پنجشنبه

این همه اشتیاق برای دیدن صحنه «اعدام» چرا؟!

واقعاً چه معنایی دارد پدری دختر 5 ساله یا پسر نوجوانش را با خود به مراسم اعدام ببرد و در راه هم از دستفروشان برایشان بستنی بخرد و آنها را وادار به تماشای لحظات رقت انگیز و دردناک دست و پا زدن اعدامی ها بر فراز چوبه دار بنماید؟! اگر قرار است، برخی اعدام ها در ملأ عام صورت گیرد ، باید به خانواده ها درباره عواقب روحی دیدن چنین صحنه هایی توسط کودکان و نوجوانان هشدار داده شود.به علاوه اگر پدر و مادری از سر نادانی فرزندان خود را به این قبیل مراسم ببرند، پلیس باید موظف شود که آنها را از محل اجرای حکم دور کند.1 - درست است که این افراد قطعاً و بلاشک مجرم هستند و قربانیانی مظلوم داشته اند ، اما از دیدگاهی عمیق تر ، خود اینان نیز قربانی اند (البته این سخن به معنای مظلوم نمایی نسبت به این متجاوزان نیست و بحث فراتر از چند فرد خاص است.) همیشه در هر جامعه ای افرادی وجود دارند به که برغم برخورداری از امکانات مادی و معنوی ، دست به جرم می زنند و از این رو ، وجود سارقانی که تمکن مالی هم دارند یا وجود متجاوزان به عنفی که دارای همسر هستند ، دور از ذهن نیست. اما گذشته از این واقعیت غیرفراگیر ، آنچه عمومیت دارد این است که بخش عمده ای از مجرمان ، محصولات ناخودآگاه جامعه و کاستی های آن هستند.واقعیت این است که بسیاری از بزهکارانی که دست در جیب مردم می کنند یا مرتکب جرائم جنسی می شوند ، "نیازهای پاسخ داده نشده" دارند و این، وظیفه حکومت است که با کارآمدی ، اوضاع اقتصادی و اجتماعی را به سمت تأمین نیازهای مادی و معنوی مردم مدیریت کند و از جمله پاسخی در خور و غیرشعاری به نیاز مفرط جنسی جامعه جوان ایرانی بدهد. البته این بدان معنا نیست که هر کس نیاز جنسی داشته باشد ، لابد دست به جرم جنسی می زند؛ ولی باید توجه داشت که میزان رواداری افراد متفاوت است و بسترهای ناسالم اجتماعی ، زمینه ساز جرائمی مانند آنچه در سطور آغازین گذشت ، می شوند.
Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.