روزنه - نامه زنداني سياسي قديمي و چهره سرشناس و محبوب سعيد ماسوري٬ هم بندي زانيار و لقمان از زندان رجايي شهر در مورد حکم اعدام اين دو جوان که سعيد آنها را برادر کوچک و فرزندان خود ميخواند!
التماس و التجا به درگاه خدا و همه وجدانهاي بيدار
حال با شمايانم اي آدمها٬ اي کساني که در بيرون زندان شايد هيچگاه٬ هيچگاه شايد به درستي خبردار نشديد٬ که در اينسوي ديوارهاي زندان چگونه آدمها را در ميان خشکيدگي و بهت سايرين به زنجير کشيده به کشتارگاه ميبرند و آنگاه با زدن چهار پايه از زير پايشان٬ زير وزن تمامي جسم خويش اين انسانها در هم مي شکنند٬ و آنگاه که بدن از آخرين رعشه هايش باز ايستاد٬ حاکمين حاکميت خود را ثبات يافته مي پندارند و اينگونه انسانيت ساير زندانيان را هم به اسارت گرفته و آنها را به افرادي بي روح مبدل ميگردانند٬ هم از اين رو آري از همين روي است ياريم کنيد! اي وجدانهاي بيدار همه به وجدانتان سوگند ياريم کنيد! شايد صداي شما را بشنوند به آنها بگوييد که اگر ميخواهيد همه استخوانهاي مرا قطعه قطعه و خرد کنيد ولي از اين جگر گوشگان ما دست برداريد! به آنها بگوييد که همه وجود مرا بند به بند بگسلانيد ولي بچه هايمان را طعمه ماران خفته بر دوش حاکميت نکنيد. به آنها بگوييد شما را بخدا به آنها بگوييد که آنها بي گناهند اگر چه ميدانم که آنها تنها به دنبال قرباني اند٬ ولي به آنها بگوييد که آنچه بر سر آنها آورده اند٬ بر سر هر کس ديگر مي آوردند براي خلاصي از فشارها مسئوليت همه جنايات عالم را به عهده ميگرفت! همان کاري که خود من در آن دوران براي خلاصي از آن جهنم کردم٬ و براي خلاصي به سنگين ترين جرمي که سريعتر مرا اعدام کنند٬ اعتراف کردم٬ اين تنها راهکار در بازجويي ها است که صدها نمونه را ديده ام. در آخر باز هم ملتمسانه از همه وجدانهاي بيدار استمداد مي طلبم تا پيش از آنکه خيلي دير شود به ياري فرزندانما ن بشتابيم همان گونه که مادري براي نجات فرزندش! و لحظه اي حال مادرانشان را تجسم کنيد و بدانيد که اينان فرزندان شما هستند.
سعيد ماسوري از زندانيان سياسي رجايي شهر
۲۵ دي ماه ۱٣۹۱
باز تکثير از کميته بين المللي عليه اعدام
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.