جمعه

صدا و سیمای رژیم به مرز ورشکستگی نزدیک می‌شود


دیگربان - سایت محافظه‌کار «بولتن‌نیوز» با انتشار یادداشتی از گسترش بحران‌های مالی صدا و سیما خبر داد و اعلام کرد این سازمان در آستانه ورشکستگی قرار گرفته است.

این سایت در یادداشت خود پنج انتقاد متوجه سیاست مدیریت سازمان صدا و سیما کرده و نوشته است در صورت ادامه این سیاست‌ها این سازمان مخاطبان خود را از دست خواهد داد.

متن کامل یادداشت:
این روز‌ها همه جا صحبت ازمشکلات مالی گسترده‌ای است که رسانه ملی را فراگرفته وانتظار می‌رود هرروز برابعاد آن افزوده شود. 

مشکلاتی که شکل بحران به خود یافته و باعث شده تا از میزان تولیدات در شبکه‌های سراسری واستانی به شدت کاسته و این شبکه‌ها به کنکاشی عمیق در آرشیوهای خود روی آورند. 

بی‌شک رسانه ملی راباید اصلی‌ترین بنگاه فرهنگی و نیز اطلاع رسانی کشور بدانیم که طیف گسترده‌ای از جامعه خواسته یا ناخواسته چشم برآن دارند.

رسانه‌ای که به لحاظ ماهیت فعالیت‌های فرهنگی وهنری، بیش از هر دستگاهی نیاز به منابع مالی گسترده دارد واز قضا با توجه به شرایط استثنایی و برخورداری از بسیاری انحصارات انتظار می‌رود خود یکی از متمول‌ترین بنگاه‌ها در این کشور باشد اما امروز واقعیت چیزی غیر از این است و این روز‌ها رسانه ملی آهسته آهسته به مرز ورشکستگی نزدیک می‌شود.
این رخداد حادثه‌ای است که از قضا اصلا دور از انتظار نبود و بار‌ها توسط کار‌شناسان و دلسوزان در قالب مقالات، پژوهش‌ها و نیز بیان رودر رو با مدیران این رسانه خاص برآن تاکید شده بود.

صرف نظر از ماهیت امر و نحوه بروز این وضعیت وحتی بررسی ابعاد و تبعات آن، در این نوشتار تنها سعی داریم تا به این سوال مهم بپردازیم که اساسا چه عواملی در رسانه ملی باعث امکان چنین وضعیتی شده است و این مهم تا چه حد به شیوه مدیریت، ساختار بروکراتیک و نحوه سازماندهی و اولویت بندی ماموریت‌های این رسانه بی‌رقیب مربوط می‌شود و قصد داریم تا به این نکته تاکید کنیم که بی‌شک اگر این امر جدی انگاشته نشود در آینده چه بسا با توجه به شرایط پیش رو و ماموریت‌های تعریف شده ابعاد این بحران می‌تواند بطور گسترده‌تری ادامه یابد.
لذا دور از انصاف نیست اگر بخواهیم با مطالعه این امر نقاط  آسیب پذیر را شناسایی و در پی رفع آن برآییم. ازاین‌رو جهت رعایت ایجاز وبهره گیری بیشتر از حوصله مخاطبین بی‌هیچ سخن زائدی مستقیما و فهرست‌وار به اهم  نقاط ضعف موجود در رسانه ملی که می‌تواند عامل اصلی بروز این وضعیت باشد می‌پردازیم که بی‌شک خود پیشنهادی است برای رفع این معضل:
۱- پیچیده بودن منابع مالی رسانه ملی
 شفافیت در منابع مالی یک رسانه اگرچه در هیچ  کجای دنیا بطور صد درصد قابل انتظار نیست اما این همه پیچیدگی هم تنها ویژه رسانه ملی خودمان است. بطور عمده درآمد صدا وسیما از راه‌های ذیل حاصل می‌شود:
- دریافت برخی عوارض از محل منابع دولتی و خصوصی مختلف همچون واردات کالاهای صوتی تصویری، برق و... که تعداد آن‌ها زیاد ومتنوع است
- کسب درآمد از محل تبلیغات وآگهی‌های بازرگانی
- کمک‌های مستقیم دولتی در قالب تخصیص بودجه
- مشارکت‌های متعدد در تولید برنامه با دستگاه‌های مختلف دولتی یا خصوصی
- بودجه مصوب مجلس شورای اسلامی
همانطور که می‌بینیم اولا استقلال مالی که لازمه یک رسانه مستقل است به هیچ وجه با این‌همه مجاری دریافت پول!! قابل انتظار نیست و در ثانی نوع ارتباط مالی رسانه ملی با هر یک از حوزه‌های فوق به جهت دشواری نظارت وعدم ارتباط سیستماتیک مالی بطور باالقوه می‌تواند توام با هرگونه سوء استفاده باشد.

لذا رسانه ملی باید در ابتدا تا آنجا که ممکن است ضمن تاکید بر حفظ استقلال رسانه‌ای منابع مالی خود را محدود و مشخص واز همه مهم‌تر مطمئن سازد.

وابستگی‌های بیش از حد رسانه ملی تاکنون نه تنها باعث شکننده بودن آن در مناسبات اقتصادی داخلی شده بلکه باعث تضعیف جایگاه بی‌طرفی آن نزد مخاطبین نیز شده است. 

رسانه ملی باید در منابع مالی خود با هدف استقلال مالی توام با اطمینان وشفافیت تجدید نظر جدی به عمل آورد.
۲- گسترش کمی سازمان صدا و سیما
سازمان صدا و سیما بی‌هیچ توجیه علمی و منطقی هرروز در حال گسترش کمی و حجیم نمودن ابعاد ساختاری خود است.

این امر حتی با نگاهی به تاسیس و راه اندازی عجولانه شبکه‌های مختلف تلویزیونی با ماموریت‌های مشابه و ناکارآمد، گسترش تعداد شبکه‌های استانی و افزایش ساعات پخش برنامه در آن شبکه‌ها بدون در نظر گرفتن امکانات موجود، افزایش تعداد مدیریت‌ها و معاونت‌ها در حوزه‌های مختلف ستادی واجرایی بدون توجیه رسانه‌ای و... به خوبی قابل مشاهده است.

بی‌شک وقت آن رسیده تا با بهره گیری از نظر کار‌شناسان اداری ونیز رسانه‌ای در ساماندهی به ساختار بسیار حجیم و نیز ماموریت‌های تعریف شده زائد (مثل انتشار انواع مجلات، کتب و نشریات کم محتوا و یک سونگر که کمترین بازدهی را دارند و نیز همایش‌های پرهزینه و.....) تلاش شده و در سیاست تکثر گرایی موجود شبکه‌های تلویزیونی  ورادیویی بازنگری جدی به عمل آید.

بی‌شک این فضای حجیم و نا کارآمد زمینه لازم برای هر نوع بحران مالی و البته کاهش بازدهی را بیش از پیش فرآهم می‌سازد.
۳- مدیریت متمرکز
متاسفانه اگرچه مدیریت متمرکز رسانه ملی سالهاست که مورد انتقاد کار‌شناسان قرار دارد لیکن کمتر به آن توجه می‌شود.

روزگاری صدا وسیمای جمهوری اسلامی در دو شبکه تلویزیونی و نهایتا چند شبکه رادیوی خلاصه می‌شد و چندان دشوار نبود تصور آنکه این مجموعه تحت مدیریت یک فرد اداره شود اما امروزه رسانه ملی - اگرچه بی‌هیچ طراحی دقیق و علمی – شامل بیش از ۱۰۰شبکه رسانه‌ای اعم از شبکه‌های تلویزیونی دیجیتالی، شبکه‌های استانی، شبکه‌های سراسری، شبکه‌های رادیویی سراسری و استانی، سایت‌های اینترنتی، مراکز انتشار کتاب ونشریات و..... می‌باشد.

حتی بزرگ‌ترین غول‌های رسانه‌ای جهان نیز تصور اداره این شبکه عظیم آنهم با نحوه مدیریت سنتی ایرانی را نمی‌توانند در ذهن متبادر سازند.

به نظر می‌رسد وقت آن رسیده حال که مشکلات مالی سازمان را در منگنه‌ای باور نکردنی قرار داده این‌همه شبکه‌های مختلف کمی بالغ شوند وبا اعتماد نسبت به مدیران جوان اما متخصص و کارآمد هر شبکه را در مدیریت واجرا مستقل کنیم.

بدیهیست این می‌تواند گامی در جهت نوعی خصوصی سازی منطقی و تدریجی در شبکه‌های وابسته به رسانه ملی باشد که نه تنها محاسن بسیار دارد بلکه در آینده نزدیک حتمی نیزبه نظر می‌رسد.
۴- عدم تخصص گرایی
رسانه ملی اگرچه بدلیل مرتبط بودن به یکی از تخصصی‌ترین موضوعات در هزاره سوم (علم ارتباطات) ذاتا باید یکی از تخصصی‌ترین سازمان‌ها و نهادهای کشور باشد اما همانند بسیاری از حوزه‌های دیگر، این سازمان نیز از موضوع عدم توجه کافی به متخصصین بخصوص در لایه‌های مدیریتی رنج می‌برد.

این امر با بررسی سطح تحصیلات و نوع تخصص کارکنان و مهم‌تر از آن بخش زیادی از مدیران رسانه ملی به خوبی قابل دریافت است کم توجهی به نخبگان رسانه‌ای وعدم حضور اساتید برجسته حوزه رسانه در بدنه تصمیم گیری و اجرایی شبکه‌ها نه تنها باعث فقدان غنای کافی در محتوای تولیدات رسانه‌ای شده بلکه در این بازار آشفته می‌تواند باعث بروز هرگونه نقصان در طراحی سیستم‌ها و مراحل تصمیم گیری واجرایی شود که در گذر زمان بی‌هیچ تردیدی مشکلات مالی تنها یکی از تبعات منفی آن است.
۵- بازنگری در ساختار اداری سازمان
وظیفه اصلی رسانه ملی تولید برنامه است البته بی‌شک هر برنامه را باید یک بسته حاوی پیام تعریف کنیم. متاسفانه در این حوزه دو اتفاق نا‌مبارک رخ داده است.

اول آنکه طی سال‌های متمادی بدنه اداری سازمان صدا وسیما آنچنان بزرگ شده است که گویی وظیفه برنامه سازی جز وظائف چندم این سازمان می‌باشد و ثانیا شیوه برنامه سازی آنچنان از شیوه‌های مدرن وعلمی فاصله گرفته و به اصطلاح دولتی وغیر کارآمد شده که عملا کمترین بهره وری در فرآیند تولید حاصل می‌شود. این به خودی خود یعنی روزانه تحمیل هزینه‌هایی سرسام آور به بدنه رسانه.
پیشنهاد می‌شود اولا رسانه ملی در یک بازنگری جدی نسبت به سبک نمودن چارت اداری و اجرایی خود و نیز حذف واحدهای ستادی و غیر ستادی متعدد و البته زاید اقدام نماید و در ثانی با بررسی و اجرایی نمودن شیوه‌های درست و منطقی تولید با الگوگیری از شبکه‌های موفق دنیا هرچه بیشتر به برون سپاری تولید و بالابردن راندمان همت گمارد.

عدم توجه به این مهم در آینده نزدیک نه تنها بیش از پیش بر بحران‌های مالی سازمان خواهد افزود بلکه مهم‌تر از آن سازمان را در دستیابی به هدف اصلی خود یعنی جلب مخاطب با چالش‌های بسیار جدی‌تر مواجه می‌سازد. بخصوص که در این حوزه رقبای جدی و توانمندی هم حضور دارند.
اما دردناک‌تر از همه این است که طی ماه‌های اخیر با جدی‌تر شدن مشکلات مالی، صدا و سیما به شکلی شتاب زده به سیاست جلب مشارکت روی آورده که از‌‌ همان ابتدا محکوم به شکست بود زیرا اولا قابل انتظار بود که در شرایط تحریم و مشکلات همه جانبه، دیگر دستگاه‌ها اعم از دولتی یا بخش خصوصی در تعدیل هزینه‌های خود بکوشند و تمایل کمتری نسبت به سرمایه گذاری در این بخش‌ها نشان دهند و ثانیا اینگونه رویکرد افراطی در جلب مشارکت که گاهی به شدت به مرز آنتن فروشی! نزدیک می‌شود باعث دلزدگی مخاطب و دور شدن رسانه ملی از ماهیت اصلی خود شود.

ادامه این سیاست باعث بروز پدیده دلال بازی و ورود افرادی با حداقل توانمندی‌های هنری و در عوض نگاهی سودجویانه به رسانه در شبکه‌های مختلف بخصوص شبکه‌های استانی می‌شود که بی‌شک در آینده اگر تداوم یابد شاهد کاهش میزان رضایت مخاطبین و احتمالا ریزش بیشتر تعداد مخاطبین خواهیم بود.
Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.