یکشنبه

زندان‌های جمهوری اسلامی - زندان یا اردوگاه مرگ؟

ندای سبز آزادی ـ رضا ماندگار: آیا وضع زندان‌های جمهوری اسلامی آنچنان که رییس دستگاه قضایی ادعا می‌کند، از وضع زندان‌های بسیاری از کشورهای غربی و توسعه یافته، بهتر است؟ صادق لاریجانی این ادعا را مطرح کرده و البته تاکید کرده که به هیچ هیأت خارجی اجازه بازدید از زندان های ایران را نخواهد داد. درهای بسته ی زندان های پرمشکل، حتی به روی رییس جمهور برآمده از کودتای انتخاباتی هم باز نمی شود. رییس قوه قضاییه در نامه ی جنجالی اخیر خود به احمدی نژاد تاکید کرد که در زندان ها مشکلی نیست و نیازی به بازدید او نیز وجود ندارد.
گزارش های مستقل اما، روایتی خلاف ادعای صادق لاریجانی را مطرح می کنند. در مقاطع مختلف، زندانیان سیاسی تلاش کرده اند، همچون گزارشگرانی مستقل و دلسوز، وضع اسف بار زندان ها را در ایران تا حد امکان توضیح دهند. روایت آنها محدود به زندان های تهران نبوده است. کودتای انتخاباتی 1388 منجر شد که زندان های زیادی در شهرستانها، محبس فعالان سیاسی و مطبوعاتی و دانشجویی شود و اسرار آنها فاش و برملا گردد. این گزارش ها نشان می دهد که با وجود تمام تغییرات و اصلاحاتی که در وضع زندان ها رخ داده ـ به خصوص از دوران اصلاحات ـ اما زندان های جمهوری اسلامی که لبالب از زندانی است، همچنان وضعی اسف بار دارند.


زندان مشهد؛ ننگی برای ملت ایران

هاشم خواستار، معلم دموکراسی خواه، در گزارشی تکان دهنده از درون زندان وکیل آباد مشهد، مشاهدات خود را در نامه ای سرگشاده به رییس قوه قضاییه، علنی کرد. خواستار در نامه ی خود نوشت: «آب حمام یا سرد سرد است یا آنقدر داغ است که از شیر آب سرد هم آب داغ می آید...علی رغم اینکه تعداد زیادی زندانی در هر بند است دریغ از یک بوته یا درخت سبز الان بیش از یکسال و نیم از زندانی شدنم می گذرد هیچ گونه سبزه ای ندیده ام مگر زمانی که مرا با دستبند و پا بند به دادگاه یا بیمارستان بردند که در شهر چشمم به درخت و سبزه افتاده ...»

این معلم بازنشسته و فعال مدنی در نامه ی خود افزوده بود: «سالن 4 بند قرنطینه که در تیرماه 87 آنجا بودم 200 متر مربع مساحت و 200 نفر جمعیت داشت که می گفتند به 250 نفر رسیده و در تاریخ 13/09/89 ، 456 زندانی داشته که سرانه هر فرد از فضای آن نیم متر مربع می باشد و این مساحت فقط گنجایش نصف گوسفند را در آغول دارد. در سالن 4 بند 5 که 13 اتاق 15 تختی دارد، جمعیت آن به 950 نفر رسیده است که در مسجد و جلوی توالت ها می خوابند و سالن 1 و 2 و 3 هم بهتر از سالن 4 نیست. بند 4 هم آنقدر زندانی دارد که جلوی توالت و روی پله ها و ایستگاه پله ها می خوابند هنگام حمام یکنفر زیر دوش و 10 نفر در صف هستند .»

نماینده معلمان در کانون صنفی فرهنگیان خراسان با اشاره به گفته مسئولین زندان که این محل برای 2500 زندانی ساخته شده، افزوده که «زندان در حال حاضر حدود 13000 زندانی دارد و تنها امسال نسبت به پارسال 4500 زندانی به آمار زندانیان اضافه شده است.»

این معلم زندانی در زمستان 1389 از رییس قوه قضاییه پرسیده بود که آیا زندان وکیل آباد مشهد «که مشابه آن در ایران کم نیست ننگ ملت ایران و بشریت نیست ؟!»


زندانیان زندان مرکزی تبریز: اوین هتل است!

هفته ی گذشته، و پس از طرح پیشنهاد احمدی‌نژاد، برای بازدید از زندان اوین، جمی از زندانیان زندان مرکزی تبریز در نامه ای سرگشاده به وی، وضع ناگوار این زندان را توضیح دادند. آنان در نامه ی خود نوشتند که در زندان مرکزی تبریز با ظرفیت پذیرش حدود ۲۰۰۰ زندانی، بیش از ۴۰۰۰ زندانی نگهداری می‌شوند. ضمن این که «در زندان تبریز از همان لحظه‌ی ورود آنچه که از کف می‌رود کرامت انسانی است. از نخستین مسئول یا نیروی نظامی که زندانی با آن مواجه می‌شود، توهین و رفتار خشن آغاز می‌شود و تا ورود به بند عمومی ادامه دارد. به کوچکترین بهانه‌ای، دون‌پایه‌ترین مسئول یا نیروی نظامی (حتی در حد سرباز وظیفه)، زندانی را چه تحت‌قرار باشد یا محکوم، به بدترین توهین‌های رفتاری و کلامی می‌آراید و حتی به زیر مشت و لگد می‌گیرد و با هر اعتراضی از جانب زندانی این توهین‌ها و خشونت‌ها تشدید می‌شود. »

در نامه ی مزبور تصریح شده بود که «وضع بهداشت عمومی بندها واقعاً اسفناک است و وضعیت آشپزخانه و سرویس‌های بهداشتی آن‌ها عمیقاً دهشتناک و بسیار آلوده است. به عنوان نمونه، در طبقه‌ی اول بند ۱۵ زندان هر زندانی این بند هر دو روز یکبار و به مدت ۵ الی ۱۰ دقیقه حق استفاده از حمام را دارد که این زمان شامل شستن لباس‌های شخصی نیز می‌شود و برای همین مدت اندک هم دست‌کم باید نیم تا یک ساعت در صف منتظر ماند. برای این بند تنها ۱۰ کابین توالت وجود دارد که در ساعت‌های پرترافیک واقعاً استفاده از آن‌ها را غیرممکن می‌کند. به ازای این ۱۰ کابین تنها ۵ شیر آب برای شستشوی دست‌و‌صورت وجود دارد که البته محل شستشوی ظرف‌های غذا، مواد غذایی خام و میوه‌ها و سایر وسائل و حتی مسواک‌زدن زندانیان نیز هست. در کنار این ۵ شیر آب حتی مایع دستشویی نیز وجود ندارد.»

وضعیت و کیفیت غذا هم «واقعاً مثال‌زدنی» توصیف شده است: «گوشت از سهمیه‌ی غذایی زندانیان حذف شده است و سویای بدطعم به عنوان عنصر همیشه حاضر در سهمیه‌ی غذای زندانی‌ها وجود دارد. مواد استفاده شده در تمامی غذاها از نازل‌ترین مواد موجود در بازار تهیه می‌شود و عملاً طعم و بوی بد آن خوردن غذا را ناممکن می‌کند. بعضی از وعده‌های غذاییِ بدون برنج، واقعاً حتی به لحاظ حجم هم بسیار ناچیز است. مثلاً یک یا دو عدد سیب‌زمینی آب‌پز کوچک، یا یک عدد تخم‌مرغ خام، عدس پخته‌ی خالی، لوبیا قرمز پخته‌ی خالی، هر کدام به عنوان وعده‌ی غذایی اصلی به زندانیان داده می‌شود.»

افزون بر اینها، و بنا بر این گزارش، در زندان مرکزی تبریز تقریباً می‌توان گفت که هیچ‌گونه امکانات رفاهی برای زندانیان وجود ندارد. کل امکانات رفاهی برای زندانیان شامل یک یا حداکثر دو تلویزیون (عموماً ۱۴ اینچ) برای یک اتاق ۱۰۰ نفره است و یک تور والیبال در حیاط‌های به شدت کوچک بندهای زندان. در زندان تبریز نه خبری از کتابخانه وجود دارد و نه امکانات حتی پیش‌پا افتاده‌ی ورزشی.

 جالب توجه است که در نامه ی این زندانیان به احمدی نژاد تاکید شده که «در میان زندانیان زندان مرکزی تبریز به طنز زندان اوین تهران به نام «هتل اوین» نامیده می‌شود، همان زندانی که شما مصرّانه می‌خواهید از آن بازدید کنید. کسانی که زندان اوین را دیده‌اند شهادت می‌دهند که فاصله‌ی کیفیت بهداشتی و رفاهی زندان اوین با زندان مرکزی تبریز بسیار زیاد و شاید اصلاً قابل مقایسه نیست.»

و حکایت بی پایان شکنجه و بدرفتاری با زندانیان: «در زندان مرکزی تبریز جایی وجود دارد به نام «اتاق ۴۵»... نام این اتاق لرزه بر تن تمامی زندانیان می‌اندازد. زندانیان معترض و یا حتی خطاکاری که توسط مسئولین بند به اتاق ۴۵ معرفی می‌شوند در آن‌جا به شدیدترین و وحشیانه‌ترین شکل ممکن مورد ضرب و شتم مسئولان آن اتاق و سربازان وظیفه قرار می‌گیرند. میزان خشونتی که در آ‌ن‌جا اعمال می‌شود به‌هیچ‌وجه قابل انتقال از طریق کلمات نیست؛ فقط باید در زندان باشید و یکی از هم‌بندان شما پایش به آن‌جا کشیده شود و سپس به بند برگردد: یک تکه گوشت بی‌جان که چندین روز یا حتی چندین هفته طول می‌کشد که به حالت نرمال برگردد....»


زندان قرچک ورامين: اردوگاهی برای مرگ

شبنم مددزاده، فعال دانشجويی زندانی در زندان اوين، ازجمله گزارشگران اوضاع اسفناک در زندانهای جمهوری اسلامی است؛ وی تیرماه سال جاری با انتشار نامه‌ای سرگشاده وضع ناگوار زندان زنان در قرچک ورامين را توضیح داد.

مددزاده که خود مدت کوتاهی را در زندان قرچک به سر برده، به عنوان شاهد از شرايط اين زندان نوشته، و توصیف کرده است زندانی را با «سوله های تاريک با سقفی بلند بدون پنجره و نور طبيعی، با دويست نفر جمعيت در هر سوله، با ازدحام سر و صدا، و به هم ريختگی اعصاب و روان زندانيان...»

این دانشجوی زندانی در مورد زندان ورامین نوشته: «غذايی که به عنوان جيره زندانيان داده می شد آنقدر کم بود که زندانيان گرسنه غذاهای پس مانده در ظرف ها را جمع می کردند و چند لحظه بعد دعوايی که بر سر همان غذای پس مانده شروع می شد.»

او این زندان را «اردوگاهی برای مرگ» و «نه برای حبس» توصیف می کند و می گوید که این زندان «جايی برای مرگ تدريجی است که هنوز صدای له شدن عزت انسان را در گوشم می شنوم.»


زندان زاهدان: امکانات صفر برای 3500 زندانی

چندی پیش جمعی از زندانیان زندان مرکزی زاهدان در گزارشی از این زندان، شرایط این محبس را که حدود ۳۵۰۰ زندانی با جرائم متفاوت را درخود جای داده، توضیح دادند؛ آنان ازجمله نوشتند که «این زندان سه بند قرنطینه دارد که از لحاظ بهداشتی شرایط بسیار بدی دارند. در بند‌های عمومی این زندان هم وضعیت بهداشتی بسیار نامناسب است. مسئولان زندان هم با وجود اینکه بار‌ها زندانیان نسبت به وضعیت بهداشتی این زندان به آن‌ها شکایت کرده‌اند اما هیچ توجهی نسبت به بهبود این وضعیت نشان نداده‌اند. »

علاوه بر این، و مطابق گزارش مزبور، در بندهای عمومی این زندان عده‌ای از زندانیان مبتلا به بیماری ایدز هستند که این زندانیان در کنار سایر زندانیان محبوس هستند و مسئولین زندان حاضر نیستند که آن‌ها را در بندهای جدا از سایر زندانیان جای دهند؛ «به علت شیوع ارتباط جنسی در بین عده‌ای از زندانیان تعداد مبتلایان به ایدز رو به افزایش است. »

هم چنین در این زندان هیچ پزشک متخصصی نظیر دندان پزشک یا چشم پزشک وجود ندارد. در این زندان با وجود حبس حدود ۳۵۰۰ زندانی تنها یک پزشک عمومی وجود دارد.

مطابق این گزارش، هر اتاق زندان ۵ در ۶ متر و دارای ۱۸ تخت است که در هر اتاق حدود ۵۰ زندانی نگهداری می‌شوند و زندانیان به صورت فشرده و کتابی در کنار هم می‌خوابند.

همچنین: «در زندان زاهدان برای بیش از ۳۵۰۰ زندانی فقط ده سرویس بهداشتی موجود است؛ نیز این زندان فقط هشت حمام دارد.»

افزون بر این‌ها، پتو در این زندان از اجناس نایاب است به طوری که هر دو زندانی مجبور هستند از یک پتو استفاده کنند .


هتلی به نام زندان رجایی شهر!؟

مهدی محمودیان، افشاگر کهریزک و فعال سیاسی و کشنگر مدافع حقوق بشر،که اینک در زندان رجایی شهر زندانی است، در گزارشی از این زندان نوشته که «با آنکه زندان رجایی شهر با ظرفیتی کمتر از هزار نفر ساخته شده است، نزدیک به ۵ هزار زندانی را در خود جای داده است.» نیز: «باور کردنی نیست اما حقیقت دارد. بیش از ۱۱۰۰ نفر در این زندان زیر حکم اعدام قرار دارند. »

کیوان صمیمی، مسعود باستانی و مهدی محمودیان، فالان سیاسی حامی جنبش سبز در نامه ای که شهریورماه سال جاری به رییس سازمان صدا و سیما نوشتند: «جناب آقای سردار!  فرض می گیریم که شما راست می گویید، اینجا زندان رجایی شهر نیست اینجا تبعیدگاه رجایی شهر نیست و به قول شما هتل درجه یک است. پس اجازه بدهید حداقل یک بار خبرنگاران و نمایندگان نهادهای مستقل داخلی و بین المللی از این هتل درجه یک بازدید کنند. اینجا تبعیدگاه رجایی شهر نیست اینجا هتل درجه یک است! پس اجازه دهید که آقای بان کی مون و یا حتی نمایندگان مبهم اجلاس سران عدم تعهد از این هتل درجه یک شما بازدید کنند.»

این سه روزنامه نگار زندانی در رجایی شهر، خطاب به ضرغامی افزوده بودند که «در هتل درجه یک شما انواع مواد مخدر از مواد غذایی مورد نیاز و کتاب و روزنامه به مراتب سهل الوصول تر است. چون در هتل درجه یک شما، ما شاهد ضرب و شتم و فحاشی و تهدید زندانیان توسط پرسنل زندان هستیم و از آن رنج می بریم. چون در هتل درجه یک شما، خانواده زندانیان در روزهای ملاقات مورد هتک حرمت می گیرند و برای نیم ساعت ملاقات باید بیش از ۵ساعت معطل شوند. چون در هتل درجه یک شما، زندانیان در حالی که احکام خود را می گذرانند به بازجویی های چند ساعته و چند روزه می برند و اعضای خانواده های آنها را تهدید به اخراج و زندان می کنند. چون در هتل درجه یک شما، ما به عنوان زندانی دو سال که نمی توانیم با خانواده و فرزندانمان به طور قانونی تماس تلفنی داشته باشیم یا مطابق قوانین نامه نگاری کنیم.»

آنان در نامه سرگشاده ی خود افزوده بودند: «جناب آقای سردار ضرغامی! به شما و همراهانتان نوید می دهیم که در آینده ای نه چندان دور، می توانید در این هتل های درجه یک آرام بگیرید و باور کنید برخلاف این روزها که سر در بیت المال دارید یا تکیه بر منافع به ناحق تصاحب شده، آن روزها می توانید از روزی حلال در این هتل بهرمند شوید.»
Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.