چهارشنبه

روایت سمیه عالمی پسند از نحوه صدور حکم برای خود و همسرش


روایت سمیه عالمی پسند از نحوه صدور حکم برای خود و همسرشجرس: امین چالاکی، مسئول اجرایی ستاد میرحسین موسوی در ساوه از شهریور ماه سال جاری برای گذراندن حکم ۴ سال حبس تعزیری خود، در زندان اوین بسر می برد. جرس بر همین اساس با سمیه عالمی پسند همسر امین (پیمان) چالاکی گفت و گویی انجام داده است که متن آن در پی می آید:  

خانم عالمی پسند! لطفا از آخرین وضعیت آقای چالاکی و حکمشان برایمان بگویید.
سال گذشته حکم چهار سال حبس آقای چالاکی قطعی شد تا شهریور امسال که با او تماس گرفتند تا برای اجرای حکم به زندان برود و از ششم شهریور در زندان بسر می برند. در حقیقت اولین دادگاه او حدود یکسال و نیم پیش به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد و به چهار سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از فعالیت های سیاسی و مطبوعاتی و احزاب محکوم شد. حکمی که در دادگاه تجدید نظرعینا تایید شد.

ظاهرا در دادگاه برای خود شما هم حکم داده شد؟

بله، بعد از اینکه با قید وثیقه آزاد شدیم وکالت ما را خانم فریده غیرت و آقای حجت کرمانی گرفتند. البته در دادگاههای سیاسی دفاعیات زیاد فایده ندارد، زیرا از قبل در بازجویی های خودم وعده و وعید دو تا پنج سال حکم را بازجو به من داده بود. در واقع من و پیمان هم پرونده بودیم و در دادگاه دو سال حبس تعلیقی و پنج سال محرومیت از فعالیت سیاسی به من دادند و به همسرم هم حکم سنگین چهار سال صادر کردند.

بر اساس چه اتهاماتی این احکام صادر شد؟

اتهامات ما هم همان اتهامات مشترک اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی است که به همه دوستان که بعد از انتخابات بازداشت شدند، داده شده است و فقط اسم بالای یک برگه ثابت را عوض می کنند. پرونده من و همسرم یکسان بود و این جای سوال دارد که چرا او را به چهار سال زندان محکوم کردند؟ من به آقای دادستان هم گفتم که ما در ده سال اخیر هر فعالیت دانشجویی و حزبی و انتخاباتی که انجام دادیم مجوز رسمی از همین نظام داشتیم. هر انتخاباتی که این نظام برگزار کرده است من و همسرم و امثال ما تلاش کردیم که رای مردم را جمع کنیم و در صندوق همین نظام بریزیم. بنابراین جای تعجب دارد که این فعالیت ها به بازداشت های گسترده و حکمهای اینچنینی می انجامد.

فعالیت های سیاسی آقای چالاکی تنها همکاری با حزب مشارکت بود؟ 

پیمان عضو شورای مرکزی و سخنگو انجمن اسلامی دانشگاه آزاد ساوه بود و بعد از فارغ التحصیلی در حزب مشارکت شهر ساوه با بچه ها فعالیت می کرد. در پانزده سال اخیر در تمام ستادهای انتخاباتی سمت داشت و در آخرین مورد هم در ستاد آقای میرحسین موسوی بعنوان معاون اجرایی ستاد انتخاباتی ایشان فعالیت داشت.

آغاز فعالیت های سیاسی شما به چه زمانی باز می گردد؟

من دبیر انجمن اسلامی دانشگاه آزاد تهران بودم و در شاخه جوانان حزب مشارکت تهران فعالیت می کردم. بعد همراه همسرم در ستاد میرحسین موسوی فعالیت داشتیم و مسئول کمیته دانشجویی ستاد آقای موسوی در ساوه بودم.

بعد از انتخابات سال 88 بود که بطور خانوادگی بازداشت شدید؟

اولین بازداشت ما هفت دی ماه سال 88 در منزل بود که پیمان و من و دخترم بازداشت شدیم. دوره بازجویی و انفرادی در ساوه و اراک بود و بعد از آن به زندان اوین منتقل شدیم.

در گزارش ها آمده که دختر سه ساله شما هم بازجویی شده است، می توانید در این مورد برای ما بگویید.

مانا دختر سه ساله ما را همزمان با ما به اداره اطلاعات آوردند با وجود اینکه گفتم بگذارید خانواده من بیایند و بچه را تحویل بگیرند. اما ماموران اصرار داشتند که او را با خود ما به اداره اطلاعات بیاورند. ساعتها بچه را نگه داشتند تا اینکه به تشخیص خودشان به یکی از دوستان زنگ زدند تا بچه را تحویل بگیرد. مانا را از ما جدا کردند و بعد مانا برای من تعریف کرد که از او سوال می پرسیدند که پدر و مادرت کجا می رفتند؟ کجا را آتش می زدند؟ چکار می کردند و چی می گفتند؟ مانا هم جواب داده بود. خود من نگران مانا بودم و برگه های بازجویی را که داده بودند تا پر کنم جواب نمی دادم تا از وضعیت مانا مطمئن شوم تا اینکه پنج ساعت در بی خبری و نگرانی بودم و فهمیدم که مانا را به یکی از دوستانمان دادند.

الان که پدرش زندان است چه احساسی دارد؟

الان که سال اول دبستان است خیلی برایش سخت است و مدام از من می پرسد که شما همیشه می گفتید زندان جای دزدها است پس چرا بابا و دوستانش را در زندان نگه داشته اند؟ حقیقتا توجیه اش برای من سخت بود و نمی دانم پدرش را جای یک آدم بد جا بزنم یا زندان را یک محل خوب معرفی کنم. با خودش حساب می کند و می گوید زمانیکه پدرم بیاید من کلاس چهارم هستم و این خیلی زمان است و برای من تحمل این دوری سخت است. همیشه منتظر است که صدای کلید از پشت درب بیاید و پدرش از در بیاید که عملا امکانش نیست و یک تصور برای او باقی مانده است.

با توجه به اینکه از زمان برگزاری دادگاه و صدور حکم آقای چالاکی خیلی وقت می گذرد، فکر می کنید چرا الان نزدیک انتخابات او را به زندان فراخواندند؟

برداشت خود من این است که می خواهند فضا را سخت تر کنند و بخاطر همین کسانی هم که حکمشان به اجرا در نیامده را دارند به زندان منتقل می کنند.

با توجه به فشارهایی که بر روی خانواده های زندانیان سیاسی هست از جمله حبس های تعلیقی، به نظر شما مهمترین مشکل خانواده ها چیست؟

ببینید مردم الان از نظر اقتصادی در شرایط بدی قرار دارند و هر روز شرایط تنگ تر می شود. حالا فکر کنید خانواده های زندانیان سیاسی که نه تنها باید از پس این مشکلات اقتصادی بر بیایند بلکه فشارهای مضاعف دیگری از جمله این برخوردها را هم باید تحمل کنند. به خانواده ها می گویند فعالیت سیاسی نکنید منظورشان هم از فعالیت سیاسی این است که خانواده ها از وضعیت عزیزان دربند خود چیزی نگویند. متاسفانه در حق خانواده ها کم لطفی زیاد می شود. خانواده هایی که بچه کوچک دارند یا هنوز در اول زندگی مشترک هستند یا سن بالا دارند و هزار مشکل جسمانی تحت فشار قرار می گیرند و ظلم بزرگی در حق آنها صورت می گیرد. وضعیت زوجهای زندانی هم به مراتب بدتر از وضعیت ماست زیرا به هر حال ما هفته ای یکبار می توانیم ملاقات داشته باشیم اما متاسفانه زوجهای زندانی از این هم محروم هستند و از هم بی خبر هستند.

بعنوان یکی از فعالان ستاد میرحسین موسوی نظرتان در مورد حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد چیست؟

این حصر غیرقانونی و ناعادلانه است زیرا برای زندانیان سیاسی حداقل ادعا می شود که دادگاهی برگزار و حکم صادر شده است اما برای این بزرگان نه دادگاهی هست نه دفاعی و این ظلم آشکار است.

Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.