چهارشنبه

ﻣﺮﮒ ﺧﺎﻣﻮش ﺭﻭﺵ ﺿﺪ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺟﻤﻬﻮﺭﻱ اﺳﻼﻣﻲ


مرگ خاموش، حربه ای برای از میان بردن زندانیان سیاسی و عقیدتیسایت خبری راه کارگر ـ باز هم یک زندانی سیاسی در زندان جمهوری اسلامی جان باخت. محمدمهدی زالیه نقشبندیان زندانی سیاسی کرد پس از تحمل ۲۱ سال زندان به دلیل به وخامت گرائیدن وضعیت جسمانی اش در بیمارستان درگذشت. در چند ماه اخیر، نزدیک به پنج نفر از زندانیان سیاسی جان خود را در زندان های جمهوری اسلامی از دست می دهند. به نظر می رسد که مقامات جمهوری اسلامی برای از بین بردن زندانیان سیاسی به حربه ی «مرگ خاموش» روی آورده اند تا از فشار افکار عمومی و بین المللی بر سیاست های جنایت کارانه شان در اعدام زندانیان سیاسی بکاهند. اما باید روشن باشد که مسئول جان زندانیان سیاسی که در اسارت هستند مقامات حکومت اسلامی اند. باید به این سیاست جنایت کارانه اعتراض کرد.مرگ دومين زندانی سياسی محبوس در زندان رجايی شهرخبرگزاری هرانا  صبح امروز «محمد مهدی زاليه نقشبنديان» زندانی سياسی کرد که اوايل ماه جاری به بيمارستان منتقل شده بود، شب گذشته فوت کرد. اين زندانی سياسی و جانباز شيميايی جنگ ايران و عراق پس از تحمل ۲۱ سال حبس در زندانهای اروميه و رجايی شهر کرج پس از وخامت حال جسمي‌اش در زندان رجايی شهر کرج و انتقال به بيمارستان صبح امروز درگذشتمرگ یک زندانی سیاسی کُرد در زندانکُردپا: بر اساس گزارش فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران، محمد‌مهدی ‌زالیه زندانی سیاسی کُرد بعد از تحمل 21 سال حبس، در زندان گوهردشت کرج جان سپرد.در گزارش فعالان حقوق بشر و دموکراسی آمده است، محمد‌مهدی زالیه بعد از گذراندن 21 سال حبس در زندان‌های ارومیه و گوهر‌دشت کرج و تحمل اذیت و آزار روحی و روانی و مبتلا شدن به بیماری‌های حاد به دلیل ممانعت از معالجه وی از سوی مسئولین زندان، جان خود را از دست داد.این زندانی سیاسی کُرد در سالن 12 بند 4 زندان گوهردشت کرج محبوس بود.در همین ارتباط پیشتر خبر‌گزاری هرانا در گزارشی اعلام نموده بود که محمد‌مهدی زالیه مدت 18 سال است در زندان بسر می‌برد.وب‌سایت هرانا در ادامه گزارش خود نوشته بود، مأموران وزارت اطلاعات تا حدی از معالجه این زندانی سیاسی کُرد ممانعت کردند که وضعیت سلامتی نامبرده به کلی وخیم گردیده و در آخرین روزهای قبل از مرگ وی بخاطر اینکه عهده‌دار سلامت جان وی نباشند او را به یکی از بیمارستانهای خارج زندان منتقل کردند اما این اقدام هیچ فایده‌ای نداشت‌.فعالان حقوق بشر در ایران معتقدند که ماموران مراکز امنیتی و اطلاعاتی ایران برای زجر دادن زندانیان سیاسی، روش ضد انسانی ممانعت از درمان زندانی را به عنوان راهکاری به عمل میاورند.به گزارش خبرنگاران هرانا، محمد‌مهدی زالیه زندانی سیاسی کُرد و مجروح شیمیایی جنگ ایران و عراق که مدت 18سال در زندان‌های ارومیه و رجایی شهر کرج در بازداشت بوده، چند روز پیش به علت بیماری ریوی برای معالجه به بیمارستان رجایی کرج منتقل گردید.محمد مهدی زالیه چندین مرتبه برای معالجه بیماریش از مسئولین زندان تقاضای مرخصی کرده بود ولی مسئولین به تقاضای او جواب رد داده بودند.این مشکل در سال‌های گذشته و هم اکنون برای بسیاری از زندانیان سیاسی کُرد در زندان‌های ایران پابرجاست و بارزترین آنها محمد صدیق کبودوند است که با وجود آنکه به چندین بیماری مبتلا گردیده هیچ اقدامی برای معالجه وی صورت نگرفته است.با استناد به مرکز آمار آژانس خبر‌رسانی کُردپا، از اوایل سال 1391 شمسی تا کنون چهار زندانی کُرد در زندان‌های حکومت اسلامی ایران به دلایل گوناگون جان خود را از دست داده‌اند که اسامی آنها به شرح زیر می‌باشد:-محسن قاضی‌زاده اهل جوانرود مورخه 25/1/1391 در زندان دیزل آباد کرمانشاه-شیرزاد خزری زندانی سیاسی‌، اهل بوکان مورخه 5/2/1391 در زندان سلماس-سامان امینی، زندانی سیاسی، اهل سنندج، مورخه 20/2/1391 در زندان مرکزی سنندج-محمد‌مهدی زالیه، زندانی سیاسی، مورخه 15/3/1391 زندان گوهردشت کرجمرگ خاموش زندانیان سیاسی :به گزارش مجمع فعالان حقوق بشر در مدت دو هفته گذشته این دومین زندانی سیاسی است که به دستور ماموران وزارت اطلاعات حکومت اسلامی ایران از درمان وی ممانعت به عمل آمده و موجب مرگ وی شده است.روز 1خرداد‌، منصور رادپور یکی دیگر از زندانیان سیاسی به دلیل بیماری و ممانعت از درمان وی در زندان جان سپرد.در حالی‌که خبرگزاری‌های داخلی ایران از مرگ 7 زندانی سیاسی در داخل زندان رجایی شهر کرج در مدت 1 ماه گزارش داده‌اند، ولی فعالان حقوق بشر که زندان رجایی شهر را به زندان «باستیل»توصیف کرده‌اند اعلام کرده‌اند که این تعداد 10 تا 15 نفر می‌باشد.به گزارش وب‌سایت بخش فارسی صدای آمریکا، زندان رجایی شهر که به تبعیدگاه زندانیان سیاسی مبدل شده، به جایی برای برای فشار فیزیکی و روحی زندانیان تبدیل شده و آنها از همه حقوق خود محروم می‌باشند.چند زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر در اعتراض به وضعیت نامناسب زندان و برخورد ناروای مسئولین زندان، در نامه‌ای اعتراضی به دادستان کل کشور، نسبت به فشارها و همچنین ممانعت از ارتباط تلفنی زندانیان سیاسی اعتراض کرده بودند.فراخوان برای نجات جان زندانيان بيمار در ايرانصدای آلمانشيرين عبادي، برنده جايزه نوبل صلح و سه سازمان مدافع حقوق بشر در فراخوانی با انتقاد از رفتار جمهوری اسلامی با زندانيان عقيدتی و سياسی از به خطر افتادن جان شماری از محبوسان در ايران اظهار نگرانی کرده‌اند.صادرکنندگان اين فراخوان با اشاره به بدتر شدن وضعيت حقوق بشر در ايران از «مرگ مشکوک زندانيان و بدرفتاری با آنان» در زندا‌ن‌های اوين و رجايي‌شهر گزارش داده‌اند و با اشاره به بيماری شماری از زندانيان از جمله نرگس محمدي، محمد صديق کبودوند و حسين رونقی ملکی از به خطر افتادن جان آنان اظهار نگرانی کرده‌اند.شيرين عبادي، فدراسيون بين‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران و گزارش‌گران بدون مرز خواهان «آزادی فوری و بدون قيد و شرط» اين زندانيان شده و تأکيد کرده‌اند که جمهوری اسلامی را «مسئول هر گونه پيشامد بد» برای زندانيان مي‌دانند.در فراخوان آمده است: «جمهوری اسلامی از وضعيت پرتنش منطقه و مذاکرات پيرامون برنامه‌های اتمی خود، بهره مي‌برد تا توجه افکار عمومی جهانی را از وخامت وضعيت حقوق بشر در ايران دور کند.»نويسندگان ممانعت از ورود احمد شهيد، گزارش‌‌گر ويژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را بخشی از اقدامات جمهوری اسلامی ايران در نقض حقوق بشر دانسته و افزوده‌اند: « جامعه جهانی بايد مقامات جمهوری اسلامی ايران را به همکاری بدون قيد و شرط با سازمان ملل وادار کند و امکان بازديد گزارش‌گر ويژه را از ايران فراهم آورد.»وضعيت وخيم جسمانی زندانياانتشار اين بيانيه در حالي‌ست که ۱۱۷ زندانی سياسی بند ۳۵۰ اوين نيز در نامه‌ای خطاب به رئيس اين بند نسبت به وخامت اوضاع جسمانی حسين رونقی ملکی ‌ابراز نگرانی کرده‌‌اند. رونقی ملکی از آذرماه سال ۱۳۸۸ بدون گذراندن مرخصی در زندان به سر مي‌برد و در تاريخ ۶ خرداد سال ۱۳۹۱ طی نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی در اعتراض به «رويه‌های غير قانونی» اعلام اعتصاب غذا کرد. هشدار ۱۱۷ زندانی نسبت به وضع سلامت حسین رونقی ملکیحسین رونقی ملکی، وبلاگ‌نویس منتقد و زندانی سیاسی.۱۳۹۱/۰۳/۱۶۱۱۷ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه‌ای خطاب به رییس این بند نسبت به خطرات جانی برای حسین رونقی ملکی، وبلاگ‌نویس منتقد و زندانی سیاسی که در زندان یکی از کلیه‌های خود را از دست داده است، هشدار دادند.به گزارش سایت «کلمه»، در نامه این ۱۱۷ زندانی سیاسی آمده‌است: «با توجه به سابقه عدم رسیدگی به وضعیت سلامتی زندانیان که در مواردی متاسفانه منجر به فوت آنها، از جمله مرحوم هدی صابر، گردیده‌است از تمام مسئولین ذیربط درخواست می‌شود که با رسیدگی هرچه سریع‌تر به وضعیت درمانی نام‌برده مانع از بروز هرگونه اتفاق ناگواری برای وی گردند و همچنین موجبات رفع نگرانی هم‌بندیان ایشان را فراهم آورند.»این نامه می‌افزاید:‌ «طبق ماده ۲۹۱ آیین دادرسی کیفری هرگاه اجرای حکم موجب شدت بیماری و تاخیر در بهبودی محکوم علیه باشد، به تشخیص پزشک قانونی و یا پزشک معتمد اجازهٔ معالجه در خارج از زندان صادر می‌شود. با توجه با اینکه در مورد آقای حسین رونقی، پزشکی قانونی رای بر عدم تحمل کیفر داده‌است و پزشکان متخصص و معالج تاکید بر نگهداری ایشان و پس از عمل در خارج از زندان دارند، اما تاکنون این امر محقق نشده و این عدم رسیدگی موجب ایجاد خطرات جانی برای وی شده و نگرانی فراوانی در بین همبندیان ایشان ایجاد کرده‌است.»در پایان نامه اضافه شده‌است که «بدیهی است تبعات عدم رسیدگی به این امر بر عهده مسئولان ذیربط خواهد بود.»زندانیان سیاسی چون قاسم شعله سعدی، بهمن احمدی امویی، عماد بهاور، عبدالفتاح سلطانی، محمد صدیق کبودوند، محمد سیف‌زاده و عبدالله مومنی در میان امضاکنندگان این نامه هستند که خطاب به «اعلایی» رییس بند ۳۵۰ اوین نوشته شده‌است.حسين رونقی ملکی آذرماه سال ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزديکی تبريز بازداشت و به پانزده سال حبس محکوم شد و ده ماه از محکوميتش را در سلول انفرادی گذرانده‌است.او پيش از اين پنج بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است اما به‌دليل مخالفت مسئولان زندان و قضايی با مرخصی درمانی او، دوران نقاهت خود را در زندان گذرانده است.وی روز یکشنبه ۱۴ خرداد به بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران منتقل شد اما یکی از نزدیکان آقای ملکی روز دوشنبه به رادیو فردا گفت که او همچنان در اعتصاب غذا است و به پزشکان اجازه نداده که درمان او را آغاز کنند و حتی از زدن سرم خودداری کرده‌است.حسين رونقی ملکی، روز ششم خرداد ماه در نامه‌ای به آيت‌الله خامنه‌ای، «نابسامانی‌ها» در قوه قضائیه ایران را از دلايل خود برای اعتصاب غذا در زندان تشريح کرد و پس از آن نیز اعلام کرد که تا مرخصی استعلاجی نگیرد، حاضر به درمان نمی‌شود.احمد رونقی ملکی پدر حسین رونقی ملکی در مصاحبه‌ای با رادیو فردا گفت که «بازجویان می‌خواهند فرزند مرا با شکنجه بکشند» و افزود که «اگر فرزند من بمیرد مسئول مستقیم این اتفاق سپاه و بازجویان حسین هستند.»هشدار چهار زندانی سیاسی درباره فشارهای روانی بر زندانیان سیاسیژوئن 1, 2012 — سایت خبری راه کارگرسایت خبری راه کارگر: قطع ارتباط با خانواده ها برای زندانیان سیاسی که با هدف تشدید فشار روانی بر زندانیان و درهم شکتن مقاومت آنان صورت می گیرد به گسترش استفاده از قرص های اعصاب و روان منجر شده است. چهار زندانی سیاسی زندان رجایی شهر در نامه ای خطاب به دادستان کل کشور در این مورد هشدار داده و نوشتند: طی یکسال و چند ماهی که از قطع ارتباط روزانه تلفنی ما با خانواده هایمان می گذرد، بنا به تایید بهداری زندان تعداد بیمارانی که مجبور به استفاده از قرص های اعصاب و روان شده اند از حدود ۱۰ درصد به بیش از ۴۰ درصد ساکنان بند سیاسی رسیده است. در این نامه که به امضای باستانی، بداغی، صمیمی و طبرزدی رسیده و هشتم خرداد ماه به دفتر دادستان ارسال شده با اشاره به این که منصور رادپور، همبند آنان که هفته ی گذشته در زندان جان باخت نیز احتمالا در استمرار مصرف نامناسب این قرص ها بوده که بنابر تشخیص پزشکی قانونی دچار سکته مغزی شد.هشدار چهار زندانی سیاسی درباره فشارهای روانی بر زندانیان سیاسیهشدار درباره فشارهای روانی بر زندانیان سیاسیمتن نامه چهار زندانی سیاسی به محسنی اژه ایمنبع: سایت کلمهبه نام خدا جناب آقای محسنی اژه‌ایدادستان محترم کل کشوربا سلاممرگ ناباورانه منصور رادپور همبندی چهل و چند ساله مان به علت سکته مغزی حادثه تقریبا پیش بینی شده ای بود که زندانیان بند سیاسی رجایی شهر و خانواده هایشان بارها شفاها و کتبا هشدار احتمال وقوع آنرا به دلیل مشاهده انباشته شدن فشارهای روانی بر زندانیان سیاسی به مدیران زندان، دادستان تهران و مسوولان ذیربط امنیتی داده بودند. یکسال و نیم پیش در زندان رجایی شهر زندانیان سیاسی به همراه تعدادی زندانی دیگر (مجموعا ۶۰ نفر) به راهرویی ۴۰ متری که در دوطرف آن مجموعا ۳۲ سلول ۲ در ۳ بدون درب وجود دارد منتقل شدیم و تلفن ها نیز قطع شد … قبل از این انتقال، ارتباط روزانه تلفنی با اعضای خانواده و گاهی فامیل می توانست به تخلیه فشار های روانی و عصبی زندانی بیانجامد کما اینکه این امکان برای زندانیان عادی همچنان برقرار است. در پیگیری های متعددی که به منظور رفع این محدودیت (و یا به تعبیری شکنجه روانی ما و خانواده هایمان) انجام شده است، و پاسخ ها به طور ضمنی و بعضا صریح اینطور بوده که یکی دو نفر از تلفن برای قرائت بیانیه و انتقال مطالب سیاسی استفاده کرده انداز آقایان مسوولان ذیربط باید پرسید که بر فرض صحت این ادعا؛یک: آیا پس از قطع شدن تلفن درج بیانیه ها و مطالب زندانیان سیاسی در سایتها و رسانه ها بیشتر نشده است؟دو: آیا به کمک شنود تلفن های زندان، بهتر نمی توانید به کارهای مورد نظرتان بپردازید؟سه: آیا در نظام قضاوت شما جایز است به خاطر یکی دو نفر، افراد دیگر و حتی خانواده ها و فرزندانشان مجازات شوند ؟ … و سوالات و نکته های دیگرآقای محسنی اژه ای، طی یکسال و چند ماهی که از قطع ارتباط روزانه تلفنی ما با خانواده هایمان می گذرد، بنا به تایید بهداری زندان تعداد بیمارانی که مجبور به استفاده از قرص های اعصاب و روان شده‌اند از حدود ۱۰ درصد به بیش از ۴۰ درصد ساکنان بند سیاسی رسیده استمتاسفانه همبند متوفای ما نیز احتمالا در استمرار مصرف نامناسب این قرص‌ها بوده که بنابر تشخیص پزشکی قانونی دچار سکته مغزی شدمنصور رادپور سال ۸۹ و در بند ۳ بدون مشکل و بسیار سرحال بود، سرآشپزی ماهر برای بند سیاسی بود، کشتی گیر ورزیده ای بود،… و همه اینها در حالی بود که هر روز با عزیزانش ارتباط تلفنی داشت. آیا اگر آن شرایط ارتباط مستمر عاطفی و تخلیه روانی ادامه پیدا میکرد امروز شاهد یتیم شدن فرزندان وی بودیم؟ و آیا هشدار هایی که به خصوص در یکسال اخیر به بسیاری از مسوولان ذیربط در مورد فشار های روانی حاصل از عدم ارتباط مستمر تلفنی با نزدیکان داده شد، کافی نبوده است و آیا حوادثی از این دست در راه نیستند؟در خاتمه ضمن انتظار رفع عاجل این فشار روانی از سوی آن مقام مسوول به بازماندگان آن همبند از دست رفته، دختر جوان، پسر نوجوان، دو فرزند شهیدی که آن مرحوم سرپرستیشان را بر عهده گرفته بود و بویژه مادر گرامی این چهار عزیز ادای احترام داریممسعود باستانیرسول بداغیکیوان صمیمیحشمت الله طبرزدی۸ خرداد ۹۱زندان رجایی شهر منصور راپور؛ مرگ خاموش یک زندانی سیاسی دیگرکمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: تنها ساعتی پس از اظهارات غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران در خصوص بی تقصیری دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در مرگ هدی صابر و هاله سحابی، منصور رادپور از زندانیان سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) عصر امروز دوشنبه اول خرداد ماه و در ششمین سال از محکومیت هشت ساله زندان خود، به علت سکته مغزی ناشی از فشارهای عصبی جان خود را از دست داد.در پی انتشار خبر فوت این زندانی سیاسی، گزارش های تکمیلی حاکی از سکته مغزی این زندانی سیاسی در پی عدم رسیدگی و ارائه خدمات مناسب و به موقع درمانی پزشکی توسط کادر درمانی بهداری این زندان به این زندانی می باشد.بر اساس گزارش های دریافتی از زندان رجایی شهر، این زندانی سیاسی که طی روزهای اخیر از ضعف جسمانی و افت فشار خون در رنج بوده است، چهار شب متوالی و به علت وضعیت نامناسب جسمانی توسط سایر زندانیان به بهداری این زندان منتقل گردید که مسئولان بهداری این زندان، بدون هیچ اقدام خاصی تنها با دادن یک قرص، وی را مجدداً روانه سالن 12، محل نگهداری وی کردند.این زندانی 45 ساله، که متاهل و دارای دو فرزند پسر و دختر می باشد، ساعت 16 روز گذشته و بطور ناگهانی، همراه با کبودی نیمه سمت چپ بدن و خونریزی گوش و بینی جان خود را از دست داد.به گفته همسر این زندانی سیاسی، آقای رادپور طی آخرین ملاقات ایشان که هفته گذشته صورت گرفت، از مخالفت مسئولان زندان و مسئولان قضایی با درخواست های مکرر وی برای انتقال به بیمارستان و پیگیری مسایل درمانی خود خبر داده بود.آقای رادپور بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال 1386 در جاده چالوس توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و پس از یک ماه نگهداری و شکنجه در خانه های امن وزارت اطلاعات به سالن ده بند چهار زندان گوهردشت و سپس بند سپاه و نهایتا به بند ویژه امنیتی این زندان منتقل گردید. این زندانی سیاسی طی دو حکم جداگانه در شعب 1 و ٨ دادگاه انقلاب اسلامی کرج، با اتهاماتی همچون «اقدام علیه امنیت ملی» و «همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران» مجموعا به هشت سال زندان محکوم شده بود.زندانیان سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) طی ماه های اخیر و با تصمیمات عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران و همچنین محمد مردانی مدیریت این زندان – که بی شک نقشی عمده ای را در وقایع اخیر و مرگ تدریجی زندانیان سیاسی بر عهده دارند – تحت فشارهای روانی فزاینده ای قرار داشتند که از جمله این اقدامات می توان به محدودیت در برقراری تماس میان زندانیان و خانواده های ایشان، قطع ملاقات های حضوری و همچنین محدودیت در ارائه خدمات مناسب و به موقع درمانی به زندانیان سیاسی اشاره کرد که با توجه به وضعیت نامناسب و بعضاً وخیم تعدادی از زندانیان سیاسی، در پی تداوم این روند بی شک در آینده ای نه چندان دور می بایستی منتظر تکرار چنین فجایعی بود.لازم به یادآوری است که طی چهارده ماه گذشته سه تن دیگر از زندانیان سیاسی به نام های محسن دگمه چی، حسن ناهید و هدی صابر نیز به علت مشکلات جسمی و بی توجهی مقامات قضایی و مسئولان زندان جان خود را از دست داده اند.مرگ های خاموش درزندان رجایی شهر کرج۱۳۹۱/۳/۱۴در حالی که خبرگزاری های داخل ایران از مرگ هفت زندانی سیاسی در مدت یک هفته در زندان رجایی شهر کرج خبر داده اند، پیش ازآن آمار متوسط مرگ زندانیان در زندانی که آن را باستیل ایران خوانده اند، بین ۱۰ تا ۱۵ نفر در ماه بود. بنا بر این گزارش ها در این زندان که نوعی تبعیدگاه برای زندانیان سیاسی به شمار می رود، فشارهای روانی و جسمی بر زندانیان دراین زندان  یکی از مصادیق آشکار تخلف از قوانین زندان ها و نقض حقوق زندانیان است که در مورد زندانیان سیاسی حتی  بیش از زندانیان عادی است.چهار زندانی سیاسی محبوس در زندان گوهردشت در رجایی شهر کرج، در نامه ای خطاب به دادستان کل کشور درباره فشارهای روانی بر زندانیان سیاسی در این زندان هشدار داده و خواستار رسیدگی به وضع این زندان شده اند. مسعود باستانی، رسول بداغی، کیوان صمیمی و حشمت الله طبرزدی، زندانیان سیاسی در رجایی شهر کرج، در این نامه بویژه از تشدید این فشارها در یک سال گذشته خبر داده اند که به نوشته آنان یکی از مهم ترین آنها قطع ارتباط های تلفنی زندانیان سیاسی در مدت یک سال و چند ماه گذشته بوده است.آنان دراین نامه مرگ منصور رادپور، هم بند چهل و پنج ساله خود را حادثه ای پیش بینی شده اعلام کرده اند که بارها توسط زندانیان بند سیاسی احتمال وقوع آن به مدیران زندان، دادستان تهران، و مسئولان امنیتی داده شده بود. به نوشته این چهار زندانی،  یک سال و نیم پیش حدود شصت نفر زندانی، مرکب از همه زندانیان سیاسی و چند زندانی عادی، به بند ۱۲ یا راهرویی ۴۰ متری منتقل شدند که در دو طرف آن ۳۲ سول ۲ در ۳ بدون در وجود دارد. در همین حال تلفن های این زندانیان نیز قطع شد. به نوشته نویسندگان این نامه ، در گذشته ارتباط های تلفنی روزانه با اعضای خانواده می توانست به تخلیه فشارهای درونی و عصبی  زندانیان سیاسی کمک کند. اما در حالی که این امکان برای زندانیان عادی وجود دارد، حدود یک سال و نیم است که  برای زندانیان سیاسی قطع شده است. با پیگیری هایی که توسط این زندانیان و خانواده های آنان درمورد این محدودیت، یا به نوشته آنان شکنجه روانی،  انجام شد مسئولان گاه در پرده و گاه آشکارا علت این تصمیم را استفاده یک دو نفر از زندانیان از تلفن برای خواندن بیانیه یا انتقال مطالب سیاسی اعلام کرده اند.نویسندگان این نامه می نویسند  به گواهی بهداری زندان در پی قطع ارتباط های تلفنی زندانیان سیاسی، میزان استفاده این زندانیان از قرص های آرام بخش اعصاب و روان چندین برابر افزایش یافته و از ۱۰ در صد در یک سال و نیم پیش به ۴۰ در صد رسیده است. این نویسندگان مرگ منصور رادپور را با « مصرف نامناسب» این قرص ها مرتبط دانسته اند. به نوشته آنان منصور رادپور در سال ۱۳۸۹ در بند ۳« بدون مشکل و بسیار سرحال بود. سرآشپزی ماهر برای بند سیاسی و کشتی گیری ورزیده بود. و همه این ها در حالی بود که با عزیزانش هر روز ارتباط تلفنی داشت » چهار نویسنده نامه از غلامحسین محسنی اژه ای می پرسند « اگر آن شرایط  مستمر عاطفی و تخلیه روانی ادامه می یافت آیا امروز شاهد یتیم بودن فرزندان او بودیم؟ … و آیا حوادثی از این دست در راه نیستند؟» .سایت کلمه نیز در گزارشی از وضع زندان رجایی شهر و فشارهایی که در این زندان بر زندانیان وارد می آید می نویسد به طور متوسط ماهی ۱۰ تا ۱۵ زندانی از گروه های مختلف به دلایل گوناگون جان خود را ازدست می دهند. به نوشته این سایت این فشارها بر زندانیان سیاسی به مراتب بیشتر است.به نوشته این سایت،  نداشتن ملاقات های منظم با خانواده، که فاصله آن بین دوهفته تا یک ماه است، نداشتن ارتباط تلفنی، هواخوری به صورت نوبتی و فقط  روزی دو ساعت که عامل بروز بیماری های پوستی، عصبی، استخوانی و مفاصل  یا آنچه به بیماریهای زندان معروف است،  می شود، و نداشتن هیچ گونه وسیله سرگرمی و کار برای زندانیان سیاسی، عامل بروز بحران در وضعیت روانی این زندانیان است. این در حالی ست که به نوشته کلمه در بند ۱۲، از ۵۵ زندانی سیاسی ۲۵ نفر اصلا ملاقات ندارند  که «بی ملاقاتی» نامیده می شوند.  این زندانیان مدت هاست از دریافت روزنامه و کتاب نیز محروم شده اند اما مواد مخدر آزادانه در زندان وجود دارد و پزشک زندان نیز به وفور قرص های آرام بخش را در اختیار آنان قرار می دهد. در این بند ۱۲ نفر به شیشه معتاد شده اند.به نوشته کلمه در حالی که زندانیان عادی می توانند روزی ۵ تا ۶ ساعت در کارگاه های زندان کار کنند که ضمن دریافت درآمدی اندک، مایه سرگرمی و گذراندن وقت آنهاست، زندانیان سیاسی از این موقعیت نیز محرومند و در حالی که در ماه های اخیر حتی از دسترسی به روزنامه و کتاب نیز محروم شده اند، محکوم به پوسیدن و مرگی تدریجی و خاموش در این زندان تبعیدوار هستند.منصور رادپور قربانی اخیر این وضعیت بود. به نوشته سایت کلمه منصور رادپوربه علت شکنجه های فیزیکی طولانی به ناراحتی های مختلف جسمی چون بیماری ریوی، خونریزی معده ، نوسان فشار خون، نارسایی کلیه و ناراحتی شدید قلبی دچار شده بود اما مسئولان زندان از رسیدگی به وضع او خودداری کرده بودند و  پزشک زندان برای همه این ناراحتی ها روزی ۱۰ تا ۲۰  قرص آرام بخش برای او تجویز کرده بود که  احتمالا مصرف آنها به سکنه مغزی او منجرشد. به شهادت هم بندان،  صورت و گردن و پاهای این زندانی سیاسی  به هنگام مرگ بکلی سیاه شده بود.منصور رادپور در سال ۱۳۸۶ دستگیر و پس از مدت ها بازجویی همراه باشکنجه  در بند های اطلاعات و سپاه  در گوهر دشت سرانجام به بند امنیتی این زندان منتقل شده بود. او در دوحکم جداگانه و با  اتهاماتی چون اقدام علیه امنیت ملی ، و همکاری با سازمان مجاهدین خلق هشت سال زندان محکوم شده بود. حکم زندان او در آغاز سه سال زندان بود و پس از آن که با تلفن خبری رابه بیرون از زندان ارسال کرد، به تحمل پنج سال دیگر نیز محکوم شد.  او علاوه بر دو فرزند خود مسئولیت زندگی دو فرزند یکی از اعدام شدگان را نیز بر عهده گرفته بود.فشارهای طاقت فرسا و مداوم روانی بر زندانیان در کنار شکنجه و زندان های انفرادی علاوه بر مرگ های ناگهانی یا تدریجی، برخی از زندانیان را چنان مستاصل می کند که یا به اعتصاب غذا روی می آورند و یا در نهایت دست به خودکشی می زنند. در ماه گذشته دست کم دوزندانی جوان در سلول های انفرادی بند ۵ زندان گوهر دشت کرج دست به خودکشی زدند. Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.