نیم دایره
چکچک چکید خون تو از دستهایشان
بر تکهپارههای تنات، رد پایشان
ضحاکهای ماربهدوشی که میخورند
مغز تو را سه وعده به جای غذایشان
پیشانی کبود و سیاهی که سالهاست
شرحیست بر دو رویی و کبر و ریایشان
آن مومنان دوزخی تشنهی بهشت
که میدرند با دهن پارسایشان
تا از تن کبود تو شاید نوالهای
بخشد به شرط یک تن دیگر، خدایشان
گویی، خدا و گورکن اینجا یکی شدند
از جان بیبهای تو، افزون بهایشان
ما گور میخریم و تو در گور میشوی
با هفت سر، زبانه کشست اژدهایشان
بر سررسید، مرگ تو سنجاق میشود
خونِ عزیز و پاک تو بر دستهایشان
ستار، نام دیگر سهراب و مصطفیست*
هفتاد و چند لاله که خالیست جایشان.
*سهراب اعرابی و مصطفی غنیان از کشتهشدگان بعد از انتخابات
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.