افراد مختلف، که برخی از آنها نیز نزدیک به گروههایی در حاکمیت فعلی هستند، قلم اعتراض در دست گرفته و به حملهها و فشارهای وارده اعتراض کردهاند.
این در حالی است که علاوه بر نهادهای حکومتی، برخی رسانههای نزدیک به اصولگرایان نیز با مطالب و گزارشهای خود تلاش میکنند تا فضای فعالیت برای نیروهای "غیرخودی" را تنگتر کنند.
همین رفتارها باعث آن شده است که محمدعلی رفیعی، داماد محمدرضا شجریان، در مقابل یکی از مطالب سایت رجانیوز – از حامیان محمود احمدینژاد – واکنش نشان دهد. وی در نامهی اعتراضی خود نوشته است: "طی سالهای گذشته همواره بر نوشتههای نابرحق دوستان مهر سکوت بر لب نهادیم و از پاسخگویی بر حذر شدیم، اکنون که مدتی است از مدیریت کارهای هنری دوری جستهام، نه به عنوان داماد استاد شجریان بلکه به عنوان یک ایرانی که طی بیست سال گذشته افتخار حضور در کنار این انسان به تمام معنا و وارسته را داشتهام مناسب دیدم که نکاتی را در این رابطه بیان کنم".
وی با اشاره به مطلبی که در سایت رجانیوز پیرامون حضور شجریان در جشن هنر شیراز، در دوران پهلوی منتشر شده، نوشته است: "تنها استاد شجریان در این جشنها شرکت نمیکرده اند و برعکس ایشان برای اعتراض در چند دوره از جشنها شرکت نکردهاند اما در همان ایام بسیاری از عزیزان شما که اکنون مشغول فعالیت مستمر هستند، در این جشنها حضور پر رونقی داشتند... چه ارتباطی بین اجرای یک برنامه در گوشه شهر شیراز با اجرای برنامه استاد شجریان در حافظیه یافتید که این دو را با هم یکی کردهاید خدای را شکر تصویر تمامی این برنامهها در فضای وب موجود است و میتوان به سادگی به عمق معنوی آن سری از کنسرتها پی برد".
او همچنین اشارهای به حملههای اخیر اصولگرایان به احمدینژاد کرده و ضمن اشار هبه مساله طرح سوال از احمدینژاد در مجلس، گفته است: "استاد سیاسی نبوده و نیست، ایشان هم مثل هر فرد ایرانی، حق ابراز نظر سیاسی دارد، جالب اینجاست که طرفدار هیچیک از طرفین انتخابات هم نبودند و با اینکه بارها از ایشان دعوت شد که از جناحی سیاسی طرفداری نمایند ایشان نپذیرفتند، برخلاف ایشان عزیزان شما که سالنهای رایگان در اختیارشان قرار میگرفت، چه ها نکردند و چهها نگفتند و چه نانهایی که به نرخ روز نخوردند".
رفیعی در پایان نامه خود نیز اینگونه سخن گفته است: "براستی شما که اینگونه دستتان در حساب و کتاب است میتوانید قبول زحمت کنید و چند قرارداد سیصد هزار دلاری به ما نشان دهید. به نظرم مشاورانتان این مبالغ را با بودجههای دولتی که برای اجرای کنسرت های فرمایشی خود در خارج از کشور هزینه میکنند، اشتباه گرفتهاند با کمی محاسبه میتوان دریافت که با میانگین بهای بلیت و گنجایش سالن با احتساب پر بودن، مبلغ بسیار کمتر از خبر رسیده به شماست. خدای را شکر که طی سی و چند سال از گذشت انقلاب تمامی کنسرتهای اجرا شده استاد در ایران به عدد پنجاه هم نمیرسد. این اعداد را کمی محاسبه کنید و با مبالغ رانتی که در همین دو سه هفته گذشته به جیب عزیزانتان واریز شده با هم مقایسه کنید بد نیست. حال از مالیات آن هم بگویم یا کافی است!"
رفیعی تنها کسی نبوده که به انتقاد از فضای رسانهای و فرهنگی پرداخته است. محمد اصفهانی، از خوانندگان سبک پاپ، در نامهای که در سایت خود منتشر کرده، ضمن اشاره به مشکلات هنرمندان و سانسورهایی که در صدا و سیما رخ میدهد، به بحث اراسال پارازیت روی شبکههای ماهوارهای نیز پرداخته استو اصفهانی، که پزشک هم هست، در نامه خود آورده: " تحقير و شكست و مخاطره ي مستمر در قالب بي احترامي به اينهمه شهروند ايراني با فرستادن شبانه روزي پارازيت هاي سنگين ماهواره اي و تبديل تهران و شهرهاي بزرگ ايران به كانونهاي تشعشع توسط اشخاصي مجهول كه نه ملت را قدر مي شناسند و نه به فريادهاي وزير و وكيل واكنشي نشان ميدهند كه لابد اگر ايراني باشند خانواده هاي آنها هم قطعا درگذر زمان قرباني چنين تشعشعاتي خواهند شد... از شما متصدي پارازيت ! ميپرسم : بيماري كه داروهاي سركوب ايمني مصرف ميكند تا عضو پيوندي اش در بدن باقي بماند... سالمندان فرتوت كه اصلا ماهواره نمي بينند؛ بيماران سرطاني وضعيف تحت شيمي درماني ؛ مسلولها و جانبازان و معلولان ؛ بيماران اعصاب و روان ؛ آدمهاي سالم و قوي كه ماهواره نگاه نمي كنند ؛ بچه هاي سرطاني در كانونهايي مثل محك ؛ دياليزي ها ؛ حامله ها ؛ نوزادها وجنين ها و... همه روز و شبشان را با پارازيت هاي ماهواره اي و تشعشعات مسموم و مضر آن طي كنند تا شما كه كسي جرات ندارد در باره تان سؤال كند به وظيفه ي فرهنگي خود درجبهه هاي تهاجم فرهنگي و جنگ نرم عمل كنيد؟ و مثل هميشه فقط با سيستم حذفي ظاهرا به سراغ دشمن و در اصل به سراغ هموطنان و خانواده هاي خود برويد؟... نكند خطر اين تشعشعات را شوخي گرفته ايد؟ آيا ميدانيد رهايي از حق مردم در روز جزا هيچ علاجي جز حلاليت از تك تك آنها ندارد وحتي خداوند بزرگ هم از ناحيه اي جز طلب حلاليت ؛ قادر به رفع و رجوع آن نيست؟ و اما بعد... جالب اينجاست كه ناگهان تمامي اين ضرورتها و احساس مسئوليتهاي مطابق مصلحت كه وضع و تشخيص آنها هم فقط با همان قشر غير پاسخگو و مجهول است يكدفعه رنگ مي بازد ؛ محو ميشود و از بين ميرود ! چرا ؟؟؟"
وی تعریضی نیز به کنفرانس سران سازمان عدم تعهد در تهران داشته است: "چون چند نفر غير ايراني از خارج ؛ به نام "سران جنبش عدم تعهد" چند روزي وارد ايران ميشوند و به خاطر آنها تمامي ملت از اين عقوبت شبانه روزي ناگهان عفو شده ؛ به يمن بركت ورود آنها موقتا مجاز به ادامه ي زندگي با شرايط بهتر ميشوند... ولي فقط موقتا... چون با پايان كار اجلاس ؛ پارازيتها دوباره غوغا ميكنند تا آمار افزايش سرطان به 90 هزار نفر در سال گذشته ؛ روند صعودي خود را كماكان ادامه دهد و ما را به آستانه ي "سونامي سرطان" در ايران بعنوان يكي از ركورد داران جهاني اين بيماري برساند... اين است قدر و منزلت ما شهروندان ايراني و ملت ايران".
سینماگران نیز اما از عرصه انتقاد عقب نیفتادهاند. هدیه تهرانی، بازیگر سینما، با اشاره به وضعیت سینمای ایران، گفته است که تا زمانی که وضع فعلی تداوم داشته باشد، ترجیح میدهد کاری در سینما انجام ندهد: "با این وضعیتی که به وجود آمده دیگر برای سینمای ایران کاری انجام نخواهم داد چون تلاش، بیحاصل است و واقعا خسته شدم از این همه حذف و این همه سختی که بازیگران تحمل میکنند. تئاتر کار میکنیم، اجازه اجرا نداریم. فیلم بازی میکنیم اکران نمیشود. گالری عکس میگذاریم تا ۱۰ سال بعد باید جواب پس بدهی. یقین داریم " قلب یخی"هم … دیگر نمیدانم چی بگویم. متاسفم شدید".
گلایههای هنرمندان و اهالی فرهنگ هر روز شدیدتر میشود. فشارهای حکومت بر هنرمندان نیز سیر صعودی را طی میکند. آیا دولت و حکومت قادر به ادامه این مسیر هستند یا خیر؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.