یکشنبه

چگونه بی‌تدبیری مسئولان بار دیگر باعث تحقیر ایران شد


کلمه- سایت اصولگرای بازتاب در یادداشتی با اشاره به موارد متعدد تحقیر مسئولان ایرانی توسط محمد مرسی، تلاش کرد بخشی از عملکرد او را نیز مورد انتقاد قرار دهد، عملکردی که به اعتراف مشاور رئیس مجلس در نهایت نتیجه ای جز به هم ریختن برنامه های ایران برای این اجلاس نداشت. اگر چه بخشهایی از این یادداشت یکسویه و بدون توجه به عملکرد تاسف بار صداوسیما در سانسور و ترجمه دروغین سخنان مرسی در اولین حضورش در تهران نوشته شده، اما خواندن آن و به خصوص توجه به نکات کمتر گفته شده ای از جمله خروج وی از سالن در میانه سخنرانی احمدی نژاد، خالی از لطف نیست:



با پایان اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران، تحلیل های مختلفی درباره نتایج این اجلاس ارائه می شود. حضور چند ساعته محمد مرسی، رییس جمهور مصر در تهران و سخنرانی جنجالی وی در اجلاس که با سلام به خلفای اهل سنت آغاز شد و با حمله به حکومت سوریه پایان یافت، و ترک عجیب سالن اجلاس قبل از پایان نطق محمود احمدی نژاد، رئیس جدید اجلاس و خروج از ایران بدون دیدار با رهبری، وی را به جنجالی ترین چهره اجلاس سران عدم تعهد تبدیل کرد.

پس از بروز این اتفاق، رسانه های بیگانه از یک سو محمد مرسی را به عنوان برنده واقعی اجلاس سران جنبش عدم تعهد که جمهوری اسلامی هزینه سنگین برگزاری آن را پرداخته بود، معرفی کردند و از سوی دیگر حامیان دولت، با کم اهمیت تلقی کردن بخش های غیرمطلوب سخنان وی و پررنگ کردن بخشهای مطلوب سخنانش (درباره ایران و فلسطین) قصد داشتند حضور وی را در اجلاس تهران مثبت تلقی کنند.

با این وجود، به نظر می رسد هیچ یک از این تلقی ها براساس واقعیات بنا نشده باشد، چرا که:

اولا شیوه عملکرد محمد مرسی در ورود به تهران ، و خروج از اجلاس سران خارج از عرف دیپلماتیک بود و یقینا فردی که اصول دیپلماتیک را رعایت نمی کند، نمی تواند برنده یک فرایند دیپلماتیک باشد. عدم حضور تا پایان یک جلسه چند ساعته و شنیدن سخنان رییس جدید اجلاس، از حداقل شرایط تعاملات دیپلماتیک می باشد و این عمل ترک جلسه بلافاصله پس از سخنرانی، توهین به کل اجلاس و حضار می باشد.

نکته دیگر اشتباه گرفتن حرکات نمایشی و تبلیغاتی با عرصه دیپلماتیک بود. دیپلماسی تنها به گرفتن ژستهای خاص و مواضع نمایشی محدود نمی شود، اما در این مورد اقدام مرسی (شاید با پیروی از همتای ایرانی خود) در دادن سلام به خلفای سه گانه در اجلاسی که اکثریت آن مسلمان نبوده و میزبان نیز شیعه است، نظیر قرائت دعای فرج توسط محمود احمدی نژاد در صحن سازمان ملل بود که کارکردی غیردیپلماتیک و شاید برای مصرف افکار عمومی داخلی و حامیان اخوان در اهل سنت بود.

نکته دیگر تاکید مرسی در سخنانش بر راهبردی بودن روابط مصر با ایران و نام بردن از ایران به عنوان یک کشور دوست و برادر است که در صورتی که این موضع مرسی مانند مواضع وی درباره سوریه از سوی مترجمین دستکاری نشده باشد، نشان می دهد وی از ادبیات دیپلماسی نیز اطلاع اولیه ندارد. چرا که روابط راهبردی با یک کشور، گام آخر مسیری طولانی است که روابط رسمی نخستین پله آن است و زمانی که حکومت مصر هنوز به برقراری حداقل روابط دیپلماتیک با ایران رضایت نداده است، سخن گفتن از روابط راهبردی طنزآمیز است، چرا که حتی دو کشور متخاصم نیز با یکدیگر رابطه دیپلماتیک دارند.

با این وجود به نظر می رسد علت اصلی تحقیر ایران در موضوع سفر مرسی به تهران، نقض اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی از سوی دولت و رسانه ملی بوده است.

تمایل غیرطبیعی احمدی نژاد به برقراری رابطه با مصر که با سخن وی در مورد باز کردن سفارت ایران در قاهره ظرف چند ساعت! پس از اجازه مصر آغاز شد، به چندین بار ابراز تمایل یکطرفه انجامید که در دیپلماسی معنایی جز انفعال ندارد و حکومت مصر که در صورت وجود تدبیر در سیاست خارجی ایران، پس از مبارک باید در آرزوی رابطه با ایران بود، پس از این انفعال اکنون برای رابطه با ایران کلاس می گذارد!

این شیوه عملکرد نتیجه ای جز از دست دادن اعتبار ملی و نقض منافع ملی به همراه نخواهد آورد. زمانی که مرسی با رفتن به ایران مخالفت کرد، معاون رییس جمهور ایران برای درخواست سفر به مصر اعزام شد، حال آن که عدم حضور مرسی در تهران به دلیل ریاست وی بر جنبش عدم تعهد به نوعی ضربه به جایگاه مصر نیز محسوب می شد و دلیلی نداشت که ایران تا این حد خود را مشتاق وی نشان دهد.

چرا رسانه ملی و مطبوعات رسمی، مرسی را تا این حد در افکار عمومی ایران بالا برده و سفر وی به تهران را پیروزی مهمی جلوه داده و مرسی را نماد بیداری اسلامی تلقی کردند؟

چرا تفسیر وارونه ای از مواضع مرسی داده می شود؟ مخالفت وی با حق وتو اعضای شورای امنیت، مخالفت با وتوی چین و روسیه در موضوع سوریه است؛ در حالی که ایران از این وتو حمایت می کند.

و سرانجام پروژه مرسی نشان داد جریان رسانه ای رسمی در کشور که در وارونه کردن حقایق، بزرگنمایی و کوچک نمایی موضوعات و القای مطالب خلاف واقع به افکار عمومی استاد است، گرچه در موضوعات داخلی شاید بتواند بر بخشی از مردم تاثیر بگذارد، اما در مورد موضوعات بین المللی تاثیر عکس برجا خواهد گذاشت، همان گونه که حکومت مصر پس از این همه بی احترامی و تحقیر ایران توسط مرسی، برای تحریف سخنان وی توسط صداوسیما طلبکار هم شده است.
Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.