری کنونی ایران، در آن زمان به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی با ارسال نامه‌ای خطاب به خاتمی، به عملکرد زنگنه اعتراض کرده و انعقاد قرارداد کرسنت را خارج از چارچوب قانون و دارای آثار منفی فراوان برای ایران دانسته بود.

سال گذشته در جریان رأی اعتماد مجلس به کابینه حسن روحانی و معرفی بیژن زنگنه به‌عنوان وزیر نفت دولت یازدهم نیز موضوع این قرارداد بار دیگر مطرح شد و برخی از نمایندگان مجلس آن را خیانتی نظیر «عهدنامه ترکمنچای» دانستند.
Balatarin

søndag 1. juni 2014

تبعید هفت زندانی بند ۳۵۰ اوین، به زندان رجایی شهر

imagesفعالان در تبعید: صبح روزيكشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳، هفت زندانی بند ۳۵۰ اوین، به صورت ناگهانی به زندان رجایی شهر تبعید شدند.

بنا بر اطلاع “کمپین صلح فعالان در تبعید”، صبح روز یکشنبه، اسدالله هادی، رضا اکبری منفرد، ابوالقاسم فولادوند، اصغر قطان، علی سلان پور، غلامحسین اسدی و رضا شهابی، هفت زندانی بند ۳۵۰، از زندانیان تبعید شده می باشند.


طبق گزارش قبلی این کمپین، رضا شهابی با انتشار بیانیه ای، در اعتراض به تبعید غیر قانونی، اعلام آغاز اعتصاب غذا کرده است.

روز گذشته نیز بهزاد عرب گل دیگر زندانی بند ۳۵۰، همراه با ضرب و شتم شدید ماموران، به زندان  رجایی شهر منتقل شده بود.

پیشتر گزارشاتی مبنی بر تلاش مسئولان غذایی جمهوری اسلامی ایران برای انحلال بند ۳۵۰، منتشر شده بود و تبعید های اخیر، در همین راستا تحلیل می شود.
Balatarin

تبعید ناگهانی رضا شهابی به زندان رجایی شهر/ بیانیه آغاز اعتصاب غذای رضا شهابی

رضا شهابیفعالان در تبعید: يكشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳، رضا شهابى ذکريا، فعال کارگرى و عضو هيئت مديره سنديکاى اتوبوسرانى تهران و حومه که دوران محکوميت شش سال حبس خود را در زندانى اوين مى گذراند، به صورت ناگهانی به زندان رجایی شهر تبعید شد.

بنا بر اطلاع “کمپین صلح فعالان در تبعید”، رضا شهابی پس از تبعید به زندان رجایی شهر با انتشار بیانیه ای، آغاز اعتصاب غذای خود تا رسیدن به خواسته خود، مبنی بر بازگشت به بند ۳۵۰، اعلام کرد.

متن کامل بیانیه رضا شهابی به شرح زیر است:



بیش از دوسال از بازداشتم در اعتراض به پایمال شدن حقوق هم طبقه های کارگرم میگذرد. در این مدت بر اثر شکنجه ها و انواع و اقسام فشار و تهدید علیه خودم و خانواده ام بخش عمده ای از سلامت جسمی و روحی ام را از دست داده ام، و ممانعت از ادامه درمان ستون فقرات و مهره های گردنم،  باعث کشیده شدن کارم به جراحی شده و باز گردانده شدنم از بیمارستان به زندان آن هم درست در شب عید، تنها ذره ای از رنج هایی است که در این مدت متحمل شده ام.

اینک در اقدامی دیگر بدون هیچ دلیلی و بطور غیر قانونی حکم به تبعید به زندان رجایی شهر داده اند. علی رغم وضعیت وخیم جسمی ام  در اعتراض به این تبعید غیر قانونی از امروز ۱۱\۳\۹۳ تا رسیدن به خواسته های خود یعنی بازگشت به بند ۳۵۰ اعلام اعتصاب غذا میکنم و نیز اعلام میکنم که مسئولیت سلامتی اینجانب متوجه دادستانی تهران است.

رضا شهابی



رضا شهابى ذکريا، يکى از موسسين سنديکاى کارگران شرکت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه مى باشد که در زمستان سال ٨٣ تاسيس شد. وى در ادامه و در خرداد ١٣٨۴ به عضويت هيئت مديره اين سنديکا انتخاب شد.

از عملکردهاى جدى اين سنديکا که اولين تشکل غير دولتى کارگران پس از انقلاب سال ١٣۵۷ در ايران بود، مى توان به اعتصاب کارگران شرکت واحد در زمستان ١٣٨۴ اشاره کرد که به دستگيرى و اخراج رضا شهابى و تعدادى از همکارانش و محکوميت زندان براى ایشان شد.

اخراج رضا شهابى در جريان اين اعتصاب، مانع ادامه فعاليتهاى وى در راستاى مطالبات کارگرى و فعاليتهاى سنديکايى نبود. وکالت رانندگان اخراجى از شرکت واحد و پيگيرى و دفاع از شکايات همکاران در ادارات کار استان تهران، براى بازگشت به کار آنان و جمع آورى کمک مالى براى کارگران اخراجى، از جمله فعاليتهاى رضا شهابى در اين دوره بود که موجب خشم کارفرما و تهديد وى از سوى حراست شرکت واحد اتوبوسرانى تهران، شده بود.

رضا شهابى عليرغم تهديدات کارفرما و پس از پيگيريهاى مداوم در تيرماه سال ١٣٨٨ موفق به دريافت حکم بازگشت به کار شد. او که در ميان استقبال رانندگان شرکت واحد و به خصوص در منطقه کارى خويش- منطقه ١٠ شرکت واحد- به سر کار بازگشت، از بدو ورود، فعاليتهاى خودش را آغاز کرده و با حضور در ميان رانندگان در پايانه ها و سرويس هاى کارگرى، براى همکاران خود از دست آوردهاى سنديکا مى گفت و آنها را از ظلم و ستمى که کارفرما بر ايشان روا مى داشت، مطلع مى ساخت و کارگران را به اتحاد و همبستگى و حضور فعال در سنديکا دعوت مى کرد.

رضا شهابى سرانجام ٢٢ خرداد سال ٨۹، در حين کار با اتوبوس شرکت واحد و در مقابل ديدگان مسافران اتوبوس، در شرايطى غيرانسانى توسط ۴ مامور لباس شخصى دستگير شد.

او به اتهام اجتماع و تبانى بر ضد امنيت كشور، توسط ماموران لباس شخصى بازداشت و به بند ٢٠۹ زندان اوين منتقل شد. او در حين انتقال به بند ٢٠٩، به دليل ضرب و شتم شديد از ناحيه گردن به شدت آسيب ديد. ١۹ ماه نگهدارى رضا شهابى در بند٢۴٠ و ٢٠٩ زندان اوين و بازجويى ها تحت فشار و شکنجه و تهديد به اعدام، موجب شد تا او براى رسيدگى به وضعيت حقوقى و قضايى چندين بار دست به اعتصاب غذا بزند.

يک‌شنبه ٢۹ آبان‌ماه سال ۹٠، دکتر پيمان گودرزى، پس از معاينه  اين زندانى در کلينيک شهيد عراقى، اعلام کرد که غضروف مابين مهره‌­هاى ٣، ۴، ۵، ۶ و ۷ ستون فقرات او از بين رفته و اين مهره‌­ها بر روى عصب فشار وارد مي‌­کنند و احتمال پاره شدن اعصاب و در نتيجه از کار افتادن دست و پاى چپ، بسيار زياد است. “

طبق توصيه دکتر گودرزى، رضا شهابى که از درد شديد در ناحيه‌ گردن، کمر و دست رنج مي‌برد و قلب و کليه‌اش وضعيت خوبى نداشت، بايد به صورت اورژانسى در بيمارستان بقية‌الله بسترى و عمل ميشد. دکتر طول مدت درمان براى اين عمل را در حدود ۶ ماه اعلام کرده بود اما مسئولان زندان از جراحى و درمان او ممانعت کرده و وى را به زندان بازگرداندند.

رضا شهابى در سال ۹٠ در واکنش به بازداشت، شکنجه و بلاتکليفى خود در سلول انفرادى زندان اوين، که مصادف با جنبش ۹۹ درصدى ها در ايلات متحده آمريکا بود، گفت: “حرف­‌هايى را که اکنون مردم در سراسر جهان مي‌­زنند و مي­‌گويند ما ۹۹ درصد زحمت‌کش جامعه هستيم را ما از سال ٨۴مي­‌زديم، حال چگونه است که مسئولين از اين اعتراضات حمايت مي‌­کنند و من را دقيقاً به دليل گفتن همين حرف ها ١۹ ماه است که بازداشت غيرقانونى کرده‌­اند. مگر من قاچاقچى هستم يا از ديوار کسى بالا رفته‌­ام؟ مگر تاکنون جز دفاع از حقوق صنفى کارگران کار ديگرى کرده‌­ام که مستحق ماه­‌ها زندان و تازه آن هم بدون محاکمه باشم؟! در اين مدت که اين جا بودم دزدها وقاچاقچي‌­ها آمدند و رفتند، اما من هنوز بلاتکليف در زندان مانده‌­ام.”

اول آذر سال ۹٠، اولين اعتصاب غذاى رضا شهابى در زندان در اعتراض به  بى توجهى مسوولان به سلامتش، و حدود دو سال بلاتکليفى اش در انفرادى ٢٠۹ و ممانعت از آزادى وى به قيد وثيقه، شکل گرفت.

او پس از اين اعتصاب اعتراضى، در بيمارستان امام خمينى تهران، تحت عمل جراحى از ناحيه گردن قرار گرفت اما عليرغم توصيه پزشکان به استراحت و طى دوران نقاهت در منزل، به زندان بازگردانده شد که موجب عفونت و مشکلاتى در محل جراحى شد.

رضا شهابى پس از تحمل ۲۲ ماه بازداشت بلاتکليف و بدون حکم، و پس از چند جلسه برگزارى دادگاه که با تهديد به اعدام توسط قاضى صلواتى، همراه بود، نهايتا اواسط تير ماه ١٣۹١، از سوى شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ۶ سال حبس تعزيرى محکوم شد. حکم او شامل يک سال زندان به اتهام “فعاليت تبليغى عليه نظام” و پنج سال حبس به اتهام “تبانى به قصد اقدام عليه امنيت ملى” بود. او همچنين به ۵ سال ممنوعيت از فعاليت سنديکايى و هفتاد ميليون ريال جريمه نقدى محکوم شد.

او که همچنان از  از درد شديد در ناحيه‌ گردن، کمر و دست رنج می برد، اواخر اسفند ١٣۹۲، پیش از عمل جراحی کمر، از بیمارستان امام خمینی، به صورت ناگهانی، شبانه و پیش از عمل جراحی به زندان بازگردانده شد.
Balatarin

غلامرضا خسروی، زندانی سیاسی به اتهام «محاربه» اعدام شد

   غلامرضا خسروی به اتهام «محاربه» بامداد یکشنبه اعدام شدرادیوفردا - گزارش خبرگزاری‌های ایرنا و فارس حاکی است که غلامرضا خسروی سوادجانی به اتهام «محاربه از طريق تلاش موثر برای پيشبرد» اهداف سازمان مجاهدين خلق بامداد روز يکشنبه يازدهم خردادماه اعدام شده است.

دادسرای عمومی و انقلاب تهران می گويد، پس از ابلاغ حکم صادره برای غلامرضا خسروی، تقاضای اعمال ماده ۱۸ اصلاحی نيز صورت گرفت که با رد اين تقاضا، حکم به موقع اجرا گذارده شد.

اين در حالی است که روز شنبه  عفو بين الملل از مقام های ايران خواسته بود تا اجرای حکم اعدام غلامرضا خسروی را متوقف کنند.

عفو بين الملل تصريح کرده است، غلامرضا خسروی برخلاف قوانين بين المللی و همچنين قوانين جمهوری اسلامی از حق دادگاهی «عادلانه» برخوردار نبوده است.

عفو بین الملل می گوید، براساس قوانین جمهوری اسلامی کسانی که دست به مبارزه مسلحانه علیه حکومت بزنند مشمول «محاربه» هستند و بر این اساس صدور حکم اعدام برای غلامرضا خسروی نقض قوانین جمهوری اسلامی است.

پیشتر گزارش هايی در خصوص اجرای حکم اعدام غلامرضا خسروی منتشر شده بود. اما روز شنبه  خانواده غلامرضا خسروی از اصفهان برای ملاقاتی «فوری و غيرمنتظره» به زندان رجايی شهر فراخوانده شدند.

در همين زمينه يک منبع مطلع در خصوص ملاقات اعضای خانواده غلامرضا خسروی با وی به راديو فردا گفته بود: خانواده غلامرضا خسروی بعداز ظهر روز شنبه  با وی ملاقات کردند. در جريان اين ملاقات صورتجلسه ای تنظيم شد مبنی بر اين که  اعضای خانواده با او ملاقات کرده اند .

به گفته اين منبع مطلع، غلامرضا خسروی در اين ملاقات گفته بود که اجرای حکم  اعدام را ابلاغ کرده اند و به خانواده وی هم گفته اند بامداد يکشنبه وی اعدام می شود.

غلامرضا خسروی سوادجانی سال ۸۶ به اتهام همکاری با شبکه‌ تلويزيونی سازمان مجاهدين خلق در کرمان بازداشت و به سه سال حبس قطعی سال و سه سال حبس تعليقی محکوم شد.

گزارش ها حاکی است که غلامرضا خسروی سپس  از زندان رفسنجان به تهران منتقل شده و در سال ۱۳۸۸ باری دیگر در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به رياست  قاضی پيرعباسی محاکمه شد. و دادگاه انقلاب وی را  به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرد.

Balatarin

کبری پارساجو، همسر حمید بابایی دانشجوی زندانی، احضار شد

گویا ـ کلانتری ۱۷ غیاث‌آباد خانم کبری پارساجو، همسر حمید بابایی دانشجوی مرحله دکترای دانشگاه لیژ بلژیک که هم‌اکنون در زندان اوین به‌سر می‌برد را احضار کرد.
در این احضاریه که در تاریخ ۱۰ خردادماه ۱۳۹۳ صادر شده، آمده است که کبری پارساجو در مدت سه روز پس از این تاریخ خود را باید به سپاه پاسداران معرفی کند در غیر این‌ صورت نسبت به بازداشت وی اقدام خواهد شد.

حميد بابايی دانشجوی دکترای رشته امور مالی در دانشگاه لیژ بلژیک که روز ۵ مرداد ۱۳۹۲ به همراه همسر خود برای ديدار از خانواده وارد تهران شده بود، اندکی پس از ورود به ايران در ۲۲ مردادماه به وزارت اطلاعات احضار شد و مورد بازجويی قرار گرفت.

در جريان بازجويی به او پيشنهاد می‌شود با «نظارت بر دانشجويان ايرانی مقيم بلژيک» و دادن اطلاعاتی از فعاليت دانشجويان ايرانی در بلژيک با اين وزارتخانه همکاری کند. حميد بابايی که علاوه بر تحصيل در رشته دکترا عضو يکی از تيم‌های تحقيقاتی دانشگاه ليژ نيز هست، پس از رد اين پيشنهاد بازداشت و به سلول انفرادی منتقل شد. حميد بابايی پس از انتقال به سلول انفرادی، که ۲۰ روز آن را در بند ۲۴۰ و بقيه دوره انفرادی را در بند ۲۰۹ ‌گذراند، روز ۲۷ شهريور به بند ۳۵۰ اوين منتقل شد.

روز ۳۰ آذر ۱۳۹۲، بابايی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به رياست قاضی صلواتی ، با اتهام جاسوسی و ارتباط با دُوَل متخاصم به ۱۰ سال حبس (۶ سال تعزيری و ۴ سال تعليقی) محکوم شد. بابايی در اين دادگاه که تنها ۱۰ دقيقه به طول انجاميده از داشتن وکيل محروم بوده و وکيل تسخيری او نيز در مدت دادگاه سکوت کرده است و به خود متهم نيز فرصت دفاع داده نشده است.

کبری پارساجو در این مدت در راه آزادی همسرش تلاش‌های بسیاری کرده است.










Balatarin

søndag 25. mai 2014

حمله پلیس به تجمع حامیان محیط زیست در اصفهان

هرانا - گردهمایی و زنجیره انسانی بیش از پانصد نفر از فعالان محیط زیست اصفهان در محوطه خشک شده زاینده رود، با دخالت پلیس و حمله ماموران لباس شخصی، به ضرب و شتم شدید و بازداشت برخی از حاضران منجر شد.

به نوشته وبسایت گفت‌وگو نیوز، علی‌رغم تجمع آرام که بدون حمل پلاکارد و یا حتی سر دادن شعار برگزار شده بود، پلیس از ساعات اولیه تجمع، سعی در متفرق کردن مردم داشت.

سایت محلی صاحب‌نیوز نیز با اظهار شگفتی از میزان خشونت پلیس در برخورد با این تجمع، در گزارشی میدانی به شرح آنچه روز جمعه اتفاق افتاد، پرداخته است:

مقارن ساعت ۹ صبح روز جمعه تعدادی از فعالان محیط‌ زیست و دوست داران اصفهان با اجتماع خود در فاصله پل های تاریخی سی و سه پل تا خواجو در حمایت از زاینده‌رود و برای رفع مشکلات خشک‌سالی زنجیره انسانی تشکیل دادند.

در این گردهمایی که به صورت خودجوش و مردمی و از طریق پیامک و دعوت در فضای مجازی شکل گرفته بود، بیش از پانصد نفر از فعالان محیط زیستی و اجتماعی اصفهان و نیز تعدادی از فعالان کشاورزی اصفهان حضور داشتند.

رفته‌رفته تا ساعت ۱۱ صبح بر تعداد اجتماع‌کنندگان افزوده شد و علی‌رغم اینکه این افراد بدون حمل پلاکارد وسر دادن شعار جمع شده بودند، از ابتدا پلیس سعی در متفرق کردن مردمی داشت که با سر دادن صلوات قصد نداشتن محل را ترک کنند.

در بین جمعیت اقشار مختلف مردم، از پیر و جوان و زن و مرد و کودک حضور داشتند و اکثرا مدعی بودند که قصد انجام کار سیاسی ندارند و تنها برای هم افزایی و یادآوری مشکلاتی که از خشکی زاینده رود گریبانگیر مردم شده به مسئولین اینجا جمع شدند.

یک جوان ۲۳ ساله مهندس معدن گفت: «نمی دانستیم برای دفاع از محیط زیست و رنجی که به مردم رسیده هم باید مجوز گرفت و تنها با پیامکی که برایمان آمد به محل آمدیم و فکر می کردیم اجتماع از طرف مدیران استان سامان دهی شده است.»

مشاهدات  حکایت از تذکر ابتدایی مأموران انتظامی به مردم دارد که ناگهان به حملات شدید عده‌ای مأمور در لباس شخصی و نظامی تبدیل شد که از سمت میدان انقلاب و نیز هتل پل به جمعیتی که با فاصله ۲۰۰ متر از سی‌وسه‌پل جمع شده بودند یورش بردند که این حملات منجر به زخمی شدن ۲ نفر شد که با آمبولانس منتقل شدند، همچنین حدود ۷ تا ۱۰ نفر از اجتماع‌کنندگان پس از ضرب و شتم شدید دستگیر و توسط خودروهای انتظامی منتقل شدند.

در میان درگیری زنانی قابل‌ مشاهده بودند که با حمله پلیس چادر از سرشان افتاده بود و حتی مأمورین به مرد ۴۵ ساله‌ای که کودک به دوشش بود نیز امان ندادند و با باتوم وی را ضرب و شتم کردند به صورتی که کودک از بغلش بر زمین افتاد.

تعداد کثیری از مردم هم با شکل‌گیری این درگیری که حدود ۲۰ دقیقه به طول انجامید از فراز سی‌وسه‌پل و در بوستان های اطراف به نظاره این درگیری می‌پرداختند، همچنین پلیس به ضبط دوربین یکی از عکاسان و نیز موبایل‌هایی که از درگیری ها تصویر گرفته بودند، اقدام کرد.

گفتنی است اکثر خانم های اجتماع‌کننده محجبه بودند و پلاکارد یا نشان خاص و یا مشخصه‌ای که بیان‌کننده ماهیت حزبی و گروهی جریان باشد در بین افراد و این اجتماع دیده نشد.

پ. مستاجران می گوید: «در استان های همجوار حمایت شایانی از اجتماع مردم در خصوص خشکسالی و مشکلات آبی شده و حتی در آن اجتماعات علیه اصفهان شعار دادند، ولی اینجا مدیران ما علاوه بر حمایت نکردن با این مسایل هم برخورد می کنند.»

پیرزن حدوداً ۶۰ ساله‌ای هم که روی پله‌های خالی از آب، کنار دهنه سی و سه پل نشسته بود، گفت: «آمدم دعا کنم که خدا به مسئولین برای بازگرداندن آب به رودخانه کمک کند».

وی درحالی‌که کتاب مفاتیحش را نشان می‌داد، افزود: «این‌ها که اینجا هستند با کسی خصومت ندارند، ولی پلیس از ما می‌خواهد که اینجا را ترک کنیم و من گفتم تا مسئولین نیایند تکان نمی‌خورم».

یک عکاس و خبرنگار رسانه‌ای که نخواست نامش فاش شود، از ضبط دوربین عکاسی و ضرب و شتم خود سخن گفت.

گفتنی است پلیس با متفرق کردن اجتماع‌کنندگان با الفاظی نظیر ضد انقلاب و منافق و برخی الفاظ دیگر جمع مذکور را خطاب قراردادند. یکی از نیروهای انتظامی حاضر مدعی سازمان‌دهی این جمعیت برای ایجاد آشوب و ناامنی بوده و مدعی بود هدف این قشر سیاسی است نه حل مشکلات و ما باید با اجتماع بی مجوز برخورد کنیم.

پیگیری های مکرر خبرنگار ما با مسئولین نیروی انتظامی از جمله معاون نیروی انتظامی استان (سرهنگ حسین زاده) که در محل درگیری نیز حاضر بود، بی‌نتیجه مانده و تا این ساعت، پیگیری از واحد اطلاع‌رسانی و رسانه‌ای نیروی انتظامی (سرگرد صادقیان) نتیجه‌بخش نبوده و این مسئولین نیروی انتظامی استان اصفهان علی‌رغم اینکه قرار بود با تماس اطلاعات لازم را به رسانه‌ها برسانند تا پاسی از شب اقدام نکردند و در تماس های آخر بیان کردند: نیروی انتظامی بعداً اطلاعیه صادر کرده و خبر می‌دهد ولی این اجتماع و برخورد نیروی انتظامی با افراد را انکار نکردند.
Balatarin

داود رضوی ممنوع الخروج و به دادگاه احضار شد

 هرانا - داود رضوی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد ممنوع الخروج و به دادگاه احضار شد . 
به گزارش سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه،داوود رضوی عضو هیئت مدیره ی سندیکای کارگران شرکت واحد که دو سال پیش به افتخار بازنشستگی نائل آمده ،در سحرگاه روز شنبه سوم خرداد ماه هنگامی که بنا بر دعوت پنج  سندیکای فرانسوی  به کشور فرانسه و شهر پاریس دعوت شده بود قصد خروج از کشور را داشت ، در آستانه ورود به هواپیما در فرودگاه امام خمینی توسط مامورین امنیتی از سفر ایشان جلوگیری به عمل آمد ه و به ایشان ابلاغ کردند که ظرف دو روز آینده به دادگاه انقلاب مراجه نماید.

رضوی که در ده سال اخیر به عنوان فعال سندیکائی و کارگری زحمات قابل توجهی برای احقاق حقوق کارگران متحمل شده بود قرار بود در نشستی کارگری که از طرف فدراسیونهای معروف سندیکایی در تاریخ بیست و ششم ماه می در شهر پاریس برگزار می شود حضور داشته باشد اما گویا از انجا که این دعوت از سوی عوامل امنیتی و قضائی داخل کشور مورد خوشایند نبوده از خروج نامبرده بدون اینکه ممنون الخروج باشد جلوگیری به عمل آمد.

لازم به ذکر است که آقای داود رضوی از سال ۱۳۸۴ فعالیت کارگری سندیکایی خود را آغاز کرد و همصدا با دیگر یاران سندیکاییش در اعتراضات و اعتصابات  سندیکایی در سال ۱۳۸۴ حضوری فعال و مستمرداشت و چندین نوبت سابقه بازداشت و صدور حکم قضایی برای ایشان از دیگر تجربه ها می باشد .
Balatarin

tirsdag 20. mai 2014

تشکیل پرونده، ۱۳ تن از معترضین انتخابات ۸۸

هرانا – محسنی اژه ای، سخنگوی دستگاه قضایی کشور از تشکیل پرونده برای  ۱۳ تن از معترضین به انتخابات ۸۸ خبر داد.

به گزارش مهر، غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضائیه با اشاره به اینکه برای چند نفر از مجرمان فراری فتنه ۸۸ حکم غیابی صادر شده است، تاکید کرد: پرونده ۱۳ نفر دیگر در مسیر بررسی قرار گرفته و پس از اعلام اگر حاضر نشوند برایشان غیابی حکم صادر می شود.

به گفته وی چند نفری از محکومان نیز به کشور بازگشتند که یک نفر آنها در حال حاضر در زندان است و دو نفر دیگر با قرار وثیقه آزاد هستند و پرونده شان در حال رسیدگی است.
Balatarin

ممانعت از ملاقات خانواده بهنام ابراهیم‌زاده

 هرانا – خانواده بهنام ابراهیم‌زاده که برای ملاقات وی به زندان اوین مراجعه کردند با ممانعت مسئولین روبرو شدند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بهنام ابراهیم‌زاده عصر شنبه ۱۳ اردیبهشت ماه ابتدا از سوی مقامات قضایی به دادسرای شهید مقدس زندان اوین احضار و پس از آن به سلول انفرادی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شد.

خانواده این فعال کارگری زندانی که طی روز دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه برای ملاقات با وی به زندان اوین مراجعه کرده بودند موفق به ملاقات با او نشدند.

یکی از نزدیکان وی که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: «به خانواده بهنام اطلاع دادند که وی همچنان در سلول انفرادی است و امکان ملاقات با وی وجود ندارد.»

وی در ادامه گفت: «بهنام ابراهیم‌زاده هفته گذشته در شعبه ۲ دادگاه مقدس زندان اوین مورد بازپرسی قرار گرفته و قرار است مجددا دادگاهی شود.»

گفتنی است، بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری که از سوی دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده و در حال سپری کردن چهارمین سال محکومیت خود است در تاریخ ۲۲ خرداد ۸۹ توسط ماموران امنیتی دستگیر شد و در دادگاه انقلاب ابتدا به ۲۰ سال زندان محکوم و حکم وی در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.
Balatarin

mandag 5. mai 2014

:)

Balatarin

توقیف حقوق مادر یکی از متهمان حوادث پس از انتخابات ۸۸

 هرانا – حقوق بازنشستگی پروین صمیمی معلم بازنشسته و مادر یکی از متهمان حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸ بدستور دادگاه توقیف شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پروین صمیمی مادر یکی از متهمان حوادث پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ بنام سارا زاهد زمانی که در اسفند ماه سال ۹۲ به دادگاه انقلاب شیراز مراجعه می‌کند تا پرونده دخترش را پیگیری کند، با حکم مصادره و توقیف حقوق بازنشستگی خود روبروی می‌شود.

سارا زاهد در تاریخ ۶ آبان ماه ۱۳۸۸ به دلیل شرکت در اعتراضات مردمی بازداشت و پس از دو هفته با قید وثیقه از زندان آزاد شد.

یک منبع مطلع در این خصوص به گزارشگر هرانا گفت: «شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز برای سارا زاهد که از ایران خارج شده و هم اکنون در کشور آلمان اقامت دارد ۵ سال زندان صادر کرد و زمانی که مادر وی برای پیگیری پرونده‌اش با وکالت تام به دادگاه رفت تا روی حکم صادره اعتراض بزند دادگاه بجای قبول اعتراض دستور به توقیف حقوق بازنشسگی وی را داد.»

گفتنی است، عموی سارا زاهد زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین بنام علی زاهد می‌باشد که هم‌اکنون با حکم اعدام روبروست.
Balatarin

søndag 4. mai 2014

مرگ یک زندانی در زندان چابهار براثر بیماری ایدز

هرانا – حیات بلیده‌ای زندانی عادی زندان چابهار براثر ابتلا به ایدز جان سپرد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حیات بلیده‌ای معروف به (ناصر رئیسی) براثر بیماری عفونت سیستم ایمنی بدن (ایدز) که در زندان چابهار به آن مبتلا شده بود جان سپرد.

وی که به اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر و سرقت مسلحانه به حبس ابد محکوم شده بود از ۵ سال پیش بازداشت و در زندان بسر می‌برد.

وی که در فروردین ماه سال جاری فوت کرده به خانواده خود گفته بود هم‌اکنون ۲۰ زندانی مبتلا به ایدز در زندان چابهار نگهداری می‌شوند که حتی توان راه رفتن نیز ندارند.

گفتنی است، شیوع بیماری عفونی ایدز در زندانهای ایران نگران کننده است و این بیماران غالبا از امکانات پزشکی مناسب برخوردار نیستند
Balatarin

انتقال بهنام ابراهیم‌زاده به سلول انفرادی بند ۲۰۹ اوین

هرانا – بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری و زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین به سلول انفرادی بند ۲۰۹ منتقل شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بهنام ابراهیم‌زاده عصر روز جاری ابتدا از سوی مقامات قضایی به دادسرای شهید مقدس زندان اوین احضار و پس از آن به سلول انفرادی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتل شد.

تا لحظه تنظیم این خبر از دلایل انتقال وی اطلاعی بدست نیامده است.

بهنام ابراهیم‌زاده فعال کارگری که از سوی دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است و در حال سپری نمودن چهارمین سال بازداشت خود است اواخر هفته گذشته به همراه ۹ تن دیگر از اسیب دیدگان پنج‌شنبه سیاه بند ۳۵۰ پس از تحمل قریب به ۱۵ روز انفرادی از بند ۲۴۰ به بند عمومی زندان اوین بازگشته بود.

بهنام ابراهیم‌زاده در تاریخ ۲۲ خرداد ۸۹ توسط ماموران امنیتی دستگیر شد و در دادگاه انقلاب ابتدا به ۲۰ سال زندان محکوم و حکم وی در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.
Balatarin

انتقال ارژنگ داوودی به سلول انفرادی بند ۲۴۰

  هرانا – ارژنگ داوودی زندانی سیاسی بند ۸ زندان اوین به سلول انفرادی بند ۲۴۰ این زندان منتقل شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ارژنگ داوودی زندانی سیاسی که اخیرا از زندان بندرعباس به تهران بند ۸ زندان اوین که به اتباع خارجی اختصاص دارد منتقل شده است، طی روز شنبه ۱۳ اردیبهشت ماه پس از اینکه از رفتن به دادگاه امتناع کرد، به سلول انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین منتقل شد.

این زندانی سیاسی سالخورده که در تمام طول محکومیت خود از حق مرخصی محروم بوده است از اوایل تیر ماه سال گذشته از بند ۱۲ زندان رجایی شهر کرج به انفرادیهای بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و پس از ۱۲۷ روز انفرادی در این بند به زندان بندر عباس تبعید شده است.

گفتنی است، ارژنگ داوودی که محکومیت ۱۰ ساله اول خود را به پایان رسانده تاکنون با پرونده سازی‌های طی دوران محکومیت به ۲۰ سال و ۸ ماه زندان محکوم شده است.
Balatarin

søndag 27. april 2014

روزنامه «ابتکار» توقیف شد

 هرانا – روزنامهٔ «ابتکار» صبح امروز توسط دادسرای رسانه به اتهام «پخش شایعات و مطالب خلاف واقع و یا تحریف مطالب دیگران» توقیف شد.

محمدعلی وکیلی – مدیرمسوول این روزنامه – در گفت‌وگو با ایسنا با تأیید این خبر اظهار کرد: صبح امروز (شنبه، ششم اردیبهشت‌ماه) نامه‌ای از سوی دادسرای رسانه به‌دست من رسید که در آن، به استناد مادهٔ ۱۱ قانون مطبوعات، این روزنامه شامل حکم توقیف دانسته شده بود.

محمدعلی وکیلی، مدیرمسئول روزنامه ابتکار، امروز شنبه ۶ اردیبهشت به خبرگزاری ایرنا گفت: «در مراجعه‌ای که به شعبه دوم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه داشتم، علت توقیف روزنامه ابتکار درج خبری تحت عنوان «برکناری رئیس سازمان زندان‌ها» عنوان شده است.»

تغییر رئیس سازمان زندان‌ها کمتر از یک هفته پس از حمله ماموران به بند ۳۵۰ زندان اوین انجام گرفت و به همین دلیل این تصور پدید آمد که او به دلیل این حمله و پیامدهای آن از سمت خود برکنار شده است.
Balatarin

گزارشی اجمالی از پنج شنبه سیاه در زندان اوین

 هرانا – گزارشات متعددی از سوی رسانه های مختلف در مورد ضرب و شتم زندانیان سیاسی در زندان اوین در طی روزهای اخیر منتشر شده است،
 هرانا در راستای تنویز افکار عمومی پس از گذشت یک هفته و با بازگشت اکثر
زندانیان به بند ۳۵۰، گزارشی اجمالی از چگونگی آن تهیه کرده است که به قرار زیر است:

حوالی ساعت ۹ صبح پنج شنبه ۲۸ فروردین ماه سال جاری تعدادی نیروی لباس شخصی به منظور بازرسی از بند ۳۵۰ زندان اوین وارد این بند شدند، اگر چه در میان نیروهای لباس شخصی چهره های آشنایی همچون آقایان قبادی و بحرینی، مسئولین حفاظت زندان اوین و رجایی شهر (گوهر دشت)کرج و نیز آقایان حسنی و فراران و پاسداران زندان اوین حضور داشتند اما هویت بیشتر افراد ناشناس بود و حتی افرادی با عینک آفتابی و ماسک وارد بند ۳۵۰ شدند.

پس از تفتیش بدنی اعضای اتاقها، بنا به دستور ماموران، زندانیان به حیاط بند منتقل شدند، در این میان اعضای اتاقهای ۱ و ۳ واقع در طبقه ی اول بند در خواست داشتند به دلیل مفقود شدن وسایل شخصی آنها (از جمله ساعت، پول نقد، هدفون، رادیو تک موج) و عدم پاسخگویی و مسئولیت پذیری مسئولان زندان در قبال آن، بازرسی با حضور اعضای اتاق صورت پذیرد، که در نهایت این امر مورد موافقت ماموران حاضر در اتاق ۳ قرار گرفت و به گواه ماموران، بازرسی به صورت کامل و در نهایت آرامش به اتمام رسید و گزارش این عمل در حضور اعضای اتاق ۳ به ریاست حفاظت زندان اوین ارائه شده است. اما در این میان ماموران لباس شخصی حاضر در اتاق ۱- بنا به دلایل نامعلوم اصرار به ترک اتاق از سوی تمامی اعضای اتاق را داشتند و تمام وقایع به صورت هم زمان توسط دوربین فیلم برداری که همراه ماموران بود، ثبت و ضبط می شد. پس از آن و در یک لحظه شاهد حضور بیش از ۵۰ نفر از سربازان زندان اوین در بند ۳۵۰ بودیم که مجهز به باتوم به اتاق یک حمله کردند و ضمن ضرب و شتم زندانیان با مشت و لگد و باتوم نسبت به انتقال آنها به خارج از بند اقدام نمودند و زندانیان حاضر در حیاط بند ۳۵۰ با مشاهده ضرب و شتم دوستان خود، اقدام به اعتراض و سردادن شعار کردند و این در حالی بود که سربازان درب حیاط زندان را از داخل قفل کرده بودند. پس از مضروب کردن و انتقال اعضای اتاق یک، لباس شخصی ها و سربازان اقدام به تهدید و ارعاب اعضای اتاق ۳ نمودند که در نهایت زندانیان این اتاق به منظور جلوگیری از التهاب بیشتر فضا و درگیری اتاق را به قصد خارج بند ترک کردند.

انتقال زندانیان به بند ۲۴۰
ضمن انتقال زندانیان اتاق ۳ یکی از ماموران لباس شخصی با بیان این جمله که “اینها سرباز کتک زدند”! موجب تحریک سربازان حاضر در محل شد، به گونه ای که سربازان بر اثر این تحریک با تشکیل تونلی در راه پله ی منتهی به خارج از بند ۳۵۰، زندانیان را با استفاده از مشت و لگد و باتوم به خارج از بند منتقل کردند. پس از آن و در خارج از بند(جایی که هیچ گونه دوربین نظارتی از سوی زندان نصب نشده است) تمام زندانیان از پشت دستبند زده شدند و چشم های آنها با استفاده از چشم بند بسته شد و در یک ردیف رو به دیوار قرار داده شدند و با استفاده از باتوم به شدت مضروب شدند و همزمان انواع ناسزاها، توهین ها و تحقیر ها نسبت به زندانیان بیان می شد. به هنگام سوار کردن زندانیان به ماشین برای انتقال به سلولهای انفرادی نیز با لگد و مشت به کمر و پشت و به دهن زندانیان زده شد. حین انتقال آقایان سمکو خلقتی، محمد صدیق کبودوند، مهرداد آهن خوه، جواد فولادوند به شدت دچار آسیب دیدگی هایی از جمله شکستگی سر، دست، آسیب دیدگی چشم و کمر شدند. شدت برخورد با زندانیان به نحوی بود که سربازان تمام پیراهن آقای سمکو خلقتی را پاره کردند و ایشان به صورت برهنه به سلول انفرادی منتقل شد.

انفرادی های بند ۲۴۰ اوین:
پس از پیاده شدن از خودرو در مقابل بند ۲۴۰ زندانیان در حالی که حتی قادر به دیدن جلوی پای خود نبودند، به سختی از راه پله ها به سوی سلولها حرکت کردند که در میان راه سربازان ضمن تحقیر و توهین به ضرب و شتم شدید تعدادی از زندانیان از جمله : محمد صدیق کبودوند، سمکو خلقتی و رضا اکبری منفرد نمودند. در این میان یکی از ماموران با فریاد بلند اعلام کرد این برخورد با اجازه ی دادستان تهران انجام شده و دیگر برای برخورد با شما محدودیتی نداریم ! پس از ورود به ساختمان بند ۲۴۰، ماموران بالاجبار موی سر و صورت زندانیان را به صورت کامل کوتاه کردند، که در پی اعتراض آقای کبودوند ایشان از سوی سربازان به شدت مضروب شد. پس از اصلاح اجباری موی سرو صورت ، سربازان در سلولهای انفرادی زندانیان را مجبور کردند ، در حالی که همچنان دستبند و چشم بند داشتند به صورت ایستاده رو به دیوار در حالی که پاها حداقل ۷۰ سانتی متر از هم فاصله داشته باشد به مدت بیش از یک ساعت قرار بگیرند و در صورتی که زندانی از این امر تخطی می نمود با استفاده از باتوم به ضرب و شتم وی می پرداختند.

پس از بیش از یک ساعت، مسوولان خدمات بند ۲۴۰ اقدام به تعویض لباس زندانیان نمودند و پس از آن معاونت زندان آقای مومنی با مراجعه به هر سلول و برداشتن چشم بند و باز کردن دستبند زندانی، هر فرد را مسئول ضرب و شتم سرباز معرفی می کرد، که این امر مورد اعتراض زندانیان قرار گرفت. پس از آن و قرار گیری زندانیان در سلول بنا به دستور آقای مومنی وعده ی غذایی ظهر در اختیار زندانیان قرار نگرفت. و تا شب هیچ گونه چای و غذا و حتی رسیدگی پزشکی در اختیار زندانیان مضروب و زخمی قرار نگرفت. تا ۳ روز حتا امکانات بهداشتی از جمله حوله ، صابون، مسواک و خمیردندان در اختیار زندانیان قرار نداشت و پس از سه روز پزشک به برخی از سلولها مراجعه کرد یا به منظور درمان آسیب دیدگان برخی از آنها از جمله آقای کبودوند و فولادوند به بهداری اوین منتقل شدند که پس از ساعاتی علیرغم شدت آسیب ها به سلول انفرادی منتقل شدند. در پی این برخوردها تعدادی از زندانیان از جمله آقایان سعید متین پور، غلامرضا خسروی، جواد فولادوند علیرغم وضعیت جسمی نا مساعد به اعتصاب غذا ی تر دست زدند . که نگرانی نسبت به سلامت جسمی و روحی آنها به شدت زیاد است.

وقایع داخل حیاط بند ۳۵۰
پس از اینکه زندانیان داخل حیاط شاهد ضرب و شتم شدید دوستان داخل بند خود از سوی ماموران و سربازان بودند، اقدام به سردادن شعار و فشار آوردن به منظور باز نمودن قفل درب حیاط کردند که سربازان به منظور جلوگیری از ورود و اعتراض زندانیان به داخل بند شوند که در این میان رگ دست یکی از زندانیان به نام امید بهروزی پاره شد و تکه های شیشه به صورت تعدادی از زندانیان اصابت کرد. پس از باز شدن درب حیاط از سوی زندانیان، ماموران و سربازان به سوی آنها حمله کردند و تعداد بسیار زیادی از آنان از جمله مصطفی عبدی، فرشید فتحی، مسعود عرب چوبدار، علیرضا رجایی، مجید معین، اکبر امینی و سهیل بابادی به شدت مضروب شدند به گونه که شصت پای فرشید فتحی شکست، دست راست مسعود عرب چوبدار دچار در رفتگی شدید شد و ضربه ی مستقیم باتوم به سر اکبر امینی منجر به شکستگی سر و آسیب دیدگی گردن وی شد.

بازرسی مجدد:
پس از انتقال اعضای اتاق ۱ و ۳ به سلول انفرادی ماموران اقدام به بازرسی مجدد اتاق و وسایل آنها نمودند که ضمن ضبط اموال مجاز شخصی آنها از جمله پول نقد، هدفون رادیو، کتاب به تخریب اتاق از جمله پاره کردن پرده ها و آسیب رساندن به تلویزیون و تختها پرداختند.

موج دوم انتقال به سلولهای انفرادی:
پس از اتمام بازرسی و درگیری ها و خروج نیروهای لباس شخصی و سربازان از بند ۳۵۰، حوالی ساعت ۱۵ بعد از ظهر تعداد ۷ نفر از زندانیان به بهانه ی گفتگو با مسئولان زندان به خارج از بند فراخوانده شدند، بلافاصله پس ار خروج این افراد از بند ماموران اقدام به بازداشت و زدن چشم بند و دستبند و انتقال آنها به سلولهای انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین نمودند. آقایان عبدالفتاح سلطانی، محمد امین هادی، هوتن دولتی، سهیل بابادی، مصطفی ریسمان باف، مصطفی عبدی و محمد شجاعی از جمله ی این زندانیان بودند. ماموران به مانند دیگر زندانیان اقدام به کوتاه کردن موی سر و صورت زندانیان نمودند و علیرغم تاکید مصطفی عبدی بر گرایش مذهبی خود(درویش گنابادی) و اهمیت مذهبی محاسن در این گرایش مذهبی، ماموران به این امر توجهی نکرده و محاسن وی را نیز کوتاه کردند.

اسامی مجروحان و حادثه دیدگان
مجروحان درگیری حیاط بند ۳۵۰
۱ – کامیار ثابتی صنعت: شوک شدید عصبی، احساس فشردگی و درد در قفسه سینه به همراه علائم قلبی که به دنبال استفاده از داروی زیر زبانی علایم تا حد بسیار زیادی کاهش پیدا کرد.

۲- امید بهروزی: بریدگی عمیق با جسم برنده در سطح قدامی مچ دست راست که با خون ریزی شدید همراه بود و با اقدام مناسب زندانیان بلافاصله هموستاز برقرار گردید و به همان صورت به بهداری اعزام شد. در معاینه ی اولیه احتمال وجود جسم خارجی در محل زخم وجود داشت .

۳- اکبر امینی ارمکی: پارگی نسبتا عمیق پوست سر در ناحیه ی بالای گوش راست که نسبت به برقراری هموستاز اقدام شد. خون مردگی و تورم در قسمت خلفی سرکه در ادامه با سرگیجه، تهوع و تاری دید همراه گردید.

۴- اسماعیل برزگری: تورم و تندرنس شدید در بخش پایینی سمت چپ قفسه سینه که با علایم شکستگی دنده مطابقت دارد.

۵- علیرضا رجایی : کوفتگی در ناحیه قدام ساعد دست راست ، کبودی و کوفتگی نواری شکل در ناحیه ی پشت ( کتف چپ و راست)

۶- امین چالاکی : کوفتگی به همراه خراشیدگی و خون مردگی جزیی در ناحیه خلفی آرنج چپ

۷- مسعود عرب چوبدار: کوفتگی ناحیه کتف راست و بالای بازوی راست به همراه تورم جزیی و محدودیت حرکت در مفصل کتف راست.

۸- فرشید فتحی : کوفتگی و تورم در انگشت شست پای چپ و محدودیت حرکت در مفاصل این ناحیه

۹- حسین رونقی ملکی : کوفتگی و تورم جزیی پوست سر در ناحیه ی خلفی سر ، بریدگی های بسیار کوچک و کم عمق در انگشتان و پشت دست چپ و کف دست راست .

۱۰- مجید محمدی معین : قرمزی ملتحمه چشم چپ و کوفتگی به همراه کبودی مختصر اطراف چشم چپ

۱۱- اصغر قطان : کوفتگی به همراه تورم خفیف در پشت پای چپ و راست

۱۲- عماد بهاور : کوفتگی های متعدد در سراسر بدن ، کبودی های نواری شکل در ناحیه ی پشت و کتف ها ، خراشیدگی خفیف و کوفتگی در ناحیه ی مچ هر دو دست.

۱۳- پیمان کاس نژاد : کوفتگی و تورم در ناحیه ی قدام ساعد چپ و بریدگی جزیی در قدام ساق راست .

جراحت مجروحانی که پس از بازگشت از انفرادی ثبت شده است .

روز ۳۰ فروردین
۱- اسدالله هادی: زخم و خراشیدگی در حال ترمیم در ساق پای چپ (بالای قوزک داخلی) کوفتگی و تورم پوست سر در ناحیه ی گوش راست، کبودی در حال بهبودی در مچ دست راست.

۲-اسداله اسدی : خون مردگی نسبتا وسیع در ناحیه ی شکم ( بالای ناف) کوفتگی در ناحیه پشت کتف راست و محدودیت حرکت در مفصل کتف

۳- امیر دوربین قاضیانی: کبودی در حال جذب نواری شکل در ناحیه ی پشت کتف راست که با تورم خفیف همراه است. کبودی در حال جذب تشتک زانوی راست و محدودیت حرکت نسبی در مفصل زانوی راست.

۴- داور حسینی وجدان: کبودی و تورم نواری شکل در ناحیه پشت کتف چپ به همراه محدودیت حرکت در مفصل کتف چپ .

۵- مصطفی عبدی : خراشیدگی خطی در حال ترمیم در ناحیه ی فوقانی پوست سر به همراه تورم مختصر

۶- مصطفی ریسمان باف : کبودیهای نواری شکل در قسمت خلفی ساعد دست راست که در حال بهبود است.

روز دوم اردیبهشت
۱-یاشار دارالشفاء : کبودی در حال جذب (سبز – زرد) نواری شکل درناحیه ی پشت کتف راست. زخم در حال ترمیم به همراه کبودی در حال جذب در بخش میانی قدام ساق پای چپ

۳- مهدی خدایی: زخم در حال ترمیم در ناحیه ی شست دست راست، کبودی در حال جذب همراه با تورم خفیف و کوفتگی در ناحیه پشت کتف راست

۴- مجید اسدی : کبودی در حال جذب ( سبز- زرد) در بخش میانی داخل بازوی چپ

۵- هوتن دولتی: کبودی و کوفتگی در حال بهبودی به همراه تورم و محدودیت حرکت جزیی در ناحیه ی مچ دست راست .

۶- سعید حائری : کبودی در حال جذب و تورم خفیف در ناحیه ی پشت کتف راست .

روز سوم اردی بهشت
مهرداد آهن خواه : جراحت و زخم روی سر، کوفتگی بر روی بدن
Balatarin

mandag 21. april 2014

به اعلامیه جهانی حقوق بشر‌ اهمیتی نمی‌دهیم , مشروعیت نظام ربطی به رای مردم ندارد


لاریجانی: کسانی که اعلامیه جهانی حقوق بشر را نوشتند، بر چه اساسی کرامت انسانی را تفسیر کردند؟؛ هیچ منبعی جز قرآن نمی‌تواند کرامت انسان را تفسیر کند.


صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز یک‌شنبه ۳۱ فروردین، طی سخنانی در جمع فرماندهان نیروی انتظامی به مباحث حقوق بشری مطرح شده توسط غربی‌ها انتقاده کرده، اعلامیه جهانی حقوق بشر را رد کرد و گفت که مشروعیت نظام وابسته به رای مردم نیست.

رییس قوه قضاییه گفت: غربی‌ها «به ما خرده می‌گیرند که چرا قصاص می‌کنی در حالی که در کنارش نسخه می‌نویسند که باید به هم‌جنس‌بازان اجازه زندگی و فعالیت بدهید». وی ادامه داد: «باید از غرب پرسید شما که داعیه کرامت انسان و حفظ این کرامت را دارید آیا این کرامت را در همجنس‌بازی می‌بینید؟».

صادق لاریجانی ادامه داد: «آن‌ها به جای اینکه از ما به واسطه برخورد با قاچاقچیان مواد مخدر تشکر و تقدیر کنند که کشورشان از لوث مواد مخدر پاک مانده، می‌آیند و ما را به خاطر اعدام قاچاقچیان مواد مخدر محکوم می‌کنند».

رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی با ذکر این‌که «برای ما اصلا اهمیتی ندارد که این‌ها چه چیزی می‌گویند»، گفت: «آن‌ها به خیال خودشان برای انسان مسیر زندگی مشخص می‌کنند در حالی که تنها کسی می‌تواند برای انسان مسیر زندگی مشخص کند که انسان را خلق کرده و آن کسی نیست جز حق‌تعالی».

آملی لاریجانی به اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره کرد و گفت: «در مقدمه این اعلامیه بحث کرامت انسانی مطرح شده است. کسی می‌تواند در این خصوص صحبت کند که خالق انسان باشد و قرآن انسان را می‌شناسد... کسانی که اعلامیه جهانی حقوق بشر را نوشتند چه کسانی و از کجا بودند و بر چه اساسی کرامت انسانی را تفسیر کردند؟ گفتند ازدواج امری فردی است و عقل اقتضا می کند این حرف ها را نپذیریم. اساس تعالیم ما تعالیم انبیای الهی است».

وی همچنین گفت: «برخی مشروعیت نظام‌ها را در رای مردم می‌بینند اما ما معتقدیم رای مردم در به فعلیت رساندن یک نظام مشروعیت دارد» و ادامه داد: «مگر در خوبی و بدی یک فعل رای مردم تاثیر‌گذار است که آن‌ها برای مشروعیت یک نظام رای مردم را باعث مشروعیت می‌دانند».

لاریجانی اساتید دانشگاه حقوق را نیز زیر سوال برده، گفت: «امروز در دانشگاه‌های حقوق ما همین مسائل غربی‌ها درباره حقوق جزا مطرح می‌شود که ما می‌دانیم آبشخور آن‌ها در کجاست و نگاه غربی در پس ذهن آن‌ها وجود دارد».
Balatarin

søndag 2. mars 2014

! مصاحبه ای با یک جلاد عربستانی


" « افتخار من اینست که حکم خدا را اجرا میکنم. »"

« برام اهمیتی نداره، ۲تا، ۴تا، یا ۱۰تا. تا زمانی که اراده ی الهی رو جاری میکنم مهم نیست چند نفرو اعدام میکنم. »


محمد سعد البشی 40 ساله پدر هفت فرزند هست که هر روز بیش از ۷ نفر را گردن می زند.


البشی در زندان طائف کارش دست بند یا چشم بند زدن به زندانیان قبل از اعدام شدنشان بوده است.


« این پیش زمینه باعث شد میل به جلاد شدن در من بوجود بیاد. وقتی این منصب خالی شد من درخواست پذیرش دادم و بلافاصله قبول شدم . »


موقع کار آرامش دارم چون در حال انجام عمل الهی هستم. شبها هم خیلی راحت میخوابم.

من هم مثل بقیه یک زندگی عادی دارم. کارم هیچ مشکلی برای زندگی اجتماعیم بوجود نیاورده. »
« ما توی این کشور، جامعه ای داریم که خوب میفهمند قانون خدا یعنی چی. 
شمشیرم چیزی حدود ۲۰۰۰۰ریال سعودی (تقریبا ۳۳۰۰ یورو) می ارزد.
این شمشیر خیلی تیز هست. مردم شگفت زده میشن که با چه سرعتی سر رو از بدن جدا میکنه. »
بعداز ورود اعدامی به میدان من حکم اعدامو میخونم و بعد از ادای شهادتین در یک چشم به هم زدن گردن زندانی رو میزنم. »

او تعدادی از زنان را هم اعدام کرده است!

تفاوت زیادی بین اعدام زنان و مردان وجود ندارد جز اینکه زنان باید موقع اعدام حجاب داشته باشند و به جز من کسی اجازه ندارد به آنها نزدیک شود. 
« برای قطع عضو، به جای شمشیر از یک چاقوی تیز مخصوص استفاده میکنم. 
وقتی میخوام دست رو قطع کنم از مفصل قطع میکنم. ولی در مورد پا، اولیا امر برام مشخص میکنن که از کجا قطع کنم و من هم تبعیت میکنم. »
با افتخار میگوید:
« من پسر ۲۲ ساله ام، المساعد‌ رو، با موفقیت به عنوان یک جلاد آموزش دادم و او برای این کار تایید و انتخاب شد.» 

آموزشها روی نکاتی مثل اینکه چطور شمشیر را در دست بگیرد و به کجا ضربه بزند، متمرکز شده بود و البته بیش از اینها، شامل مشاهده ی عملی اعدام برای کارآموز بود. 

« فکر نمیکنم همسرم از من بترسه. من با عشق و مهربانی با خانوادم رفتار میکنم. وقتی از اعدام برمیگردم اونا از من نمیترسن. بعضی وقتا حتی در تمیز کردن شمشیرم به من کمک میکنن. »



((این شخص مجری احکام اسلام و کتاب قران است که برای پیروانش مقدس بشمار میاید))


قضاوت با شما !!!
Balatarin