مسعود علیزاده یکی از بازداشت شدگان و شکنجه شدگان روز هیجده تیر سال ۸۸ است که به کهریزک منتقل شد اما دو سال پس از آزادی و تهدید جانش توانست از کشور خارج شود.این شاهد زنده جنایات کهریزک که هم اکنون آثار شکنجه آن روزها را بر بدن خود دارد، در گفتگو با سایت ملی مذهبی از آن روزهای تلخ تعریف می کند: ” ما یک بنگاه ملکی با مساحت وسیعی داشتیم که در زمان انتخابات از آن به عنوان ستاد حمایت از میر حسین موسوی استفاده کردیم و شروع به فعالیت کردیم. بعد از اعلام نتایج دروغین انتخابات من هم به همراه مردم معترض در راهپیمایی ها شرکت می کردم. تا اینکه در روز هیجده تیر که خیابانها پر از نیروهای لباس شخصی و امنیتی بود من ساعت پنج بهمراه مردم شروع به شعار دادن کردم. بعد نیروهای لباس شخصی با باتوم و گاز اشک آور به مردم حمله ور شدند و لباس شخصی ها من و عده ای دیگر را در یکی از کوچه های چهارراه ولیعصر دستگیر کردند و با چشم بند ما را سوار یک تویوتا کردند و به یک محل نامعلوم بردند. بعد که من را پیاده کردند در یک جایی که چشمهایم هنوز بسته بود شروع کردند به کتک زدن و می گفتند بگو که ندا آقا سلطان را تو کشتی. من احساس کردم دارند از من فیلم می گیرند و می خواهند قتل ندا را به گردن من بیاندازند. آنها صداهای خیلی جوانی داشتند فکر کنم هفده و هیجده ساله بودند و با شوکر به سرم می زدند…حدود ساعت ده ما را به پلیس امنیت میدان حر بردند و آنجا ما را تقسیم کردند و ما را که حدود سیصد و پنجاه نفر می شدیم به پلیس میدان انقلاب بردند که خیلی جا کم بود. تقریبا سرپا بودیم و خیلی شب سختی را گذراندیم. فردای آن روز ما را به حیاط بردند و حیدری فر بر روی یک میز یک کاغذی گذاشته بود که پنج اتهام (اقدام علیه ملی، توهین به رهبری و..) در آن نوشته بود و به ما می گفت امضا کنیم و هر کس امضا نمی کرد کتک می خورد. بعد گفت نیمی به اوین منتقل می شویم و نیمی به کهریزک بعد که پرسیدیم کهریزک کجاست، گفت “وقتی رفتید آنجا و اگر زنده بیرون آمدید می فهمید کهریزک کجاست” من جزو کسانی بودم که به کهریزک منتقل شدم.”
این شاهد زنده کهریزک ادامه می دهد: “وقتی وارد کهریزک شدیم وسایلمان را گرفتند و ما را به گوشه حیاط بردند و تمام لباس هایمان را در آوردند و ما را مجبور کردند که از جوان هفده ساله تا پیرمرد هفتاد ساله لخت شویم . این عریان شدن در مقابل همدیگر خیلی برای ما شکنجه آور بود. حتی خاطرم است عینک روح الامینی و جوادی فر را از آنها گرفته بودند و آنها جلوی چشمشان را نمی دیدند. آن شب ما که حدود ۱۳۶ نفر بودیم را به داخل قرنطینه ای که حدود پنجاه متر بود بردند که حتی موکت هم نداشت و بعد از پنج ، شش ساعت یک عده از اراذل و اوباش را به داخل آوردند و شروع کردند به اذیت کردن ما …آن شب و شبهای بعد هم به سختی گذشت!”
او در ادامه می افزاید: “از نوزده تیر تا بیست سوم تیر در کهریزک بودم و تحت بازجویی های سخت و زیر کتک بودم. آقای گنجور و خمس آبادی من را از پا آویزان کردند و با لوله کتک می زدند اما در دادگاه تبرئه شدند…. بعد من را به اوین منتقل کردند. یک مسئله ای که باید اشاره کنم این است که به ما واکسن مننژیت زدند که بعد از آن واکسن که خودشان می گفتند مننژیت است همه مریض شدیم. من سه نفر را شخصا می شناسم که کلیه هایشان را از دست دادند و مادر یکی از آنها پیش استاندار تهران رفت و گریه می کرد که فرزندم کلیه اش را از دست داده است…اما هیچ توجهی به این مسئله نمی شود. جنایاتی که در کهریزک شد فقط سه نفر کشته نداشت بلکه خیلی ها آسیب های زیادی دیدند که هنوز با آن زندگی می کنند، از جمله وهاب غفاری که بر اثر شکنجه های کهریزک الان حافظه اش را از دست داده و خانه نشین شده است.”
او با ابراز تاسف از عدم محاکمه متهامان اصل پرونده کهریزک تصریح می کند: “آقای تمدن استاندار تهران که نقش مهمی در انتقال بازداشت شدگان به کهریزک داشت (و به رجب زاده دستور داده بودند این بازداشتی ها را بپذیرد) هیچوقت به دادگاه نیامد. یکی هم آقای سردار رادان که در دادسرای نظامی محکوم هم شده بود و هیچوقت به دادگاه نیامد. رادان در اصل بنیانگذار شکنجه ای که در کهریزک صورت گرفت بود. او هفته ای یکبار به بازداشتگاه کهریزک می آمد و جزو شکنجه کنندگان بودند. سعید مرتضوی هم که متهم اول است و محکوم هم شد اما الان می بینیم که هنوز از محاکمه او در دادگاه خبری نیست.
ما با چند نفر از دوستان بعد از آزادی رفتیم بیت رهبری که این مسائل را مطرح کنیم و گلایه هایمان را به خود ایشان بگوییم که رحیم صفوی و نماینده رهبری را آنجا دیدیم و گفتند که موسوی و کروبی مقصر هستند! هیچ نتیجه ای نگرفتیم و برگشتیم. بعد یک نامه ای به رهبری نوشتیم و تمام حرفها را زدیم اما هیچوقت جوابی نگرفتیم!
الان سه سال از آن روزهای شکنجه و درد می گذرد هنوزهیچ نتیجه ای نگرفتیم. بعد از آزادی ازسوی مرتضوی تهدید شدم و یک شب توسط افراد ناشناس با چاقو مورد حمله قرار گرفتم و طحال و پرده دیافراگمم پاره شد. این بود نتیجه دادخواهی ما از آنچه در کهریزک بر سرمان آمد….”
پدران امیر جوادی فر و محمد کامرانی از کشته شدگان کهریزک نیز می گویند پس از سه سال هنوز آمرین محاکمه نشده اند و هر بار که مراجعه می کنیم می گویند بزودی دادگاه برگزار می شود اما باز خبری نیست. ما فقط می خواهیم قانون اجرا گردد آیا عمل به قانون و اجرای آن اینقدر زمان می برد؟!
در حالیکه خانواده های قربانیان کهریزک هنوز در انتظار رسیدگی به شکایات خود و محاکمه آمرین این جنایت هستند، از برگزاری دادگاه خبری نیست و سعید مرتضوی متهم اصلی این پرونده به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب شد!
این شاهد زنده کهریزک ادامه می دهد: “وقتی وارد کهریزک شدیم وسایلمان را گرفتند و ما را به گوشه حیاط بردند و تمام لباس هایمان را در آوردند و ما را مجبور کردند که از جوان هفده ساله تا پیرمرد هفتاد ساله لخت شویم . این عریان شدن در مقابل همدیگر خیلی برای ما شکنجه آور بود. حتی خاطرم است عینک روح الامینی و جوادی فر را از آنها گرفته بودند و آنها جلوی چشمشان را نمی دیدند. آن شب ما که حدود ۱۳۶ نفر بودیم را به داخل قرنطینه ای که حدود پنجاه متر بود بردند که حتی موکت هم نداشت و بعد از پنج ، شش ساعت یک عده از اراذل و اوباش را به داخل آوردند و شروع کردند به اذیت کردن ما …آن شب و شبهای بعد هم به سختی گذشت!”
او در ادامه می افزاید: “از نوزده تیر تا بیست سوم تیر در کهریزک بودم و تحت بازجویی های سخت و زیر کتک بودم. آقای گنجور و خمس آبادی من را از پا آویزان کردند و با لوله کتک می زدند اما در دادگاه تبرئه شدند…. بعد من را به اوین منتقل کردند. یک مسئله ای که باید اشاره کنم این است که به ما واکسن مننژیت زدند که بعد از آن واکسن که خودشان می گفتند مننژیت است همه مریض شدیم. من سه نفر را شخصا می شناسم که کلیه هایشان را از دست دادند و مادر یکی از آنها پیش استاندار تهران رفت و گریه می کرد که فرزندم کلیه اش را از دست داده است…اما هیچ توجهی به این مسئله نمی شود. جنایاتی که در کهریزک شد فقط سه نفر کشته نداشت بلکه خیلی ها آسیب های زیادی دیدند که هنوز با آن زندگی می کنند، از جمله وهاب غفاری که بر اثر شکنجه های کهریزک الان حافظه اش را از دست داده و خانه نشین شده است.”
او با ابراز تاسف از عدم محاکمه متهامان اصل پرونده کهریزک تصریح می کند: “آقای تمدن استاندار تهران که نقش مهمی در انتقال بازداشت شدگان به کهریزک داشت (و به رجب زاده دستور داده بودند این بازداشتی ها را بپذیرد) هیچوقت به دادگاه نیامد. یکی هم آقای سردار رادان که در دادسرای نظامی محکوم هم شده بود و هیچوقت به دادگاه نیامد. رادان در اصل بنیانگذار شکنجه ای که در کهریزک صورت گرفت بود. او هفته ای یکبار به بازداشتگاه کهریزک می آمد و جزو شکنجه کنندگان بودند. سعید مرتضوی هم که متهم اول است و محکوم هم شد اما الان می بینیم که هنوز از محاکمه او در دادگاه خبری نیست.
ما با چند نفر از دوستان بعد از آزادی رفتیم بیت رهبری که این مسائل را مطرح کنیم و گلایه هایمان را به خود ایشان بگوییم که رحیم صفوی و نماینده رهبری را آنجا دیدیم و گفتند که موسوی و کروبی مقصر هستند! هیچ نتیجه ای نگرفتیم و برگشتیم. بعد یک نامه ای به رهبری نوشتیم و تمام حرفها را زدیم اما هیچوقت جوابی نگرفتیم!
الان سه سال از آن روزهای شکنجه و درد می گذرد هنوزهیچ نتیجه ای نگرفتیم. بعد از آزادی ازسوی مرتضوی تهدید شدم و یک شب توسط افراد ناشناس با چاقو مورد حمله قرار گرفتم و طحال و پرده دیافراگمم پاره شد. این بود نتیجه دادخواهی ما از آنچه در کهریزک بر سرمان آمد….”
پدران امیر جوادی فر و محمد کامرانی از کشته شدگان کهریزک نیز می گویند پس از سه سال هنوز آمرین محاکمه نشده اند و هر بار که مراجعه می کنیم می گویند بزودی دادگاه برگزار می شود اما باز خبری نیست. ما فقط می خواهیم قانون اجرا گردد آیا عمل به قانون و اجرای آن اینقدر زمان می برد؟!
در حالیکه خانواده های قربانیان کهریزک هنوز در انتظار رسیدگی به شکایات خود و محاکمه آمرین این جنایت هستند، از برگزاری دادگاه خبری نیست و سعید مرتضوی متهم اصلی این پرونده به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب شد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
توجه:فقط اعضای این وبلاگ میتوانند نظر خود را ارسال کنند.