ایلنا - اجراي فاز اول قانون هدفمندی یارنهها باعث شد تا بین مسئولان و مردم اظهارنظرهاي متفاوتي در مورد تاثيرات مثبت و منفي آن مطرح شود، اما اکثر مردم از گران شدن قیمتها گلایه دارند و معتقد هستند که باید این گرانیها کنترل شود. در این رابطه با علیرضا محجوب، دبیرکل خانه کارگر و رییس فراکسیون کارگری مجلس گفتوگو کردیم که در ادامه آمده است.
نظر شما در مورد هدفمندی یارانهها چیست؟
من از همان ابتدا که هدفمندی یارانهها مطرح شد با آن مخالف بودم. اگر به خاطر داشته باشید این بحث در مجلس سوم و پنجم هم مطرح شد که در آن زمان صحبتی از اینکه یارانه به صورت نقدی به مردم پرداخت شود، وجود نداشت. اما به هر حال امروزه هدفمندی یارانهها به قانون تبدیل شده و باید هم اجرایی شود اما باید جای انتقاد همواره باز باشد. اگر در هدفمندی یارانهها هدف بذل و بخشش دولت باشد تا بتواند با پرداخت نقدینگی به مردم ژست بگیرد به هیچوجه كار درستي نیست و تبعات بسیاري براي كشور و بهويژه اوضاع اقتصادي خواهد داشت. برای هدفمند کردن یارانهها باید تاثیرات تورمی آن را نیز در نظر بگیریم و امروز به نقطهای رسیدهایم که باید اعتراف کنیم اجرای این طرح، هزینههای زندگی را برای عموم مردم به ویژه مستضعفان و کارگران بالا برده است. اگر به گرانیها توجه کنیم و بدانیم که سود این گرانیها به جیب چه کسانی میرود آنگاه با جرات اعتراف خواهیم کرد که هدفمند کردن یارانهها وضع ثروتمندان را بهبود داد و در مقابل باعث کاهش ارزش پول شد و کسانی که درآمد کمتری داشتند و فقرای جامعه بودند، فقیرتر شدند.
تاثیر هدفمندی یارانهها بر معیشت کارگران چگونه بوده است؟
یکی از مهمترین دلایل مخالفت من هنگام تصویب قانون هدفمندی یارانهها، تهدیدهایی بود که پیش بینی میکردم با اجرایی این قانون برای کارگران به وجود بیاید و اکنون نیز تاکید دارم که این قانون برای فقرا تهدید کننده است. من پیش بینی کرده بودم که که ا جرای این قانون باعث تورم و افزایش لجام گسیخته قیمتها میشود و آنهایی بیشتر زیان میکنند که قرار بود سود ببرند. در نتیجه دیدیم که فقرا یعنی کارگران و دهکهای پایین جامعه قدرت خرید خود را از دست دادهاند. امروزه نگرانیهایی برای زندگی مردم وجود دارد که اصلیترین آنها محقق نشدن محاسبات و اتفاقاتی است که دولت به عنوان مجری پیش بینی انجام آن را ارایه داده بود و با گذشت زمان، مشاهده میشود که اجرا نشده است.
گمان نمیکنید که نباید زیاد هم درباره هدفمندی یارانهها مایوس صحبت کرد؟
البته امروز به اندازه کافی در این مورد با خوشبینی صحبت میشود. ما هم امیدواریم بدبینی ما محقق نشود و خوشبینی آقایان اتفاق بیفتد یعنی هدفمندی یارانهها باعث بهبود معیشت کارگران شود اما شواهد نشان میدهد یک جای محاسبات اين آقايان اشتباه بوده است. فراموش نکنیم که در عرصه اقتصاد حق آزمون و خطا نداریم و فضای کشور آزمایشگاه نیست. باید باور کنیم که امکان دارد آن چیزی اتفاق بیفتد که در شرایط آزمایشگاهی اجرا شده بود.
تحلیلها این بوده که هدفمند کردن یارانهها در اکثر کشورهای جهان موفقیتآمیز بوده است چرا در ایران مشکلساز میشود؟
مباحث اقتصادی در هر نقطه از جهان یک جور جواب میدهد که بستگی به شرایط اجتماعی و فرهنگی آن کشور دارد. اگر به اقتصاد جهان نگاه کنیم مشاهده خواهیم کرد که یک فرمول اقتصادی در هر نقطه از جهان یک جور جواب داده است بنابراین امکان دارد که هدفمندی یارانهها در ایران نتایج منفی داشته باشد در حالی که در کشورهای دیگر مثبت بوده است. اما آنچه که در حال حاضر مشاهده میشود گرانی و تورم برای محرومان و کارگران بوده است.
زیان هدفمندی یارانهها برای کارگران چه بوده است؟
زیان هدفمندی از دو زاویه قابل بحث است. یک زیان در سفره کارگران نمود پیدا میکند و زیان دوم متوجه بنگاههای اقتصادی است. باید بپذیریم که در اثر هدفمندی یارانهها در حاملهای انرژی به اندازهای بالا بود که باعث شد بخشی از درآمد کارگر که صرف خوراک و پوشاک خانواده کارگر میشد در بخش حمل و نقل، گاز، برق، آب و... هزینه شود. آنچه که برای حاملهای انرژی در سبد هزینه خانوار تعیین شده بود بین ۴ تا ۸ درصد است که با افزایش قیمتها تا ۳۲ درصد افزایش مییابد در حالی یارانه نقدی رقم ثابتی است و با رشد تورم موجود افزایش پیدا نمیکند. بنابر این خانواده کارگری که تاکنون نگران نان سفرهاش بود از این پس نگران خواهد بود که این نان هم تامین نشود و حقوق ناچیز کارگری صرف هزینه انرژی مصرفی شود. زیان دوم هدفمندی یارانهها، مشکلات بنگاههای تولیدی است. شاید عدهای گمان کنند که مشکل بنگاه تولیدی ربطی به کارگران ندارد اما باید پذیرفت که زیان ناشی از افزایش حاملهای انرژی، به طور مستقیم متوجه کار کارگر میشود. متاسفانه تاکنون دولت سهم ۳۰ درصدی بنگاههای اقتصادی را نداده و همین امر باعث میشود قیمت تمام شده کالاها افزایش پیدا کند و چون بنگاه امکان گران کردن محصولاتش را ندارد توان ادامه فعالیت را نخواهد داشت و در اولین گام به اخراج گسترده کارگران روی میآورد که در ابتدای سال شاهد اخراجهای بیرویه آن هم در سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی بودیم.
راهکار جلوگیری از این بحرانها چیست؟
اکنون در یک دور باطل اقتصادی گیر کردهایم و این دور باطل در وهله اول به فقرا آسیب میزند. امروزه مبالغی را به عنوان یارانه نقدی میپردازند اما در این بحث چند نکته وجود دارد اول اینکه مبلغ این یارانه به اندازهای نیست که جبران هزینههای خانواده کارگری ناشی از هدفمندی یارانهها را بکند اما از سوی دیگر اشتغال یعنی منابع اصلی درآمد کارگر را هدف میگیرد بنابراین یک دور باطل پیش میآید که دولت پول حاملهای انرژی را به مردم میدهد اما چون اشتغال از بین میرود یک جای این دور به زیان کارگر تمام میشود و در حالی که یارانه نقدیاش را دریافت میکند اما امکان ادامه زندگی را ندارد. البته در قانون پیشبینی شده ۳۰ درصد منابع هدفمندی یارانهها به تولید اختصاص یابد و این کوچکترین کاری است که باید دولت انجام دهد. اما مشاهده میکنیم که این کار کوچک را نیز به درستی انجام نمیدهد. البته گمان نکنید که سهم بنگاههای اقتصادی از هدفمندی یارانهها یک لطف است و باعث ذخیره نقدینگی برای بنگاه میشود. امروزه بنگاههای اقتصادی بابت هزینههای تولید دچار بحران هستند و اگر یارانه تولید را بگیرند بابت جبران خسارات ناشی از افزایش قیمت تمام مواد اولیه و مصرفی است که در نتیجه هدفمندی یارانهها گران شده است. به همین دلیل است که تاکید دارم نقش حاملهای انرژی در قیمت تمامشده کالاهای تولیدی با دقت محاسبه شود. اعتقاد ما بر این است که شیوه عملکرد دولت درباره بنگاههای اقتصادی بسیار پیچیدهتر از توزیع یارانه نقدی بین خانوارهاست. اگر چه کارگران بزرگترین قربانی هدفمندی یارانهها بودهاند اما نگران این هستیم که بنگاههای اقتصادی، دومین قربانی اجرای غلط هدفمندی یارانهها باشد.
واکنش کارفرمایان در مورد افزایش قیمت حاملهای انرژی چیست؟
کارفرمایان در واکنش به افزایش قیمتها یک جمله را به کار میبرند «گران شدن کالاها که مشکل نیست مقابله با آن هم کار سختی نیست، ما هم روی قیمت کالایمان میکشیم» بنابراین میبینید که کارفرما در وهله اول روی کالایش میکشد. البته اگر تولیدکننده باشد مشکلاتش بیشتر است، اما اگر واردکننده باشد بدون نگرانی یک مدت اجناسش را نگه میدارد و یک باره با چند برابر قیمت وارد بازار میکند. امروزه حدود ۵ میلیون کارفرما افزایش قیمت حاملها را بدون آنکه تبعاتی برایشان داشته باشد اعمال میکنند. در نتیجه شاهد هستیم که بار گرانی از دوش آن کارفرما برداشته شد، اما مشکل آن است که روی دوش فقرا و کارگران گذاشته شد. در نتیجه گران شدن قیمت سوخت، قیمت حمل و نقل بالا رفته است. قیمت مصالح ساختمانی افزایش یافته؛ اما سوال ما اینجاست که آیا ساختمانسازی بیشتر شده که انتظار داریم قیمت مصالح ساختمانی در نتیجه آن بالا رفته باشد. بنابراین متوجه میشویم که برخی از مشاغل توانستهاند گرانی ناشی از هدفمندی یارانهها را به بخشهایی از جامعه منتقل کنند و نه تنها مشکلات خودشان را حل کردهاند بلکه درآمدهای سرشاری حتی بیشتر از گذشته به دست آوردهاند.
اما دولت ادعا کرده که در کنترل قیمتها موفق بوده است؟
دولت با چه استدلالی میگوید که قیمتها را کنترل کرده است؟ با نگاهی به وضعیت اقتصادی جامعه و مشکلات حقوقبگیران بهویژه کارگران متوجه میشویم که کارفرمایان دولت و اقتصاد را کنترل کرده و قیمتها را تعیین میکنند. اگر نگاهی به گرانی دلار و سکه بیندازید متوجه میشوید که افزایش یک باره قیمتها ناشی از توان بخش خصوصی است و دولت هم نمیتواند آنرا کنترل کند. امروزه همه کارهای دولت موقتی است و از یک ثبات و قوام و دوام برخوردار نیست. دولت به هیچوجه نمیتواند و نباید به صورت دستوری قیمتها را کنترل کند، زیرا هیچ کالایی نمیتواند در بلند مدت کمتر از قیمت تمام شده فروخته شود. بنابراین قیمتها روی هم اثر میگذارد که یا یک باره بالا میرود و یا به زودی گران میشود.
اکنون وضعیت کارگران را چگونه میبینید؟
وضعیت خوبی نیست. شاید دولتمردان گمان کنند که یارانه را به صورت مستقیم و عادلانه به محرومان پراخت کردهاند اما باید بدانیم که عدالت به معنای بخشش نیست. عدالت مطالبهای به قصد است، اما بخشش، کرامت نمایشی و غیرواقعی است. بنابراین قبل از آنکه عدالت را لمس نکنیم نمیتوانیم مدعی تحقق آن شویم. امروز چگونه میخواهیم مدعی تحقق عدالت شویم در حالی که غم نان مهمترین دغدغه مستضعفان و کارگران است. صحبتهای من بههیچوجه جنبه سیاسی ندارد بلکه ناشی از دیدهها و مشاهدههای من است. بنابراین تاکید دارم که در حال حاضر دولت یک کارفرمای بزرگ است و به صورت مستقیم در مسایل کارگری مداخله میکند و چون میخواهد از مقام کارفرماییاش دفاع کند درگیر مسایل و مشکلات میشود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.