حکومتی که از «ما» شدن ها از «با هم» بودن ها می ترسد
مهسا امر آبادی روزنامه نگار است. همسرش مسعود سه سال بدون مرخصی در زندان بود و مهسا در انتظارش نشست.
این روزها در حالی مسعود در مرخصی است که مهسا زیبا ترین روزهای زندگی اش را در زندان سپری می کند.
اسیر حکومتی است که لذت می برد از جدایی ها...از «ما » شدن ها می ترسد. از با هم بودن ها هراسان است، همانگونه که بین خانواده ها جدایی می اندازد، مردم را نیز از هم جدا جدا می خواهد. چون حکومت کردن بر چنین مردمی را آسان تر می بینند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.