شنبه

چگونگی قتل بی رحمانه فعال سياسي ، كرامت الله زارعيان توسط جنایتکاران رژیم اسلامی ایران


قاصدان آزادی - کرامت الله زارعیان جهرمی فرزند فرج متولد 1364 با رتبه برتر در سال 1382 در رشته طراحی صنعتی دوره روزانه وارد دانشگاه هنرهای زیبای تهران شد. فعالیت سیاسی وی از همان بدو ورود به دانشگاه آغاز شد.

سال 1385 به دلیل فعالیت سیاسی از دانشگاه تهران اخراج شد. مهر 1385 در رشته کارگردانی و تصویربرداری دانشگاه علمی کاربردی صدا وسیما مشغول تحصیل شد. در سال 1388 پس از حوادث انتخابات دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. بعد از مدتی به دلیل نداشتن مستندات و مدارک معتبر، تبرئه و آزاد شد ولی متاسفانه به قدری شکنجه شده بود که حتی قادر به فعالیتهای معمولی زندگی نبود.بعد از آزادی تحت فشار و تعقیب بود و حتی این فشارها به دانشگاه صدا وسیما نیز انتقال یافت و ایشان از دانشگاه برای بار دوم اخراج کردند و این در حالی بود که ایشان به طور تجربی بیش از 5 فیلم کوتاه تهیه کرده و دهها فیلم نامه به رشته تحریر درآورد و در فیلم های بسیاری تدوینگر، دستیار کارگردان، عکاس بود. بهمن ماه 1389 دوباره دستگیر شد و در حالی که شکنجه میشد، در مقابل دیدگانش اوراق هویتی او را دستگاه خورد کن انداخته و به او اعلام می کنند که دیگر هیچ هویتی در ایران ندارید.


بعد از گذشت چند روز در 1000 کیلومتری تهران(محل دستگیری) با لباس آستین کوتاه در حالیکه وسایل شخصی ایشان را هم ضبط کرده بودند، در یک شب زمستانی بسیار سرد با مشکلات فراوان جسمی رها می شود و توسط خانواده تحت درمان قرار می گیرد. در این زمان خود ایشان به خانواده می گوید که به دلیل شکنجه های فراوان روحی، جسمی و روانی در سلول خود، گذشت شبانه روز را احساس نمی نموده و بنابراین نمی داند که دقیقا چند روز در بازداشت بوده است. از این زمان به بعد از دوستان، آشنایان و حتی اعضای درجه یک خانواده (به استثنای پدر و مادر و خواهر کوچکش) دوری می کند و با انتخاب یک زندگی پنهانی، تمامی تلاش خود را برای آسایش خانواده و دوستان خود می کند. در اثنای سال 1389 تا سال 1391 مرتبا تحت تعقیب، بازجویی و شکنجه به فصد اعتراف اجباری به جرم های نکرده قرار می گرفته است و حتی چندین بار به ایشان اخطار می دهند که باید سریعا تهران را ترک کند. در روز پنجشنبه مورخه 9/9/1391 از طرف فردی ناشناس به خانواده اطلاع می دهند که سانحهای برای کرامت الله پیش آمده و با شنیدن این خبر سریعا برادر و تعدادی از اقوام در محل خانه ایشان حضور می یابند که متاسفانه با صحنه جنایتی بسیار هولناک مواجه می شوند. جنازه ایشان با لباس بیرونی و جوراب در کف حمام افتاده بود و به دلیل باز بودن آب جوش و بخار آب به مدت 96 ساعت، جنازه کاملا فاسد شده بود و بخاطر بوی تعفن شدید و متلاشی شدن جسد، به سختی قابل شناسایی و جابجایی بود و با بریدن مچ دست چپ ایشان به طول 6 سانتیمتر، اقدام به صحنه سازی خودکشی کرده بودند که به گفته پزشکی قانونی این زخم کاملا سطحی بوده و آسیبی به رگ و حتی تاندوم وارد نشده است.تیم تشخیص هویت هیچگونه اثر انگشتی از محل کشف جسد انجام نداد وقاضی کشیک در محل جنایت حضور نیافت. از تاریخ 9/9/1391 که جسد را تحویل گرفته اند، تا تاریخ 24/10/1391 هنوز درب خانه ایشان پلمپ می باشد و متاسفانه با حضور خانواده در درب منزل ایشان مشاهده می کنند که پلمپ تعویض شده است. تلفن همراه ایشان نیز مفقود گردیده است.


Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.